سياسي اجتماعي

قرآن و درمان فساد اجتماعی

قرآن و درمان فساد اجتماعی

ابو الاعلی مودودی

این از 
قواعد کلی قران است که خداوند متعال ظالم نیست  وملتی را در حالی که صالح و نیکوکار است هلاک
نمی کند :‏ وَمَا کَانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا
مُصْلِحُونَ: ‏‏

‏ ( سنّت و عادت ) پروردگارت چنین نبوده است
که شهرها و آبادیها را ستمگرانه ویران کند ، در حالی که ساکنان آنجاها ( متمسّک به
حق و ملتزِم به فضائل بوده و ) درصدد اصلاح ( حال خود و دیگران ) برآمده باشند .
‏هود/۱۱۷

هلاکت و تباهی  هم تنها ا این نیست که منطقه ای  زیر ورو گردد 
وساکنان آن ازبین بروند ، 
بلکه  از جمله انواع هلاکت این است
که  انسجام وشیرازه ی قوم وملتی از
بین  برود ،  قدرت اجتماعی 
آن بشکندو محکوم، مغلوب وذلیل و خوار گردد. پس بنا  بر قاعده ی مذکور ،  هیج یکی از انواع هلاکت ها بر قوم و ملتی  فرود نخواهد آمد تا زمانی که آن قوم  خودش راه خیر و صلاح  را رها نکند و راههای شر وفساد  وسر کشی ونافرمانی رادر پیش  نگیرد و بدین سان به خود  ظلم 
نکند  با توجه به این قاعده ی
کلی  خداوند متعال  هر گاه 
مبتلا شدن قومی را به عذاب  ذکر
فرموده ، در کنار آن جرمش را هم بیان فرموده است ، تا مردم به خوبی بدانند که این
نتیجه ی اعمال خود  آنان است که در دنیا
وآخرت  دامنگیرشان خواهد شد : ‏ «فَکُلّاً
أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِباً وَمِنْهُم
مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَهُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَمِنْهُم
مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَکِن کَانُوا
أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»

‏(‏ ما هر یک از اینها را به گناهانشان
گرفتیم : برای بعضی از ایشان طوفان همراه با سنگریزه حواله کردیم ، و بعضی از
ایشان را صدای ( رعب‌انگیز صاعقه‌ها و زمین‌لرزه‌ها ) فرا گرفت ، و برخی از ایشان
را هم به زمین فرو بردیم ، و برخی دیگر را ( در آب دریا ) غرق کردیم . خداوند هرگز
بدیشان ستم نکرده است و آنان خودشان ( با ارتکاب کفر و فسق و فجور ) به خویشتن ستم
کردند ( و نتیجه آن را هم دیدند و چشیدند ) عنکبوت/۴۰

دومین مطلب که از این قاعده ی کلی استنباط
می شود  این است که شر و فساد  فردی عامل هلا کت و  عذاب 
نیست ، بلکه شر و فساد اجتماعی است 
که موجب  هلاکت و عذاب می شود ،
یعنی اگر میان افرادی  از ملت به صورت  پراکنده ، ناهنجاری های اعتقادی و عملی  وجود داشته باشد ، اما سطح اخلاقی  ودینی 
مجموعه ی ملت ، آن قدر بالا باشد 
که این ناهنجاری های  متفرق افراد ،  در برابر آن نا چیز  باشد ، در آن صورت این افراد  هر قدر 
هم که فاسد باشند ، اوضاع و احوال 
مجموع ملت  محفوظ  مانده وفتنه ای عمومی، که موجب هلاکت و تباهی
عمومی  گردد بر پا نخواهد شد ؛ اما  اگر این ناهنجاری ها و بزهکاری ها از حدود
افراد تجاوز کند  ودر بین همه ی افراد ملت
گسترش یابد ، آنگاه است که احساس دینی و شعور اخلاقی ملت ، آن قدر ضعیف  خواهد شد که به جای خیر وصلاح ،شر و فساد  فرصت 
رشد وشاخ وبرگ زدن پیدا خواهد کرد . 
این جا است که نظر خداوند متعال  از
این قوم بر خواهد گشت  و آنان سفرشان را
از  جایگاه عزت به سوی ذلت آغاز  خواهند کرد 
تا اینکه سرانجام  به جایی
خواهند  رسید که غضب خداوند متعال را تحریک
خواهند کرد  وخشم  خداوند متعال آنان  را از بین خواهد برد در قران مجید در این
رابطه  مثالهای  زیادی بیان شده است .

قوم نوح (ع) هنگامی که دچار عذاب الهی گردید
که ناهنجار های اعتقاد ی وعملی در آن عمیق گردید و گسترش یافتن در همه ی روی زمین
راآغاز کرد و امید اینکه از این درخت پلید دیگر میوه ی خوبی به دست آید ،کاملأ از
بین رفت . سر انجام نوح مجبور شد به پرور دگار عرض کند:« وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا
تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّاراً ‏(۲۶) ‏ إِنَّکَ إِن
تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً کَفَّاراً »‏

‏( نوح ( به دعای خود ادامه داد و ) گفت :
پروردگارا ! هیچ احدی از کافران را بر روی زمین زنده باقی مگذار – ‏‏ که اگر ایشان
را رها کنی ، بندگانت را گمراه می‌سازند ، و جز فرزندان بزهکار و کافرِ سرسخت نمی‌زایند
و به دنیا نمی‌آورند .(نوح/۲۶-۲۷)

قوم عاد نیز زمانی مستحق عذاب الهی گشت که
شر و فساد در دل های آنان،آنقدر  جای گرفت
که افراد شرور و فاسد وظالم ،رهبر و حاکم آنان شد ند وبرای اهل خیر و صلاح دیگر
جایی در نظام اجتماعی باقی نماند:. ‏« وَتِلْکَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآیَاتِ
رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ »‏‏

(این هم قوم عاد بودند که آیه‌های ( آفاق و
انفُس ) و دلائل پروردگارشان را انکار و تکفیر کردند و از فرمان ( پیغمبر خدا هود
و در اصل از فرمان همه ) پیغمبران خدا سرکشی نمودند و از دستور هر سرکش عناد پیشه‌ای
پیروی کردند ). ‏هود/۵۹

قوم لوط را هنگا می هلاک کردند که شعور اخلاقی
آنان،آنقدر ضعیف شد و بی حیایی آنقدر در آنان افزایش یافت که فواحش ،آشکارا در
‏محافل و مجالس و بازارهایشان انجام می گرفت ،حتی حس بد و زشت دانستن فواحس هم از
بین رفت:‏« أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ
وَتَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ فَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن
قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن کُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ‏»

( آیا شما با مردان آمیزش می‌کنید ، و راه (
تولید و تکثیر نسل ) را می‌بندید ، و در باشگاهها و مجالس خود ( آشکارا و در میان
جمع ، بدون ترس و خوف از یزدان ، و حیا و شرم از مردمان ) کارهای زشت انجام می‌دهید
؟ !  ( و دامن عصمت به گناه می‌آلائید ؟ !
) پاسخ قوم او جز این نبود که بگویند : اگر راست می‌گوئی ، عذاب خدا را بر سر ما
بیاور ( و ما مردمان آلوده را امان مده ! ) عنکبوت/۲۹

بر اهل مدین آنگاه عذاب نازل شد که همه ی
قوم ،خائن ،بد معامله وکلاهبردار شدند ؛برای مشتری کم وزن کردن واز دیگران بیشتر
از حق خود گرفتن ،عیب محسوس نمی شد؛احساس اخلاقی قوم آن قدر ضعیف شده بود که اگر
آنان به خاطر داشتن این عیب ملامت می شدند به جای پایین گرفتن سر از شرم و خجالت
،بر عکس ملامت کننده را سرزنش می کردند .این مطلب راکه در آنان عیبی قابل ملامت
وجود دارد به کلی درک نمی کردند. آنان کارهای بد را ،بد نمی دانستند ،بلکه کسانی
را که این کارها را بد تلقی می کردند ،در اشتباه و شایسته ی سر زنش و نکوهش می
دانستند:‏« وَیَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ
تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ ‏–
‏ قَالُواْ یَا شُعَیْبُ مَا نَفْقَهُ کَثِیراً مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا
لَنَرَاکَ فِینَا ضَعِیفاً وَلَوْلاَ رَهْطُکَ لَرَجَمْنَاکَ وَمَا أَنتَ
عَلَیْنَا بِعَزِیزٍ ‏»

‏( ای قوم من ! پیمانه و ترازو از روی عدل و
داد ، به تمام و کمال بسنجید و بپردازید و از چیزهای مردم نکاهید و در زمین
تباهکارانه تباهی نکنید .— ‏ ‏ گفتند : ای شعیب ! بسیاری از چیزهائی را که می‌گوئی
نمی‌فهمیم ( و گوشمان به سخنانت بدهکار نیست ) و ما شما را در میان خود ضعیف می‌بینیم
( و قادر به دفاع از خویشتن و اقناع دیگران نمی‌دانیم ) . اگر ( به خاطر احترام )
قبیله اندک تو نبود ( که بر آئین ما می‌باشند ) ما تو را سنگباران می‌کردیم و تو
در پیش ما قدر و ارزشی نداری ( تا تو را بزرگ و محترم داریم و از کشتن تو صرف نظر
کنیم ، و در برابر ما قوّت و قدرت آن را نداری که از خویشتن دفاع کنی ) .
‏هود/۸۵/۹۱

حکم مبتلا شدن بنی اسرائیل به ذلت
،مسکنت،غضب و لعنت الهی ،زمانی صادر شد که آنان گام برداشتن به سوی بزهکاری ،ظلم
وحرام خواری را آغاز کردند .پیشوایان آنان دچار بیماری مصلحت گرایی شدند و به تحمل
گناهان ومنکرات عادت کردند .در میان آنان کسی که نماند که منکر را منکر بداند واز
آن جلوگیری کند:‏« وَتَرَى کَثِیراً مِّنْهُمْ یُسَارِعُونَ فِی الإِثْمِ
وَالْعُدْوَانِ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ‏- ‏
لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ
وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ ‏»:( ‏ بسیاری از آنان
را می‌بینی که در گناهکاری و ستمکاری ، و خوردن مال حرام بر یکدیگر خدا(ص)در
سخنانش به اینجا رسید بلند شد و فرمود:« سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست بر شما
لازم است که به نیکی امر و از منکر و بدی نهی کنید .۰هر کسی را در حال  ارتکاب بدی و منکر دیدید،دستش را  بگیرید و به سوی راه راست بکشانید  ودر این رابطه اصلا  سکوت و تعارف 
نکنید و گر نه خداوند دلهای شما را از همدیگر متأ ثر خواهد کر د وشما را
نیز همانند بنی اسراییل لعنت و نفرین خواهد نمود »

فساد اعتقادی  وناهنجاری عملی  به بیماری های مسری می ماند.یک بیماری مسری وبا
مانند ،در آغاز چند نفر ضعیف را مورد تهاجم 
قرار می دهد .اگر آب و هوا خوب باشد 
وتدابیر امنیتی و بهداشتی به خوبی رعایت شده باشد ،وبیمارانی که تحت تأثیر
بیماری بیماری قرار گرفته اند ، به موقع 
درمان شوند ،بیماری شکل وبا پیدا نمی کند 
وعموم مردم  از آن محفوظ میمانند ؛
اما اگر پزشکان غفلت ورزند ،سازمان حفظ 
بهداشت بی توجهی کند ؛ متولیان امر ، زباله ها و آلودگی ها را دفع
نکنند  و با آنها بسازند ، میکرب های
بیماری،آهسته و آرام  در آب و هوا  سرایت و آن قدر  هوا را آلوده خواهد  کرد که به جای تندرستی ، برای بیماری مساعد
خواهد شد.

 در
نها یت هنگا می که به عموم مردم آن آبادی ،هوا، آب ،غذا، لباس ، مسکن و خلاصه  هیچ چیزی که از آلودگی و سمی بودن  پاک باشد ،نرسد نیروی حیات آنان جواب خواهد
کرد  وهمه ی آبادی  دچار بیماری 
و وبا  خواهد شد . آن گاه  قوی ترین افراد هم نخواهند  توانست خود را از  بیماری مصون و محفوظ  بدارند .حتی خود پزشکان  ومسئولین بهداشت  و متولیان 
دفع آلودگی ها  نیز  بیمار خواهند شد.آنانی که در حد  توان خود همه ی تدابیر  امنیتی وبهداشتی  را رعایت و انواع  دارو استفاده می کردند ،هم از هلاکت محفوظ
نخواهند ماند . اخر آنان در برابر مسمومیت هوا ،آلودگی آب ،فساد مواد غذایی
وآلودگی محیط ، چه کاری میتوانند انجام دهند ؟

فساد اخلاق 
و اعمال و گمراهی های اعتقادی را می توان بر این مسئله قیاس کرد  علما طبیبان قوم و ملت اند ؛ حکام و ثروتمندان
، متولیان و مسؤلان  پاکیزگی  و نظافت 
و بهداشت جامعه اند . غیرت ایمانی و حس اخلاقی  جامعه ، مثل نیروی حیات و زندگی است . محیط
اجتماع  همان جایگاه آب وهوا ، غذا ، لباس
و مسکن را دارد  در زندگی  از لحاظ دین و اخلاق ، امر به معروف و نهی از
منکر ، همان جایگاهی را دارد که از لحاظ 
تندرتی جسمی ، نظافت و تدابیر بهداشتی دارد . هنگامی که علما و متولیان  امر ، وظایف اصلی خود ، یعنی  امر به معروف و نهی از منکر  را رها و با شر و فساد مبارزه مدارا می کنند ،
گسترش  گمراهی ها  و ناهنجاری 
های  اخلاقی در میان افراد جامعه
آغاز می شود . غیرت ایمانی جامعه نیز  به
مرور رو به ضعف می رود ، تا اینکه سرانجام 
همه ی حیط اجتماعی فاسد ، فضای زندگی ملی 
برای خیر و صلاح  نامساعد  وبرای شر و فساد  سازگار می شود . مردم از نیکی فرار  می کنند 
و بجای نفرت از بدی مجذوب آن می شوند .ارزش های اخلاقی دگرگون می شود .عیب
تبدیل به هنر وهنر تبدیل به عیب  می شود.
در این هنگام بدی و ناهنجاری خیلی خوب رشد می کند وهیچ بذر نیکی سر بر نمی آورد و
جوانه نمی زند .

زمین ،هوا و آب همه وهمه از پروردن آن خود
داری می کنند ؛چرا که همه ی نیروی آنها متوجه رشد ونمو درختان پلید خواهد
شد.همگامی که جامعه وملتی به اینجا برسد ،مستحق عذاب الهی می گردد. اینجاست که
چنان عذاب الهی عمومی نازل خواهد شد که هیچ کسی از آن محفوظ نخواهد شد .حتی کسی که
در خانقاهی نشسته  وروز وشب به عبادت
خداوند مشغول باشد ،نیز گرفتار خواهد شد .

دراین رابطه در قرآن آمده است:   « 
وَاتَّقُواْ فِتْنَهً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّهً
وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ »‏           

‏ خویشتن را از بلا و مصیبتی به دور دارید
که تنها دامنگیر کسانی نمی‌گردد که ستم می‌کنند ( بلکه اگر جلو ستمکاران گرفته
نشود ، خشک و تر به گناه آنان می‌سوزد ) و بدانید که خداوند دارای کیفر سخت و
مجازات شدید است . ‏انفال/۲۵

ابن عباس در تفسیر این آیه می فرماید
:خواسته ی خداوند متعال این است که به بدی اجازه ندهید تا در میان شما بماند ؛چرا
که اگر با بدی مدارا نمودید و به آن اجازه ی رشد دادید ،از سوی خداوند متعال عذاب
عمومی نازل خواهد شد و نیکان و بدان را در بر خواهد گرفت. رسول خدا (ص) در تشریح
این آیه می فرماید:« خداوند متعال عموم مردم را به خاطر عمل برخی افراد خاص  عذاب نمی دهد ،مگر زمانی که آنان بدی را در
میان خود مشاهده کنند و با وجود قدرت و توان جلوی آن را نگیرند . هنگامی این کار
راکردند ،خداوند متعال خاص و عام همه را مبتلای عذاب خواهد کرد .».

مهمترین وسیله ی حفظ سلامتی و اخلاقی و دینی
جامعه این است که تک تک افراد آن ،غیرت ایمانی و احساس اخلاقی داشته باشند .رسول
خدا (ص) این مسئله را در قالب کلمه ی جامع 
«حیا» بیان فرموده است . حیا در اصل جزیی از ایمان است؛ همان گونه که رسول
خدا فرمودند:« الحیاء من الایمان» حتی هنگامی که به آن حضرت عرض کردند : حیا جزیی
از ایمان است ؟ فرمود :« بل هو الدین کله»یعنی حیاء کل دین است .

مقصود از حیا این است که نفس انسان طبعأ از
بدی و معصیت منقبض  شود و قلبإ از آن تنفر
داشته باشد . کسی که این صفت را داشته باشد ، نه تنها از زشتی ها اجتناب می کند
،بلکه ارتکاب زشتی را از دیگران نیز تحمل نخواهد کرد  وتحمل دیدن بدی ها را نخواهد داشت،  و برای آشتی با ظلم و معصیت ممکن نخواهد بود
.هر گاه در برابر او کار زشتی صورت گیرد ، غیرت ایمانی او تحریک می شود  و برای 
از بین بردن آن با زبان و با دست تلاش خواهد کرد ویا حد اقل قلبش همواره
این دغدغه و ناراحتی را خواهد داشت که آن بدی را از بین ببرد :رسول الله (ص) می
فرماید: «هر کسی از شما بدی ومنکری را مشاهده کرد ،باید با دستانش آن را از بین
ببرد،اگر نتوانست پس با زبانش و اگر این کار را هم نتوانست باقلبش و این ضعیف ترین
درجه ی ایمان است».

قوم و ملتی 
که این صفت در میان عموم افراد آن وجود داشته باشد ،دینش مصون و محفوظ
خواهد ماند .و سطح اخلاقی آن هیچ گاه 
پایین نخواهد آمد ؛چرا که هر فرد آن 
محتسب وناظر افراد دیگر خواهد بود .پس فساد عقیده وعمل ،امکان رخنه در آن
نخواهد یافت قران در حقیقت می خواهد  چنین
جامعه ی ایده الی به وجود بیاورد که هر فرد آن صرفأ به خاطر میل و علاقه ی قلبی و
به خاطر فطرت ،حیا و غیرت ایمانی اش وتنها با انگیزه ی وجدان خویش ، وظیفه ی نظارت
و احتساب را انجام دهد و بدون اجر و مزدی به عنوان پلیس خدا انجام وظیفه نماید :‏
وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ
وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی
کُنتَ عَلَیْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ
عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلاَّ عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللّهُ
وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ
رَّحِیمٌ ‏»

‏( و بی‌گمان شما را ملّت میانه‌روی کرده‌ایم
( نه در دین افراط و غلوی می‌ورزید ، و نه در آن تفریط و تعطیلی می‌شناسید . حق
روح و حق جسم را مراعات می‌دارید و آمیزه‌ای از حیوان و فرشته‌اید ) تا گواهانی بر
مردم باشید ( و بر تفریط مادیگرایانِ لذائذ جسمانی طلب و روحانیّت باخته ، و بر
افراط تارکانِ دنیا و ترکِ لذائذ جسمانی کرده ، ناظر بوده و خروج هر دو دسته را از
جاده اعتدال مشاهده نمائید ) و پیغمبر ( نیز ) بر شما گواه باشد ( تا چنانچه دسته‌ای
از شما راه او گیرد ، و یا گروهی از شما از جاده سیرت و شریعت او بیرون رود ، با
آئین و کردار خویش بر ایشان حجّت و گواه باشد ) . و ما قبله‌ای را که بر آن بوده‌ای
( و تا کنون به سوی آن نماز خوانده‌ای و هم اینک فرمان روکردن به جهت کعبه صادره
شده است ) قبله ننموده بودیم مگر این که بدانیم چه کسی از پیغمبر پیروی می‌نماید و
چه کسی بر پاشنه‌های خود می‌چرخد ( و به عقب بر می‌گردد تا صف ثابت‌قدمان بر ایمان
، و فرصت‌طلبان بی‌ایمان از هم روشن و جدا شود ) . و اگرچه ( تغییر قبله برای کسی
که الفت گرفته است بدان رو کند ) بس بزرگ و دشوار است مگر بر کسانی که خدا ایشان
را رهنمون کرده باشد ( به احکام دین و راز قانونگذاری و بداند که هدف از روکردن به
این سو یا آن سو اطاعت فرمان خدا است نه به خاطر تقدّس خود جهات ) و خدا ایمان شما
را ( که انگیزه پیروی از پیغمبر است ) ضایع نمی‌گرداند ( و اجر و پاداش عبادات
قبلی شما را هدر نمی‌دهد ، چه ) بی‌گمان خدا نسبت به مردم بس رؤوف و مهربان است )
‏بقره/۱۴۳

لذا بار ها به مسلمانان گفته شده است امر به
معروف ونهی از منکر ویژگی ملی شما است  که
در هر زن و مرد با ایمان  باید متحقق   گردد:‏«کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ
لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ
بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْراً لَّهُم مِّنْهُمُ
الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ‏»

‏ (شما ( ای پیروان محمّد ) بهترین امّتی
هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید ( مادام که ) امر به معروف و نهی از منکر
می‌نمائید و به خدا ایمان دارید . و اگر اهل کتاب ( مثل شما به چنین برنامه و آئین
درخشانی ) ایمان بیاورند ، برای ایشان بهتر است ( از باور و آئینی که برآنند . ولی
تنها عدّه کمی ) از آنان با ایمانند و بیشتر ایشان فاسق ( و خارج از حدود ایمان و
وظائف آن ) هستند . ‏)آل عمران/۱۱۰

‏« وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ
بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ
الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ
وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ‏»

‏( مردان و زنان مؤمن ، برخی دوستان و
یاوران برخی دیگرند . همدیگر را به کار نیک می‌خوانند و از کار بد باز می‌دارند ،
و نماز را چنان که باید می‌گزارند ، و زکات را می‌پردازند ، و از خدا و پیغمبرش
فرمانبرداری می‌کنند . ایشان کسانیند که خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود می‌گرداند
.  ( این وعده خدا است و خداوند به گزاف
وعده نمی‌دهد و از وفای بدان هم ناتوان نیست . چرا که ) خداوند توانا و حکیم است .
‏)-توبه/۷۱

‏« التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ
الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ
وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ‏»

‏ ( از جمله اوصاف این مؤمنان و سائر
مسلمانان این است که ) آنان توبه‌کننده ( از معاصی ) ، پرستنده ( دادار ) ،
سپاسگزار ( پروردگار ) ، گردنده ( در زمین و اندیشمند در آفاق و انفس ) ، نمازگزار
، دستوردهنده به کار نیک ، بازدارنده از کار بد ، و حافظ قوانین خدا می‌باشند
.  ( ای پیغمبر ! ) مژده بده به مؤمنان (
به چیزهائی که خارج از توصیف و تعریف و به دور از فهم مردمان است ) . ‏توبه/۱۱۲

‏« الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی
الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ
وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ ‏»

‏ ( آن مؤمنانی که خدا بدیشان وعده یاری و
پیروزی داده است ) کسانی هستند که هرگاه در زمین ایشان را قدرت بخشیم ، نماز را
برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند ، و امر به معروف ، و نهی از منکر می‌نمایند ،
و سرانجام همه کارها به خدا برمی‌گردد ( و بدانها رسیدگی و درباره آنها داوری
خواهد کرد ، همان گونه که آغاز همه کارها از ناحیه خدا است ) . ‏حج/۴۱ 

اگر مسلمانان این گونه باشند به آبادی وشهری
می مانند که هر شهروند آن نسبت به نظافت جسم وبهداشت شهر احساس مسئولیت می نماید و
نه تنها به نظافت جسم و خانه اش می پردازد ،بلکه در هر جایی از شهر که آلودگی و
کثافت مشاهده نماید ،نسبت به دفع آن اقدام می کند و وجود نجاست رادر هیچ جایی تحمل
نمی کند . روشن است که آب وهوا و محیط چنین شهری همواره پاکیزه خواهد ماند . اگر
گاهی فرد ی ضعیف و رنجور از آنان بیمار گردد به موقع درمان خواهد شد ،یا حداکثر
بیماری ار صرفا یک بیماری شخصی و فردی خواهد بود که با سرایت به دیگران به شکل
وبای عمومی در نخواهد آمد . ولی مسلمانان نتوانند خود را در این سطح بالا نگه
دارند ، حداقل برای حفط سلامتی دینی واخلاقی جامعه همیشه باید گروهی  آماده ی ارائه ی این وظیفه باشند که آلودگی ها
وانحرافات اعتقادی ، اخلاقی و عملی  را دفع
کنند: ‏« وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏»

‏( باید از میان شما گروهی باشند که ( تربیت
لازم را ببینند و قرآن و سنّت و احکام شریعت را بیاموزند و مردمان را ) دعوت به
نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند ، و آنان خود رستگارند . ‏) آل
عمران۱۰۴  

این گروه علما وحکام است که اشتغال آنان در
کار امر به معروف  ونهی از منکر مانند
پرداختن مداوم و آمادگی همیشگی  مسئولین
نظافت و بهداشت شهر برای انجام وظیفه ی خویش ضروری و حتمی است . اگر اینان از
وظیفه و مسئولیت خویش غافل باشند و در جامعه هم هیچ کس و گروهی که به خیر و صلاح
دعوت کند وجود نداشته باشد ،تباهی و از بین رفتن جامعه از لحاظ اخلاقی و دینی همان
گونه قطعی است که  در صورت عدم وجود اداره
ی بهداشت ونظافت در شهر ی وهم چنان عدم هیچ گونه اقدامی در این زمینه از طرف
شهروندان ،هلاکت وتباهی آن جا معه  از لحاظ
جسم و جان قطعی است . علت از بین رفتن و هلاکت اقوام  پیشین نیز این بوده است که در میان آنان هیچ
گروهی که از بدی ها باز بدارد وبه نیکی ها فرا خواند وجود نداشته است :‏«
فَلَوْلاَ کَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِکُمْ أُوْلُواْ بَقِیَّهٍ یَنْهَوْنَ
عَنِ الْفَسَادِ فِی الأَرْضِ إِلاَّ قَلِیلاً مِّمَّنْ أَنجَیْنَا مِنْهُمْ
وَاتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِیهِ وَکَانُواْ مُجْرِمِینَ ‏»

‏ چرا نمی‌بایست که در میان ملّتهای ( گذشته
) پیش از شما فرزانگانی باشند که از فساد در زمین نهی کنند ( تا دیگران را از
گرفتار آمدن به عذاب و نابود شدن رهائی بخشند ؟ ) مگر مردمان کمی که ( به وظیفه
امر به معروف و نهی از منکر عمل کردند و ) ما نجاتشان دادیم ، و ( امّا در همان
حال ) کافرانی می‌زیستند که از خوشگذرانی و تنعّم و تلذّذی پیروی می‌کردند که آنان
را مغرور و فاسد کرده بود ، و دائماً گناه می‌ورزیدند ( و هیچ وقت به دعوت
پیغمبران و خیرخواهان گوش نمی‌دادند و از فساد و تباهی دست نمی‌کشیدند ) .
‏هود/۱۱۶

‏آ لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ
وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا
کَانُواْ یَصْنَعُونَ ‏»

‏ چرا پیشوایان مسیحی و علماء یهودی آنان را
از سخنان گناه‌آلود و خوردن مال حرام نهی نمی‌کنند و باز نمی‌دارند ؟ آنان ( هم با
ترک نهی و لب فروبستن از اندرز و ارشاد ) چه کار زشتی می‌کنند . ‏مائده /۶۳

پس مسئولیت علما ، مشایخ و حکام از همه
سنگین تر است . آنان صرفا پاسخگوی اعمال خود نیستند ،بلکه پاسخگویی و مسئولیت
اعمال همه ی افراد جامعه نیز تا حد زیادی متوجه آنان است . بحث امراء  و حکام ظالم و ستمگر و خوشگذاران و علما و مشایخی
که یه تملق و چاپلوسی آنان مشغولند  جداست
و نیازی نیست که بگوییم نزد خداوند چه عاقبتی در انتظار آنان است؛ اما امراء ،علما
و مشایخی که در کاخ ها و خانقاه ها ی خویش ادعای زهد ،تقوا،عبادت و ریاضت دارند
نیز از پاسخگویی در حضور خداوند نجات نخواهند یافت. چون در زمانی که طوفان های
گمراهی و فساد اخلاقی از هر سو ملت آنان را مورد تهاجم قرار داده شایسته نیست که
در گوشه ای سرهای خود راپایین بگیرند ،بلکه وظیفه و مسئولیت آنان این است که به
عنوان مرد میدان بیرون بیایند و همه ی توان و اثر و نفوذ ی راکه خداوند متعال به
آنان عطا کرده است به کار گیرند و با این طوفان و تهاجم به مقابله برخیزند .
مسئولیت دفع  طوفان،بدون تردید متوجه آنان
نیست ؛اما صرف همه ی توان و نیروی موجود برای دفع آن و رویارویی با آن قطعا متوجه
آنان است .

اگر آنان از این کار دریغ کنند ،
عبادت،ریاضت وپرهیزگاری شخصی و فردی شان ،آنان را از پاسخگویی روز حساب و کتاب
تبرئه نخواهد کرد .شما آن مسؤل  و کار مند
اداره ی نظافت و بهداشت را هیچ گاه نمی توانید از مسؤلیت تبرئه کنید  که در شهر ، وبا در حال گسترش باشد  و هزاران انسان در حال  دست و پنجه نرم کردن با مرگ باشند  و او در خانه اش بنشیند  و صرفا به فکر حفظ جان خود و خانواده اش باشد .
اگر یک شهروند عادی این کار را بکند ، شاید کار او چندان  قابل اعتراض نباشد ؛ اما اگر یک کارمند و مسول
اداره ی بهداشت این گونه عمل نماید ،در مجرم بودن 
ومقصر بودنش هیچ تردی وجود ندارد .

——————————————-

منبع : گفتار ها

مولف: ابو الاعلی مودودی

ترجمه عبدالغنی سلیم قنبرزهی

انتشارات : نشر احسان  ۱۳۸۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا