جنبش مدنی فرهنگیان ایران
جنبش مدنی فرهنگیان ایران
عبدالعزيز مولودي
یكی از حوزه های فعال جنبش مدنی ایران در حال
حاضر، حركت صنفی فرهنگیان در اعتراض به وضعیت معیشتی ،صنفی و فضای نامناسب فكری
وكاری آنها در آموزش وپرورش است. اگر تا حدودی جنبش دانشجویی به محاق رفته و عملا
با سكوت سنگین خود ، سرشار از گفته ها و ناگفته هاست ؛ اگر حركت صنفی كارگران شركت
واحد با سركوب آن به خاموشی گرایید و اگر حركت مدنی زنان در كمپین یك میلیون امضا،
با دستگیری و آزار فعالان زن مواجه شد، بدون شك جنبش سراسری فرهنگیان در اعتراض به
شرایط نامساعد موجود مادی وحرفهای(آموزشی) به آسانی به سرنوشت دیگر جنبش های
اجتماعی دچار نمیشود.آموزش و پرورش ازفراگیرترین نهاد اجتماعی كشور بوده و از
لحاظ تاثیر گذاری بر جامعه یكی از مهم ترین نهادهای جامعه پذیری است.این تاثیر هم
به مناسبت تعداد دانش آموزان زیر آموزش است (نزدیك به 20 میلیون دانش آموز)هم به
تناسب بیشترین حجم بكارگیری و استخدام رسمی در قالب یك نهاد دولتی است. در عین حال
معلمان در مقاطع مختلف و به ضرورت همه از سطحی دانش و مدرك علمی
برخوردارند.بنابراین به نسبت سایر اقشار جامعه بیشتر پیگیر اخبار و رویدادهای
اجتماعی و سیاسی هستند.این ویژگیها در كنار پراكنده بودن معلمان در سراسر كشور
،جنبش مدنی فرهنگیان را مانند گذشته در صدر حركتهای اجتماعی قرار میدهد. جنبشی كه
به آسانی مانند دیگر حركت ها سركوب نمیشود. دلیل اینكه جنبش مدنی زنان نیزعلیرغم
این واقعیت كه زنان نیمی از جامعهاند ، نتوانسته است این ویژگی را داشتهباشد آن
است كه همه یا اكثریت زنان موضوع جنبش نسبت به اهداف جنبش آگاهی ندارند یا در صورت
آگاهی به مشكلات ، تلاش برای رفع آنها مورد درخواست اكثریت نیست.در حالیكه جنبش
مدنی معلمان را با آگاهی از مشكلات موجود در نظام آموزشی و با خواستهای مشخص ،
نهادهای صنفی معلمان پیش میبرند. ممكن است این حركت نیز از ناحیه سازمان محلی خود
در سطح استانها مشكل داشته باشد، اما حتی قدرت سیاسی نیز در سطح محلی با همین مشكل
روبروست.بنابراین ،به اعتقاد من دور تازهای از حركت اجتماعی مسالمت آمیز مدنی در
كشور آغاز شده یا میشود.حركتی كه مانند گذشته صرفا سیاسی نیست،هرچند آثار سیاسی
خواهد داشت.حركتی نیست كه بخواهد از موضع انقلابی با نظام سیاسی به گفتگو
بپردازد.حركتی كه با زبان مسالمت و از منظر انتقادی به سیاست ،جامعه و دولت مینگرد
و از آنها انتظار تغییر و اصلاح دارند.
وقوع اعتصابهای پی در پی فرهنگیان در بحبوحه
افزایش سركوب و محدودیت ها برای حوزه مدنی در ظرف یك سال گذشته، نشان داده است
كه مقاومت مدنی مسالمت آمیز به شیوه انتقادی ، تاثیر گذارتر بوده و خواهد
بود. در این راستا و به مدد استفاده از امكانات ارتباطی سریع ، امروزه كار هماهنگی
جلسات و اعتصابات، سهل تر از گذشته ،غیر متمركز و غیرقابل كنترل ودر عین حال با
سرعت زیاد صورت میگیرد.مرحله اخیر اعتصابات (26 فروردن 86)نسبت به گذشته
فراگیرتر بود و در آن شهرهای كوچك نیز شركت داشته و به این حركت سراسری پیوستند.شهرهای
كردنشین كه در حركت های مدنی سابقه بیشتری نسبت به دیگران دارند در حركت اخیر به
نشانه همراهی با فرهنگیان كشور به اعتصاب دست زدند. در این زمینه یكی از مشكلاتی
كه همواره وجود داشته و مخصوصا از آن برای بیاثر كردن حركتهای مدنی سواستفاده شده
است، اطلاق تجمعات غیر قانونی یا بدون مجوز است به اینگونه حركت هاست.(چنانكه در
سركوب حركت مسالمت آمیز زنان از آن استفاده كردند)در این مورد كافیست كه به قانون
اساسی موجود رجوع كرد.در قانون اساسی تجمعاتی كه بدون حمل سلاح و درعدم مخالفت با
اساس اسلام و نظام صورت میگیرد آزاد است.نیازی هم به گرفتن مجوز ندارد.اگر تا حال
برخلاف روح قانون خواسته شده است كه تجمعات عمومی با مجوز باشد، به مسامحه حوزه
مدنی كشور آن را پذیرفته است و به آن عمل نموده است.اتفاقا نیروهایی كه در اصطلاح
عموم گروه فشار گفته میشوند و به ظاهر به قانون اساسی نیز مقیدتر از دیگران ، تا
كنون برای هیچكدام از تجمعات خود از وزارت كشور مجوز دریافت نكردهاند.چرا كه در
بسیاری از موارد با توجه به مخالفت وزارت كشور با بسیاری از تجمعات مسالمت آمیز كه
مقدمات آن هم فراهم شده است ، با فرض برابری شهروندان از نظر قانون تجمعات گروه
های فشار نیز در بیشتر موارد مخل نظم عمومی بوده است.بنابراین نمیبایست مجوز
بگیرند.به اعتقاد من تا حال نیز آنها برای تجمعات خود درخواست مجوز نكرده اند.حال
یا مطابق روح قانون آنرا لازم ندیدهاند یا این بخشنامه ها شامل حال آنها نمیشود.در
آخرین حركت این گروه ها در برابر سفارت انگلستان ، نه تنها تجمع بدون مجوز برگزار
كردند كه با حمله به سفارت انگلیس كلی مشكل برای آبروی بین المللی جامعه ایرانی در
افكار عمومی جهانی ایجاد كردند.ضمن اینكه حمله به سفارتخانه هر كشوری در عرف بین
المللی ،در حكم حمله به خاك آن كشور نیز محسوب است.نیروهای مستقر در محل نیز در
جریان تظاهرات و حمله این گروه ها به سفارت انگلیس ، كسی را دستگیر یا كتك نزدند.
در هر صورت سخن آن است كه عمل صنفی و مدنی فرهنگیان در اعتراض به شرایط نامناسب
كار و فضای آموزشی و پرورشی حق مسلم آنهاست و بر دیگر حركتهای مدنی ایران
است كه از خواسته های قانونی فرهنگیان حمایت وآنرا در بستر بزرگتری از جنبش مدنی
مردم ایران برای تامین حقوق قانونی و طبیعی خود قرار دهند.در این صورت میتوان از
شكل گیری یك حركت فراگیر و مسالمت آمیز مدنی صحبت كرد.بر اقتدارطلبان است كه این
ندای قانونی و مسالمت آمیز را گوش فرادهند و با رفتار و گفتار نا هنجار به خواسته
های اجتماعی مردم، برچسب نزنند.
منبع : وبلاگ عبدالعزيز مولودي



