معماری
خانه ---> عقیده ---> مفهوم اسلام و مسلماني
ناصر سبحانی

مفهوم اسلام و مسلماني

مفهوم اسلام و مسلماني در انديشه استاد سبحاني

استاد شهيد ناصر سبحاني / تهيه و تنظيم : محمّد حامدي

1. هر اسمي زمانی جايز است بر كسي يا چيزي گذاشته شود كه معناي آن در آن چيز وجود داشته باشد (آن هم در حد خصال و ملكات) : مثلاً وقتي به كسي خياط گفته مي‌شود كه هر گاه بخواهد بتواند خياطي بكند. يعني به كسي كه به حرفه‌ي خياطي علم ندارد و يا اگر بدان علم دارد اما عملاً خياطي را نمي‌تواند انجام دهد خياط گفته نمي‌شود. هم چنين اسلام و مسلماني نيز زمانی جايز است براي انسان بكار برده شود كه اولاً: اسلام را شناخته باشد . ثانياً : ايمان داشتن بدان در درونش مستقر شده باشد و عمل نمودن به آن بصورت خصلت و ملكه در آمده باشد (نه اين كه تنها گاه گاهي عملي مسلمانانه انجام دهد كه اين هرگز مقبول درگاه خداوند نمي‌شود). لذا بر ما واجب است بر اساس اين معيار قرآني خود را محاسبه كنيم تا از اين طريق معلوم شود که آيا واقعاً مسلمان هستيم يا نه.

2. معني اسلام و مسلماني : اسلام كلمه‌اي است عربي و به معنی سلامت می‌باشد. سلامت عبارتست از اينكه انسان از آفت و درد و بلا محفوظ باشد. اسلام يعني اينكه چيزي از آفت و درد و بلا رستگار شود. مسلماني عبارتست از اينكه انسان از طریق شناخت و عمل به اسلام خود را از آفات و بلاها سالم گرداند. انسان مخلوق خداست و اين امر مسلم است كه صانع هر چيزي نسبت به اداره‌ي آن چيز از دانايي شايسته ای برخوردار است. بنابراین اسلام يعني اينكه انسان از طريق اجراي فرامین خداوند از تمام برنامه‌هاي بشري رويگردان شود و تنها به طرف برنامه‌ي خداوند حركت كند و آن را در واقعيت زندگيش اجرا نمايد.

3. معني توجه كردن به غير خدا : هرگاه انسان چنين بپندارد كه كسي ديگر غير از خداوند مي‌تواند منافعي را تأمين کند يا مضاري را دفع نماید و داراي قدرت است و كار مخلوقي را در تحت كنترل خود دارد؛ لذا بايد بدان اميد و ترس پيدا كرد و برنامه و شريعت را از  او طلب نمود و از آن اطاعت شود و از غير خدا فريادخواهي شود،  توجه به غير خدا واقع شده است. موارد فوق  از مصاديق توجه به غير خداوند است و آفت و درد مي‌باشند كه اگر خداوند به انسان رحم نكند و او را راهنمايي ننمايد اين دردها كافي است كه انسان را در دو جهان بدبخت نمایند و او را از خوشبختي ابدي در دو جهان محروم كنند. اسلام عبارتست از اينكه انسان از طريق فهم و اجراي برنامه‌ي خداوند، خود را از اين آفات رستگار كند. به عبارتي ديگر بايستی تنها خداوند را جالب منافع، دافع مضار، كنترل كننده، فرمانروا و فريادرس دانست. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که تنها در اين صورت شایسته است به انسان، مسلمان گفته ‌شود. مسائل مذكور چكيده‌ي تمام دين خداست. پس بر اين اساس بايد انسان در تمام زندگي، خود را مراقبت كند تا گرفتار اين آفات نگردد. و اگر دچار آنها شد فوراً از آن‌ها توبه كند.

4. توصيه‌ي مهم در اين باره : اين است كه اگر كسي به معناي كامل مجري فرامین اسلام نيست بايد این را به مردم اعلام كند كه مسلمان نيست تا کلمه‌ی اسلام از اين طريق نزد مردم زشت نشود. همانند كسي كه خياطي را نمي‌داند و بايد این را به مردم اعلام كند كه خياطي را نمي‌داند تا مردم از كار او متضرّر نشوند. مسئوليت انسان غير مسلمان اين است كه اسلام را بشناسد و به آن ملتزم شود. اما مسئوليت انسان مسلمان علاوه بر اينها اين است كه اسلام را عملاً به مردم معرفي كند. پس اولين قدم در زمينه‌ي مسلماني اين است كه بايد اسلام و مسلماني را بطور شايسته بشناسد و در قدم دوم بدان عمل نماید و در نهايت بايد آن برنامه را به سايرين ابلاغ نماید. براي تحقق اين كار بايستی تمام آيات قرآن بدون كم و زياد شناخته شوند و به دنبال آن عملي گردند. و نباید هيچ آيتي از آن در زندگي انسان حذف شود. چون خداوند اجراي كل مفاد قرآن را از انسانها خواسته است و از اجراي ناقص آن بشدت ناراضي است.

5. جهان آفرينش يك دستگاه واحد است (مانند يك دستگاه ضبط صوت) : كه از اجزاء متعددي تشكيل شده است و هر جزء از آن داراي خصوصيات و وظايفي است (كه بايد انجام دهد) كه از مجموع انجام وظايف تمام اجزاء، كار آن دستگاه انجام مي‌شود. هرگاه در اين ميان يكي از اجزاء مذكور وظايفش را انجام ندهد سازنده‌اش به اصلاح آن مي‌پردازد كه اگر قابل اصلاح نبود آن را حذف می‌نماید و جزء ديگري را جايگزين آن مي‌كند تا كار دستگاه تعطيل نشود. خداوند نيز دقيقاً با انسان چنين كاري را انجام داده و مي‌دهد. بنابراین انسان بايستی بشدت از اين امر متنبه و آگاه شود و هرگز نبايد كاري را انجام دهد كه در اثر آن حذف شود و از این طریق در دنيا و آخرت دچار بدبختی شود.

6. قاعده‌ي مهم در اين مورد : اين است كه خداوند جهان هستي را به طرف سرانجام معيني مي‌برد و اگر در اين ميان يكي از مخلوقات از اين مسير منحرف شد هرگز نمي‌تواند مسير كاروان جهان هستي را تغيير دهد و سرانجام خودش نيز در ميان اين قافله‌ي عظيم لگدمال می‌شود و در نهايت حذف خواهد شد. وقوع اين حالت، براي انسان در حيات دنيا از طريق غم و ترس، دلتنگي، فساد و خونريزي جلوه‌گر مي‌شود. و در عالم پس از مرگ نیز با دخول در جهنم محقق مي‌شود. بنابراین خداوند نسبت به انحرافات ما بي‌تفاوت نبوده و نخواهد بود و دير يا زود به حساب ما رسيدگي خواهد نمود.

7. اگر از تك تك انسانها سؤال شود در زندگي روزمره بدنبال چه چيزي هستيد؟ در جواب این مسئله همگی به اتفاق خواهند گفت که خوشبختي را مي‌خواهيم  و از بدبختي گريزانيم. اما مسئله‌ي مهم در اين باره اين است كه خوشبختي چيست و چگونه تأمين مي‌شود ؟ خوشبختي عبارتست از اين كه انسان در زندگيش به حالتي برسد كه غم و ترس را نداشته باشد. يعني اینکه همه‌ي آرزوهاي انسان تأمين شوند و بدنبال آن از نابودي محفوظ گردند. تنها در اين صورت است كه خوشبختي انسان محقق مي‌شود. البته مكانيزم كسب آن تنها در دين خداوند وجود دارد. به عبارتي ديگر انسان از طريق شناخت دین خدا و عمل نمودن براساس آن و ايمان به قضا و قدر و بهشت جاويدان به همه‌ي آرزوهايش خواهد رسيد و از آفات نيز محفوظ خواهد شد.

8. انسان مؤمن نسبت به شناخت، عزم، تصميم، بكار بردن اسباب و دعا مكلف است : و امور مذکور تمام مطلوبات انسان مسلمان را در حيات دنيا در بر می‌گیرند. و انسان مسلمان از این طریق هر آن چه را می‌خواهد و آرزو می‌كند (مسلماني) در قلبش بدست می آورد و آنرا نزد خود مي‌يابد. و آن چه رااز این طریق  بدست آورده است هرگز از دست نمي‌دهد. چون خداوند آن را تضمين نموده است. پس بر اين اساس انسان مسلمان غم و ترسي را ندارد و نسبت به كسب نعمات و وقوع مشكلات نيز نگراني را ندارد؛ زيرا خداوندخود، عهده‌دار تأمين آنها شده است و آنچه را براي انسان خير و مصلحت می‌باشد مقرر نموده است وقطعاً به‌ آنها خواهد رسيد. همچنین در روز قيامت نيز وارد بهشت مي‌شود و از اين طريق به تمام آرزوهايش خواهد رسيد. و نعمات مذكور هرگز از دستش خارج نخواهد شد [لَهُم مَا يَشَاءُونَ فِيهَا خَالِدِينَ] پس با اين وصف خوشبختي و نجات انسان از بدبختي تنها در برنامه‌ي خداوند وجود دارد. لذا بايستی با تمام وجود به آن توجه كنيم و عازمانه و محبانه آن را عملي كنيم تا بدين وسيله در دنيا و آخرت خوشبخت شويم. البته خداوند براي اصلاح گناهان انسان توبه را در اختيارش قرار داده است تا از اين طريق کاستی‌های ناشی از  آنها را جبران نمايد. در نتیجه براساس مطالب مذكور این امر مشخص گرديد كه انسان مسلمان دچار غم و ترس نمی‌شود. اما انسان‌های غيرمسلمان براي هميشه از اين دو درد چاره‌ناپذير خواهند سوخت.

9. مسلماني به معناي اين نيست كه انسان مسلمان از نعمات استفاده نمی‌نمايد : بلكه اصلاً دينداري بدون استفاده از نعمات ممكن نيست. پس هم انسان مؤمن و هم غير مؤمن از نعمات استفاده مي‌كنند اما با اين تفاوت كه انسان مؤمن بر طبق فرمان خداوند از آنها استفاده مي‌كند و انسان غير مؤمن بر خلاف فرمان خدا آنها را به کار می‌گیرد. از جهتي ديگر بايد این را گفت كه قطعاً هم انسان مؤمن و هم غير مؤمن، به آنچه در قضاي الهي برايشان مقرر است (بدون کم و زیاد) خواهند رسيد. اما انسان مؤمن، نعمات را بعنوان وسيله‌ي كسب سعادت دو جهان به کار می گیرد. و غير مؤمن آنرا بعنوان وسيله‌ي كسب بدبختي در دو جهان به کار می‌گیرد. گرچه او بر این امر معترف نمی‌گردد.

10. بهشت خدا بر عكس حيات دنيا داراي دو صفت است : 1ـ انسان هر آنچه را كه مي‌خواهد در آنجا بدست مي‌آورد. 2ـ و هر چه را بدست مي‌آورد از دست نمي‌دهد [لَهُم مَا يَشَاءُونَ فِيهَا خَالِدِينَ] و بالاتر از همه‌ي اينها رضايتي از جانب خداوند رحمان است كه عظمت آن تنها در هنگام چشيدن در آن زمان درك مي‌شود.

برگرفته از آثار استاد شهيد توسط محمّد حامدي

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس