معماری
خانه ---> زندگی نامه ---> مصاحبه و زندگی نامه عظیم پریمجی

مصاحبه و زندگی نامه عظیم پریمجی

مصاحبه
و زندگی نامه عظیم پریمجی

متفکر
مسلمان هندی ، عظیم پرمجی دومین مسلمان بیلیونر جهان و یکی از نابغه های عصر جدید
است که روش مدیریتی او در دانشگاههای جهان تدریس می شود

 

 « استیو هام » در کتابش به نام « ببر بنگالور» توضیح
می دهد که چگونه هند به عنوان یک کشور بی ثبات (از لحاظ سیاسی و اقتصادی و نیز درگیریهای
قومی) در صنعت خدمات تکنولوژیک 650 میلیارد دلاری جهان سر برآورده است .مطالعات وی
بر شرکت « ویپرو» یکی از موفق ترین شرکت های خدمات کامپیوتری هند و بر رهبری
خردمندانه « عظیم پریمجی» متمرکز می باشد.این شرکت سیر صعودی خود را از بنگالور- قطب
صنایع تکنولوژیک و پیشرفته هند- آغاز کرد.« هام» در کتابش بیان می کند که چگونه « پریمجی»
توانست یک کارخانه کوچک تولید کننده روغن بادام زمینی در یکی از مناطق فقیر نشین
هند را به یک قدرت های برتر در زمینه صنایع تکنولوژی جهان مبدل نماید.

در 11
آگوست سال 1966 « عظیم اچ پریمجی» به عنوان یک دانشجوی ممتاز هندی در دانشگاه
استنفورد در پالوآلتوی کالیفرنیا تحصیل می کرد و خود را برای امتحانات پایان
تابستان آماده می کرد. آن روز تلفن زنگ زد. در آن سوی خط صدای مادرش را شنید که
اخبار ناگواری را برایش بازگو می کرد: پدرش « ام اچ پریمجی» در 51 سالگی به دلیل
ناراحتی قلبی جان سپرده بود. « پریمجی» جوان به سرعت یک بلیت هواپیما تهیه کرد و
جهت شرکت در مراسم عازم کشورش شد.

خوشبختانه
پدر بزرگ« پریمجی» از گذشته های دور یکی از بزرگ ترین شرکت های خرید و فروش برنج
را در هند پایه ریزی کرده بود. سپس در سال 1945 « ام اچ پریمجی» یک شرکت تهیه روغن
خوراکی تاسیس کرد و آن را « تولیدات گیاهی هند غربی » نام نهاد. اما هنگامی که « عظیم
پریمجی » جوان به خانه رسید، دریافت اوضاع شرکت چندان مساعد نیست و پدرش نیز وی را
به عنوان کسی برگزیده است که باید این تشکیلات را رهبری نماید. احساس کرد وظیفه ای
به او سپرده شده که به هیچ وجه نمی تواند از آن شانه خالی کند. او می گوید: این
خبر شبیه آن بود که تو را وسط یک استخر پرتاب کنند. « پریمجی» سرانجام شش سال بعد
مدرک خود را از استنفورد اخذ کرد. او می گوید: برای پرهیز از غرق شدن در آب ، شما
باید بیاموزید که بسیار سریع شنا کنید.

وقتی
که او در تجارت خود تبحر لازم را به دست آورد ، شرکت خود را تاسیس کرد و بعدها آن
را « ویپرو ال تی دی» نام نهاد که یکی از شرکت های فعال در زمینه خدمات الکترونیک
به حساب می آید. اکنون این شرکت در صنعت نرم افزار در زمینه برنامه ریزی ، طراحی
مهندسی و خدمات بک آفیس به بیش از 500 شرکت بزرگ جهان یاری می رساند.

یکی
از رازهای مهم موفقیت اولیه « ویپرو» توانایی این شرکت در نفوذ میان خیل عظیم
جوانانی بود که در رشته های تکنولوژی تحصیل کرده بودند و مایل بودند در قبال دریافت
درآمدی که 80 به طور متوسط درصد کمتر از همتایان غربی شان بود ، کار کنند. « ویپرو»
و سایر شرکت های تکنولوژیک هندی دریافته اند نخست باید کار خود را با کیفیت بالا
عرضه کنند ، از منابع انسانی به نحو مطلوب و کارامدی استفاده کنند و به طور فزاینده
ای در زمینه امور تکنولوژیک نو آور باشند و در دنیای تجارت و شبکه ها بایستی نوآور
بود.

هنگامی
که « پریمجی» تصدی امور بازرگانی پدرش را در دست گرفت ، گر چه یک شرکت فعال در سطح
جهانی به حساب می آمد ولی از وضعیت مناسبی برخوردار نبود. اکنون این شرکت 3500
کارمند دارد که اغلبشان در اطراف بمبئی ساکن اند و سالانه حدود 3 میلیون دلار
درآمد دارد.

« پریمجی»
در مورد سن و سال خود بسیار محتاط است و سبیل های پرپشتش بر جذابیت صورتش می افزاید.
اما سرمایه گذاران بی قرار ، از این مسئله تحت تاثیر قرار نمی گیرند. به دلیل
عملکرد نامناسب شرکت در بورس یکی از آنان لب به شکایت گشود و تقاضا نمود تا هر چه
سریع تر شرکت را بفروشد. او گفت: هیچ راهی وجود ندارد تا آدم نالایقی چون تو بر
مسند مدیریت شرکت قرار داشته باشد. « پریمجی» گفت: چیزی که می خواهم بگویم این است
که من آفریده شده ام تا به شما ثابت کنم عقیده تان اشتباه است.

اکنون
به سرعت زمان برای زایل شدن سرمایه گذاری او فرا رسیده بود. « پریمجی» نیز هرگز یک
کلاس بازرگانی را نگذرانده بود و از پدرش نیز چیز زیادی در خصوص نحوه مدیریت شرکت
فرا نگرفته بود. به ناچار به یکی از اساتید به نام مدیریت دانشگاه بمبئی مراجعه
کرد و ازاو خواست تا برخی از کتب و منابع مدیریت را به وی معرفی نماید. « پریمجی» این
منابع را تهیه کرد و شباهنگام پس از فراغت از اشتغال روزانه این کتاب ها را مطالعه
نمود. از این طریق او اصول تجارت را به صورتی سیتماتیک فرا گرفت و شرکتش را بر پایه
های نوین علمی استوار ساخت. طی سال های اخیر او به طور مداوم شیوه های بهبود کار
را آموخته است. وی می گوید: شما به طور پیوسته باید در جستجوی شیوه هایی برای انجام
هر چه بهتر کارها باشید.

در
آن زمان ، بخش عمده فعالیت شرکت را خرید بادام زمین از کشاورزان و آرد کردن آنها
به منظور تهیه روغن خوراکی تشکیل می داد. به طور سنتی یکی از کارمندان با تجربه
شرکت، وظیفه خرید بادام زمینی از کشاورزان را برعهده داشت.او از محصول برداشت شده
کشاورزان نمونه هایی را می چشید و بر اساس آن تخمین می زد از محصول مورد نظر چقدر
روغن می توان به دست آورد و بر آن مبنا نیز قیمت محصول را تعیین می کرد. « پریمجی»
این شیوه ر ا بهبود بخشید و از کشاورزان خواست تا نمونه ای از محصولشان را به شرکت
ارسال کنند تا آن را پس از خشک کردن از حیث میزان استحصال روغن ارزیابی کنند و
آنان نیز به این روش رضایت دادند. او مدیریت سنتی شرکتش را به یک فرایند بازرگانی
دقیق و سنجیده تغییر داد و شرکت ویپرو را به یکی از شرکت های معتبر و پیشگام هندی
مبدل نمود.

« پریمجی»
به صورتی کاملا” قاطعانه بر اصول و ارزش هایش پافشاری می کند. در اواخر دهه 1960
و اوایل دهه 1970 فساد مالی در سرتاسر شبه جزیره هند سایه افکنده بود و مقامات
دولتی برای این امر مجازات هایی تعیین کردند . مشتریان به دنبال پورسانت بودند و
کشاورزان به تجار رشوه می دادند تا دستگاه های توزین را دستکاری کنند.« پریمجی» تصمیم
گرفت تا شرکتش را به استاندارد بالایی تجهیز نماید چون عقیده داشت سرانجام آوازه
رفتار او با مشتریان و کارکنانش در سرتاسر کشور هند خواهد پیچید.

به
تدریج تجارت روغن خوراکی جایگاه خود را بازیافت و « پریمجی» با افق تازه ای روبرو
گشت. او چشم انداز وسیعی را برای « ویپرو» ترسیم نمی کرد ولی به فرصت ها توجه کافی
داشت و سعی می کرد آنها را به آسانی از کف ندهد.

او
به تدریج دامنه فعالیت های بازرگانیش را توسعه بخشید. اول به سمت تولید صابون و
محصولات آرایشی و زیبایی متمایل شد . سپس به سرمایه گذاری در حوزه ساخت و تولید
لوازم هیدرولیک و برقی راغب گشت. گام بلندپروازانه بعدی او ورود به دنیای کامپیوتر
بود.

دولت
هند در اواخر دهه 1970 قانون جدیدی را تصویب کرد که بر اساس آن شرکت های خارجی می
توانستند در این کشور به فعالیت بپردازند.این امر سبب شد پای شرکت های بزرگی همچون
آی بی ام به شبه جزیره هند باز شود. « پریمجی» می گوید: زمانی که آی بی ام تصمیم
گرفت هند را ترک کند ، خلایی در کشور احساس شد. وی می افزاید: در آن دوره ما در زمینه
تکنولوژی اطلاعات در حد صفر بودیم.

« پریمجی»
و قائم مقامش هیچ اطلاعی از کامپیوتر نداشتند ولی این مسئله آنها را از تلاش و باز
نداشت. آنها به همین منظور زمینی به مساحت 4 هزار متر مربع را در بنگالور اجاره
کردند . یعنی جایی که چندین کالج مدیریت و فنی معتبر هندی در آنجا قرار دارد.او
تصمیم گرفت تا یک مینی کامپیوتر بسازد که بتواند آن را بسیار ارزانتر از یک کامپیوتر
بزرگ شرکت آی بی ام به فروش برساند. در طول یک سال « ویپرو» نخستین کامپیوتر خود
را روانه بازار کرد. سپس این شرکت به سمت تجارت در زمینه کامپیوتر شخصی متمرکز شد
و به سرعت به یکی از شرکت های پیشرو در صنعت کامپیوتر هند تبدیل شد.

ولی
هنوز زمان مناسب برای « ویپرو» به پایان نرسیده بود. در سال های آغازین دهه 1990
هندوستان اقتصاد خود را آزاد اعلام کرد. قوانین آسان تر شد و شرکت های بزرگ کامپیوتری
از سراسر جهان سیل آسا روانه هند شدند. « ویپرو» با یک بحران بزرگ مواجه گشت. « پریمجی»
به این نتیجه رسید که ابزار آلات تولیدی شرکتش امکان پیروز شدن در زمینه کامپیوتر
شخصی و بر رقبایی چون کامپک ، هیولت- پاکارد و آی بی ام را ندارد. این شرکت ها از
فروش فوق العاده ای برخوردار بودند و بودجه فراوانی را صرف تحقیق و توسعه می کردند.
این امر این امکان را به آنان می داد تا محصولات تولیدی خود را به قیمتی بسیار
ارزان در اختیار مشتریان قرار دهند.

در
مرحله بعد « ویپرو» برای این که خود را به عنوان یک تیم پرقدرت در زمینه خدمات
تکنولوژیک معرفی نماید ، دست به چه اقداماتی زد؟ برنامه نجات شرکت « ویپرو» بر این
پایه استوار بود که کارشناسان خبره مهندسی خود را به شرکت های برتر تکنولوژی جهان یفروشد.
«سردار میتا » مدیر ارشد تکنولوژی « ویپرو» که بعدها شرکت
e4e
را تاسیس کرد، می گوید: ما مشاهده کردیم درهای کشورمان به روی سایرین باز است . بنابر
این در سایر کشورها نیز به روی ما باز است .بنابراین ما تصمیم گرفتیم تا به یک
شرکت بین المللی مبدل شویم.

نخستین
هدف این بود که نرم افزار لازم برای به تحرک واداشتن ارتباطات راه دور را طراحی کنیم.
اما « ویپرو» به سرعت به سمت طراحی سخت افزار و تراشه های کامپیوتری متمایل گشت.چون
رهبران این شرکت صلاح دیدند تا به سمت چنین عملیاتی پیش روند تا خدمات خود را به طیف
وسیعی از شرکت های غربی، بانک ها ،کارخانجات و خرده فروشان عرضه کنند.

چگونه
غول های سرمایه گذاری غربی آمادگی لازم را یافتند تا به یک شرکت کوچک هندی کمک
کنند تا در زمینه صدور کار فکری عملیات خود را سامان دهی کند؟ حقیقت این است که
آنها به سهولت به چنین راهبردی نرسیدند. «پریمجی» بعد از مدتی دریافت « ویپرو» نیاز
دارد تا اعتماد و اعتبارش را ارتقاء بخشد. راه حل این بود: تمرکز بر کیفیت.

در
سال 1975 « ویپرو» گواهینامه سازمان بین المللی استاندارد سازی جهت کیفیت تولیدات
کارخانه ای را دریافت نمود. سپس برنامه استاندارد شده موسسه مهندسی نرم افزار
دانشگاه کارنگی ملون را اتخاذ کرد. در سال های هم به سرعت استانداردهای شرکت
موتورولا تحت عنوان برنامه کیفیت
Six
Sigma
را به کار
گرفت و اکنون نیز در حال استفاده از برنامه گروه تویوتا موتور می باشد.

به
طور مشخص هر حرکت شرکت « ویپرو» با مشکلات و دشواری های فراوانی مواجه گشت. «سابروتو
باگچی» که طی یک دوره طولانی مدت یکی از مدیران ارشد اجرایی این شرکت محسوب می شد
و اکنون کارمند ارشد شرکت مشاوره ای
Mind Tree می
باشد، به یاد می آورد که این کار به دشواری یافتن جای پای مطمئن در دره سیلیکون
بود. او همسر و دو دخترش را به یک آپارتمان دوخوابه در کاپرتینو آورد و دفتر کارش
را در اتاق نهارخوریشان مستقر ساخت.او یک دستگاه کامپیوتر شخصی خریداری کرد و حتی
از کارت اعتباری یکی از دوستانش بهره می گرفت .او پشت سر هم و تا جایی که انگشتانش
رمق تایپ داشتند شروع به دادن ایده و پیشنهاد نمود. فرزندانش در اتاق دیگر مشغول
تماشای کارتون بودند .آنها می دانستند هنگامی که زنگ تلفن به صدا در می آید ، بایستی
به سرعت صدای تلویزیون را کم کنند . پدرش گوشی را بر می داشت و می گفت: « شرکت
تکنولوژی ویپرو»

زمانی
که شرکت برای نخستین بار در ایالات متحده در جستجوی مشتری بر آمد، به سان کولی های
خانه به دوش بود. آنها افرادی را که در زمینه تکنولوژی، اطلاعات داشتند پیدا کردند-
اغلب از هموطنانشان – که شرکت هایی همچون اینتل‌، سی گیت و سان مایکروسیستم را می
شناختند.آنها در شهر جدید و در یک متل ارزان قیمت مستقر شدند و از طریق دفترچه های
تلفن در جستجوی مشتریان بالقوه برآمدند. « سودیپ بانرجی» رئیس واحد بازرگانی « ویپرو»
می گوید: هیچکس ، هیچ چیزی راجع به ما نشنیده بود ما باید یک دوجین زنگ می زدیم.

بزرگترین
موفقیت « ویپرو» از طریق همکاری با شرکت جنرال الکتریک حاصل شد.در سال 1990 این دو
شرکت با همکاری هم یک سرمایه گذاری مشترک راه انداختند. « ویپرو» و بخش پزشکی شرکت
جنرال الکتریک شروع به ساختن و فروش لوازم پزشکی و فروش آنها در هند نمودند. همچنین
جنرال الکتریک نیز با این تصمیم « ویپرو» موافق بود که بخشی از تولیدات نرم افزاری
در کشور هند عرضه شود.کل تیم مدیریت « ویپرو» از جمله« پریمجی» از این تصمیم حمایت
کردند.« بانرجی» می گوید: این بخش بزرگی از تجارت ما است و به ما مسئولیت پذیری می
آموزد.

در
اندک زمانی بیش از یک دهه، « ویپرو» برای انتقال اساسی در زمینه امور بازرگانی و
خلق یک موقعیت جدید ، خود را آماده ساخت. اکنون شرکت یادشده موفق شده است در زمینه
مهندسی خدمات به موفقیت چشمگیری دست یابد و قبل از آن نیز توانسته بود 35 درصد از
درآمد 4/2 میلیارد دلاریش را از این طریق کسب کند.در خلال 12 ماه گذشته « ویپرو» مبلغ
100میلیون دلار را برای خرید سه شرکت طراحی مهندسی در آمریکا و اروپا پرداخت نمود.
« پریمجی» می گوید: ما قادریم تا فرصت ها را در بهترین زمان مناسب ارزبابی و بررسی
کنیم و بعد از آن می توانیم از آن موفقیت بازرگانی به دست آوریم.یکی از مهمترین
دستاوردهای« پریمجی، ایجاد یک فرهنگ مدیریت بسیار قوی می باشد که در یک شرایط
رقابتی بسیار سخت و دشوار آبدیده و شکوفا شده است.

منبع
: قبا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس