سياسي اجتماعي

گفتاری پیرامون اسلام و حقوق بین الملل

گفتاری پیرامون اسلام و حقوق بین الملل

 

در دوران باستان حقوق به معنای واقعی کلمه وجود نداشته و آنچه رومی‌ها آن را حقوق ملل می‌نامیدند . در واقع حقوق بین الملل به مفهوم دقیق و کامل آن نبوده است . در قرون وسطا ، پاپ و کلیسا قدرت مطلقه و حاکم بر سرنوشت کشورهای جدید اروپائی که پس از سقوط امپراتور عظیم روم و تشکیل روم غربی ایجاد شده بود گردیدند و از آنجا که مسیحیت آئین مشترک آن ملتها بود بنابراین در روابط بین خود تابع قوانین الهی مسیح شدند . از این زمان حقوق بین الملل در اروپا جنبه الهی یافت و به عنوان « حقوق ملل مسیحی » تأسیس گردید و جامعه مشترک ملل مسیحی شکل گرفت .

با نگاه به حقوق بین الملل مسیحی ، به این نکته اساسی برمی‌خوریم که قسمت اعظم آنچه کلیسا به عنوان حقوق ملل عرضه نمود ، در واقع از تراوشات فکری اربابان کلیسا سرچشمه گرفته بود نه دستورات الهی مسیح .

یکی از دانشمندان برجسته حقوق بین الملل – الکساندرآلوارز – در کتاب « تدوین حقوق بین الملل عمومی » در این مورد گفتار جالبی دارد « این دین مسیح که در آغاز خدمات فراوانی به عالم مسیحیت نموده بود ، در دست پاپ‌ها به حقد و کینه نسبت به غیر مسیحیان ( که برای آنها هیچ حقوقی قائل نبوده‌اند ) مبدل شده بود . اینان جز گرویدن به دین مسیح یا نابود شدن چاره‌ای نداشتند »

در این دوران که در غرب کلیسا و مسیحیت از یک سو و نظام ملوک الطوایفی از سوی دیگر اوج قدرت نمائی را می پیمودند در شرق یکی از حوادث بسیار مهم تاریخ جهان به وقوع پیوست و آن ظهور دین اسلام در اواخر قرن ششم میلادی در عربستان و اشاعه آن به کشورهای خاورمیانه ، شمال آفریقا ، هندوستان ، ترکمنستان ، قفقاز و حتی تا قلب اوپا بود .

ظهور اسلام از دو جهت در تحول حقوق بین الملل مؤثر است ، اول از نظر مقررات بین المللی که می توان در شریعت اسلام یافت ، دوم از حیث وقوع و تاریخ پیدایش اسلام که مصادف با زمان وحدت جامعه اروپائی از طریق دین مسیح و به دنبال آن بروز جنگهای صلیبی بود . هر چند اسلام راستین مدت زمانی حاکم نبود لیکن در همان مدت کوتاه نیز از درخشندگی خاصی بهره‌مند بود .

متأسفانه طی قرون و اعصاری که از ظهور اسلام می گذرد چندان کار برجسته و نمایان در زمینه اختصاصی تدوین مقررات بین الملل از دیدگاه اسلام صورت نگرفته است . تفحص و تحقیق و نمور و بررسی در این زمینه بنا به گفته یکی از محققین ( دکتر ضیائی ) امری واجب است . چرا که در گذشته های دور ( قرون نهم و دهم میلادی ) ضرورتهای حیات و نیاز به تشکیلات اجتماعی موجب گردید تا میان اقوام مختلف روابط حقوقی پدید آید . روابطی که مبنای آن عرف خود رسته معاهدتی بود که در حد ابزاری ساده عامل نزدیکی و همبستگی مادی مللی به شمار می آمد که از لحاظ فرهنگی و رشد اقتصادی و سیاسی با یکدیگر تفاوت بسیار داشتند اما این تفاوتها که گروهی از آنها را به مغرب زمین و به کلیسای روم و گروهی را به شرق بیزانس و ارتدکس و پاره‌ای را به دنیای اسلام مرتبط نمود مانع از پدیداری ضرورتهای واقعی همزیستی در محیط جغرافیایی مدیترانه نگردیده این تعداد گرایی از آن زمان تا به حال خصیصه اصلی جامعه بین الملل شده است .

با این حال در دوران ما نیازهای اجتماعی و اوضاع و احوال جهان به صورت دیگری درآ«ده است و آن ابزارهای قدیمی یعنی معاهده و عرف برای اداره روابط بین الملل بسنده نمی نماید . اگر روابط مادی کشورهای عضو جامعه بین الملل بنیادی معنوی نیابد و کشورها به همکاری با یکدیگر ترغیب نشوند ، آن نظم اندکی هم که پس از ده قرن به صورت امروزی درآمده است از میان خواهد رفت و جنگ و زورگویی جانشین قاعده و قانون هر چند سست و متزلزل خواهد گردید .

بنابراین همبستگی مادی و معنوی کشورهای عضو جامعه بین الملل سنگ زیربنای نظام بین الملل است و رشد توسعه هر یک از این کشورها مستلزم همکاری سازمان یافته آنها در سطحی بالاتر و والاتر از منافع ملی است . به شرط آنکه این همکاری بر اساس اصولی پی گیرد که ضامن منافع جمع و حاصل وجدان مشترک جامعه بشری باشد . و براستی مفهوم حقوق بین الملل چیزی جز این نمی تواند باشد . در همین راستا جامعیت حقوق اسلام به گونه‌ای است که نه تنها قواعد کاملی در زمینه داخلی دارد ، بلکه از نظر بین المللی نیز دارای قواعد حقوقی بسیار متحولی می باشد . شناسایی حقوق اسلام به منزله تنها نظام حقوقی مذهبی و یکی از نظامهای حقوقی معاصر در سیستم مطالعاتی حقوق تطبیقی جهان خود دلیل مدعاست .

تعریف حقوق بین الملل از دیدگاه اسلام :

تعریفی که حقوقدانان و پژوهشگران اسلامی از حقوق بین الملل به دست داده‌اند عیناً با تعریف حقوق عمومی خارجی منطبق می باشد . از جمله تعریفی که ابوالحسن علی بن محمد بن خلیل المارودی ( ۱۰۹۲-۱۰۱۷ م ) در کتاب خود به نام الاحکام السلطانیه  ارائه داده است . از دید آنان حقوق بین الملل مجموعه قواعد و مقررات اسلامی است که باید در روابط خارجی کشورهای اسلامی با سایر کشورها رعایت شود .

برخی از نویسندگان اسلامی مانند محمدبن الحسن شیبانی ( ۸۰۴-۷۴۹ م ) در کتاب السیر الکبیر خود واژه سیر را برای حقوق بین الملل برگزیده است .

مفهوم واژه سیر در اسلام :

          واژه عربی سیر جمع سیره که در لغت یعنی : گردش – رفتار – عملکرد اما از قرن دوم هجری به بعد دو معنای اصطلاحی برای آن پیدا شده :

الف)در اصطلاح وقایع نگاران « سیره » یعنی بیوگرافی و شرح حال زندگی پیامبر (ص) 

ب) در اصطلاح حقوقدانان اسلامی ، سیر ( به صورت جمع ) یعنی : رفتار دولت اسلامی در روابطش با دیگر جوامع ، یا رفتار دولت اسلامی در امور بین المللی ، که البته به لحاظ حقوقی از منابع کتاب و سنت ارزیابی می شود .

جایگاه حقوق بین الملل در نظام حقوقی اسلام

در حقوق اسلام اساساً طبقه بندی حقوق به داخلی و بین المللی ، به مفهوم غربی آن به رسمیت شناخته نشده است تا ضرورتاً بحثی از چگونگی ارتباط ، آن دو به میان آید . نظام حقوقی اسلام ، نظامی واحد و دارای نگرشی توحیدی است و قواعد آن ارزشی برابر دارند و آن دسته از قواعد اسلامی که به اصطلاح واژه « حقوق بین الملل » بر آن می گذارند ، جدا از سایر قواعد اسلامی نمی باشد .

وضع مقررات عمومی به عنوان قانون و حقوق ملل بر مبنای واقعیات و حقوق انسانها آن طور که دقیقاً تأمین حقوق همه جانبه انسانها را در روابط بین المللی در بر گیرد ، از امکانات نیروهای فکری و عملی محدود بشری بیرون است و این اسلام است که شایستگی و صلاحیت وضع چنین قواعدی را دارد .

قانون اسلام ، قانونی است که جنبه عملی و جهانی داشته و کلیه اعمال بشری را در بر می گیرد . بنابراین چگونه می توان تصور « حقوق بین المللی » کرد که از قانون کلی اسلام جدا بوده و مبتنی بر منابع مستقل و ضمانت اجراهای خاص باشد با این همه یک سری مقررات اختصاصی تحت عنوان « سیر » به سرعت در اسلام گسترش یافته و منابع اصلی آن قرآن و سنت است .

در حالی که مفهوم حقوق بین الملل معاصر در برگیرنده تمامی حقوق انسانها در روابط بین‌المللی نمی باشد . حقوق اسلام که خواستگاه اصلی آن اراده فرا بشری است این مهم را به نیکوترین وجه به انجام رسانده است .

البته این بدان معنی نیست که اسلام اصل تفکیک حقوق بین الملل از حقوق داخلی و یا برتری یکی بر دیگری را آن طور که در نظریه « مونیسم » است ، پذیرفته باشد .

اگر فلسفه تأسیس دانش حقوقی بین الملل را دگرگونی در روابط ملتها و جلوگیری از تجاوز زورمندان و توانگران ، برابری و برادری انسانها بدانیم ، باید اذعان کنیم که پیغمبر اسلام‌(ص) بنیانگذار حقوق بین الملل بوده است .

 

 منابع حقوق بین الملل از دیدگاه اسلام :

          از آنجا که نظام حقوقی اسلام قائل به شناخت وحدت حقوقی است . بنابراین منابع اصلی خاصی به عنوان منابع حقوق بین الملل ، جدا از حقوق داخلی ، مدنظر نمی باشد . البته می توان آن دسته از مقررات اسلامی که تحت نام « سیر » از آن یاد می شود در آیات قرآن کریم و تفاسیر مربوطه ، روایات ، عهدنامه‌ها  ، دستورهای رسمی پیامبر ( ص ) و خلفا و ائمه به فرماندهان و فرمانروایان یافت .

توافق و تراضی وعادت و دلیل و مدرک ، در بحث راجع به قانون ملل در اسلام نیز پایه و اساس تحقیق و ملاک عمل شناخته شده است . به این بیان که مدرک عبارت است از قرآن و حدیث صحیح محمد ( ص ) . قواعد و مقرراتی که در قراردادها و عهدنامه‌ها با غیر مسلمین تقریر و تصریح شده است در حکم تراضی و توافق و فتاوی و تفسیرهای قضائی که از متون رسائل محققین و مورخین به دست می آید ، همچنین اظهارات و عقاید خلفا و در تعبیر و تفسیر و به کار بردن قانون ، بر اساس قیاس و استقراء قانون عرفی عربستان در حکم عادت مناط و ملاک تحقیق و عمل شناخته می شود .

 

طبقه بندی منابع :

منابع حقوق اسلام عبارتند از کتاب « قرآن کریم » سنت ، اجماع و عقل ( از دیدگاه شیعه) یا قیاس ( از دیدگاه اهل تسنن ) می باشد .

در عصر پیامبر ( ص ) قرآن و سنت اساس تشریح بود . بعد از رحلت پیامبر اصحاب به قرآن و سنت و احادیثی که از رسول گرامی شنیده  بودند و عقل و اجماع عمل می کردند . در این عصر ، حدیث و سنت پیغمبر مهمترین اساس تشریح بعد از قرآن بود . در کنار منابع یاد شده نمی توان نقش عرف را نادیده انگاشت ، هر چند عرف در حقوق اسلامی بر خلاف حقوق لائیک ، در زمره منابع حقوق ( حتی فرعی ) به شمار نمی آید .

حقوق اسلامی عرفی را که دارای این شرط باشد می پذیرد :

۱-  پسندیده باشد .

۲-  منبعث از اراده باشد .

۳-  معقول باشد .

۴- نص فقهی در مورد آن وجود نداشته باشد ( سکوت نص )

۵- مخالف و مغایر با نصوص فقهی نباشد ، زیرا با وجود نص نمی توان به عرف استناد جست .

معاهدات بین المللی ( معاهداتی که کشورهای اسلامی با سایر کشورها منعقد می کنند) نیز جایگاه ویژه‌ای در سلسله مباحث اسلامی حقوق بین المللی دارند . حقوق اسلامی اصولاً معاهده را نوعی عقد می داند که ناشی از توافق بر عملی به منظور ایجاد نتایج و آثار مشروع و حقوقی باشد .

مفهوم قرارداد بین المللی در اسلام متأثر از مفهوم کلی قراردادمی باشد . با این تفاوت که این توافق به جای اینکه بین افراد باشد میان کشورهای اسلامی با یکدیگر یا با کشورهای غیر اسلامی است . چه به صورت دو جانبه ، و چه به صورت چند جانبه و چه در زمینه های مختلف سیاسی ، بازرگانی ، نظامی و غیره .

خداوند در قرآن کریم به « پیمانهای الهی » اشاره دارد . مقصود از « پیمانهای الهی » هر نوع تعهدی است که به نام خداوند و بر اساس آیین الهی اسلامی انجام گیرد . این تعهد متضمن خصوصیت الزامی است . قرآن کریم در آیات مختلف و با عبارتی فصیح چون « اوفوا بالعهد » یا « اوفوا بالعقود » بر اصل وفای به عهد تأکید دارد . ( از جمله سوره بقره آیه ۱۷۷ ، سوره رعد آیه ۲۰ و سوره بنی اسرائیل آیه ۳۴ )

معاهدات بین المللی در اسلام باید به صورت کتبی منعقد شوند و با توجه به نظریات اکثر فقها ، نوع زبان در نگارش معاهدات بین المللی مطرح نمی باشد .

اختنام معاهدات ممکن است ناشی از یکی از این موجبات باشد .

اراده یک جانبه یکی از متعاهدین

اراده مشترک متعاهدین

تغییر اوضاع و احوال

 

اولین قرارداد بین المللی در اسلام :

 

          در مورد اینکه کدام یک از قراردادهای پیامبر ( ص ) با قبایل و اهالی غیر مسلمان را می توان به عنوان اولین قرارداد بین المللی در اسلام تلقی کرد اختلاف نظر وجود دارد.

لازم به توضیح است که در سالهای اول ظهور اسلام میان قبایل و شهرهای شبه جزیره عربستان ، هیچگونه وحدت سیاسی وجود نداشت و هر یک تقریباً « واحد سیاسی » مستقل به حساب می آمدند . بنابراین انعقاد هر گونه معاهده‌ای میان آنها تا حدودی دارای وصف بین المللی بود .

پیمان عقبه

          برخی پیمان عقبه را اولین قرارداد بین المللی در اسلام می دانند چه این پیمان از حیث تاریخی ( سال دوازدهم بعثت ) اولین قرارداد پیامبر (ص) با واحدهای سیاسی عربستان ( قبایل اوس و خزرج ) است اما نظر به اینکه در آن تاریخ هنوز دولت اسلامی تشکیل نگردیده بود لذا دادن عنوان « قراردا بین المللی » به پیمان عقبه محل تردید است .

منشور مدینه

          برخی دیگر منشور مدینه را نخستین پیمان بین المللی د ر اسلام دانسته اند تا جائی که مارسل بوازار اسلام شناس سوئیسی آن را اولین قرارداد بین المللی امنیت دسته جمعی قلمداد کرده است . در حالی که به نظر می رسد این منشور بیشتر یک « قرارداد اجتماعی » و یا یک « قرارداد داخلی » باشد تا یک پیمان بین المللی ، « اما این پیمانی است از محمد (ص) پیامبر خدا میان مهاجرین و انصار از یک سود و یهودیان مدینه از سوی دیگر » بنابراین به هیچ وجه نمی توان آن را یک قرار داد بین المللی به حساب آورد.

 

 

پیمان صلح حدیبیه

          نهایت اینکه اولین قرارداد بین المللی در اسلام کدام است ؟ در پاسخ می توان از پیمان صلح حدیبیه که میان دولت نو بنیاد اسلامی و قبله قریش در سال ششم هجری منعقد گردید نام برد .

هنگامی که پیامبر ( ص ) با یاران خویش جهت انجام حج عمره عازم مکه بودند لشکریان قریش مانع ورود ایشان شدند ، قریشیان زمانی که محمد (ص )  و اصحاب او را مصمم به زیارت مکه یافتند و از جانب دیگر مسلح و طالب جنگ ندیدند سهیل ابن عمرو را برای مذاکره و انعقاد صلح نزد پیامبر ( ص ) فرستادند در نتیجه پیمان حدیبیه میان طرفین به امضاء رسید .

در قراردادهای بین المللی نیز یکی از اصولی که مطرح می باشد . اصل وفای به عهد است اصل وفای به عهد سالیان دراز است که در کلیه نظامهای حقوقی و اخلاقی و عرفی بشری مورد پذیرش می باشد .

اسلام در قبول چنین اصلی تا بدانجا پیش رفته که آن را واجب شرعی قلمداد کرده است.

چه در اسلام قرارداد ، تعهد در برابر خلق و خالق است . مسلمانان بایستی طبق دستورات الهی که در قرآن کریم آمده ، خداوند را در موقع انعقاد قرارداد گواه گیرند که این امر تضمین کننده عهود است . در روابط قراردادی اسلام با دنیای خارج نیز اصل فوق مورد نظر است .

در باره اصل وفای به عهد در اسلام می توان به موارد وافر و فراوانی در قرآن ، سنت و تاریخ اسلام اشاره کرد . برای نمونه در قرآن می توان به سوره‌های بقره آیه ۱۷۷ و ۴۰ ، مائده آیه ۱ ، رعد ۲۰ ، بنی اسرائیل ۳۴ ، انفال ۲۷ و ۶۰ و ۷۲  اشاره کرد .

در سنت نیز حدیث : « المومنون عند شروطهم الاماحرم حلالاً او حلل حراماً » یعنی مسلمانان مکلفند شرایطی را که بر عهده می گیرند اجرا کنند مگر آنچه حرام است ، حلال کنند و یا آنچه حلال است ، حرام کنند .

 

این حدیث یادآور اصل حقوقی اروپایی ( حقوق روم )

Pacta Sunt Servanda

یعنی « قراردادهای نافذند » می باشد .

حضرت عایشه از رسول اکرم ( ص ) نقل می کند که فرمود : « ان حسن العهد من الایمان» یعنی نیکویی عهد از جمله فعل مؤمنان است . به عبارت دیگر یعنی نیکو عهد باشید .

انس بن مالک از پیامبر ( ص ) روایت می کند که فرمود : « لا دین لمن لاعهد له » یعنی آن را که خود هیچ عهدی نبود و به هیچ وفا نکند دینش  نبود به بیان روشنتر یعنی کسی که پایبند به عهد خود نیست از دایره دیانت خارج است .

در طول تاریخ سیاسی اسلام نیز می توان این تجلی گاه اصل الزام به ایفای عهد را در قضایای مختلف مانند قضیه ابوجندل ، ابو بصیر و فرامین مختلف دید و بیان نمود .

برای نمونه و به عنوان حسن ختام این مقاله فرمان حضرت ابوبکر به سربازان  اسلام را در تأکید اصل وفای به عهد می آوریم :

حضرت ابوبکر در یکی از نخستین فرامین خود خطاب به سربازان اسلام که به سوی شام رهسپار بوند گفت : بگذارید در معاهدات شما با دشمن هیچ جای بدعهدی و دروغ نماند ، در همه چیز صادق باشید و ثابت کنید مردمانی درست کردار و بزرگوار هستید و قول و عهد خود را به موقع محفوظ نگاه دارید .

 

ف_  نوری

دانشجوی رشته حقوق

————————————————————————————————————————

منابع :

۱)     ضیایی بیکدلی ، محمدرضا ، اسلام و حقوق بین المللی ، چاپ هفتم ، ۱۳۸۴

۲)     مولودی سپهروز ، عایشه در حیات محمد ( ویژه اهل تسنن ) ، چاپ ششم ، ۱۳۷۸

۳)     ضیایی بیکدلی ، محمدرضا ، حقوق بین الملل عمومی ، چاپ هفدهم ، ۱۳۸۱

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا