سه دليل از ادله آسماني و شش دليل از ادله زميني بر قدرت و عظمت و يگانگي خداوند
سه دليل از ادله آسماني و شش دليل از ادله زميني بر قدرت و عظمت و يگانگي خداوند
نویسنده : عبد الرؤوف مخلص
سه دليل از ادله آسماني و شش دليل از ادله زميني بر قدرت و عظمت و يگانگي خداوند در سه آیه از آیات سوره رعد
المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ / رعد 1
خوانده ميشود: «الف، لام، ميم، راء» و سخن درباره حروف مقطعه اوايل سورهها در آغاز سوره «بقره» گذشت «اين» يعني: آيات اين سوره «آيات كتاب است و آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده، حق است» مراد كل قرآن است، يعني قرآن موصوف به اين وصف است كه حق است «ولي بيشتر مردم» باوجود وضوح و روشني اين آيات «ايمان نميآورند» به اين حقي كه خداوندY آن را بر تو نازل كرده، از آن رو كه در ستيز و عناد و نفاق بهسر ميبرند و در قرآن به درستي تأمل و انديشه نميكنند.
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ / رعد 2
«خداوند ذاتي است كه آسمانها را بدون ستونهايي كه آنها را ببينيد، برافراشت» عمد: ستونهاست. يعني: آسمانها بدون اتكا به ستون بر پايند. به قولي؛ معني اين است كه: آسمانها داراي ستونهايي ـ مانند نيروي جاذبه ـ هستند ولي شما آنها را نميبينيد «سپس بر عرش استوا يافت» و او خود به كيفيت اين استوا داناتر است و ما به آن ـ بدون بيان كيفيت، بدون تشبيه، تأويل وتعطيل ـ ايمان داريم. و چنانكه امام مالك: گفته است: «استوا مجهول نيست، اما درك كيفيت آن در حيطه عقل نميباشد و ايمان به آن واجب و سؤالكردن از آن بدعت است». «و خورشيد و ماه را رام گردانيد» براي تأمين منافع خلق ومصالح بندگان كه بايد به وسيله آنها برآورده شود «هر كدام براي مدتي معين سيرميكنند» يعني: هر يك از خورشيد و ماه در مدار فلكي خود تا ميعادي معين كه وقت فناي دنيا و برپايي قيامت است، سير ميكنند. به قولي: مراد از (أجل مسمي) منازل خورشيد و ماه است كه خورشيد اين منازل را در مدت يك سال و ماه آنرا در مدت يك ماه طي ميكند «خداوند كار آفرينش را تدبير ميكند» يعني: او آفرينش را آن گونه كه بخواهد اداره ميكند «و آيات خود را به روشني بيان ميكند» يعني: نشانههايي را كه دال بر كمال قدرت و ربوبيت وياند، به روشني بيان ميكند كه آنچه گذشت؛ از بر افراشتن آسمانها بدون ستون يا بدون ستون قابل رؤيت، رام كردن خورشيد و ماه و به سير واداشتن آنها تا ميعادي معين، ازجمله اين نشانههاست. يا معني اين است: كتاب نازل كرده خود را بيان ميكند «باشد كه شما به لقاي پروردگارتان يقين حاصل كنيد» و در صدق و راستي اين ملاقات، هيچ شكي به خود راه ندهيد و بدانيد؛ ذاتي كه بر آفريدن اين اشيا و سامان دادن و اداره آنها توانا باشد، بر اعاده خلقت شما و گرد هم آوردنتان در محضر خويش براي حساب و جزا نيز تواناست.
وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ / رعد 3
«و اوست آنكه زمين را گسترانيد» در طول و عرض تا انسان و حيوان امكان گردش و حركت بالاي آن و بهرهگيري از منافع آن را بيابند.
بايد دانست كه گسترده بودن زمين ـ في نفسه ـ منافي با كرويت آن نيست، بدان جهت كه ابعاد آن طولاني و گسترده است و بهدليل همين طول مسافت و دوري ابعاد آن است كه زمين ـ با آن كه كروي است ـ براي ساكنان خود گسترده ظاهر ميشود[1]. «و» اوست آنكه «درآن، كوهها و نهرها نهاد» رواسي: كوههاي شامخ و استوار است.
گفتني است؛ كتابهاي جغرافيا و علم زمينشناسي از بيان اين حقيقت پر هستند كه اگر كوهها نبود، قشر زمين به شكل هولناكي در معرض شكافها، لرزهها وزلزلهها قرار ميگرفت.
آري! حق تعالي زمين را گسترانيد «و از هرگونه ميوهاي در آن زوجي دوگانه قرار داد» يكي نر و يكي ماده. اين تصريحي اعجازگرانه بر حقيقتي است كه جديدا در مورد وجود دو جنس نر و ماده در ميوهها كشف و شناخته شده و خود يكي از آيات علمي معجز قرآن كريم است[2].
«روز را به شب ميپوشاند» يعني: روز را به ظلمت شب پوشانيده و شب را همچون لباسي قيرگون بر چهره روز مينشاند و آن را تيره و تار ميگرداند، بعد از آنكه سپيد و روشن و روشنگر بود «قطعا در اين امور براي مردمي كه تفكر ميكنند، نشانههايي وجود دارد» دال بر وجود و وحدانيت خداي تبارك و تعالي زيرا آفرينش آنها با اين اهداف و منظورهاي متعدد و گونهگون، خود دليل وجود آفرينندهاي حكيمي است كه كاروبار آنها را بدين نظم و استحكام سامان داده است ولي كساني كه تفكر نميكنند از ديدن اين نشانهها كورند.
وَفِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ /رعد 4
«و در زمين قطعههايي است» يعني: كرتهايي است «كنار هم» يعني: نزديك و چسبيده به هم كه خاك آنها يكي است و آب آنها يكي است ولي اين قطعهها و كرتهاي متجانس و يكدست با وجود اين تجانس، انواع مختلف و گونهگوني از ميوهها را ميرويانند «و باغهايي از انگور و كشتزارها و درختان خرما، چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه» يعني: در زمين انواع و اصنافي همانند و انواع و اصنافي ناهمانند از درختان انگور و خرما وجود دارد. ابن عباسt ميگويد: «صنوان، درخت خرمايي است كه دو سر و يك تنه دارد» «كه همه با يك آب سيراب ميگردند، و» با وجود اين «برخي از آنها را در ميوه بر برخي ديگر برتري ميدهيم» پس طعم برخي از آنها شيرين و طعم برخي ديگر ترش است، اين يكي در منتهاي خوبي و خوشمزگي و آن ديگر در مرتبه پايينتر از آن قرار دارد، اينيكي سرخ است، آن يكي سپيد و آن ديگر زرد… با آنكه همه از يك زمين روييده و از يك آب سيراب شدهاند! پس هر كس در اين حقايق عميقا تأمل وتفكر نمايد، بيترديد به اين قطعيت و يقين ميرسد كه اينها جز ثمره صنع پروردگار حكيم و آگاه چيز ديگري نيست زيرا هنگامي كه كشتزار يكي بوده و كرتهاي زمين به هم متصل و چسبيده باشد و آبي كه زمين با آن آبياري ميشود نيزيكي باشد، از نظر عقل هيچ عامل و سببي براي اختلاف گونههاي درخت و ميوه ـ جز اين قدرت بزرگ و اين صنع عجيب صانع بيمثل و مثال ـ باقي نميماند «بيگمان در اين امر دلايل روشني است براي مردمي كه تعقل ميكنند» و كار تفكر و انديشه را كه موجب درك اين جلوههاي پر درخشش از قدرت و صنع پروردگار تواناست، ترك نكرده و مهمل نميگذارند لذا در عرصههاي عبرتآموز موجودات، آنچنان كه بايد تأمل نموده و از آنها درسهاي ايمانآفريني بر ميگيرند.
ملاحظه ميكنيم كه خداي عزوجل در سه آيه فوق، سه دليل از ادله آسماني و شش دليل از ادله زميني را بر قدرت و عظمت و وجود و يگانگي خويش گردآورده كه دلايل آسماني عبارتند از:
1 ـ برافراشتن آسمانها بدون ستون قابل رؤيت.
2 ـ تسلط بر عرش.
3 ـ و رام نمودن خورشيد و ماه.
اما دلايل زميني عبارتند از:
1 ـ گسترانيدن زمين نسبت به شخص بيننده ـ در عين كرويت آن.
2 ـ آرام ساختن و تعادل بخشيدن به زمين به وسيله كوههاي استوار.
3 ـ به جريان انداختن نهرها و شكافتن چشمهها.
4 ـ قرار دادن زوجيت در ميوهها.
5 ـ پوشانيدن روز بهوسيله شب.
6 ـ تفاوت توليدات زمين در كيفيت و كميت، با وجود اتحاد و يگانگي خاك و آب.
سپس خداوند متعال به بيان سه موقف از مواقف و موضعگيريهاي كفار ميپردازد:
موضعگيري اول: انكار روز آخرت، موضعگيري دوم: به شتاب خواستن عذاب و موضعگيري سوم: درخواست معجزات است. خداي متعال اين موضعگيري هايشان را در حالي مطرح ميكند كه در آيات قبل، با تبيين اصل آفرينندگي خود، به رد ضمني آنها پرداخت زيرا پروردگاري كه بر آفرينش همه آن پديدههاي شگرف توانا باشد، بيشك بر اعاده آفرينش انسان نيز توانا بوده و از فرستادن عذاب دنيوي هم ناتوان نيست، در عين حال، معجزات و نشانههايش بيشتر از آن است كه باز از وي نشانههاي جديد ديگري خواسته شود.
———————————————
منبع: تفسير أنوار القرآن / ترتيب و ترجمه: عبد الرؤوف مخلص
