توله فرنگی

  • توله فرنگی ؟؟؟ !!!

    نویسنده: عبدالعزیز کرمی دستهایمان داشت از شانه هایمان جدا می شد و خیابان را قیچی می کرد . تاکسی، راه راه زرد، افق دیدش کمی پایینتر از ما بود و  از بغلمان گذشت ، چشمانمان لاستیکهای صاف وپوسیده ی سواری را بدرقه می کرد ،ناگاه صدای ترمزش بیخ دندانمان را خراشید. خانم،مانتوی نداشته اش را تا کمرش جمع کرد و…

    ادامه »»»
دکمه بازگشت به بالا