معماری
خانه ---> اندیشه ---> نوزایش فراگیر و سازمان یافته در حرکت اخوان ا

نوزایش فراگیر و سازمان یافته در حرکت اخوان ا

نوزایش فراگیر و
سازمان یافته در حرکت اخوان المسلمین

دکتر محسن عبدالحمید

در حوزه ی تجدید،امام
حسن البنا (1949- 1906 م.)پس از مطالعه ی فراگیر روش بنیانی اسلام،به ویژه مکتب
جمال الدین افغانی، محمد عبده و محمد رشید رضا، بر آن شد تا با ژرفی و روشنی برای
نسل جدید، نظرگاه اسلامی را با همه ی شاخه ها و زوایای فراگیر آن، که تمام جنبه
های زندگی را در بر می گرفت، ترسیم کند و به اندیشه ی متجدد اسلامی ای روی بیاورد
که در دوران جدید، خیزش مسلمانان را فراگیرد، حرکت آنان را به سوی سازندگی و
هدفمندی سوق دهد و برای معضلات انبوه و دشواری که حاصل دوران واپس ماندگی فرهنگی
است، راهگشایی های عینی و متوازن ارائه کند.

در حوزه ی باورهای
اسلامی در فهم صفات خداوند به پیروی از اصحاب پیامبر(ص) و برنیانگیختن مجادلات
کلامی بی هدف پیرامون آنها، فراخواند و مسایلی را که در گذشته به اجبار طبیعت کشاکش
های آن زمان مورد جدال واقع شده، از عوامل از هم گسستن صف واحد مسلمانان برشمرد.او
خواهان آن نبود که آن مسایل بار دیگر احیا شوند؛ چون مسلمانان سخت نیازمند آن
هستند که کلیات اسلام را نقطه ی عزیمت خویش قرار دهند و در پی تأویل نادرست و بی
ارتباط با رنج های انسان معاصر راه نیفتند.

امام در جستار العقائد
پس از بررسی دیدگاه های سلف و خلف در باب تأویل آیات صفات می گوید:

 

ما بر این باوریم که
برای جلوگیری از تأویل و تعطیل، نظرگاه سلف در مورد سکوت کردن و سپردن [تفویض]علم
این معانی [اسماء و صفات]به خداوند سالم تر و مناسب تر است.اگر تو را خداوند به
آرامش ایمان شادکام ساخته و سینه ات را با خنکای یقین شادمان کرده، هیچ دیدگاهی را
با آن برابر مدان.در کنار این موضوع ما بر این باوریم که تأویل های خلف نه موجب
صدور حکم کفر و فسق آنان می شود و نه این همه کشمکش دور و دراز را، که در گذشته و
حال بین آنان و دیگران بوده، ایجاب می کند.سینه ی اسلام فراخ تر از این است.

 

در ادامه می افزاید:

چکیده ی این بحث آنکه
سلف و خلف اتفاق نظر دارند، مقصود از صفات الهی جز آن چیزی است که میان مردم
متعارف است.این خود نوعی تأویل است.در این باب نیز اتفاق نظر دارند که هر گونه
تأویلی که با اصول شرعی اصطکاک داشته باشد، روا نیست.بنابراین تأویل الفاظ [مبیّن
صفات] در مواردی خلاصه و محدود می شود که از لحاظ شرعی جایز است. هم چنان  که می بینید قضیه سهل و ساده است و برخی از سلف
خود بدان پناه برده اند.بنیانی ترین قضیه ای که اینک بایستی توان و کوشش مسلمانان
بدان متوجه شود،یکپارچه ساختن صف ها و وحدت کلمه است. و خدا ما را بس و او نیکو
کارسازی است.

 

به سبب اهمیتی که
موضوع از نگاه وی داشت به دقت آن را قالب ریزی کرد و یکی از اصول بیستگانه ی خویش
در مورد فهم فراگیرندگی اسلام قرار داد.می گوید:

  شناخت خداوند- تبارک و تعالی – و توحید و تقدیس
او از متعالی ترین باورهای اسلام است . ما بی هیچ تأویل و تعطیلی و بدون پرداختن
به اختلافات عالمان، به آیات صفات و احادیث صحیح صفات و دیگر آیات متشابه ایمان
داریم. در این مورد آنچه برای پیامبر خدا و اصحاب او گنجایش داشت، برای ما نیز
گنجایش خواهد داشت.

 

وی به موضوعات مهمی که
عقیده ی توحید را در خرد انسان مسلمان مختل و آشفته می کند، می پردازد و در اصل
چهار، تعویذ، افسون، طلسم، خرمهره که برای جلوگیری از چشم زخم و … به گردن
کودکان می آویزند، رمالی فال بینی، آینده گویی و ادعای غیب دانی را حرام قرار می
دهد و می گوید:

 

   و هر چیزی که از این قبیل باشد، جزو منکر است
و بایستی با آن مبارزه کرد.

 

در اصل سوم مسلمانان
را از تقدیس صالحان برحذر می دارد و در چارچوب شرع جایگاه آنان را مشخص می
کند.می گوید:

محبت نسبت به صالحان،
حرمت گذاردن به آنان و ستودنشان به سبب کارهای نیکی که از آنان سرزده، تقرّب به
خداوند به شمار می رود. اولیا همانانند که در این فرموده ی خداوند از آنان سخن
رفته است:«آنان که ایمان آورده بودند و تقوا پیشه بودند.» کرامت طبق شرایط شرعی ثابت
است. در کنار آن بایستی باور داشت که آنان افزون بر آنکه نمی توانند به دیگران سود
یا زیان برسانند، به خود نیز در زندگی و پس از مرگ نمی توانند سود یا زیان
برسانند.

در اصل پنجم مقرر می
دارد که مسئله ی مقرون بودن دعا با توسل به یکی از بندگان خدا اختلافی است در نحوه
ی دعا کردن و جزو مسایل عقیدتی نیست. امام حسن البنا در اینجا حقیقتی را تبیین می
کند که برخی از دانشوران برزگ اسلامی، از جمله علامه آلوسی در تفسیر خود، آن را
مقرر داشته اند. تبیین این اصل بدان معناست که وی بدین نوع از دعا باور دارد.

در حوزه ی عبادت، امام حسن البنا سیمای روشنی برای عبودیت ترسیم کرد که بر بنیان کتاب و سنت
استوار بود؛مقصود وی آن بود که شخصیت روحانی انسان مسلمان را چنان قالب بندی کند
که از در غلتیدن در دام اغواگری های زندگی دنیا مصون بماند و او را به گونه ای آماده
کند که عضوی سالم در زندگی اجتماعی باشد و مواضع وی اصولی اصولی و بنیانی باشد، نه
مصلحتی، و از ژرفنای درون عبادتگر وی برای آفریدگار بزرگ، برجوشیده باشد. در این
زمینه وی به برانگیختن اختلافات فرعی فقهی نپرداخت، ولی از مناقشات استوار،
دوستانه و آرام علمی و بدون تعصب و خشک اندیشی برای رسیدن به حق، باز نداشت.

 

در اصل دوم می گوید:

قرآن کریم و سنت
پیامبر برای شناخت احکام اسلام، منبع هر انسان مسلمان شمرده می شوند.قرآن بدون
تکلف، طبق قوانین زبان عرب قابل فهم است؛ در فهم سنت نیز به متخصصان موثق حدیث
بایست مراجعه کرد.

 

در اصل هفتم می گوید:

هر مسلمانی که به آن
مقام دست نیافته که خود به دلایل احکام فرعی بنگرد، بایسته است از یک نفر از
امامان دین[ مجتهدان] پیروی کند. در کنار پیروی نیکوست که در حد توان خویش در
شناخت دلایل بکوشد و هرگاه صلاحیت و کفایت کسی که او را راه می نماید، برایش محرز
شد، رهنمود همراه با دلیل او را بپذیرد و اگر از عالمان بود، کمبود علمی خویش را
جبران کند، تا آنکه به درجه ی نگریستن [ در دلایل و منابع] دست یابد.

 

در اصل هشتم می گوید:

اختلاف نظر فقهی در
مسایل فرعی موجب چند دستگی در دین و کینه توزی و دشمنی نمی شود.هر مجتهدی پاداش
خود را دارد. در سایه ی دوستی به خاطر خدا و همکاری برای رسیدن به حقیقت، هیچ
عاملی بازدارنده از پژوهش شفاف علمی در مسایل اختلافی وجود ندارد؛ البته منوط به
آنکه موجب تعصب و مجادله ی نکوهیده نشود.

 

در حوزه ی قدرت و
سیاست
به تطبیق شریعت اسلام در تمام جنبه های
زندگی فراخواند؛ چون شریعت ربانی اسلام، برای تحقق مصلحت بندگان آمده و از خلال
اصول انعطاف پذیر و مقاصد کلی خود از طریق اجتهاد پیوسته و ساختارهای پویای آن،
برای رویارویی با معضلات جدید زندگی، قابلیت رشد دارد.

 

در اصل نخست می گوید:

اسلام نظامی است
فراگیر که تمام نمادهای زندگی را در بر می گیرد.اسلام دین است و میهن، حکومت است و
امت، اخلاق است و قدرت، رحمت است و عدالت، فرهنگ است و قانون، دانش است و قضاوت،
ماده است و ثروت، درآمد است و سرمایه، پیکار است و دعوت، سپاه است و اندیشه، باور
راستین است و عبادت درست.

 

در مورد اوضاع
اقتصادی،
وی به آزادسازی اقتصاد امت از سیطره ی
بیگانگان فراخواند. هدف آن است که سرمایه های اعضای زحمت کش امت بازگردد؛ در کنار
آن، منابع سرمایه بایستی کشف و تسخیر شود، تا زمینه ی ورود به دوران صنعتی سازی
فراهم آید. باور وی به رویکرد جمعی اقتصاد اسلامی کاملا” نمایان بود.باور وی
در نپذیرفتن تفاوت ستمگرانه ی طبقاتی در جوامع اسلامی و فراخوان به ضرورت متعارض نشدن
مالکیت خصوصی با مصالح عمومی و در هم شکستن مالکیت های بزرگ برای توزیع آن میان
کشاورزان تنگدست و دخالت دولت در سامان دهی اوضاع اقتصادی برای گسستن ریشه ی سودجویی
و انجام وظایف خویش نسبت به جامعه، خود را باز می نمایاند. وی درباره ی سیستم
اقتصادی اسلام
سخن می گوید و بنیادی ترین محورهای آن را بدین گونه خلاصه می
کند:

1-      برشمردن مال مصالح به مثابه ی پایه ی زندگی، ضرورت
آزمندی نسبت به آن و بهره برداری بهینه از آن؛

2-      واجب دانستن کسب و کار در حق هر فرد توانا؛

3-      اکتشاف منابع سرمایه های طبیعی و ضرورت بهره برداری
بهینه از تمام نیروها و مواد موجود در هستی؛

4-      حرام شمردن درآمدهای حرام و پلید؛

5-      زدودن فواصل طبقاتی و از بین بردن ثروت انبوه و فقر
کشنده؛

6-      تأمین اجتماعی تمام شهروندان و کوشش برای آسایش و
رفاه آنان؛

7-      تشویق به انفاق در راه خیر، فرض قرار دادن همیاری
بین شهروندان و ضرورت همکاری در راه نیکی و تقوا؛

8-      تبیین حرمت و جایگاه مال و ارج گذاردن به مالکیت
خصوصی مادام که با مصالح عمومی متعارض نباشد؛

9-      سامان دهی داد و ستدهای مالی از طریق قانونگذاری
دادگرانه و مهرورزانه و دقت ورزی در امور پول؛

10-   تبیین مسئولیت دولت در زمینه ی پشتیبانی از این
سیستم اقتصادی.

 

در حوزه ی جهاد وی در نوشته ها، سخنرانی ها و تمام کارهایش با تمام گونه های استعمار، به
ویژه استعمار انگلیس، اشغالگر سرزمین مصر در آن روزگار، مبارزه کرد. وی سخت مشتاق
آن بود که برای مقاومت در برابر دشمنان اسلام و مسلمانان و استعمارگران، امت را بر
اساس مقوله ی جهاد مقدس بپروراند. در راستای ریشه دار ساختن مفاهیم جهاد در دل ها،
رساله ای در باب جهاد نگاشت.

در پیش گفتار آن رساله
می گوید:

” خداوند جهاد را
بر هر مسلمانی فرض قطعی و گریزناپذیر قرار داده است
و سخت بدان تشویق کرده و پاداش مجاهدان و شهیدان را را بس بزرگ قرار داده
است. در پاداش تنها کسانی به پای آنان می رسند که کار آنان را انجام داده باشند و
در پیکار و جهاد پا به پای آنان حرکت کرده باشند.در دنیا و آخرت چنان امتیازهای
روحی و عملی بدانان داده که به دیگران نداده است.خون های پاک آنان را وثیقه ی
پیروزی در دنیا و کامیابی در سرای بازپسین قرار داده است.متخلفان و قاعدان را به
زشت ترین کیفرها بیم داده، نکوهیده ترین خصلت ها را بدانان چسبانده، به بزدلی آنان
را نکوهیده و سستی و رخوت را در حق آنان بد دانسته و در دنیا چنان خواری و ذلتی را
برایشان تدارک دیده که جز با پیکار، زدودنی نیست و در آخرت چنان عذابی آماده ساخته
که اگر برابر کوه احد طلا بدهند، باز هم از آن رهایی نمی یابند.گریز از جهاد را از
گناهان بزرگ و یکی از هفت موردی برشمرده که موجب تباهی و نابودی می شوند.

در گذشته و حال هیچ
نظامی دینی یا مدنی نمی یابید که مثل دین اسلام و آموزه هایش به مقوله ی جهاد و
رزمندگی و بسیج امت در صفی به هم پیوسته و با تمام نیرو، برای دفاع از حق، پرداخته
باشد.آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) سرشار از تمام این مفاهیم ارزشی و متعالی اند
و با بیانی رسا و سبکی روشن به جهاد و پیکار، رزمندگی، تقویت امکانات دفاعی با
تمام انواع زمینی و دریایی – آن هم در تمام شرایط و اوضاع- فرا می خوانند.”

 

ایمان ژرف و استوار به
جهاد، در شکل گردان های جهاد، که به سال 1949 م. به فلسطین گسیل داشت، نمود عینی
یافت.گردان های مزبور در پیکار مقدس فلسطین به نیکی آزمون پس دادند. گردان های
دیگری نیز بود که دو سال پیوسته پس از شهادت وی در نبردهای کانال سوئز علیه ارتش
اشغالگر بریتانیا شرکت کردند.

 

موضع وی نسبت به تمدن همان موضع سید جمال افغانی و تمام مجدّدان اسلام دوران جدید است.این موضع،
اقتباس دانش و معرفت و سازمان دهی از غرب را فرض می داند، بی آنکه در پی اندیشه
های مادی، فلسفه های سکولاریستی و اغواگری های اجتماعی و بی بند و باری های جنسی
آن رهسپار شوند.

وی در تمام موارد پیش
گفته ی نقطه ی عزیمت خویش را چنین تبیین می کند که:

 

 اسلام فرد را آزاد می سازد؛ به نگریستن در هستی
تشویق می کند؛ قدر دانش و دانشوران را بالا می برد و از هر پدیده ی سودمندی
استقبال می کند:« حکمت گمشده ی مؤمن است؛ هر کجا آن را بیابد [از دیگر] مردمان
بدان سزاوارتر است.»

این از جمله حقایق
مسلم تاریخی است که امام حسن البنا در محدوده ی اصلاح اندیشگی و تئوریک درنگ نکرد،
بلکه در گستره ی بیست سال اخیر از زندگی کوتاه خود(1949-1927 م.) کوشیید تمام آنچه
را که برای تربیت نسل جدید فراخوانده بود، در چارچوبی تشکیلاتی، گروهی و سازمانی(جنبش
اخوان المسلمین)
و با پایه گذاری نهادهای کارگری اقتصادی با هدف متبلور ساختن
قدرت تولید و توزیع عادلانه در اقتصاد اسلامی، بر اسلام مجسم سازد.این فرایند در
پروژه ی اوگام نخست به سوی تغییر اوضاع ناگوار فرهنگی – تمدنی در جامعه ی اسلامی، در
پرتو طرح تربیتی او یعنی اصلاح فرد مسلمان، خانه ی مسلمان، جامعه ی مسلمانف آنگاه
برپایی دولت مسلمان و مجری شریعت خدا بود.چارچوب مزبور بایستی مسلمانان پراکنده را
در کنار هم گرد آورد، شکوه گذشته ی آنان را بازگرداند و سرزمین ها و کشورهای غصب
شده و اشغال شده را باز پس گیرد و آنگاه پرچم جهاد و دعوت را برافرازد، تا آنکه در
فرجام، جهان را با آموزه های اسلام شادکام و شادمان گرداند.در تمام موارد فوق
خیزگاه خویش را بایستی جهان بینی فراگیر اسلام در ساختن و رهبری تمدن قرار دهد.

در چارچوب مطالعه ی
رسائل و خاطرات امام حسن البنا و سخنان فراوان وی در همایش روزهای سه شنبه و نوشته
های وی برای سرمقاله نشریه ی الشهاب، سخنان و رفتار و روش او در دعوت که
نویسندگان، دانشوران، دعوتگران و شاهدان عینی به تواتر نقل کرده اند، نوشته هایی
که در تحلیل نظرگاه ها، اندیشه ها، دعوت، وضعیت عینی دعوت و دگردیسی آن صورت
پذیرفته و رادمردان دعوت وی در کشورهای اسلامی و تمام جهان و تأثیر ژرف و فراگیری
که بر دعوت و اندیشه ی اسلامی در دوران جدید نهاده اند، در چارچوب تمام موارد پیش
گفته با اطمینان کامل می توانم گفت:

 

فراخوان وی به فهم
راستین اسلام، تجدید اندیشه ی اسلامی، شکل دهی شخصیت امت اسلام، فهم ژرف وی از
مرحله ی حساسی که امت اسلام در حال گذار از آن است، درک هوشمندانه از کشاکش های
فرهنگی پیرامون، فهم فراگیر و همه جانبه از معضلات ریز و درشت امت و نگاه تیز بین
او به تمام موارد پیش گفته از دریچه ی دانش اصولی و دقیق اصول اسلام، فراخوان
متعادل و ناب اسلامی بود و توانست جهان بینی اسلام را با اصالت نگری، انعطاف پذیری
و توازن ارائه کند و نخست به ساختن در جامعه ی اسلامی روی آورد.امام حسن البنا سخت
باور داشت که پرداختن به ویرانی، مسلمانان را در کشاکش خشن درونی در حوزه اندیشه
وارد خواهد کرد و از جهت دهی نیروها و توانایی های یکپارچه ی ایمانی شان برای
ساختن و رویارویی با دشمنان بیرونی، باز خواهد داشت؛ چون در آن زمان و هر زمان،
چالش بزرگ میان منظومه ی تمدن اسلامی و منظومه ی تمدن غربی با تمام نیروهای سیاسی،
اجتماعی، اقتصادی، نظامی، برقرار بوده است.من به یقین باور دارم که در تاریخ اسلام
پس از دوران اصحاب پیامبر(ص) هیچ دعوتی اسلامی، تجدیدی، گروهی و سازمانی ظهور
نیافته که به سان دعوت این امام ربانی، در حوزه ی عقیده، شریعت و سلوک، اسلام را
چنان متکامل و متعادل ارائه کند و روح زندگی فراگیر ربانی را در آن بدمد.افزون بر
اصولی که فراگیرندگی، میانه روی و توازن اسلام را در خود گنجانده است و در رسالة
التعالیم
عرضه داشته، وی در تمام نوشته های خود این مفاهیم را بازگفته است.

 

از جمله ویژگی های
جنبش خویش و هواداران آن را چنین توصیف می کند:

     دعوت سلفی، چون آنان در فراخوان به بازگشت به اسلام، به سوی چشم سارهای ناب و شفاف آن،
یعنی کتاب و سنت، فرا می خوانند؛

         
روش سنی، چون در حد توان خود را وا می دارند که در همه چیز به ویژه در عقاید و عبادات
به سنت پاک پیامبر(ص) عمل کنند؛

     حقیقت عارفانه، چون می دانند شالوده ی خیر، همان طهارت نفس، صفای قلب، پایبندی به عمل، روی
برتافتن از خلق، دوستی ورزیدن به خاطر خدا و ارتباط برقرار کردن در راه خیر است؛

     تشکل سیاسی، چون خواستار آنند که در داخل، حکومت اصلاح شود، نگاه به رابطه ی امت اسلام با
دیگر کشورهای خارج تعدیل شود و ملت بر اساس عزت نفس، کرامت و اشتیاق به قومیت،
تربیت یابد؛

     گروه ورزشی، چون به تن و اندام خویش  توجه می
کنند؛ می دانند که مؤمن نیرومند از مؤمن ضعیف بهتر است؛ پیامبر(ص) فرموده است:«تن
ات بر تو حقی دارد.»هیچ کدام از وظایف اسلام جز با جسم نیرومند نمی توانند درست و
کامل گزارده شوند؛ نماز، زکات، روزه و حج ناگزیر از تنی هستند که مسئولیت های کسب
درآمد، کار و فعالیت و کوشش برای طلب رزق و روزی را تاب آورد.بدین جهت آنان به تیم
های ورزشی خویش چنان می پردازند که گاه از بسیاری باشگاه های ورزشی برتری حاصل می
کنند؛

     پیوند علمی-فرهنگی؛ چون اسلام دانش اندوزی را بر هر انسان مسلمانی فرض می داند.انجمن های اخوان،
مدرسه های آموزشی و تحصیلی و پایگاه های تربیت تن و خرد و روح به شمار می روند؛

     شرکت اقتصادی، چون اسلام به سامان دهی ثروت و درآمد سخت اهتمام می ورزد.پیامبر اسلام(ص) می
فرماید:«چه خوب است مال نیکو برای بنده ی نیک.» و می فرماید:«کسی که شامگاهان از
کار خویش خسته باشد، آمرزیده خواهد بود.م و می فرماید:«بی گمان خداوند مؤمن کار
پیشه را دوست دارد.»

         
اندیشه ی
اجتماعی،
چون آنان به رنج ها و بیماری های
جامعه می پردازند و می کوشند به راه های درمان آن دست یابند.

بدین سان می بینیم که
فراگیرندگی اسلام، اندیشه ی اخوان المسلمین را فراگیر تمام زوایای اصلاحگری ساخته
بود.فعالیت اخوان به تمام این زوایا کشیده شد. در همان زمان که دیگران تنها به یک
زاویه می پرداختند، این جنبش به تمام زوایا می پرداخت و می دانست که اسلام از آنان
خواستار تمام آن هاست.

 

ولی علت فرگیرندگی
کمال یافته و متعادل جنبش اسلامی امام حسن البنا بدان باز می گردد که شرایط فرهنگی
زمان وی چنان بود که نظیر آن را تنها در آغاز اسلام ، آن هنگام که پیامبر اسلام (ص)
با فراگیرندگی وحی ،با تمام جاهلیت آن روزگار- اعم از عرب و عجم- رویارو می شد ،
می بینیم . در این روزگار نیز، هنگامی که مسلمانان از قالب اسلام به قالب تمدن غرب
در آمدند و جاهلیت جدید، نظام سیاسی، حکومتی،اقتصادی،اجتماعی، تربیتی ،آموزشی
،نظامی،ادبی،هنری و اخلاقی زندگی شان را در قالب خود در آورد، به همان وضعیت
بازگشتند. در این روزگار انحراف فراگیر بود و خواستار مواجهه ای فراگیر در قالبی
متعادل و کمال یافته، به دور از فردی نگری، راهگشایی های تک مرحله ای و نسخه های
جزیی نگر بود.

 

اوضاع سخت خواهان رهبر
و امامی ربانی بود که حفظ، تلاوت، درک، فهم و اجرای عملی قرآن، تمام سلول های قلب
او را سرشار ساخته باشد و با ریه های قرآن تنفس کند. در کنار آن ، در حد توان و در
چارچوب قدرت یک انسان غیر معصوم ، از پیامبر اسلام(ص) پیروی کند. به گواهی تمام
آنان که امام حسن البنا را دیده اند، با او نشسته اند و به سخنانش گوش فرا داده
اند، وی چنین بود. اگر ادامه دهیم موضوع به درازا می کشد. مقصود ما نیز پرداختن به
تمام جنبه ها و زوایای قضیه نیست . ده ها کتاب پیرامون شخصیت ، دعوت و جنبش وی
نگاشته شده، که انسان حق جو می تواند به آن ها مراجعه کند.

 

از این روی دعوت وی در
همه جا گسترش یافت، تمام پرده ها را درید، مرزها را درنوردید و در هر کشوری اسلامی
نسل هایی نو پرورد، تربیت اینان، فراگیر، متکامل،بدون ادعا و وابستگی و خشک اندیشی
و غرور و فخر جویی بود و ادعای آن را نداشتند که تنها آنان نمایندگان و سخنگویان اسلام
اند. بدین سبب بود که رهبران نهان و آشکار منظومه ی تمدن غرب بیدار شدند و تصمیم
گرفتند نقشه هایی هولناک برای نابودی او و دعوت خجسته اش تدارک بینند. او و دعوتش
را خطر بزرگ برای کیان و آینده ی سلطه جو، مادیگرا و بی بند و بار خویش برشمردند.
اینجا بود که دعوت وی را در بیشتر کشورهای اسلامی به دست خود مسلمانان وارد زنجیره
ای از شکنجه های خشن و دراز مدت کردند. امام حسن البنا در آن توصییه ی الهامگرانه ی
خویش به شاگردان و دوستانش به این حقیقت اشاره کرده و احساس خود را نسبت به اهمیت
دعوت خود و درک پیامدهای آن بازگفته است. در رساله ی “امروز و فردا”
زیر عنوان “موانع راه ما ” می گوید:

 

موانع راه :

می خواهم آشکارا به
شما بگویم که دعوت شما برای بسیاری از مردم ناشناخته است و روزی که آن را بشناسند
و هاداف و غایات آن را درک کنند، با دشمنی سخت و کینه ی خشن مواجه خواهد شد، فرا
راه خویش بسیاری دشواری ها را خواهید یافت و بسیاری موانع، راه را بر شما خواهند
بست. تنها در این زمان است که شما در راه خداوندگاران دعوت گام نهاده اید. اما
اینک شما همچنان ناشناخته اید و هنوز دارید زمینه ی دعوت را فراهم می کنید و برای
پیکار و مبازره ی لازم خود را آماده می کنید.

نادانی مردم، مانعی
فرا راه شما خواهد بود. از دینداران و عالمان رسمی کسانی را خواهید یافت که فهم
شما را از اسلام شگرف و غریب می دانند و جهاد و پیکار شما را در راه آن نمی
پذیرند.زمامداران، سردمداران و صاحبان قدرت و مقام، بر شما  برخواهند آشفت و تمام حکومت ها یکسان در برابر
شما خواهند ایستاد. هر حکومتی خواهد کوشید از فعالیت شما بکاهد و فرا راه شما مانع
بگذارد. غاصبان[اشغالگران] به هر ابزاری دست خواهند آویخت تا با شما مبارزه کنند و
فروغ فراخوان شما را خاموش کنند.در این راه از حکومت های ناتوان، اخلاق ناتوان و
دستانی که از آنان می خواهند[ گدایی می کنند] و به شما ضربه می زنند، کمک خواهند گرفت.همگان
پیرامون دعوت شما گردباد شبهه ها و طوفان اتهامات را بر خواهند انگیخت.خواهند
کوشید هر کمبودی را بدان بچسبانند و در زشت ترین شکل، آن را به مردم نشان دهند. در
این راه به قدرت خویش تکیه خواهند کرد و به ثروت و نفوذ خود نیز؛ خداوند می
فرماید:

«می خواهند فروغ خدا
را با [پف] دهان های خویش خاموش کنند و خدا نمی پذیرد جز آنکه فروغ خویش را
[تابناک و] کامل گرداند، هر چند کافران ناخوش داشته باشند.»

بدین سان شما وارد
دوران آزمون خواهید شد؛ زندان، بازداشت، آوارگی، مصادره ی اموال، تعطیل کار و
بازرسی خانه ها در این دوره صورت خواهد پذیرفت.چه بسا مدت این دوره به درازا بکشد؛
خداوند می فرماید:

«آیا مردم پنداشته اند
همین که بگویند ایمان آورده ایم، رها شوند و آنان آزموده نمی شوند.»

اما از این پس خداوند
به شما پیروزی مجاهدان و پاداش نیکوکاران را نوید داده است:

« ای مؤمنان، آیا شما
را به بازرگانی ای راه نمایم که شما را از عذابی دردناک می رهاند؟ … پس مؤمنان
را بر دشمنشان کمک کردیم؛ پس چیره شدگان بودند.»

 در این روزگار،مکتب بزرگ امام حسن البنا گروه
انبوهی از اندیشه وران،دانشوران، دعوتگران و مربیان را در تمام جنبه های معرفت
اسلامی و مقوله های سرنوشت ساز و گوناگون آن، تحویل جامعه داد (از جمله ؛ سید قطب
، عبدالقادر عوده، سید سابق ، محمد غزالی، محمد قطب ، انور جندی ، یوسف قرضاوی و…
رحمت خدابر ایشان  ) که همچون ستارگانی
درخشان در آسمان فکر و اندیشه اسلامی خواهند درخشید.

————————————————————-

منبع:بازسازی اندیشه
اسلامی

مؤلف:دکتر محسن
عبدالحمید

مترجم:داوود ناروئی

انتشارات: نشر
احسان1386

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس