ایثار و تضحیه در فرهنگ قرآنی و اسلامی
ایثار و تضحیه در فرهنگ قرآنی و اسلامی
تدوین: عزیز صادقی
ایثار یعنی چه؟
ايثار: از خودگذشتگى و مقدّم داشتن ديگران بر خود
واژه ايثار بر وزن اِفعال از ريشه «ا ـ ث ـ ر» و به معناى مقدّم داشتن ديگرى بر خود است
اما گاه در معنايى وسيعتر به هرگونه ترجيح بين دو طرف گفته مىشود. (يوسف/91)
قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ
ترجمه : گفتند : به خدا سوگند ! خداوند تو را ( به سبب پرهيزگاري و شكيبائي و نيكوكاري ) بر ما برگزيده و برتري داده است ، و ما بيگمان ( در كاري كه در حق تو و برادرت روا داشتهايم ) خطاكار بودهايم
اين مفهوم در اصطلاح به معناى مقدم شمردن ديگرى بر خود در كسب سود و منفعتى يا پرهيز از ضرر و زيانى است كه نهايت برادرى و دوستى بين دو نفر را نشان مىدهد.
نقطه مقابل اين خصلت انسانى را بخل دانستهاند كه به معناى پرهيز از رساندن هرگونه سودى به ديگران است
گرچه مساوات به معناى قرار دادن خويش در مرتبهاى همسان ديگران نيز مفهومى مقابل بخل به شمار مىرود كه البته در مقايسه با ايثار در رتبهاى پايينتر از آن قرار داشته و در نقطه وسط ميان بخل و ايثار قرار دارد.
منطق تضحیه فنا شدن فرد است در راه بقای آرمان. لذا لزوماً احتیاجی به عوامل مادی ندارد. از اینروست که در تضحیه فرد خود را فدا میکند تا راه و آرامانش باقی بماند.
در تضحیه فرد و گروه از بین میروند اما ممکن است راهشان قرنها بعد نیز ادامه یابد
تضحیه معناي قرباني و فداكاري كردن
ایثار از ویژگیهای انسان با ایمان است
برترین درجة عشق آنست که انسان نسبت به همنوعانش ایثار کند. یعنی چیزی را به او ببخشد و در اختیار او بگذارد که خودش به آن نیازمند است. خود گرسنه بماند تا همنوعش سیر گردد. رنج بکشد تا دیگران راحت باشند، بیخوابی بکشد تا دیگران بخوابند.
ایثار در قرآن:
واژه ايثار در قرآن نيامده؛ اما همخانوادههاى آن از همين باب، 5 بار در قرآن بهكار رفته است. (يوسف/12،91؛ طه/20،72؛ حشر/59،9؛ نازعات/79،38؛ اعلى/87،16) ايثار در آيه نخست در مورد برگزيده شدن يوسف از ميان برادرانش و در آيه دوم درباره بىتوجهى ساحران به فرعون در برابر آيات الهى و در سومين آيه در مورد انصار كه مهاجران را در نيازمنديها بر خود مقدم مىشمرند و در آيات چهارم و پنجم درباره مذمت ترجيح دنيا بر آخرت آمده است. كاربردهاى گوناگون اين واژه نشان مىدهد كه چنين اصطلاحى در عصر نزول شكل نگرفته بود و در قرآن تنها معناى لغوى آن بهكار رفته، گرچه در آيه 9 حشر/59 معناى لغوى مطابق با معناى اصطلاحى در آمده است، برای بررسی مفهوم ایثار در قرآن باید به دنبال واژههایی باشیم که از نظر مفهوم با آن در ارتباط باشند، مانند «برّ»، «احسان»، «انفاق» و… در نمونهای از این آیات از ایثار جانی با وصف تجارت با خداوند که بهای آن کسب رضایت الهی است یاد شده است
*******
مهمترين آيه ايثار كه به صراحت از آن ياد شده، درباه ميزبانى صميمانه انصار از مهاجران پس از مهاجرت مسلمانان مكّه به مدينه است: «والَّذينَ تَبَوَّءُو الدّارَ والايمـنَ مِن قَبلِهِم يُحِبّونَ مَن هاجَرَ اِلَيهِم ولا يَجِدونَ فى صُدورِهِم حاجَةً مِمّا اوتوا و يُؤثِرونَ عَلى اَنفُسِهِم ولَو كانَ بِهِم خَصاصَةٌ» . (حشر/59،9) در اين آيه از خصلت مهمان دوستى و جود و بخشش خالصانه مسلمانان مدينه نسبت به مهاجران مكّه ياد شده و ايثار آنان به رغم نياز شديد خويش ستايش شده است. سپس با گذر از اين ماجراى تاريخى به بيان اين گزاره اخلاقى عام پرداخته شده كه هركس بتواند با پرهيز از بخل، صفت خويشتن دوستى افراطى خود را مهار كند همو رستگار شده است: «و مَن يوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولـئِكَ هُمُ المُفلِحون» [80].
در آيه قبل از اين آيه نيز خداوند از مهاجران ياد مىكند كه براى يارى خداوند و پيامبرش از ثروت و وطن خويش چشم پوشيده، در پى فضل الهى هجرت گزيدند: «لِلفُقَراءِ المُهـجِرينَ الَّذينَ اُخرِجوا مِن ديـرِهِم واَمولِهِم يَبتَغونَ فَضلاً مِنَ اللّهِ و رِضونـًاويَنصُرونَ اللّهَ ورَسولَهُ اُولـئِكَ هُمُ الصّـدِقون» . (حشر/59،8) همنشينى اين دو گروه با تكيه بر وجود خصلت مشتركى ميانشان ما را به عنصر اساسى مفهوم ايثار رهنمون مىسازد. اين دو گروه هر دو با گذر از خويشتن به آرمانى والاتر انديشيده، در مسير آن از هرگونه گذشتى دريغ نكردند. با مبنا قرار دادن اين مؤلفه معنايى به آيات ديگرى دست مىيابيم كه از جانبازى مؤمنان در راه دين جديد ياد مىكند.
انواع ایثار در قرآن
1. ایثار از مال و انفاق آن در راه الله:
قرآن می فرماید:اگر کسی می خواهد به حقیقت نیکویی و به مرتبه عالی آن برسد باید از چیزهایی که مورد علاقه اش است انفاق کند(1) مثلا مال خوب که محبوب اوست را به دیگری ببخشد، این بالاتر از آن است که انسان چیزی که محبوبش نیست را به دیگران بدهد.
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ / توبه 111
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ / العمران 92
الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ / بقره 274
وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ / بقره 265
ترجمه : مثل كساني كه دارائي خود را براي خوشنودي خدا و استوار كردن جانهاي خود ( بر ايمان و احسان ) صرف ميكنند ، همچون مثل باغي است كه روي پشتهاي باشد ( و از هواي آزاد و نور آفتاب به حدّ كافي بهره گيرد ) و باران شديدي بر آن ببارد و در نتيجه چندين برابر ميوه دهد ، و اگر هم باران شديدي بر آن نبارد ، باران خفيفي بر آن ببارد ، ( به سبب خاك خوب و آفتاب مناسب و هواي آزاد ، باز هم ببار نشيند ) ، و آنچه را انجام ميدهيد خدا ميبيند .
2. ایثار از خواب:
گاهی اوقات انسان با اینکه خیلی متمایل به خواب هست از خواب خود می زند و این یعنی ایثار از خواب، قرآن در توصیف برخی اعمال مؤمنان می فرماید:
سوره سجدة آيه 16
متن آيه : تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
ترجمه : پهلوهايش از بسترها به دور ميشود ( و خواب شيرين را ترك گفته و به عبادت پروردگارشان ميپردازند و ) پروردگار خود را با بيم و اميد به فرياد ميخوانند ، و از چيزهائي كه بديشان دادهايم ميبخشند .
3. ایثار از شهوت و هوس های دنیوی:
گاهی اوقات انسان در شرایطی قرار می گیرد که هر چند غریزه شهوانی او را تحریک می کند ولی انسان علیزغم خواسته نفس اماره با آن مخالفت می کند، قرآن در بیان داستان حضرت یوسف می فرماید: وقتی یوسف به سن بلوغ رسید و همسر عزیز مصر از او تقاضای امر غیر مشروع کرد یوسف با رد خواسته او و پناه بردن به خداوند گفت: نمی توان با خدایی که شأن مرا این چنین بالا برده مخالفت کرد و به خود ظلم کرد و به طور حتم ظالمان رستگار نخواهند شد.
وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ / یوسف 23
فَأَمَّا مَن طَغَى
وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا
فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى
وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى / نازعات37-40
4. ایثار از فرزند :
انسانها ذاتا به فرزندان خود علاقه مندند و نمی خواهند به آنان کمترین گزندی برسد اما در قرآن داستان فردی بیان شده که به خاطر خدا از همین فرزند خود علیرغم علاقه شدید به آن نیز می گذرد، قرآن در ضمن بیان خواب حضرت ابراهیم مبنی بر قربانی اسماعیل می فرماید:
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ / صافات 102
وقتی که اسماعیل در خدمت پدر به حد کمال رسید، پدرش به او فرمود: من در خواب مأمور شده ام که تو را ذبح نمایم چه می گویی؟ اسماعیل عرض کرد: پدر به دستور عمل کن، انشاالله تحمل و صبر می کنم.(5) اینجا ایثار پدر از نوع ایثار از فرزند بود و ایثار پسر از نوع ایثار از جان!.
5. ایثار از خانواده:
در کنار علاقه به فرزند علاقه به خانواده نیز امری ضروری و غیر قابل انکار است ،قرآن در ضمن یادآوری داستان امتحان ابراهیم، خطاب به پیامبر اکرم می فرماید: به یاد آور آن زمان که ابراهیم عرض کرد: خدایا من اسماعیل و مادرش را در سرزمین بی آب و علف(مکه) در کنار خانه و حرم تو مسکن دادم تا در آن مکان خلوت اقامه نماز کنند.
رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ /ابراهیم 37
6. ایثار از جان:
این نوع ایثار بالاترین نوع آن به شمار می رود، زیرا جان هر فردی عزیزترین چیز برای اوست اما بودند افرادی که از همین جان عزیز هم گذشتند که نمونه های آن در تاریخ بسیار است.
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ / بقره 207
نکاتی مهم در باب ایثار:
1- نیت و انگیزه عمل، فقط عشق به خداوند باشد؛
« وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ » [انسان22]
«غذای خود را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند به “مسکین” و “یتیم” و “اسیر” میدهند و میگویند ما شما را بخاطر خدا اطعام میکنیم»
2- آنچه ایثار میکند به آن نیاز داشته باشد؛
«وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَة » [11]
«و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند»
3- پرهیز از منتگذاری و ریاکاری:
«اَلَّذينَ يُنفِقونَ اَمولَهُم فى سَبيلِ اللّهِ ثُمَّ لايُتبِعونَ ما اَنفَقوا مَنًّا ولاَ اَذًى لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم و لا خَوفٌ عَلَيهِم و لا هُم يَحزَنون» . (بقره/262)
«يـاَيُّها الَّذينَ ءامَنوا لاتُبطِـلوا صَدَقـتِكُم بِالمَنِّ والاَذى كَالَّذى يُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ ولا يُؤمِنُ بِاللّهِ واليَومِ الأخِرِ…» . (بقره/264)
4- قانون اصی ایثار و تضحیه:
بخشش از دوست داشتنی های فرد است هرچیز که برایت عزیزتر و دوست داشتنی تر است تا از آن نبخشی به بر و ایثار نخواهی رسید.
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ / العمران 92
5- نهادینه ساختن ایثار:
غزالى با اختصاص فصلى به «ايثار» در دائرة المعارف اخلاقى خويش از آن به عنوان برترين مرتبه «جود» در برابر پايينترين مرتبه «بخل» كه بخل بر خويشتن است ياد مىكند. او نمونههاى گوناگونى از ايثار را از زندگى پيامبران و اوليا شاهد آورده و در اين ميان به ماجراى ليلةالمبيت و برخى ماجراهاى قرآنى ديگر نيز مىپردازد.
وى در كتاب ديگرش از كمخورى، كنترل شهوت و رياضتهاى دينى به عنوان راهكار نهادينه ساختن ايثار و تبديل آن به ملكه نفسانى ياد مىكند. در آثار ديگر اخلاقى به روابط معنايى بخل و شحّ و حسد و ايثار در آيات قرآنى توجه شده و با استناد به آيه «اَلنَّبِىُّ اَولى بِالمُؤمِنينَ مِن اَنفُسِهِم» به تعميم مفهوم ايثار در قالب ترجيح هميشگى اراده خداوند بر اراده خويش پرداخته شده و نمونههايى قرآنى مانند ابراهيم در ماجراى ذبح اسماعيل معرفى شده است. بدين سان مفهوم ايثار در اين دستگاه اخلاقى با مفاهيم بنيادى قرآن مانند ايمان، تسليم، انقياد، طاعت و رضا پيوند يافته، شبكه معنايى گستردهاى تشكيل مىدهد.
از مقتضیات و لوازم ایثار و تضحیه
1- تربیت نفس بر تحمل سختی و پرهیز از رفاه:
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ / بقره 249
ترجمه : و هنگامي كه طالوت ( به فرماندهي لشكر بنياسرائيل منصوب شد ) و سپاهيان را با خود بيرون برد ، بديشان گفت : خداوند شما را به وسيله رودخانهاي آزمايش ميكند . آنان كه از آن بنوشند از ( پيروان ) من نيستند ، و آنان كه جز مشتي از آن ننوشند از ( ياران ) من هستند . همگي جز عدّه كمي از آن نوشيدند . پس وقتي كه او و افرادي كه ايمان آورده بودند ( و از بوته آزمايش سالم به در آمده بودند ) از آن رودخانه گذشتند ( از كمي افراد خود ناراحت شدند و عدّهاي ) گفتند : امروز ما توانائي مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم . امّا آنان كه يقين داشتند كه با خداي خويش ملاقات خواهند كرد ( و در روز رستاخيز پاداش خود را دريافت خواهند نمود ) گفتند : چه بسيارند گروههاي اندكي كه به فرمان خدا ( توفيق نصيبشان شده است و ) بر گروههاي فراواني چيره شدهاند . و خداوند با بردباران ( و در صف استقامتكنندگان ) است .
2- تربیت نفس بر شکیبایی در بلا و امتحان:
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
و قطعاً شما را با برخي از ( امور همچون ) ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود ميوهها ، آزمايش ميكنيم ، و مژده بده به بردباران .
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ
أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ / بقره 155-157

