معماری
خانه ---> اندیشه ---> برنامه ریزی برای بنای امت اسلامی چرا و چگونه؟
محمد الغزالي

برنامه ریزی برای بنای امت اسلامی چرا و چگونه؟

برنامه ریزی برای بنای امت اسلامی چرا و چگونه؟

نویسنده: محمد غزالی / مترجم: مولود مصطفایی

خداوند جماعت مسلمانان را به همکاری و تعاون در نیکی و تقوا، سفارش می کند. و این که همدیگر را به حق و به صبر توصیه نمایند! و فرض بر این است که در یک جامعه ی حکیم و متوازن، امکانات گسترده، کار ازدواج را سهل و آسان نموده تا از زنا جلوگیری کند، زکات در آن جمع آوری می شود تا با فقر مبارزه شود، و اوقات سازمان یافته و منظم شده تا نمنازها در وقت خود اقامه گردد و مدارسی برای گسترش علم برپا کرده و چاپخانه هایی برای انتشار کتاب به راه انداخته است و….

اما چنین امکانات گسترده ای، تنها در عصور مختلف و به صورت خود جوش ایجاد شده و یا رسالت خود را به انجام رسانده است و دیگر اسلام تنها در  سفارش خالی مانده است، چرا که حکومت ها در جای دیگری هستند!

پس چگونه در چنین جو پلیدی  و بی ارزشی “حکمت ” استوار می شود و “میزان “به اعتدال در می آید؟ اخلاق همانند زراعتی است که برای رشد و به ثمر نشستن نیاز به پیگیری و محافظت دارد.

وآداب و رسومی که اینک امت اسلامی را در برگرفته، و میزان هایش را با ظلم و جور و غش به خود وانهاده، خود نیازمند عقلی ناقد و ضمیری بیدار است!

و مشاهده می شود که اخلاق و آداب رسوم نزد ما، به تنهایی زیست می کند، یا در آمده و از رفتارهای جاری و سیاست های مرسوم دور گشته است. و نتیجه این که غلاوه بر شکست هایی که اخیرا بر اسلام وارد شده بسیاری از مسلمانان بدون هدف زندگی می کنند، و بدون هیچ ارتباطی و هیچ آگاهی و انتسابی، تجمع می کنند و متفرق می شوند…

و غیر ممکن است که اسلام بعد از این تفرقه و تشتت زشت و ناپسند، و بلکه این شیوه ی نابودی و فنا، بتواند صاحب جامعه ای شود. و برنامه ریزی صحیح برای بازسازی مجدد امت، برپایی “میزان ” است، میزانی که خداوند آن را به همراه کتابش ارسال نموده و حق را تأیید و باطل را رد می کند، و آداب و رسوم شرافتمندانه را محترم می شمارد و پایه های اساسی اخلاق را استوار می سازد….

دوستی می گفت :

 “فلانی با دست خود آینده اش را تباه کرد! گفتم: چگونه؟ گفت: چون خودم را شجاع و صادق می داند اما با این کار شکست خود را رقم زده!!  چون نمی خواهد هرهری و سست عنصر باشد!!

گفتم : مواظب حرف زدنت باش! ایمان وقعی کسی را بدبخت نمی کند! و عرف میان خدا و مردم را نادیده نمی گیرد. و عامل هلاک و نابودی ملت ها، سرپیچی و تمردشان نسبت به وحی الهی و کنار نهادن تعالیم حکمت و به کار نینداختن میزان اوو است.

و به نظر من باید به عامه مردم و نیز به خواص آموخت که اگر این حقایق را نادیده بگیرند و نشناسند، در واقع اسلام را نشناخته اند….!

علوم دین، تنها کلام نظری عقاید، یا خواندن پی در پی و بی خردانه ی انواع مختلف او را دو طاعت و احکام و فروع فقهی نیست! هنگامی که قلب فاسد و تباه شد، همه چیز تباه شده است، و آنگاه که جامعه از عقلانیت و ایمان تهی شد، در واقع به هلاکت رسیده است.

و از علم دین تنها چیزی که مانده و هر مسلمانی باید سهمی در آن داشته باشد، علم دنیا است….! من می دانم اشغالگران سفید هنگامی که وارد سرزمین های ناشناخته ی آفریقا شدند، خود را ابادگر و سازنده معرفی می کردند!

آنان با مردمانی برخورد کردند که چیزی از سخنانش را نمی فهمیدند، لذا زمین و نفت و طلا و سرمایه هایشان را به تاراج بردند و برای خود جمع نمودند! و انان را با مواد بی ارزش و اسباب بازی ها و سرگرمی هایی که تمدن جدید آن ها به بار آورده بود، سرگرم نمودند، تا یاری و سرسپردگی آنان همچنان برای جنس غالب و جنگجو بماند…!

من نمی دانم و هرگز هم ندانستم که این اشغال گران سفید، چرا به عنوان آبادانی وارد سرزمین های اسلامی شدند؟!

چرا و چگونه در سرزمین های قحطی زده ای که فرد مسلمان – یا به تعبیر صحیح تر فرد مدعی اسلام _در آن با شکست و ناکامی روبرو بود آن ها سرسبزی ایجاد کردند؟؟

و چرا تولیدات زمین در دست آنان چندین برابر می شد و در دست های ما می خشکید و به کمترین حد ممکن می رسید؟

چرا آنان از دل زمین گنج ها بیرون می کشیدند و ما شیوه ی درست بهر برداری از ثروت های پیدا و پنهان آن را نمی دانستیم؟

اگر گاه افرادی را به خاطر ارتکاب جرائمی محاکمه و مجازات می نمایند. امت هایی هم هستند که لازم است به خاطر کوتاهی ناپسندی که نسبت به داشته هایشان مرتکب شده اند، به پای میز محاکمه کشیده شوند، مخصوصا” امتی که خداوند در موردش می فرماید:

(هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا)بقره /29

( خداوند آن کسی است که همه ی موجودات و پدیده های روی زمین را برای شما آفرید….)

اسلام از پیروانش می خواهد که علوم دنیا را به خاطر سه امر مهم به نیکویی بیاموزند:

نخست این که آبادانی و عمارت زمین جزیی از رسالات انسان ساکن بر آن است و بخشی از عبادتی است که به خاطر آن افریده شده و نیز بخشی از تلاش و زحمت کسب روزی برای حفظ خود، خانواده و شرافتش می باشد….

و دوم این که : خداوند انسان را نیافریده که شقی و بدبخت شود، گرسنگی بکشد و در کمال فقر و بدبختی زندگی کند، بلکه او را با احترام و اکرام ویژه خلق کرده، و آنچه بر روی زمین است در دریا و خشکی در خدمت او است. طیبات را بر او حلال نموده و زیبایی و زینت را برای او سهل و مهیا ساخته است، با ستارگان بالای سرش و با میوه های رنگارنگ و چارپایانی که رام او شده اند…

و امر سوم، که لازم است پیوسته تکرار شود، این است که جهاد واجب بر مؤمنین به خاطر حمایت از دین، با دوری از پیشرفت های مدنی و تمدن، نه به اتمام می رسد و نه به پیروزی دست می یابد.

امت اسلامی اگر می خواهد در موازات دین و عقیده اش رشد کند، و در محافظت از آن قدمی موفقیت آمیز بردارد، و اگر می خواهد به نیکی آن را به دیگران بیاموزد.

لازم است که در تمامی امور زندگی جدی و ثابت قدم باشد. و فراتر از آن، باید تلاش کند در برخی میادین گوی سبقت از دیگران برباید و در افق های مختلف علم، در خشکی و دریا و هوا، خودی نشان دهد…

و تا زمانی که مسلمین نمونه های زشتی از عقب ماندگی انسانی را ارائه می دهند، دیگر ملت های پیشرفته – که ناتوانی علمی و صنعتی را تحقیر می کنند- حق دارند که با دیدی تمسخر آمیز و پر از اشک به ادعا ها و افکار و ارزش های اسلامی بنگرند…

و به نظر من این عقب ماندگی خود و دلیل می تواند داشته باشد، دلیل نخست غلبه یافتن خوی  وخصلت “بدوی” بر تعالیم اسلامی است. بدویان با شغل و حرفه میانه ی خوبی ندارند، و صنعت را مطرود ساخته اند، و با بی ارزشی و بی توجهی به کشاورزان می نگرند، آنان از حاصل رنج خاطر جمعی و بی خیالی خود می خورند و پیوسته مغلوب دیگرانند!!

آنان در گذشته شمشیر هندی می خریدند تا در جنگ ها و نبردها از آن بهره ببرند، و خود را به ساخت شمشیر مکلف نمی دانستند، و هنوز برخی از اعراب، آهنگری و نجاری را شغل پستی می دانند! و از این که برای تعمیر ماشینی و یا یافتن سبب از کار افتادن تراکتوری، به زیر بروند. ابا دارند و آن را زشت می شمارند!…

هنگامی که بچه بودیم در مدرسه می خواندیم که لفظ ” آل ” تنها به خانواده های اشراف اطلاق می وشد و لذا هرگز شنیده نشده که گفته شود آل حجام یا آل اسکاف[1] !

و بدون شک این اندیشه ی ” بدوی گرایی ” بی خردانه، تأثیرات منفی خود را تا به امروز نیز در دنیای عرب بر جای نهاده است!

اما دلیل مهم تر د راین عقب ماندگی تمدن ما، گسترش نوعی دینداری تقلبی و بدلی و رواج مختصری فرهنگ دینی در میان گروهی از مردم است که نه ویژگی ها و توانایی های بارزی دارند و نه عقل و خرد ناقدی…

و لذا زهد هندی و مسیحی، و دوری از دنیا و مخالفت با ندای درونی و فطری و اشتیاق در کسب بدعت ها  و سرکوبی انگیزه های عقلی در آنان رشد یافته و بر آن ها و حال آن که اعراب در عهد رسالت، خود  را از نظر عقلی و اخلاقی از روم و یهود بالاتر می دانستند، و در غلبه یافتن بر سختی های زندگی و ایجاد نمونه هایی برتر از حیات، از آنان تواناتر و قوی تر عمل می کردند

.

قرآن نظر اعراب را در مورد خودشان این گونه بیان می کند:

(وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ* لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مِّنْ الْأَوَّلِينَ*لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ*فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ)

(و [مشركان] به تاكيد مى‏گفتند*اگر پند [نامه‏ا]ى از پيشينيان نزد ما بود* قطعا از بندگان خالص خدا مى‏شديم* ولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند و زودا كه بدانند)

و با این همه، اعراب ازز دیگران برای نزول چنین رسالتی در میانشان شایسته تر بودند، و از نظر انسانیت هرگز از روم و فارس کمتر نبودند و این عقب ماندگی شدید، تنها خاص آنان نبود.

آنان رسالت اسلام را با اقتدار برداشتند و در دوران خلفای راشدین به نیکویی آن را میان دو دولت بزرگ تبلیغ و ترویج نمودند، و آن گاه کهناگزیر با دشمنان درگیر شدند، با وجود کمی عِدّه و عُدّه، حماسه و برادری شایسته ای آفریدند، و شمشیر و اسبشان در برابر دشمن کم نیاورد!

فارس، سلاحی به میدان آورد که عرب با آن آشنا نبودند، فیل! اما مسلمانان به زودی برای از پای در آوردن آن ها، چاره ای اندیشیدندو پس از آن بود که فیل ها وحشت زده می گریختند و سواران خود را برزمین می کوبیدند…

اما امروزه حتی توان ایجاد تعادل و توازن میان پیشرفت های مدنی و نظامی خود با دیگران را ندارند…

در حقیقت هر علمی که این فاصله ی عقب ماندگی را در نوردد و در کنار نهد، از ارکان دین و از فرائض عبادی عینی و کفایی، محسوب می شود.

این چنین علمی، از عبدات نافله و مسائل اختلافی که افراد بیکار بدان مشغول اند بسی برتر و ارزشمندتر است.

————————————————-

منبع: کتاب: چرا ما عقب مانده ایم / مؤلف: محمد غزالی / مترجم: مولود مصطفایی



[1] حجامتگر و کفاش که از نظر آنان شغل های پستی بوده اند!  م

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس