دعوت و داعی

منزلت و جایگاه سنّت

منزلت و جایگاه سنّت

استاد مصطفی مشهور

سنت مطهر حضرت رسول «ص»در قلوب مسلمانان منزلتی رفیع دارد و محمد «ص»اولین مجری اسلام و شارح و مفسر کتاب خدا و برنامه ریز صحیح زندگی بشر است و تشریع و قانون گذاری دومین آن بشمار می رود و کسی که منکر او باشد اسلامش پذیرفته نیست .همان گونه که قرآن کریم سر منشاءتوشه ها به شمار می رود .

سنت بیانگر گفتار و کردار حضرت رسول (ص)  ،و حیات آن حضرت و به طور کلی نمونه ی زنده و مفسر معنا و مفهوم کتاب الله است پیروی از سنت پیغمبر سبب می شود که در تمام امور زندگی با شعور و آگاهی کامل رفتار کنیم و همیشه زمام امور خویش را در دست بگیریم .پس اگر اکنون آنچه را که می گوییم و انجام می دهیم ،تحت فرمان و اراده ی صحیح خود در آوریم پیش از آنکه در روز قیامت مورد بازخواست قرار گیریم همین امروز خود را محاسبه و مؤاخذه کرده ایم  این توشه ای بسیار باارزش و بزرگ است پیروی از سنت منافع اجتماعی را هم به دنبال می آورد .به عنوان مثال اختلاف طبایع افراد باعث پیدایش خواست ها و تمایلات مختلف می گردد که هر کس خواهان اجرای خواسته ی خویش است اگر چنین عملی اجرا گردد اختلافات و درگیری های فراوان ایجاد می شود ولی دین مبین اسلام همیشه و همه جا مردم را به پیروی از نظامی واحد فرا می خواند و خواست هایشان را با همدیگر هماهنگ و نزدیک گردانیده است ،اگر چه عادات و اوضاع اجتماعی و اقتصادیشان متفاوت باشد پس هر مسلمان به مانند خشتی است که در جای معین گذاشته می شود تا با برادران دیگرش بنای محکم و پایدار بسازد به طوری که هیچ گونه انحراف و کجی در آن وجود نداشته باشد .پیروی از سنت پیامبر روحیه ی اعتماد به نفس را در مسلمانان ایجاد کرده و آنان را از تقلید غربی ها بی نیاز می سازد .این احساس سبب می شود که به طرف آینه ی روشن و اکتشاف و تکامل قدم بر دارند .

برخی از مسلمانان بر این پندارند که وقتی می توانند بر پایه ی تمدن و ترقی شرق و غرب برسند که اصول و قواعد اجتماعی و اقتصادی آنان را بپذیرند ولی این تفکر موجب می شود که حیات اقتصادی ئ اجتماعی مسلمین به سوی خطرات بزرگی کشانده شود .

تقلید تمدن بدون تقلید و تأثیر پذیری از مبادی و روح آن امکان پذیر نیست ،زیرا تمدن یک شکل و یا یک کالبد میان تهی نیست که وقتی ظاهرش را بپذیریم ،مبادی اساسی ان در ما اثر نکند ،بلکه یک عنصر زنده و مؤثر است که پس از قبول ظواهر آن ،روحش نیز درما نفوذ می کند و این حرکت به قدری آرام و آهسته و مخفیانه صورت می گیرد که خود مان نیز بدان متوجه نمی شویم ،و این حدیث رسول معانی فوق را تأیید می کند که فرمود :

«هر کس خود را شبیه به قومی سازد از جمله ی آن قوم می گردد »

بعضی ها می پندارند که تقلید از غرب نشانه ی تکامل و ترقی است زیرا عادت ما مسلمانان کهنه و پسمانده بوده و برخلاف آن می باشد ،ولی حقیقت این است که مسلمانان از تقلید روش پیامبر «ص»و تعالیم دین که بهترین برنامه ی زندگی و پیشرفته ترین سطح ذوق و سلیقه در حیات بشری است ،فرسنگها دور مانده اند و آن تعالیم را کنار گذاشته اند و نباید نکته ای را از نظر دور داشت و آن اینکه رسول اکرم «ص»هرگز از روی خواهش های نفسانی سخن نمی گوید و تعالیم و گفتارش از منبع وحی و الهام سرچشمه گرفته است ،منبعی که کمال مطلق بوده است و هیچ چیز برایش پوشیده نیست و به تمام امور،کوچک و بزرگ علم کامل دارد .

افرادی که نسبت به اسلام خوشبین نیستند و می گویند :مکلف ساختن مردم به تقلید از زندگی رسول اکرم«ص»در همه ی امور مخالف آزادی فردی و شخصیت انسانی است اما این یک اعتراض باطل می باشد چرا که آزادی حقیقی در پیروی از برنامه ای محقق می شود که خداوند برای ما وضع کرده است و حضرت رسول فقط آن برنامه را به طور تمام و کمال در زندگی خود پیاده می کرد پس پیروی از ایشان اطاعت از امر خداوند را در همه ی امور زندگی به ارمغان می آورد که آن هم به نوبه ی خود مایه ی آزادی حقیقی انسان است .

بعضی از اوامر و تعالیم حضرت پیغمبر مربوط یه امور عبادی و برخی دیگر مربوط به امور اجتماعی و مسایل زندگی و روز مره ی ما است .

این سخن که بر متابعت به معنای اول «مجبور »هستیم سخنی سطحی و قولی و بدور از انصاف است و نشانه ی کاستن از قدر و منزلت نور نبوی است .

آیا بهتر و کاملتر از برنامه ی خداوند برنامه ی دیگری برای پیروی در امور زندگی وجود دارد ؟

کسانی که در سنت شک و تردید می افکنند افراد پست و فرو مایه ای هستند زیرا وعده ی خداوند به حفظ قرآن کریم و سنت رسول را که شارح و مفسر قرآن نیز می باشد با استهزاءمی گیرند .

از آنچه گذشت نتیجه می گیریم که بر هر مسلمان واجب است به دین و سنت پیامبرش افتخار نموده و در رد تهمت ها نه تنها موضعی دفاعی داشته باشد بلکه یقین کند که بر دین حق بوده و سنت رسوا الله «ص » بهترین برنامه ی زندگی است .

از طرف دیگر نباید فراموش کنیم که توجه ما به سنت همانند توجهمان به فرایض باشد ،از سنت قضایای کلی نسازیم که تمسک و عدم تمسک به آن موجب تفرقه میان ما گردد بلکه باید بدانیم که بر همه ی ما واجب است که بدان عمل نموده و همدیگر را به پیروی از آن فرا خوانیم بدون اینکه هر یک متهم به فسق و فجور شده و متفرق شویم .

در این رابطه داستان شهید حسن البناء«رح»را ذکر می کنیم که در یکی از سفرهای دعوت الی اله در دهکده ای اتفاق افتاده بود .اهل آبادی به دو فرقه تقسیم شده بودند و نزدیک بود که جنگ مسلحانه ای در گیرد امام از موضوع پرسید ،گفتند علت این امر اختلاف در کیفیت اذان و خواندن نماز و سلام گفتن به رسول اله «ص »به شیوه ی خاصی است که بعضی موافق و برخی دیگر مخالفند امام فرمود اذان نگویید و بی اذان نماز بگذارید .اهل دهکده با تعجب گفتند غیر ممکن است که بدون اذان نماز بگزاریم ،باز فرمود اذان گفتن در نماز سنت است و اتحاد و همبستگی شما «فرض و لازم است »،پس در صورتی که سنت سبب ابطال و از بین رفتن فرض گردد باید که آن را ترک کنیم .سرانجام همه ی اهالی به اشتباه خود پی بردند و از اختلافشان دست بر داشتند .بر ماست که از سنت نبوی سرمشق های مفید و توشه های فراوان بر گیریم و به جای اینکه نو آورندگانی در دین باشیم از سنت حضرت رسول «ص»متابعت و پیروی نماییم » .

————————————————-

منبع : توشه را

مؤلف : استاد مصطفی مشهور

مترجم ک نعمت الله شهرانی

انتشارات : نشر احسان

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا