معماری
خانه ---> مقالات ---> دلایل گرایش کوردها به آیین اسلام و سیر ارتباط کوردها با زبان و ادب عربی
کوردها و اسلام
کوردها و اسلام

دلایل گرایش کوردها به آیین اسلام و سیر ارتباط کوردها با زبان و ادب عربی

دلایل گرایش کوردها به آیین اسلام و سیر ارتباط کوردها با زبان و ادب عربی

نویسنده: :دکتر شعله ظهیری

بررسی گسترش و نفوذ ادب عربی در کردستان ( عصر اسلامی و اموی)

درآمد

این مقطع از تاریخ کوردها یعنی آغاز ظهور اسلام تا سال ۱۳۲ه.ق به خاطر چگونگی پذیرش دین اسلام  و رویارویی آن ها با مسلمانان و نحوه ی فتح مناطق کردنشین و چرایی رواج دین اسلام و زبان و ادب عربی در این مناطق از حساسیت ویژه ای برخوردار است. در این بخش از نوشتار ضمن برشمردن دلایل رویکرد قوم کرد به اسلام و زبان عربی، ضروری می نمایدابتدا جهات ارتباطی دو قوم عرب و کرد  از همان آغاز که مقارن ظهور اسلام در عربستان بوده است. تا پایان دوره اموی که نزدیک به یک قرن و نیم انجامید، مورد بررسی و مداقه قرار گیرد تا بارقه های نفوذ و گسترش این زبان در منطقه  کردستان مشخص شود.

دلایل گرایش کوردها به آیین اسلام

هر چند دلایل و روی آوردن و تمایل مردم کرد به دین اسلام و زبان و ادب عربی می تواند از همان دلایلی باشد که سایرایرانیان را به پذیرش آیین مقدس وادار نمود، اما از آن جایی که اغلب تاریخ نویسان اذعات دارند که دین اسلام با سرعتی شگفت انکیز در کردستان پیش رفت و کوردها بدون جنگ و جدال و با آغوشی باز پذایرای عرب ها، زبان و فرهنگشان شدند. لازم است برای تبین هر چه بیشتر موضوع، هر چند به طور مختصر، مهم ترین عوامل گسترش دین اسلام در کردستان و دلایل رویکرد کوردها به زبان، فرهنگ و ادب عربی بررسی گردد.

  1. بحران سیاسی و مذهبی ساسانیان حاکمیت ساسانی در آخرین ایام خود گرفتار بحران در ساختارهای سیاسی و مذهبی شده بود. در این دوران تاریخ و اختلاف موبدان و روحانیان دست به دست هم داده ، علایق و عقاید کهن را به سستی کشاندهن بود. از طرف دیگر نفوذ دین ترسایان در غرب و پیشرفت ایین بودا در شرق، از قدرت آیین زرتشت کاسته بود. همچنین

تصلیب و قشری نگری همراه با رسوم خشک، دشوار و پیچیده زرتشت، در مقایسه با سهولت مراسم مذهبی اسلام می تواند از جمله دلایل گرایش کوردها به اسلام  قلمداد شود.(نک: عباسی،۱۳۸۶ش، مهر نوس، ۱۳۹۰ش، ۲۹۸)

  1. رهایی از ستم طبق ی حاکم، بار کمرشکن استبداد در دوره ی ساسانیان بر پشت تمامی ملت ایران از جمله کوردها سنگینی می کرد، سیتم طبقاتی خاص، امان از مردم بریده بودند، در این میان اوضاع مردم کرد وخیم تر از بقیه بود. آن ها پیشمرگان سپاهیان شاهنشاهان در حمله به بابل و ارمنستان و روم بودند ( عباسی. ۱۳۸۶ش، ۱۵) کوردهای ناراضی از حاکمیت سلطه ی حاکم، شهرهای خود را به آسانی تقدیم سپاه اسلام نموده و حاکمیت مسلمانان عرب را بر حاکمیت فارس و روم ترجیح دادند. ( تک: بال افکن، ۱۳۸۷ش.ش، ۳۲) استاد روژیبانی می گوید: ” پارس ها و ساسانیان همواره می خواستندکرده ها را ذلیل و خوار نمایندو چون سپاهیان اسلام وارد کردستان شدند، با راهنمایی و کمک کوردها، توانستندسرزمین های سخت و کوهستانی را تصرف نمایند. ” ( روژ بیانی،۱۳۹۷م، ۶)
  2. رفتار فاتحان عرب، طبق اسناد معتبر تاریخی، در فتوحات صدر اسلام، عرب های مسلمان وارد هر شهری که می شدند پس از فتح آن، امور را به اهالی آن شهر ها واگذار می کردندو ضمن امان دادن به جان و مال، عدم تعرض نریختن خون ویران نکردن آتش کده ها، آزاد گذاردن در نقل مکان و مهم تر از همه محافظت از ایشان را متعهد می شدند. ( نک، بلذری، ۱۴۲۵ق، مهر نوس، ۱۲۹۰ش، ۳۰۲) همین رفتار متعادل فاتحان به به نوبه ی خود فضای اجتماعی مسالمت آمیز و گشاده ای را فرا روی کرد ها پدید آورد که در گرایش به اسلام تأثیر نسبتا” پایداری داشت.
  3. برخی تشابهات اعتقادی آیین زرتشت و اسلام، نکات مشابه زیادی بین دین زرتشت و اسلام وجود داشت. به طوری که زرتشتی می توانست در قرآن بسیاری از اصول اعتقادی دین خود را به دست آورد . اگر چه مبانی دین زرتشت با مبانی توحیدی اسلام کاملا” انطباق ندارد، اما آمادگی ذهنی مناسبی را برای کوردها در پذیرش اسلام فراهم آورد. تک: بال افکن، ۱۳۸۷ش.ش، ۳۲)
  4. آشنایی نسبی با دیرینه کوردها با عرب ها؛ کرد و عرب به دلیل هم جواری دیرینه ای که با هم داشتند، نسبت به هم بیگانه نبودند. شاید همین پیشینه قبلی باعث شد که در ورود سپاه اسلام به کردستان جنگی قابل توجه رخ ندهد. اسلام  در میان رهبران و بزرگان بیشتر عشایر کرد قبل از ورود سپاه اسلام  بودند. مورخان اشاره می کنند: ” یکی از دانشمندان کرد به نام ” پیرون فرزند بهرام ” که در منطقه ی ” مرگه” زندگی می کرد” با روحانیون و علمای مسیحی و یهودی در رابطه با کسب خبر از ظهور پیامبر جدید، در ارتباط بود. او که خود از رهبران آیین زرتشتی بود به محض این که از نزدیک شدن سپاه اسلام مطلع شد، به همراه دوازده نفر از رهبران محلی به اردوی مسلمانان رفته و همگی به دین اسلام ایمان آوردند.”

 

دلایل  رویکرد کوردها به ربان و ادب عربی

کوردها نیز مانند سایر  مسلمانان غیر عرب، زبان عربی را زبان قوم عرب نمی دانستند، بلکه آن را زبان قرآن و زبان بین المللی می دانستند، لذا بدون هیچ گونه تعصب و با شور و نشاط و علاقه ی فوق العده برای بیان آراء و و  اندیشه ها خلاقیت ها و ابتکارات در زمینه های سیاسی، اجتماعی، علمی، فلسفی، فرهنگی و مذهبی به فراگیری، ضبط و تدوین این زبان مذهبی متمایل گشتند. می توان از جمله دلایل تمایل کوردها به زبان عربی را در موارد زیر خلاصه نمایید.

  1. فعالیت و بلاغت قرآن؛ بی تردید نزول قرآن کریم به زبان عربی اولین و مهم ترین عامل رویکرد عرب و غیر عرب به این زبان بوده است. سبک بیان و واژه گزینی قرآن چنان شگفت بود که نه تنها عرب های فصیح ، بلکه سایر مسلمانان غیر عرب را از جمله کوردها نیز در برابر آن متحیر شدند. این حیرت و دلدادگی آنان را واداشت تا هر چه بیشتر در مورد آن کنکاش، بررسی و پژوهش نمایند.
  2. کسب معرفت دینی: کوردها به حکم انگیزه ی دینی اهتمام و فراگیری زبان عربی را ضروری می دانستند، اسلام بر کسب معرفت دینی تأکید می کرد و کوردهای مسلمان باید بسیاری از تکالیف دنی خود را از جمله خواندن نماز با زبان عربی انجام می دادند. از دیگر سو به خاطر زبان قرآن، آن ها را به علومی چون قراءت ، تفسیر، کلام، حدیث، رجال، لت، نحو، صرف بلاغت، تاریخ و سیره آوردند.
  3. گریز از تحقیرها، کوردهای مسلمان که به عنوان موالی نخست سیطره ی عرب ها قرار داشتند. از جانب برخی از آن ها تحقیر می شدند و به عنوان شهروند درجه دو به شمار می آمدند. مصلحت اندیشی و گریز از این تحقیر ها و محدودیت ها مسلمانان کرد را واداشت که در جهت مقابله  با رفتارهای غیر دینی این گروه از عرب ها، به فرهنگ واقعی اسلام و متعلقات آن از جمله زبان عربی گرایش یابند.( تک: بال افکن، ۱۳۸۷ش.ش، ۳۲))
  4. دیدگاه غیر طبقاتی: اسلام به علم اندوزی، ساسانیان، کوردها را از خواندن و کسب علم منع می کردند. ( عباسی، ۱۳۸۶ش، ۷) با خارج شدن علم از انحصار طبقه خاص در پرتو آموزه ها و انگیزه های دینی ،کوردها نیز مانند سایر مسلمانان به علم و ادب روی آوردند و زبان عربی را به عنوان زبانی فراگیر و مشترک میان همه مسلمانان پذیرا شدند.
  5. عشق به رسول عربی و صحابه ی کرام، محمد (ص) ” رحمهللعالمین” که سعادت و هدایت برای بشریت به ارمغان آورد، در میان عرب ها و با زبان عربی مبعوث شد. لذا عشق مضاعف کوردها به ایشان که نمونه های آن در مولودی نامه های خاص منطقه ی کردستان زبانزد است و نیز علاقه و احترام آنان به صحابه ی کرام، می تواند یکی از دلایل رویکرد به این زبان باشد.

مردمان طعنه زنندم که مده دل به عرب                به عرب چون ندهم دل که محمد (ص) عرب است

 

سیر ارتباطی تاریخی کوردها با زبان و ادب عربی

قبل از اسلام

هرچند تا کنون انسداد معابری از ارتباط عرب ها و کوردها قبل از ظهور اسلام به دست نیانده است، و این به بررسی   تاریخی و تحلیل داده های آن، می توان اذعان نمود که سابقه ی ارتباط کرد و عرب و تاریخ تماس زبان و فرهنگ عربی_ کردی به سده های پیش از اسلام و به دوران هخامنشیان و اشکانیان بر می گردد. بنابر عقیده ی صاحب نظران ” قبل از ظهور اسلام، عمده تماس عرب با کرد بین تیره های اعراب شمالی در کرانه های رود فرات و میان رودان، اتفاق افتاده استدر این تماس دو سویه، عرب ها الفاظی زا با لهجه ی کردی فرا می گرفتند و کرد های این ناحیه نیز کما بیش با زبان عربی آشنا بودند ” ( ظاهری ،۱۳۸۳ش، ۳۷) در تأیید این مطلب می توان به نمونه هایی از آشنایی مردم کرد، در زمان قبل از فتوحات اسلامی با زبان عربی اشاره نمود.، که برخی از کتاب های تاریخی ذکر شده است.:

۱٫خالد ابن ولید به فرخ خان سرکرده ی کوردها نامه نوشت و نامه را به مردی از ” رستم آباد” داد و آن مردبه زبان عربی و زبان کردی  آشنا بود، ” واقدی ،( ۱۳۷۱ش، ۱۶۱)

  1. ” فسطوربه زبان عربی آشنا بود، او کاتب فرخ خان و به سه زبان عربی، رومی و کردی مسلط بود و کتابت می کرد” (واقدی ، ۱۳۷۱ش، ۲۵۳)

علاوه بر این نزدیکی و قرابت مراکز علمی و ادبی عرب ها، به منطقه ی کردستان می تواند از دیگر عوامل آشنایی کوردها به زبان و ادبیات عرب در دوران پیش از اسلام باشد. ” انبار و حیره” دو مرکز فرهنگی و علمی قبل از ظهور دین مبین  اسلام بودند. حیره در نزدیکی تیسفون پایتخت ساسانیان، و ساکنان آن  آمیخته ای از  ایرانیان و قبایل عرب بود. انبار نیز در این دوران نیز در این دوران پس تیسفون بزرگترین شهر غرب ایران و از مراکز مهم فرهنگی بود. روایات متعدد نشان می دهد که انبار و حیره نخستین مراکز پیدایش و انتشار خط و کتابت عربی نیز بوده اند. ( محمدی ملایری، ۱۳۷۲ش، ۲۵۰) این دو شهر از لحاظ جعرافیایی نیز نشان می دهند، نزدیکی سرزمین کوردها قرار داشتند. منابع جغرافیایی تصریح نموده ه اندکه در زمان ساسانیان منطقه ی امروزی کردستان عراق را ” آسورستان یا ” دل ایرانشهر”  می نامیدند که بخش شرقی آن در استان شاد پیروز و شمال غربی آن در ” استان بالا ” قرار داشت. انبار در روزگار فرمان روایی قباد( ۵۳۱م) یکی از طرح های چهارگانه استان شاذ قباد یا سروستان واقع در پایتخت سیاسی و مرکز فرهنگ و تمدن ایران بود و از این رو،آن را دل ایرانشهر می خواندند” ( ابن خردادیه، بی تا، ۱۸ )

با تحلیل مطالب ذکر شده، می توان نتیجه گرفت که در دوران پیش از اسلام در سایه ی ارتباطات، و  نیز هم جواری و قرابت مراکز علمی و فرهنگی و عرب ها به کردستان، دو قوم کرد و عرب تا حدی با هم آشنایی داشتندو شاید همین آشنایی انگیزه ای برای استقیال از دین اسلام و پذیرش زبان و ادب عربی در دوره ی بعد در کردستان شد.

عصر صدر اسلام

در این دوره که ادبیات  شاخه ای مستقل به حساب نمی آمد و علوم مختلف تدوین نشده و تألیف رایح نسیت، علماء و ادبای کرد زیادمطرح نیستند. (خاکپور، ۱۳۹۲ش، ۲۹) لذا ضروری می نماید. نخستین نشانه های پذیرش زبان عربی و و نفوذ آن در کردستان را، میان اصحاب گرامی جستجو کرد. تلاش هایی که از سوی صحابه ی کرد تبار و هیأت سازی هایی که به منظور ارتباط با رسول اکرم (ص) در دهه های نخستین انجام گرفته است، زمینه ی ورود زبان و ادب عربی را به منطقه فراهم آورد. در حقیقت این بزرگواران به عنوان نخستین معلمان قرآن و ناقلان احادیث پیامبر (ص) طلایه داران ادب عربی در کردستان به شمار  می روند وبا وجود آنان بود که زبان عربی تاریخ طولانی خود را از کردستان آغاز نمود.

 

صحابه

سایقه ی ارتباط کرد و عرب، آن چنان که از اطلاعات تاریخی بر می آید به دوره ی قبل از فتوحات اسلامی و زمان پیامبر (ص) می رسد و بدیهی است آغاز این روابط با صحابه ی کرد بوده است.

جاپان کرد؛ منابع تاریخی در میان صحابه ی رسول الله (ص) به شخصی به اسم جاپان (_ کابان) کردی اشاره کرده اند. که ” میمون” با کنیه “ابو بصیر ” پسر او بوده است. آلوسی در تفسیر خود ” روح المعانی” از این پدر و پسر کرد تبار احادیثی را روایت می کند و احتمال می دهد اصحاب دیگری نیز از نژاد کرد وجود داشته اند. ( الوسی،۱۹۸۵م، ۹/۶۵؛ همان، ۱۳/۲۵۸)

ابن حجر در کتاب ” الاصابه فی تمییز الصحابه” از جابان کردی و میمون بن جابان چنین نقل می نماید: ” میمون بن جابان الصردی عن أبیه أنه سمیع النبی صلی الله علیه و سلم  غیره مره حتی یبلغ عشرا یقول: ” من تزوج أمره و هو یتوی الا یعطیها الصداق لقی الله و هو زان” ( نک، عسقلانی، بی تا، ۵۴) آن چه روشن بوده استاین است که جابان یکی از اصحاب کرد رسول الله (ص) و از راویان حدیث بوده است ( ابن اثیر، بی تا، ۱/۴۸۴)  متأسفانه معلومات تاریخی در مورد زندگی این صحابی بزرگوار بسیار اندک است ، ولی منابع تاریخی از پسرش میمون کردی مطالبی را ذکر کرده اند که از بررسی آن ها می توان به این نتیجه گیری رسید که جابان، ندای محمد (ص) را لبیک گفت و برای پیدا کردن حقیقت راه زبادی را پیموده است، او از سرزمین کردستان به مکه مسافرت کرده و به عنوان رابط سفیر کوردها در مکه مانده و به عنوان راوی حدیث بارها با پیامبر (ص) ارتباط و مراوده داشته است. جابان همراه سایر مسلمانان از مکه به مدینه مهاجرت کرده است زیرا احادیثی که از ایشان نقل شده است بیشتر برای احکام و امورات شرعی تنظیم گردیده استکه در مدینه بیشتر از مکه به این مهم پرداخته می شد. به احتمال قریب به یقین، جابان ، حلقه ارتباطی بین کوردها و رسول خدا (ص) بوده است. او هم وطنان خویش را به اسلام دعوت کرد و نقش به سزایی در مسلمان شدن کوردها داشته و در سایه ی تلاش این صحابه ی بزرگوار کوردها به راحتی دعوت اسلام را پذیرا شدند.

ابو بصیر میمون کردی؛ ابو بصیر فرزند جابان نیز از یاران رسول خدا بوده و همواره از پدرش حدیث نقل نموده است. (( ابن اثیر، بی تا، ۶/۳۴۵) نام ابو بصیر در بسیاری از کتب معتبر تاریخی آمده است که به ذکر نمونه ای از آن اکتفا می شود: او از رئایان حدیث بوده و ” ابو عثمان نهدی” ، ” حماد بن زیده ” ” دیلم بن غزوان ” نیز او روایت کرده اند. (سمعانی۱۹۸۰م، ۱۰/۳۹۵)

طبق نظر طبری، ابو بصیر در مکه توسط مشرکین زندانی و شکنجه شده و از هجرت او جلوگیری می کردند. پس او نیز مانند پدر در مکه و قبل از هجرت به حضور رسول الله رسیده و مسلمان شده است. ابو بصیر با جنگ های پارتیزانی که از مشخصه ی کوردهاست، به یاران رسول خدا (ص) روش های جنگی نامتعارف را آموزش داد که بعد ها توسط فرماندهان بزرگی مثل” خالد بن ولید، قینقاع و سعد بن وقاص” از این آموزش ها به خوبی استفاده گردید. ( عباسی، ۱۳۸۶ش، ۱۹)

هیأت های اعزامی

در صدر اسلام کوردها جزء اولین مردمایی بودند که با انتخاب و تصمیم خود به بررسی و قبول اسلام پرداختند. کوردها برای این کار هیأت سازی کردند. این هیأت های مأمور بودند بعد از کسب اطلاعات کافی از دین جدید، به میان مردم کرد باز گردند. (همان ) بدیهی است وجود این هیأت ها رفت و آمدهایی از این قبیل زمینه را بر ای ارتباط هر چه بیشتر این دو قوم کرد و عرب و به موازات آن نفوذ و گسترش زبان و ادب عربی به کردستان را فراهم آورد. از جمله این هیأت ها می توان به دو مورد زیر اشاره کرد:

  1. هیأت ” اوغوزخان” اوغوزخان سردار ترکستان مشاوری به نام ” بوغ دوز”داشت. او که از نظر اصالت و نژاد کرد بود، به دلیل آگاهی و سطح بالای فکری که داشت، به مقام مشاوری اوغوزخان رسیده بود. وقتی خبر ظهور پیامبری جدید ترکستان می رسد، سردار ترکستان او را به عنوان نماینده خود به حجاز می فرستد. او به عنوان نماینده ترکستان چندین شبانه روز در حضور پیامبر (ص) بود. نکته مهم آن است که بوغ دوز بعد از انجام مأموریت و آگاهی از چند و چون دین جدید، از راه کردستان به ترکستان برگشت و در هنگام توقف در کردستان ، مردم خود را از شریعت و دستورات دین جدید مطلع نمود.( عباسی، ۱۳۸۶ ش، ۱۶)
  2. هیأت های بازرگان باجن(- بوتان)، بعد از مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه، هیأتی از منطقه شهروز کردستان که زیر سلطه ی حکومت ایران بود، و هیأتی دیگر از منطقه ی بوتان که زیر سلطه ی روم بود، در پوشش بازرگانی، به مدینه رفتند. هیأت بازرگانی بوتان از طایفه ” باژن یا باجن” بود که دور از چشم جاسوسان رومی وارد طایف شده و اعضای آن به خدمت رسول خدا در مدینه رسیدند و در آن جا اسلام خود را اعلام کردند و به میان قوم خود برگشتند و اخبار اسلام را به سوی آن ها آورده (عباسی، ۱۳۸۶ ش، ۱۶)) و باعث نفوذ فرهنگ و ادب عربی در منطقه شدند.

عصر خلفای راشدین

هر چند سابقه ی آشنایی کوردها با زبان عربی به قبل از اسلام و حیات پیامبر (ص) بر می گردد  اما از هنگامی که عرب ها با به دست گرفتن لوای اسلام از شبه جزیره ی عربستان بیرون تاختند و کشورهای هم جوار را گشودند ، زبان عربی که زبان فاتحان عرب بود به عنوان یک زبان مذهبی در سرزمین های حوزه تمدن اسلامی، از جمله منطقه ی کردستان رواج و گسترش یافت . مورخ نامی کرد، امینزکی بیگ در کتاب ” کرد و کردستان می گوید: مردم کرد در شانزدهیمن سال هجرت، با سپاه اسلام تماس گرفت. ولی الوسی در روح المعانی و ابن حجر در الاصابه  فی تمییز الصحابه معتقدند ، قبل از این تاریخ کوردها با مسلمانان مرتبط بوده اند” (عباسی، ۱۳۸۶ ش، ۴۶)

نفوذ سیاسی و دینی فاتحان عرب، مهاجرت  و اسکان برخی از آنان در مناطق مختلف کردستان، آمیزش و برقراری نسبی با کوردها  و عواملی از این دست در عصر خلفای راشدین مخصوصا” در دوران خلافت عمر بن خطاب و عثمان بن عفان (رض)، به طور تدریجی تأثیرات عمیقی را در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقت صادی و فرهنگی به جا نهاد که در این تماس و تعامل جلوه های  روشنی از برخوردهای فرهنگی و ادبی ران می توان دید که خود زمینه را برای نفوذ زبان، ادب و فرهنگ عربی در کردستان فراهم آورد.

——————————-

منبع : سیر تحول ادب عربی در کردستان / مولف:دکتر شعله ظهیری

 

مقالات مرتبط:

تعامل کورد و اسلام و مسلمان شدن کوردها و خدمات متقابل کورد و اسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس