معماری
خانه ---> زن خانواده ---> مشارکت زنان در جامعه اسلامی در زمان پیامبر(ص
خانواده

مشارکت زنان در جامعه اسلامی در زمان پیامبر(ص

مشارکت زنان در جامعه اسلامی در زمان
پیامبر(ص) وخلفای راشدین

شهـلا مهـرابـی

زنان همچون مردان جزء انفکاک ناپذیر
از رویدادهای تاریخ اسلام هستند.آنها با تربیت یک نسل الگوی مسلمانان ،رعایت حال
وتشویق همسران به پیکار وجان شادی وصبر و بردباری در مقابل بلا وبحران ها حضور در
جنگ به عنوان آبرسان وپرستار وامدادگر وبا لاخره حمل سلاح به وقت ضرورت در این
رویدادها همدوش مردان مشارکت می نمودند.در عصر نبوت زنان نقش خود را به خوبی
ادانمودند ،اولین صدایی که در تصدیق وتایید رسالت پیامبر(ص)بلند گردید صدای
خدیجه(رض) واولین کسی که در راه اسلام جانش را فدا نمودسمیه (مادر عمار) وهمسرش
یاسر بود.کسی که قران وسنت رسول الله را نگاه می کندمی بیند که زنان در جامعه
نوپای اسلامی چقدر مشارکت داشته اند.ما باید بدانیم زن نیز همانند مرد مسئول ودر
مورد بندگی خداوند وتلاش برای به واقعیت در آوردن دین وادای واجبات ودوری از
محرمات وپایبندی به حدود ومرزهای شریعت وفراخوانی دیگران به دینداری وامر به معروف
ونهی از منکر وادای تکلیف ومسئولیت است. ما به عنوان زن مسلمان باید مشارکت زنان
مسلمان زمان پیامبر را سرلوحه ی کار خود قرار دهیم وآن شخصیتها را الگوی خود
گردانیم وباید بدانیم وقتی که زنان منافق برای ایجاد فساد وتباهی در میان جامعه دوش به دوش مردان منافق
تلاش می کنند،آیا بر ما واجب نیست که دوش به دوش مردان مومن درراستای اصلاح جامعه
ازهیچ تلاشی کوتاهی ننماییم تا اینکه مورد رحمت خداوند قرار گیریم.

مشارکت زنان در مسایل فقهی(اجتهاد):باب اجتهاد در شریعت اسلامی بابی است
که هم برروی مردان گشوده است وهم بر روی زنان ،وهنگام بیان شرایط اجتهاد هیچ یک از
اصولیون نگفته اند که یکی از شرایط آن مرد بودن است وزنان حق اجتهاد ندارند.در این
میان می توان به شخصیت حضرت عایشه(رضی الله عنهما) اشاره نمودکه یکی از مجتهدین
وصاحبنظران اصحاب بود،و بابسیاری از علمای صحابه به مباحثه وگفتکو پرداخته که در
کتابهایی مانند(الاجا جة لا ستدراکات عایشه علی صحابه)تالیف امام زرکشی جمع آوری
گردید.وسیوطی آن را در کتابی به نام(عین الاصابة)خلاصه نموده است.گستردگی وفراوانی دانش وآگاهی حضرت
عایشه(رض) زبانزد خاص وعام بود.از ابوموسی اشعری نقل شده است که می گفت:هر گز نمی
شدحدیثی برای ما اصحاب رسول خدا مشکل بشود ودشوار بیایید،وآن را از عایشه سوال
کنیم،مگر آنکه پاسخ آن را نزد وی می یافتیم.از مسروق روایت شده است که گفت:به خدا
سوگند یاد می کنم، بزر گان صحابه ی رسول خدا(ص) را دیدیم که از عایشه (رض) در باره
فرائض سوال می کردند.همانگونه که می دانیم انسان از آغاز کودکی تا سن بیست سالگی
هوش وحافظه اش در نهایت آمادگی و دقت برای یادگیری است،فلسفه ازدواج حضرت عایشه
(رض)آن بود که عایشه همه آداب ودانش خانه پیامبر (ص) را یاد بگیرد.به این ترتیب
بود که عایشه تبدیل به معلمی دانا برای همه ی زنان وحتی مردان شد تا شیوه وروش
اسلام را برایشان بیان کند وبراستی حضرت عایشه (رض) علاوه بر زنان مردان نیز از دانشش بهره ها می بردندند وبه خاطر این موضوع بود که
پیامبر(ص) عایشه را در همان سنین خرد سالی به زوجیت انتخاب کردند.عایشه نماینده ای لایق وراستگو در
خانه پیامبر(ص) ودر میان زنان ایشان آنان بود و اگر عایشه نبود کسی از اخلاق
ورفتار پیامبر(ص) در خانه آگاهی حاصل نمی کرد واطلاعات کمی به ما می رسید.بعد از
حضرت خدیجه و فاطمه،حضرت عایشه(رض) بزرگترین زن در اسلام است تا زمانی که زنده بود
در مسایل دینی وفقهی دانا ترین وآگاه ترین زنان به حساب می آمده و در شریعت وتاریخ
وادب اطلاعات بسیار وسیعی داشته است ودر مداوا وطبابت دارای زبانی فصیح بوده واگر شعر می گفت هیچ
شاعری به پایه اش نمی رسید .دانشمندان عصر پیامبر(ص)برای دریافت پاسخ سئوالاتشان
نزد عایشه می رفتند وعایشه برای خویشاوندانش به منزله سیاستمداری دانا بود وازآداب
زندگی وسیاست وجنگ آگاهی کافی داشت .

مشارکت زنان درفعالیت های اقتصادی:در زمان پیامبر(ص) زنان در
فعالیت های اقتصادی مشارکت داشتند واز حاصل دسترنج خود به خانواده های مستمند کمک
می کردند از آن میان می توان به نمونه های ذیل اشاره کرد:ریطه دختر عبد الله ابن
معاویه ثقفی همسر وکنیز (ام ولد) عبد الله بن مسعود بود.این زن صاحب حرفه بود
وهمسرش عبد الله بن مسعود تنگدست ومستمند بود.منبع در آمدی نداشت.ریطه از محل در
آمد کار کرد خود زندگی همسر وفرزندانش را تامین می کرد.زینب بن جحش اسدی ،ام
المومنین همسر پیامبر(ص) بود ودر راه خدای سبحان بسیار صدقه می داد.حضرت
عایشه(رض)می گویدرسول خدافرمود آن یک ازشما که دستش ازهمه بلند تر است،سریعتر از
همه به من خواهد پیوست.به همبن جهت همسران پیامبر (ص) دست های خود را هر چه بیشتر
دراز می کردند تا ببینند دست کدامیک بلند
تر است حضرت عایشه می گوید:دست زینب از همه بلند تر بود زیرا او با دستهایش کار می
کرد واز دسترنج خود صدقه می داد.

زینب زنی بود با دستانی هنرمند،دباغی
ومروارید بافی می کرد وآنها را می فروخت واز درآمد خوددر راه خدا صدقه می داد.
باری زینب المومنین است وهمسر رسول
الله(ص) وموظف به تامین مخارج زندگی نیست اما دوست دارد که از دسترنج خویش صدقه
بدهد .همچنین زنی عابد وپاکدامن بود که هیچ گاه عباد ت هایش مانع کار کردن وصدقه دادن او نمی شد.به هیچ چیز
دلبستگی نداشت فقط می خواست به واسطه ی عمل صالح به خدا روی آورد وبه اونزدیک شود وکار خیر انجام دهد
ومعتقد بودبه اینکه دست بالا بهتر از دست پایین است.

حال در باره ی زنان تبهکار وبی شرم
امروزی که سر بار خانواده ها واجتماع می
باشند چه می توان گفت.

زینب ام المومنین به خاطرفقرودرماندگی
کارنمی کرد بلکه تنها به خاطرعقیده وتوجهی که به بازتاب اعمال داشت ونیزبه خاطر
تقوی الهی و به عشق پاداش وثواب آخرت کار می کرد .مستمری ایشان از بیت المال بعداز وفات پیامبر(ص)12000در هم بود اما بیش از
یکسال آن را نگرفت و همان را نیز به مستمندان ودر ماندگان انفاق کرد.ومی گفت
:خداوند از این پس این دارایی را به من نده زیرا که سر گرم کننده وبازدارنده است! آنگاه در میان فقرا ونیازمندان تقسیم نمود.خبر آن به حضرت عمر(رض)
رسید نزد وی آمد وسلام کرد وگفت به من خبر رسیده که مستمری خود رابه این وآن تقسیم
کرده ای دوبار ه 1000درهم خواهم فرستادآن
را برای خود نگه دار .اما وی به همان شیوه رفتار کرد وآن 1000درهم را نیز در میان
بی نوایان ومستمندان تقسیم کرد.عایشه پس از وفات زینب می گوید:زنی ستوده خصال و
زاهدو عابد از میان رفت و یتیمان وزنان بیوه وشوهر مرده ودر ماندگان درمرگ اوشیون
وبی تابی کردند.

مشارکت زنان در اجرای عملی اسلام:الف:حضورزنان در مسجد:مسجد در زمان پیامبر(ص) از آن مرد وزن
بود برای حفظ حجاب مردان در صف های اول و زنان در صف های آخر با کمی فاصله می
ایستادند وحتی زن ومرد از یک در وارد وخارج می شدند تا اینکه پیامبر(ص) به علت
ازدحام زن ومرد به قسمتی از مسجد اشاره می نمود وفرمود:کاش در این جادری برای ورود
وخروج زنان ایجاد می کردیم وبعد هاایجاد
شد واکنون به( باب النساء)مشهور است چنانکه ام عطیه روایت می کند:پیامبر جهت ایراد
خطبه عید زن ومرد را به صحرا دعوت می کردوتاکید می نمودحتی زنانی که در ایام قاعد
گی هستند در این جلسه حضور داشته باشند وتوضیح می فرمود:زنان قاعده هر چند نمی
توانند نماز بخواننداما برای گوش فرا دادن به خطبه شرکت کنند.مسجد تنها منزل عبادت
نبود،بلکه یک دانشگاه عالی محسوب می شد که پیامبر(ص) به عنوان مدیر در راس آن قرار
داشت ومسلمانان علوم خود رادر آنجا از منبع وحی در یافت می کردند،به همین
خاطر زنان نیز اصرار می ورزیدند که از
حضور در مجالس خیر و از حرکت با جماعت مسلمانان عقب نیفتندوپیامبر(ص)اوقات خاصی
رابرای پرورش وآموزش آنان اختصاص می داد.اگر مسجد تنها منزل عبادت می بودبسیاری از
زنان از حضور در آن بی نیاز بودند زیرا با توجه به سرشت ووظایف مادری و مشغولیت
های دیگر ،نماز زن در خانه خود بهتر از نماز اودر مسجدنبوی است اما فراگیری علم از
منبع سر شار وحی ونبوت آنان را به آنجا می کشاند ومسجد بهترین مکان وبهترین فرصت
برای استفاده از این منبع بود. مسجد علاوه بر اینکه دانشگاه علم ومنزل عبادت بود
مر کز تصمیم گیری و اجرای امور و مواجهه با مشکلات وبحرانها بود بنابر این زنان
مسلمان روز به روز ولحظه به لحظه با رویداد ها می زیستند وهر گز نسبت به وقایع
ومسایل روز در انزوا قرار نمی گرفتند وبا احساسات وعواطف واندیشه های خود با مشکلات می زیستند وکنار می
آمدند،از سر باور واز روی قناعت مشکلات همسران خود را از راه آنان می زدودند وبه
گام های آنان به سوی آینده ای در خشان سر عت می بخشیدند.

ب:لبیک زنان به ندای اسلام:یکی دیگر
از نمونه های عملی ،لبیک زنان به ندای اسلام وتسریع بخشیدن هر چه بیشتر به اجرای
احکام اسلامی بوده است وبه عنوان شاهد چند روایت از ام المومنین عایشه (رض) در این
مورد اشاره می کنیم:1-خداوند زنان پیشگام مهاجر را ببخشاید که به هنگام نزول آیه ی«ولیضربن
بخمرهن علی جیوبهن» پارچه های آستین خود
را بریدندوه به عنوان روسری بر گردن خویش فرو انداختند.2-صفیه دختر شیبه از ام
المومنین عایشه روایت می کند زمانی که این آیه نازل شدحاشیه ی جامه های خود
رابریده وسینه وگردن خود را با آن پوشاندند. 3- باز صفیه روایت می کند ما در مجلسی
در خدمت ام المومنین عایشه بودیم که پیرامون فضل وامتیازات زنان قریش بحث شد،ام
المومنین عایشه فرمود:راست است که زنان قریش صاحب فضل وامتیازنداما به خدا سوگند
فضل وامتیازی که در تصدیق کتاب خدا وایمان به وحی از زنان انصار دیده ام در هیچ گروهی از زنان ندیده ام وقتی که این آیه
«ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن»از سوره نور نازل شدمردانی که درحضور پیامبر بودنداین
فرمان الهی را به اطلاع زنان ودختران،خواهران و خویشاوندان خود رساندندبه عنوان
تصدیق و ایمان به کلام خدا سر وگردن خود را با جامه هایشان پوشاندند وبا پوشش
اسلامی وحساسیت ایمانی دنبال دستورات پیامبر(ص) افتادند.آری زنان این گونه با کتاب
وسنت بر خوردمی کردند واین چنین برای
نماز وکسب علم در مسجد حضور می یافتندوبه
ندای خدا لبیک می گفتند.

مشارکت سیاسی،اجتماعی زنان در جامعه
اسلامی:
صلاحیت
سیاسی زن:اینکه پیامبر(ص) امان زن را
پذیرفته است،خود دلیلی بر صلاحیت سیاسی زن است زیرا در زمان پیامبر(ص) زن در
دارالاسلام کافر را امان می داد.اگر زن صلاحیت نداشته باشد رسول خدا (ص) به تدبیر
او در این زمینه اعتماد نمی کرد وبه او اجازه داده نمی شد تا در اموری که که به
مصلحت امت مربوط نمی شود تصرف کند.جمهور عالمان امان زن را جایز شمرده اند در حالی
که برخی آن را به اجازه امام موقوف کرده گفته اند:امان زن در زمان رسول خدا نه به
این دلیل بود که امان زن ذاتاً صحیح است، بلکه به این علت بود که حضرت بدان اجازه
داد.اما باید توجه داشت علی رغم اینکه امانی را که رسول خدا مجاز شمرد،بارها اتفاق
افتاد آن حضرت حتی یک بار امان زن را رد نکرد.بنابراین اگر گفته شود در امان زن
اجازه امام لازم است،این اجازه در مورد امان مرد نیز لازم خواهد بود تا با مصلحت
تعارض پیدانکند.فهم رفتار سیاسی زن بدون توجه به تنظیم اجتماعی یک جامعه ممکن نیست
وحرکت سیاسی زن در دیدگاه جامعه اسلامی از
حرکت اجتماعی تفکیک پذیر نیست.درک نکته اخیر از مهمترین رهیافتهای فهم فعالیت سیاسی
زن در جامعه اسلامی به شمار می آید. خداوند برای زن تخفیف قایل شده واورا به حضور
در نماز جماعت وجمعه مکلف نکرده است .در این زمینه مخاطب حکم ، همه زنان هستند.در
عین حال همین زنان به حضور در نماز عیدین
حتی در حال حیض مکلف شده اند.این بدان معناست که تخفیف در عبادت به دلیل شرایط
ویژه مر بوط به زن با مشارکت وی در گردهماییهای موسمی مقرون به صرفه نیست.بخاری از
ام عطیه نقل می کند که گفت”ان رسول الله امر یوم العیدین ان تخرج الکبر من
خدرها حتی تخرج الحیض فیکن خلف الناس یکبرن بتکبیرهم وید عون بدعائهم یرجون برکة
هذا الیوم وطهره”(رسول الله در روز عید فرمان داد که دختران باکره در نماز
شرکت کنندحتی زنان حیض خارج شوندوپشت مردان به نماز بایستند وبا تکبیر ایشان تکبیر
بگویند وبا دعای خود نعمت وپاکی این روز را از خدا وند بخواهند)همچنین بخاری روایت
کرده است که(حضرت عمر(رض) در آن ایام روز عید بر فراز گنبد ساختمانی می ایستاد
وتکبیر می گفت. آنان که در مسجد وبازار بودند،نیز تکبیر می گفتند به طوری که صدای
تکبیر همه جا را فرا می گرفت.ابن عمر نیز در آن ایام روز عید در منی ودر صف نماز وبر
بستر ودر چادر ومحل جلوس به هنگام رفتن به سوی مصلی تکبیر می گفت.میمونه در روز
قربانی تکبیر می گفت و زنان پشت سر ابان بن عثمان
وعمر ابن عبد العزیزدر لیالی تشریق با مردان در مسجد تکبیر می گفتند)اگر چه
بعضی معتقدند این عمل از باب استحباب واباحه بوده است.اما حدیثی که بانو حفصه روایت
کرده ،این تصور را رد می کند .او نقل می کندکه:خواهر من از رسول الله( ص) پرسید:
اگر زنی روسری وحجابی برای پوشاندن خود نداشته باشد،می تواند برای نماز عیدین خارج
شود ؟پیامبر(ص) فرمود :حجاب دوستش را بگیرد
وبپوشد وبرای امر خیر ودعای مومنان حضور یابد .هن ذگامی که ام عطیه آمد از
او پرسید (ام عطیه هیچگاه از رسول خدا(ص) سخنی نمی گفت ،مگر آنکه بگوید به جان
پدرم سوگند).به او گفتیم آیا شنیده ای که رسول خدا چنین وچنان بفرماید؟گفت آری به
جان پدرم سوگندکه فرمود:دختران نوجوان ودوشیزگان پرده نشین بالغ باید از منزل خارج
شوند ودر امر خیر و دعای مسلمانان حاضر گردند وشخص حیض بیرون از مصلی حاضر
شود.گفتم حائض؟گفت:آیا حائض در در عرفه وفلان جا وفلان جا حضور نمی یابد؟!عموم
زنان شرعاَ ملزم هستند تادر نماز های عید فطر وقربان حضور یابند.این دو نماز
اجتماع سیاسی عامی است که بدون استثناء در
هر سال ودر زمانی معین تشکیل می شود ودر آنها مسایل امت مورد برسی قرار می گیرد
.این امر تضمین کننده حداقل شعور سیاسی برای زنانی است که مسئولیت خانواده به آنها
اجازه نمی دهدتادر اجتماعات دیگر نظیر نمازهای جمعه وجماعت حضور یابند.از این روپیامبر(ص)
هنگامی که گمان می کرد که زنان در نماز یکی از اعیاد حضور نداشته اند،می کوشید تا
ایشان با آن تعداد کثیربیشترین بهره را ببرند،لذا بر تکرارموعظه برای آنها پا فشار
ی کرد.همچنین زن در نماز جامع حضور می یابد.نماز جامع نمازی است که امام مردم را
به اقامه آن در مسجد جامع فرامی خواند تادر آن مسایل مهم پدید آمده وحوادث واخبار
جدیدرا برای ایشان بررسی وباز گو کند.اما زنانی که ازصلاحیت خاص ورشد وآگاهی
مطلوبی بر خوردارندو شرایط به ایشان امکان می دهد در نمازهای جمعه وجماعت شر کت
کنند ،ارشاد پیامبر(ص) زمینه لازم را برای ایشان فراهم کرده است،زیرا به مردان امر
فرموده است که حتی آنها رااز خضوردر نمازهای جماعت عشاء وصبح منع نکننددر این وقت
در مساجد قرآن تلاوت می شود،در نتیجه مسجد در آن واحد مصدر تربیت ورشدآگاهی
اجتماعی وسیاسی است.البته شرکت در نمازهای صبح و عشاء به عنوان وجوب کفایی عرصه
های غیر سازمان یافته ای برای آگاهییهای
عام به ویژه آگاهیهای سیاسی به شمار می آید.علاوه بر این ،عرصه ی سازمان یافته ای
نیز برای ارتقاء این گروه از زنان وجود دارد و آن آموزش علم است .پیامبر(ص) همواره
روزی معین را به زنان اختصاص می داد تا ایشان امور دین وعقاید وشریعت را بیاموزد.پیوند
میان عرصه های کسب آگاهیهای اعتقادی ،اجتماعی
وسیاسی با مسجد موجب می شود تا سطح اندیشه
ی زن مسلمان ارتقاء یافته وامور دین وجامعه خویش وتحولات آن را دنبال کند.زیرا این
آگاهیها همزمان با خود آگاهی وایجاد حس مسئولیت در اوپدید می آید.با نو ام سلمه در
گفت وگو با کنیز خود این حقیقت را چنین بیان می کند((روزی رسول الله (ص) مردم را
به نماز جمعه ندا داد،کنیز به شانه کردن سر بانو ام سلمه مشغول بود،که ام سلمه
شنید رسول خدا (ص) می فرماید:”ای مردم” پس به کنیز گفت این کار را به
بعد واگذار(وبرخاست)کنیز گفت پیامبر(ص) مردان را می خواند ،نه زنان را.ام سلمه
پاسخ گفت من جزو مردم هستم))شعور وآگاهی بارز ترین شروط مشارکت سیاسی است چون موجب
افزایش فعالیت زن می شود وحتی با کوشش وتداوم صلاحیت زن را از صلاحیت عام به
صلاحیت خاص ارتقاء می بخشد.پیوند زنان به مسجدبه عنوان محور جامعه اسلامی موجب
افزایش آگاهیها ومیزان مشارکت ایشان می شود.نتیجه این امر در زمان رسول خدا (ص)
ظهور تعداد زیادی زن صحابی بود که برای همگان الگو ونمونه به شمار می آمدند.زنان
مسلمان،همانطور که در کتب تاریخ آمده است بویژه در عصر نبوی ،اتفاقاً در محور
وجریان مباحثات ومسایل اجتماعی قرار داشته اند وجالب این است که حتی گاه شخص
پیامبر(ص) بارها از آنان در مسایل فکری واجتماعی،مشاوره در یافت می کرده است ،که
نمونه ای از آن در” بیعت رضوان” بود در دوران حکومت پیامبر اسلام و نیز
حتی خلفای راشدین-که در این ادوار ،اسلام تقریباً به معنای واقعی کلمه در جامعه
اسلامی حاکمیت داشته است-زن مسلمان چنان از استقلال رای وآزادی فکری برخوردار بوده
که حتی به اعمال ورفتار ودستورات حکومت نظارت داشته وگاه نیز در امورات دولتی
مداخله می کرده است نمونه تاریخی زیر که همه دانشمندان بر آن اتفاق قول دارند شاهد
گویای این حقیقت است
)) روزی
خلیفه دوم –خضرت عمر” رض” بر
فراز منبر ودر برابر جمعیت انبوهی گفت:هر کس بیش از پانصد در هم برای زنی مهر قرار
دهدمن هر مقدار که مهر السنه زیادتر باشد به بیت المال بر می گردانم !زنی از پای
منبر به او اعتراض کرد وگفت این دستور شما با فرمان خدا مخالف است که می فرماید
هرگاه به یکی از آنها به عنوان مهریه مال بسیاری دادید چیزی از او نگیرید .چگونه
شما بر خلاف قانون الهی که بیش از مهر السنه را مجاز دانسته فرمانی صادر می
کنید؟!عمر به خطای خود پی برد وگفت مردی اشتباه کرد وزنی به حقیقت سخن راند.همچنین
پیامبر(ص) با زنان بیعت سیاسی می کرد ،چنانکه
در عقبه دوم ،دو تن از زنان مدینه نیز با پیامبر(ص) بیعت کردند.یکی از زنان ،اسماء
دختر بن عدی وآن دیگری –نسیبه بنت کعب-صحابه برجسته و مشهور پیامبر(ص) بود که برای
جهاد در راه خدا پیامبر(ص) با او پیمان بستند واین آخری در جنگ های ،احد،یمامه و
خیبردر راه محمد (ص) با دشمن جنگید وتا
اینکه در نهایت جنگ احد مجروح گشت . او
همچنین در بیعت رضوان نیز با رسول خدا بر
مقاومت وپذیرش “مرگ”در راه خدا بیعت کرد. زنان مسلمان همچنین همواره
مورد مشورت پیامبر(ص) قرار داشتند،به طوری که بیعت رضوان که در موضع حدیبیه صورت
گرفت ،اصولاً صلاحدید وتوصیه یک زن –ام سلمه-بودکه پیامبر(ص) به آن عمل کرد وبا
این بیعت ،انسجام واتحاداصحاب او تثبیت شد .در دیگر مسایل اجتماعی نیز زنان
مورد مشورت خضرتش بودند. این خط مشی
تا حدودی توسط اخلاف ایشان نیز
پیگیری شد تا جایی که خلیفه دوم حضرت عمر
(رض) به رغم دیدگاه نه چندان مساعدش در در
باره زنان تحت تاثیر سنت سیاسی پیامبر(ص) همواره از مشاورت زنان سود می جست.

نقش زنان در جنگ ها:زن عنصر لطیفی است که جز در
وقت ضرورت جایز نیست بجنگد وجنگیدن برای او یک وظیفه غیر طبیعی است اما زمانی که
دشمن سرزمین مسلمانان را اشغال کرد واقتضا نمود،زنان مسلمان نیز وارد میدان جنگ می
شوند واینک به نقل روایت هایی در این زمینه می پردازیم:

الف) مادر سعید که دختر سعید ابن ربیع
است می گوید:نزد ام عماره رفتم وگفتم :از ماجرای احد برای ما تعریف من.گفت :صبح
زود به احد رفتم ودر حالی که مشک آب همراه داشتم نگاه می کردم تا ببینم که مردم
چکار می کنند؛پیش پیامبر(ص) رفتم و او همراه یارانش بود ونسیم پیروزی به نفع مسلمانان
می وزید. وقتی که یورش مشر کان مسلمانان را تار ومار کرد،تلاش کردم هر طور
شده خود را به پیامبر(ص) برسانم واز او
جدا نشوم؛به طور مستقیم وارد جنگ شدم وبا
پرتاب تیر وشمشیرزنی پیامبر(ص) را حمایت می کردم و در این ا ثنا به شدت مجروح شدم
.مادر سعید می گوید:زخم گسترده وعمیق را دیدم که آثار آن بر گردن او مانده
بود،گفتم چه کسی گردن تورا آنگونه مجروح کرد؟گفت:دور وبر پیامبر(ص) خالی بودو ابن
قمیئه هر چه بیشتر به ما نزدیک می شد ؛ او فریاد می کشید که
)محمد را به من نشان دهیداگر
او نجات یابد ما نجات نخواهیم یافت.) من ومصعب بن عمیر وچند تن از یاران پیامبر(ص)
در مقابل او ایستادیم؛این ضربه را به من زد وضربه های زیادی را به او وارد کردم
،اما آن دشمن خدا دو لباس زره بر تن داشت وشمشیر بر او اثر نمی کرد.ظمره ی ابن
سعید ما زنی پیرامون مادر بزرگش که در احد
شهید شده می گوید:از پیامبر(ص) شنیدم که می فرمود:امروز مقام ومنزلت نسیبه دختر
کعب از مقام ومنزلت فلان وفلان بهتر است .پیامبر در آن روز اورا می دید که لباس
هایش را جمع ولنگ بر کمر بسته ،مردانه با دشمنان می جنگید؛تا حدود سیزده زخم بر
داشت .

ب)ابن اسحاق گفته است یحیی بن عباد
ابن زبیر که از پدرش روایت می کرد به من گفت :در جنگ خندق صفیه،دختر عبد المطلب در
بالای قلعه ی حسان ابن ثابت نشسته بود وحسان وجمعی از زنان وبچه ها همراه ما
بودند.صفیه گفت :یک مرد یهودی را دیدم که به دور قلعه می گشت واین در زمانی بود که
بنی قریظه پیمان خود را با مسلمانان را گسسته
وعلیه مسلمانان اعلان جنگ کرده بودند وکسی در فاصله ما با یهودیان حضور
نداشت که از ما دفاع کند پیامبر(ص) همراه مسلمانان روبه روی لشکر احزاب نشسته
بودند ونمی توانستندآنجا را خالی بگذارند وبه این سو بیایند واگر آنجا را خالی می
کردنددشمن از خندق می گذشت وپیروز می شد؛به حسان گفتم چنان که می بینی این یهودی به
شیوه مشکوکی به دور قلعه می گردد،به خدا سوگندمن از نفوذ یهودیان می ترسم وپیامبر
ومسلمانان نمی توانندجبهه ی احزاب را ترک کنند وبه پشتیبانی ما بیاییند؛پس از قلعه پایین برو واورا بکش
.حسان گفت خدا تورا ببخشاید ای دختر عبد المطلب تو که می دانی من حریف اونمی شوم
.صفیه گفت :پس از این که حسان این گونه پاسخم داد وسلاحی همراه اوندیدم لباس هایم
را جمع کردم وستون چادری به دست گرفتم واز پشت اورازدم ودست از
او بر نداشتم تا او را از پای در آوردم؛وقتی که به بالا آمدم به حسان گفتم او را
از پای در آوردم تو هم برو ببین چه چیزی همراه دارد.زیرا او مرد است وگرنه خودم
این کار را انجام می دادم ؛حسان گفت :نیازی به چیز های او نداریم.

بر اساس این روایت ظاهراًحسان بیمار
واز حضور در جنگ معذور بوده است.

صحابیه های پیامبر(ص) نقش ممتازی در
جنگ های محمد(ص) با دشمن بر عهده می گرفتند،آنان اگر چه از سوی وی مجبور به شرکت
در جنگ و بویژه نبرد با دشمن نبودند،امادر اشکال ومراحل مختلف به محمد(ص)یاری می
رساندند وهمواره مورد تحسین حضرتش بودند:سُعدی از صحابیه های پیامبر(ص) که همراه
با دو فرزند خویش در جنگ در احد حضور داشت علی رغم اینکه فرزندان خود را از دست
داده بود، همواره در کشاکش نبرد جویای حال پیامبر(ص) بودوهنگامی که شنید پیامبر(ص) زنده است پیش او رفت وضمن دفاع از او گفت :”دیگر
همه ی مصیبت هایم آسان است،شما سالم باشید
دیگر غمی ندارم”.ام سنان از دیگر صحابیات پیامبر(ص) است که وقتی از جناب
محمد(ص) برای حضور در جبهه اجازت خواست ،پیامبر(ص) فرمود به همراه همسر حضرتش –ام سلمه-به سوی
جبهه ی نبرد حرکت کند.ام حکیم-زن خالد بن ولید-در جنگ با امپراتوری روم شرکت داشت
و7نفر از رومیان را کشت .ونیز ام سنان اسلمّیه ،ام سلیم،ام عطیه،ربیع به طور
مکرردر جنگ های پیامبر(ص) مشارکت داشتند
.همچنین حضرت علی (ع) پس از جنگ جمل ،به نوشته ی مسعودی چهل زن جنگجوومسلح را
محافظ حضرت عایشه قرار داد تا او را سالم به مدینه باز گردانند وگزندی از جانب
دشمنان به او نرسد؛ که این مطلب به روشنی نشان می دهد که در عصر طلایی اسلام ، زن
نه تنها در عرصه ی سیاسی بلکه درصحنه جنگ نیز پا به پای مردان حضور داشتند. زنان
مسلمان عصر نبوی در شهر مکه –وپیش از تاسیس دولت/ شهر مدینه- نیز مظاهری از مقاومت
قهرمانانه در برابر تضییقات فراوان حاکمان
مکه-برای حفظ ایمان و حیویت مذهب خویش –بوده اند؛بسیاری از این زنان وسیله ی عوامل
حاکم مکه برای حفظ ایمان دستگیر شده ومورد
آزار قرار گرفتند :سمیه در زیر شکنجه جان سپرد وافتخار نخستین زن شهید اسلام را از آن خود کرد؛لَُبینه،زنیره ،غزیه(ام شریک
اسدی)-که ضمناً کوششی پیگیر در تبلیغ اسلام داشت وبعد ها خود را به پیامبر(ص)
بخشید وبه افتخار همسری حضرتش در آمد-نهدیه و خنساء که با تلاش او تمام قبیله ی
بنی سلیم به اسلام مشرف شدند؛ وبا اشعارش سپاهیان اسلام در جنگ ها تشجیع می شدند-و بسیاری دیگر مورد شدید ترین شکنجه های قریش واقع
شدند،اما خود را به دشمن تسلیم نکردند.محمد(ص)نه تنها زنان را در جنگ ها مشارکت می
داد ،بل از غنایم حاصل از آن نبرد ها نیز به آنان حق السهم اختصاصی می داد،به طوری که در پاره ای موارد،حق
السهم زنان بیشتر ازحق السهم مردان بود.چنانکه
بخش عمده ای از غنایم خیبر به هند(خواهر مسطح بن اثاثه)،صفیه(دختر عبد
المطلب)،بحینه(دختر ارت بن مطلب)خدیجه وهند(دختران عبیده بن الحارث)،ام حبیبه(دختر
جحش) ودیگر زنان اختصاص یافت.این شیوه در زمان خلفای راشدین نیز دنبال شد چنانکه به نوشته ابویوسف
،حضرت ابوبکر( رض) در هر شرایطی غنایم جنگی را به طور مساوی میان
مردان و زنان تقسیم می کرد.

مشارکت زنان در زمینه تعلیم وتر بیت
وتحصیل علم:
دکتر
احمد شبلی می نویسد:”در عصر اولیه اسلامی زن
تنها از حق تحصیل دانش بر خوردار بود بلکه این حق را هم داشت که به تعلیم
ونشر دانش بین زنان ومردان بپردازد ودر بین این طبقه مدرسانی واستادانی در بخش های
مختلف علوم اسلامی وجود داشت ” به
گونه ای که همسران پیامبر(ص) چه در زمان حیات او وچه پس ازوفات ایشان مرجع مردم در
مسایل دینی وفقهی بودندوچنانکه عبد المتعال صعیدی گواهی می دهد “خانه هریک از
ایشان به منزله ی مدر سه ای بود که طالبان
علم وحدیث در آن اجتماع می کردند وبه فراگیری احکام شریعت و وانواع دانش وحکمت سر
گرم می شدند.”به طوری که بخش عمده ای از سنت پیامبر(ص) از طریق زنان به
پیروان محمد(ص) انتقال یافته و صداقت وامانت علمی ایشان همواره مورد تاکید
قرار گرفته است؛چنانکه حافظ ذهبی –که
کتابی در نقد راویان حدیث نگاشته است صداقت
وامانت علمی زنان محدث را بر مردان محدث ترجیح داده ونوشته است:”من از بین
زنان محدث کسی را نمی شناسم که در این زمینه متهم ومتروک شده باشد”فاطمه دختر
پیامبر(ص) از آموزگاران به نام عصر خود
بود و شاگردان بسیاری را تر بیت کرد که از جمله فضه زنی از “نوبه” که به قرآن وحدیث وقرائت ونوشتاروقوفی کامل
یافت؛به گونه ای که استادان مرد در برابر او زانو می زدند.او بسیاری از موارد با
آیات قرآن ،پاسخ پرسش کنندگان را می داد واین حاکی از تسلط کامل اوبر قرآن بوده
است .پیغمبر (ص) آموزگاران زن را همواره
مورد تفقد قرار می داد وپیوسته آرزومند وخواستار آن بود که تا تعداد بیشتری از
زنان ،تحت تعلیم وآموزش قرار گیرند.او یک بار از دختر شفاء-دختر عبد الله
عدویه-خاضعانه در خواست کرد تا به تعلیم خود به همسر حضرتش –حفصه-(پس از ازدواج
حفصه با پیامبر(ص) نیز)ادامه دهد؛محمد(ص) خواستار آن بود زنان کنیز نیز تحت
تعلیمات عمومی قرار گیرد وپاداش کسانی که
نیز به چنین زنانی ،دانش بیاموزند از نظر حضرتش دو برابر آموزش علم به دیگران بود.آن
حضرت، خود نیز – علی رغم تنگی مجال-
مقداری از اوقات خود را با خضوع تمام به آموزش حکمت دینی به زنان اختصاص می
داد.بخاری به سند خود روایت کرده است که زنان به پیامبر(ص) گفتند:”مردان در
استفاده از محضر شمابر ماپیشی جسته اند،پس خود،روزی را به ما اختصاص ده” آن
حضرت چنین کردوروز مشخصی را در هفته برای ملاقات با آنان تعیین کرد که در آن روز
به تعلیم زنان می پرداخت. این آموزش ها اگر چه بعد ها به خاطر مشغله های زیاد
بسیار محمد(ص) نظم وپیوستگی خاص خود را از دست داد،با این وجود بخش قابل توجهی از گفتار های ایشان ،از طریق
همین زنان –که از محضراو کسب فیض می کردند-حفظ ومنتقل شده است.یکی ازاین زنان ام مارون (دعد-کنانیه) دختر عامر بن عویمر بود
که پیامبر(ص) پس از مرگش ،در مراسم سوگ او حضور یافت وبر جنازه اش نماز
خواند.،دیگری ام معبد(عاتکه-خزاعیه)دخترخالد خزاعی بودکه از منابع مهم روایت
/گفتار های/{/احادیث}پیامبر(ص) است وپیامبر (ص) به هنگام هجرت به مدینه در خانه ی
همو نزول فرمودآن دیگری ام هانی است که همواره مرد تجلیل پیامبر(ص) وحدود 48 حدیث
از ایشان روایت کرده است ، دیگری ام ایمن،از دایه ها وآزاد کرده های محمد(ص) ونیزازصحابیات
ایشان است که مورد تفقد بسیار حضرتش بوده واحادیث فراوانی را از پیامبر(ص) روایت
کرده است آن دیگر ی ام الدرداء همسر ابوالدرداء محدث مشهور بود که از فضلا وعقلای
زنان صحابی بوده واحادیث بسیار ی از پیامبر(ص) ،استتماع وروایت کرده است ودیگری ام
حکیم بیضا عمه گرامی پیامبر(ص) است که
شاعری بر جسته وفصاحت وبلاغتش مورد تحسین محمد(ص) بوده است ونیز ام عثمان از دیگر خوشه چینان حکمت
نبوی بوده واحادیث بسیاری از حضرتش روایت
کرده است این زنان فرهیخته تنها نمونه ای اندک از زنان بوده اند که از محضر مبارک
ختمی مرتبت کسب فیض می کرده اند.اما همین
اشار ه نیز برای آنکه نقش اساسی زنان مسلمان را در حفظ وبه انتقال مواریث فرهنگی
ومعنوی اسلام نشان دهد،کفایت می کند ونیز این حقیقت را آشکار می سازد که پیامبر(ص)
نه تنها همچون پاره ای از عالمان نسک گرا ویا مدر سی با سواد آموزی زنان مخالف
نبوده ،بلکه زنان را سخت بدان ترغیب می کرد واصولاً منع سواد آموزی را حرام می
دانست او چهارده قرن پیش در حالی که تحصیل علم صرفاً مختص مردان بوده است ،به حق
تحصیل زن نیز به عنوان یک انسان تمام تاکید ورزیده ومی فرماید:طلب ویاد گرفتن علم
بر هر مرد وزن مسلمان واجب است. زن دعوتگر مسلمان در حوزه آموزش وپرورش ،نهال
ایمان را در دلهای گل های آینده وجگر گوشه های امت اسلامی که در آینده بار نهضت
اسلامی بر دوش آنان خواهد بود ،می کارد بعضی از زنان صحابه ،آنان که توانایی معلمی
ومر بیگری داشتند،برای ایفای این نقش ارزنده به پا خواستند،تا در قیام وجنبش امت اسلامی
ونجات مسلمین از تاریکی های جهالت ونادانی ونشر هدایت وتبلیغ رسالت وتربیت نسلی که
بتواند آیین اسلام را فراگیرد ،وتبلیغ آن را به همه مردم اعم از زن ومرد برعهده
گیرد،سهیم شوند.

روضه کنیز رسول اکرم (ص):رسول خدا (ص) کنیز ی به نام
روضه داشت ،وی احکام قرآن را به مسلمانان تعلیم می داد.وقتی این کلام وحکم حق
تعالی نازل شد((:یا ایها الذین امنوا لا تدخلو بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستا نسوا
وتسلموا علی اهلها نور27 )) ای کسانی که
ایمان آورده اید،در خانه های که خانه شما نیست واردنشوید مگر آنگاه که با
اهل آن خانه ارتباط بر قرار کنید وبراهل آن خانه
ها سلام کنید.مردی آمد وبر آستانه در خانه پیامبر(ص) ایستاد واجازه خواست
وگفت:أألج؟ آیا داخل شوم پیامبر(ص) به کنیز خود روضه فرمودند:برخیز وبرو به او
بیاموز که اینگونه اجازه خواستن درست نیست و باید بگوید:سلام علیکم،أأدخل ؟سلام بر
شما می توانم داخل شوم ؟آن مرد سخنان روضه را شنید وشیوه استیذان را فرا گرفت و
همانگونه اجازه خواست وداخل شد.در این کلام پیامبر(ص) جواز تعلیم دادن وعلم آموختن
به مردان صادر شده است ؛چنانکه برخی از
علمای اسلامی از برخی زنان عالم وعارف مسلمان علم وفقه وحکمت آموخته اند.

مشارکت زنان در زمینه تبلیغ:اصرار ورغبت زنان مسلمان به
تبلیغ دعوت الهی بسیار بوده است،تا آنجا که در راه خدا هر چیزی رااز متاع زندگی
دنیا حاضر بوده اند قربانی کنند.حتی،جان خودشان را نیز در راه اسلام و دین فدا می
کرد اند.زن مسلمان گاه برای جنگ و جهاد دوشادوش همسرش سلاح برمی
گرفت ،وگاه با دیگر زنان برای یاری رسانیدن به مسلمین در جنگ وجهاد بیرون می شد
واز راه غذا دادن به رزمندگان ومداوای مجروحان وتقویت روحیه ی جنگ جویان مسلمان
سپاه اسلام را یاری می رسانید،و حتی به هنگام بحران های شدید ،ودر صورت نیاز ،با
دشمنان اسلام به جنگ تن به تن نیز می پرداخت واینک به نمونه های زیر اشاره می
کنیم:

ام سلیم:وی از نخستین زنانی بود که برای دفاع
از اسلام با زبان وسلاح به پا خواست.ر سول خدا(ص) در باره او فرمود:وارد بهشت شدم
.دیدم رُمیصاء همسر ابو طلحه ،ام سلیم آنجاست.او یکی از با فضیلت ترین زنان مسلمان
از نظر دین وایمان وقوت برهان بوده است.به یکی از ماجراهای وی درارتباط با
تبلیغ اسلام که بسیار فراوانند توجه می کنیم .این یکی از
موارد دعوت وتبلیغ وی برای اسلام است.از انس بن مالک روایت شده است که گفت:ابوطلحه
پیش ازآنکه اسلام بیاورد از ام سلیم
خواستگاری کرد.او گفت :من شدیداً به تو تمایل دارم وتقاضای همچون تویی را نمی توان
رد کرد!اما تو مردی کافر،ومن زنی مسلمانم.حال اگر مسلمان شوی همان اسلام آوردن تو مهریه من خواهد بود،وهیچ
چیز دیگر از تو نمی خواهم !آنگاه گفت:مگر تو نمی دانی خدایی که عبادت می کنی ،پاره
تخته ای جدا شده است از یکی از درختان روی زمین که حبشی بن فلان آن را تراشیده است؟!پاسخ
داد :چرا ،می دانم!گفت:آیا شرم نمی کنی از اینکه
یک تکه چوب را بپرستی ؟!در روایت دیگری آمده است که ابوطلحه گفت:مهریه تو
چیست؟ گفت :مهریه ام چیست یعنی چه؟پاسخ
داد:منظورم زرد وسفید(طلا ونقره)!گفت :من نه زرد می خواهم نه سفید؛فقط از تو اسلام
می خواهم !گفت:کیست که چنین چیزی را به من بدهد؟گفت:رسول خدا (ص)آن را به تو می
دهد.ابوطلحه رفت وگفت:باشد تا با خود خلوت کنم
واندکی تامل کنم پس آنگاه به خدمت رسول الله (ص) شتافت ،در حالیکه که رسول خدا (ص) در جمع اصحابشان نشسته بودند
وقتی که او را دیدند فرمودند:ابوطلحه نزد شما آمده است در حالیکه روشنی اسلام در
دو چشمش برق می زند!آمد وتمامی آنچه را ام سلیم گفته بود برای پیامبر(ص) گزارش
کرد.ابوطلحه اسلام آورد وبر همان مبنا با
ام سلیم ازدواج کرد.ثابت گوید مهریه ای بالاتر وگرانقدر از این هرگز به گوش ما نرسیده بود.

ام ورقه ی انصاری: ام ورقه ملقب به
“شهیده”از معلمان قرآن در عهد رسول الله بود.وی امامت جماعت زنان مسلمان مهاجر را بر عهده داشت،وپیامبراکرم(ص) گاهی
اوقات به دیدار او می رفتند ،ومعمولاًاورا شهیده می نامیدند.وی یکی از نخستین
زنانی است که جامع وحافظ قرآن بود.به رسول خدا (ص)در هنگامه جنگ بدر گفت:اجازه
دهیدتادر رکاب شما به جبهه جنگ بیایم وبه مداوای مجروحان وپرستاری بیماران
بپردازم،شاید که خداوندمرا به بهشت نایل گرداند.”ان الله عزوجل مهد لک
الشهادة” خداوند عزوجل شهادت را برای او در نظر گرفته است.حضرت رسول اکرم(ص)
به او دستور داده بودند تا در خانه اش برای زنان مسلمان که در خانه اش آمد وشد داشتند نماز جماعت به پا
کند.شهیده(رض)تا دوران خلافت حضرت عمر(رض)همچنان می زیست. وی کنیزو غلامی داشت که آندو را”مدبر” کرده بود(یعنی
برای پس از مرگش آزاد کرده بود)ودر زمان خلافت حضرت عمر(رض) آندو شبانه بر او حمله
بردندواو را کشتند.عمر گفت:رسول خدا (ص)چه راست می گفتکه می فرمود:”انطلقو
فزوروالشهید” بروید-برویم شهیده را زیارت کنیم.آری ،او حافظ وجامع قرآن بود ومردم را به اسلام دعوت می کرد وامامت
جماعت زنان را بر عهده داشت، وبرای جنگ در رکاب رسول خدا (ص) وجهاد درراه دعوت به
سوی خداوند متعال قیام می کرد،وشوق شهادت در سر داشت.

مشارکت زنان در زمینه طبابت وپرستاری
:
حضور
وفعالیت گروه زنان پرستارمسلمان و جهاد
آنان در جهت حمایت ومراقبت از مجاهدان ومعالجه آنان و همراهی وهمیاری این گروه با
رزمندگان فعال در میدان های جنگ و جهاد در مسیر دعوت اسلامی وتبلیغ آیین اسلام به حدی مشهور است که هیچ کس
نمی تواند آن راانکار کندواینک نمونه های زیر:

رفیده انصاری اسلمی :رفیده یکی از زنان با فضیلت
بود،وقتی که سعد ابن معاذ در جنگ خندق مجروح شد ،رسول الله (ص) فرمود اورا به خیمه
ی رفیده در مسجد ببرید؛من خود به عیادت او خواهم آمدرفیده زنی بود که مجروحان را
مداوا می کرد و داوطلبانه به آسیب دیدگان ومعلولین مسلمان خدمت می کرد.بخاری
گوید:وقتی که چشمان سعد در غزوه ی خندق آسیب دید،گفتند:اورانزد زنی به نام رفیده
ببرید: رسول خدا(ص) هر گاه به هنگام عصر از آنجا می گذشت به سعد می فرمود:امروز
عصر حالت چطور است؟وهرگاه هنگام صبح از آن جا می گذشت می فرمود :امروز صبح حالت چطور
است؟وسعد حال واحوالش را برای پیامبر(ص) گزارش می نمود.حمنه دختر جحش اسدی:حمنه
خواهرام المومنین زینب ،همسرش مصعب بن عمیر بودکه در جنگ احد به شهادت رسید،وطلحه
بن عبدالله او را به ازدواج خود در آورد،و برای او نیز دو فرزند به نام محمد وعمرو
به دنیا آورد.حمنه از جمله زنانی بود که با رسول خدا (ص)بیعت کرد. در جنگ احد حضور
داشت و به تشنگان آب می داد،ومجروحان را جابه جا می کرد وبه مداوای آنان می
پرداخت.ابن سعد می گوید:رسول خدا (ص) سی وسق از مزارع خیبر را از محل “فی”به
او اختصاص داده بود. وی مادر محمد بن طلحه معروف به سجاد بوده است.

منابع وماخذ:

1)
زنان با ایمان -تالیف دکتر یوسف قرضاوی- ترجمه ابراهیم
عمری- نشر احسان-1380

2)
عایشه همسر،همراه، همراز پیامبر- تالیف رفیده الحبش-
ترجمه ونگارش داود نارویی- نشر احسان-1382

3)
خط مشی سیاسی در سیره نبوی -تالیف منیر محمد غضبان- ترجمه عمر قادری- نشر احسان-1385<

یک نظر:

  1. ناشناس

    مطالب خيلي عاليه خدا خيرتون بده. لطفاً در مورد تفاوت بين زن مرد از لحاظ قدرت تحليل، منطق، ساختارهاي مغز و احاديث (با ذكر راوي) موجود در مورد محدوده ي اطاعت زن از مرد؛ نيز مطالبي معتبر بنويسيد.مطالعاتي كه من تا الان داشته ام(كتب ديني و روانشناسي و حتي احاديث صحيح) بيانگر اينه كه زن خيلي ذليل و خوار و به نوعي برده مرده و براي مرد آفريده شده.بلاخص حديث امام بخاري و مسلم كه در اون پيامبر(ص) در خطاب به گروهي از زنان ميگن”…من درميان كم عقلان و كم دينان كسي را نديده ام كه بيشتر از شما عقل مردان را ربوده باشد…” متاسفانه نظر دكتر محمد سعيد رمضاني البوطي در تفسير اين حديث اينه كه زنان ظرفيت فكري كمتري از مردان دارند)با استناد به اصول روانشناس( كه البته اين نظر دكتر تضاد شديد با علم و آگاهي حضرت عايشه(رض) كه شما نوشتيد داره.متشكرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس