خانه ---> اندیشه ---> آسیب شناسی اختلاف و تفرقه
andishe

آسیب شناسی اختلاف و تفرقه

آسیب شناسی اختلاف و تفرقه

دکتر طه جابر العلوانی

مدخل: از مقطعی که پروژه اصلاح تفکر اسلامی – به روش نوین آن – تحت اسم و رسم های گوناگون  از ناحیه متفکران و  مصلحان امت اسلام مطرح شد ؛ بحث «آسیب شناسی دین » از مهمترین مباحثی است که توجه مصلحان را به خود جلب کرده است . منظور دین ، دین اسلام است دین اسلام به عنوان یک پیکره ی شاداب و سیستمی کارا که قابلیت اجرا دارد و متغیرات آن با رشد و تغییر معرفت بشری – خواه انسانی و یا تجربی – یارای غییر به مقتضات آن ها را دارد . حال چگونه است که مشکلات و معضلات گرانبار گریبانگیر پیروان این دین شده است ؟ چه علت هایی بر دین و یا پیروان آن عارض گشته است که پیکره ی شاداب و سرحال دیروزین دین – که تمدنی مستقل را بنا نهد و حتی در بروز و اعتلای تمدن های دیگر تأثیر عمیق داشته باشد – مذیض حال و خسته جلوه گر شود ؟ جستجو در پی علل و موجبات این امر از رسایل (( آسیب شناسی )) دین است . استدلال و احتجاج نمی طلبد که تفرقه و اختلاف های غیر منطبق و مباین با مبانی دین و اخلاق پسندیده – که یا ریشه در دین دارند و یا موافق دین می باشند – اگر مهمترین امراض امت اسلام می باشد . اختلاف از آسیب هایی می باشد که در مقاطع مختلف تاریخ تمدن اسلامی ضربه های کاری را بر عمل و معرفت و فهم مفاهیم دینی وارد کرده است که نتیجه ی آن در عرصه ی معرفت بد فهمی و فراموشی مفاهیم اصیل دینی بود که در نهایت به تضعیف بنیان تمدن اسلامی انجامید . صد البته ، زدودن این آفت و آثار آن از عقول و قلوب مسلمانان از مهمترین رسالت های حرکت های اسلامی می باشد که هنوز حرکت های اسلامی در ابتدای طی این مسیر توان خواه می باشند ولی جای تأسف آن جاست که این حرکت ها ، گهگاه هیزم کش آن آتش بوده اند . این مقاله ترجمه ی مقدمه ی کتاب « ادب الاختلاف فی الاسلام » اثر « دکتر طه جابر العلوانی » می باشد که در زمینه ی اصلاح تفکر دینی به اصلاح مفهوم « اختلاف » پرداخته است . این کتاب توسط « المعهد العالمی للفکر الاسلامی » منتشرشده است .

الحمد لله رب العالمین و الصلواة و السلام علی سیدنا محمد خاتم النبیین و علی آله و صحبه و من دعا بدعوته و اهتدی بهدیه الی یوم الدین ….

نابسامانی ها و آلام امت اسلامی – در عصر ما – به حدی گسترش یافته و شاخه شاخه و فراگیر شده است که بیشتر زوایای امور دینی و دنیایی امت را فرا گرفته است . آن چه جای تعجب و سرگشتگی دارد این است که این امراض علی رغم کثیر و خطیر بودنشان – بحمد الله – نتوانسته اند امت اسلام را به کام نیستی و نابودی بکشانند . در حالی که بعضی از این امراض می توانسته اند ملل زیادی را بدون آن که جمعیت و بزرگی آن ها مانع شوند ، از پای در آورند و بی گمان ، تاکنون علت اصلی رستگاری و نجات این امت – با وجود ضعف و رکود – وجود کتاب خداوند و سنت رسول (ص) و توبه و استغفار صالحان امت بوده است .

« و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون : ولی تا تو در میان آنان هستی خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند و تا آنان طلب آمرزش می کنند ، خدا عذاب کننده ایشان نخواهد بود »    الانفال  : 33

بی شک ترسناک ترین و خطرناک ترین آفتی که گریبانگیر امت اسلام شده است « اختلاف » یا « مخالف » بوده است . همان آفت مؤثر و فراگیری که تمام عرصه ها سرزمین ها و جوامع را شامل گشته است .حلقه ی شوم آن آفت عرصه های فکر ، عقیده ، بینش ، نظر ، سلیقه ، رفتار ، کردار ، منش ، گفتگو ، شیوه ی زندگی ، چگونگی برخورد و تعامل با هم دیگر ، شیوه ی گفتار و مباحثه ، امید ها و آرمان ها و اهداف دور و نزدیک را در بر گرفته است تا بدانجا که شبح تاریک و سیاهش بر درون مردم خیمه زده و آسمان اندیشه را با ابر پندارها ، تیره و تار کرده و باران نازایی را بر دل های خفته و مرده بارانده است . آن شرایط سبب بروز دسته ای افراد رودر بایست و آشوب گر شد ، گویی که تمام اوامر و نواهی و آموزه های موجود آنان را به اختلاف و فتنه انگیزی تشویق می نماید !!

مبانی دین اسلام – بعد از شرک به خداوند – هیچ گاه بدین اندازه مخالف چیزی نبوده که مخالف تفرقه و اختلاف داخلی امت است … اسلام بیشترین تأکید را بر دو واژه ای « یکتا پرستی » و « یکصدایی» داشته است ؛ واژه اول دعوت به جانب ایمان به خداوند است ؛ ایمانی پاک  و بدون هیچ گونه شائبه ای . واژ های دیگر بازتاب و انعکاس تام عملی واژه ی اول است ؛ آنانی که خدایشان یکی است و رسول و کتاب و سبب خلق و زندگیشان هم واحد است ، صد البته که باید رویکردشان هم یکی باشد :

« ان هذه امتکم واحدة و انا ربکم فاعبدون : این است امت شما که امتی یگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید »  الانبیاء  : 92  .

ولی متأسفانه مسلمانان ، مرز های واژه یکتا پرستی را شکستند  و بدان تعدی کردند و در نتیجه اتحاد را بی ارزش دانستد.

ما علم و دانش را فرچنگ آوردیم . ولی روش و منش و اخلاق بهره گیری آن را از دست دادیم . ما وسایل و واسطه ها را به دست آوردیم اما هدف و مقصد را از دست دادیم .. چه بسا اختلاف ما بر سر یک امر مباح یا مندوب باعث شده است که امری مفروض و واجب با یک هدف بزرگ و متعالی را از دست بدهیم . هنر مقابله و مدرک سازی علیه هم را خوب فرا گرفته ایم و اما آداب و روش آن ها را بسیاری اوقات انسان نمی تواند امور را با دیدگاهی متوازن و همه جانبه ببیند و یا نگرشی فراگیر به ابعاد متعدد قضایا داشته باشد … به محتوی و فحوای فکر خود تا بدانجا می چسبد که نمی تواند چیز دیگری را همراه آن ببیند و یا شخصی دیگر را تخطئه نماید ؛ حب و عدواتش بر آن مبنا خواهد بود ادست دادیم تا بدانجا که بدل به به طعمه ای آسان یاب برای تنازع و جبهه گیری ها خود خوری های داخلی شدیم و در نهایت حیاتی سخت و تلخ و ناموفق را بریمان به ارمغان آورد و چنان که خدای تعالی فرموده است ، درمانده شدیم و وجاهت خود را از دست دادیم :

« و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم : و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود :  الانفال : 46 »

خداوند متعال تاریخ و سرگذشت پیروانادیان پیشین را جهت عبرت اندوزی و پرهیزگاری و هوشیاری ما نقل کرده است . چگونگی خیزش امت های پیشین و بنا شدن تمدن ها را تبیین کرده است ، علل و موجبات افول و انقراض آن ها را مشخص گردانیده است . ما را هوشیار کرده که به مرض آوارگی و سر در گمی و تفرقه و اختلاف گرفتار نشویم و به پرتگاه حزب گرایی تنگ نظارانه سقوط نکنیم .

« و لا تکونوا من المشرکین مع الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا کل حزب بما لدیهم فرحون : و از مشرکان نباشید از کسانی که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند و هر حزبی بدانچه پیش ان هاست دل خوش کردند   الروم : 32/31 »

خداوند آن اختلافی را که سبب از هم گسیختگی و تفرقه می شود دوری از مسیر رسول ( ص) و حتی بی بهره از تبعیت و انتساب به وی دانسته است :

« ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شی ء : کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند تو هیچ گونه مسؤل ایشان نیستی   الانعام : 159 »

اهل کتاب به سبب کمبود دانش از میان نرفته اند بلکه افولشان بدان سبب بوده که دانش و معلوماتشان را به جهت ظلم و ستم بر یکدیگر به کار برده اند :

« و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاء هم العلم بغیآ بینهم : و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آن که علم برای آنان حاصل آمد آن م به سابقه ی حسدی که در میان آنان وجود داشت  ال عمران    :    19  »

اختلاف و ستم و تفرقه آفات و مصیبت های « اهل کتاب » بوده اند که اهل کتاب را به هلاکت کشانده اند و در نهایت به منسوخ شدن دینشان منتهی شده است . ماندن سرگذشت و داستان آنان وسیله ای برای پند گیری و عبرت اندوزی وارثان کتاب و رسالت می باشد . بی گمان خطر تحریف و منسوخ گشتن برای دین مسلمانان – که صاحب رسالت جاودانی اسلام هستند – رخ نخواهد داد اما امراض این امت را تهدید می کند که پیکره ی او را به کلی از بین نمی برند ، این امراض یا حالت مزمن پیدا می کنند و مسلمانان در ضعف و بدون اقتدار و مریض حال باقی می مانند ویا این امراض علاج شده و سلامت و تندرستی را به دنبال دارد و فرایند پوسیدگی از ذاخل توقف می گردد که این امر از ویژگی های آخرین رسالت – اسلام – است . اختلاف در دیدگاه ها و تحلیل قضایا و صدور حکم و اتحاذ تصمیم در مورد آن ها امری فطری و طبیعی است و تا حد زیادی به اختلافات فردی ارتباط دارد چرا که که بنلی حیات و استقرار شبکه روابط اجتماعی ما بین مردمی که دارای توانمندی های یکسان و همسو هستند غیر ممکن است زیرا در این شرایط ، عرصه ای برای تأثیر و تأثر و اکتساب و تعامل وجود نخواهد داشت چرا که طبیعت فعالیت های ذهنی و عملی اقتضا می نماید که توانمندی ها و استعداد ها متفاوت و غیر هم باشند گویی که حکمت خداوند متعال خواسته که در میان مردمان با اختلافات فردیشان – خواه اختلافات طبیعی و اکتسابی و فعالیت های زندگی ، مبانی و پیوند هایی وجود داشته باشد و به گونه ای سیر می کنند که برای آن خلق شده اند . بر همین اساس مردمان ، مختلف می باشند و ایمانداران نیز درجات مختلفی دارند ؛ عده ای بر خود ستم می کنند و عده ای دیگر در وسطند و عده ای دیگر نیز « سابقون باخیرات » اند .

« و لو شاء ربک لجعل الناس امة واحدة و لا یزالون مختلفین : و اگر پرودگار تو می خواست قطعاً همه ی مردم را امت واحدی قرار می داد در حالی که پیوسته در اختلافند »   هود : 118

« و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاء هم العلم بغیاً بینهم : و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آن که علم برای آنان حاصل آمد آن هم به سابقه ی حسد که در میان آنان وجود داشت »

جای تأسف آنجاست که اختلاف نظرها در حالی که می توانست به عنوان یک پدیده ی مفید و موجب پویایی عقل و ژرف نگری و آگاهی از دیدگاه های متعدد و دقت نظر و شکوفایی فکری بشود ، این پدیده مثبت ، در نزد مسلمانان سده های واپس گرایی و عقب ماندگی تبدیل به آفتی خانمان برانداز و زهری کشنده شده است ؛ این افت موجب و منشأ تحلیل رفتن و شعبه شعبه شدن و کشمکش و رخ تابیدن مسلمانان از هم شده است . به گونه ای که نزد عده ای عقب افتاده ؛ کار به حذف و تصفیه فیزیکی نیز رسیده است . حتی افراط گرایی دسته ای دیگر بدان مرحله رسیده که اهل کتاب و معاندین دین در نظرش از آن هم کیش مسلمانی که در مبانی و اصول عقیده و توحید خالص و بدون حشو و زواید و خالصانه به هم می رسند اما دارای اختلافی جزئی فکری با آن ها می باشند ، نزدیکتر و مقرب ترند . برای این امر در تاریخ و زمان های دور و نزدیک شواهد زیادی دایم که متأسفانه بر اثر آن همان نیروی لایزال امت اسلام به هدر رفته است و تبدیل به هیزم آتش فتنه و اختلاف گردید که نتیجه ی آن – العیاذ بالله – شرمساری و آتش افروزی بیشترو بیشتر بود .

بسیاری اوقات انسان نمی تواند امور را با دیدگاهی متوازن و همه جانبه ببیند و یا نگرشی فراگیر به ابعاد متعدد قضایا داشته باشد و در نتیجه ذهن آو روی یک امر خرد متمرکز می شود و آن را برای خود بزرگ می کند و سرانجام خود در آن محو و نابود شود . به محتوی و فحوای فکری خود تا بدانجا می چسبد که نمی تواند چیز دیگری را همراه آن ببیند و یا شخصی دیگر وی را تخطئه نماید ، حب و عداوتش بر آن مبنا خواهد بود ؛ گاهی از معاندین دین برای نیرومندی و تسلط بر هم کیش غیر هم فکرش استعداد می طلبد . روایت شده است که « واصل بن عطاء » به همراه تنی چند از همفکرانش به عده ای از خوارج برخورد کردند واصل بن عطاء به همراهانش گفت : که شما مداخله نکنید . کناره بگیرید و مرا به آن ها تنها بگذارید .

همراهانش تأیید کردندو جواب مثبت دادند واصل بن عطاء به نزد خوارج رفت و خوارج از هویت وی همراهانش پرسش کردند. هیچ راه خروج و نجاتی از آن خلل فکری ای که گریبانگیر « عقل مسلمان » شده و آن بحران اخلاقی که در رفتار مسلمانان پدیدار گشته است ، وجود ندارد مگر با علاج ریشه های این بحران فکری و اصلاح اسلوب تفکر واصل پاسخ داد که ما مشرک هستیم و به شما پناه آورده ایم تا کلام خدا را شنیده و احکام شرع را یاد بگیریم . خوارج پاسخ دادند که شما را پناه دادیم. گفت : پس ما را تعلیم دهید . خوارج شروع به یاد دادن احکام دین کردند تا آن که واصل گفت : من و همراهانم رسالت را پذیرفتم .

خوارج گفتند که بروید شما یاران و برادران ما هستید . واصل پاسخ داد که شما را نشاید که چنیین گویید ، چرا که خداوند متعال می فرماید : « و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مأمنه : و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست ، پناهش ده تا کلام خداوند را بشنود ؛ سپس او را به مکان امن برسان :  التوبه : 6 »

بر شماست که که ما را به مأمنان برسانید . خوارج اندکی هم دیگر را نظاره کردند و گفتند که شما این حق را دارید . همگی آن ها با هم راه افتادند تا به مأمن رسیدند . حدث و شدت اختلاف تا بدان مرحله رسیده که نزد بعضی از گروه های اسلامی که خود را حق مطلق و محض می داند مشرک بیشتر از آن مسلمانی که از نظر رأی و مسأله ای اجتهادی خرد و جزئی با وی مخالف است ، آسوده تر و در امان تر است به گونه ای که تنها طریق فرار و نجات مسلمانی از شکنجه و آزار مسلمانی دیگر اظهار شرک است !!

این یک اختلاف نابخردانه و سفیهانه و یک هوس چیره گشته است که نشو و نما پیدا کرده و بزرگ می شود و آثارش جراحتش در دل هاعمق یافته و بر انسان مسلط می شود ، عرصه ی عقل و احساس را فرا می گیرد تا آ« گاه که اهداف و مبانی کلی و عرصه های مشترک و غایات و مقاصد و قواعد اصیل اسلامی با فراموشی سپرده می شود . چنین کسی از بصیرت و روشنگری بی بهره می گردد و الفبای اخلاق اسلامی را از یاد می برد معیارهای او آشفته می شود ؛ دید او مختل و فعالیتش بی سامان می شود و اولویات ؛ از نگاه او دور می ماند ؛ گفتار نابخردانه و فتوای بی دانش و رفتار بدون مستند و حجت آسان می شود . تکفیر ، تفسق و بهتان گسترش پیدا می کند .

فرد گرفتار به مرض اختلاف به جهنم تعصب کورکورانه گرفتار می شود ، دنیا و اطرافش را تاریک گشته و جز سیاهی و تاریکی مطلق و بی انتها چیز دیگری را نمی بیند و این چیز ی جز بازتابی از درون تاریک خودش نیست که نور علم در آن خاموش شده و شعله ی تعقل در آن فروغی ندارد . « و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور : و خدا به هر کس نوری نداده باشد او را هیچ نوری نخواهد بود   النور : 40 »

بسیاری اوقات آرا و نظریات اجتهادی و مکاتب فقهی که میدان وجود و فعالیت اهل نظر و اجتهاد می باشد بر اثر وجود فعالیت مقلدین عامی و بی دانش و پیروان فرومایه به عرصه ای برای تحزب فکری و تعصب های سیاسی تبدیل می شوند . ایات و احادیث مطابق مرامنانه احزاب تأویل می شوند و هر آیه یا حدیثی که موافق این صورت از تحزب فکری نباشد یا تأویل شده و یا منسوخ می گردد و تعصب آن چنان قدرتی می گیرد که آن گفته ی دوران جاهلیت به یاد می افتد که : « کذاب ربیعة أفضل من صادق المضر : دروغگوی ربیعه بهتر از راستگوی مضر است » سلف صالح (رض) با هم اختلاف داشته اند ولیکن اختلاف نظر آن ها سبب تفرقه شان نبوده است . ناهمخوانی داشته اند اما متفرق نگشته اند چرا که هم دلی و وحدت اهداف و آرمان ها بزرگ تر از آن بوده اند که علتی بر آن عارض شود . آن ها از امراض درونی رسته بودند هر چند که بعضی از آن ها خطای رفتاری و جزئی داشته اند .

پیامبر (ص) مژده بهشتی بودن مردی را به اصحابش داد و فرمود که از اهل بهشت است  اصحاب در احوال آن مرد تتبع و تحقیق کردند . مشخص شد ویژگیش آن بوده که تا کینه ای در دل ، نسبت به مسلمانی داشت خوابش نمی برد .

اما امروزه مشکل اساسی ما در دل ها و قلوب ماست ؛ لذا اکثر مظاهر وحدت و دفاع ما از آن نوعی خود فریبی و تظاهر است و در مظاهر عملی و نمود آن ها با دیگران لختلاف چندانی نداریم در حالی که خداوند می فرماید : « و ذروا ظاهر الاثم و باطنه : و گناه آشکار و پنهان را رها کنید   الانعام : 12 »

جهان اسلام بعد از آن که یک کشور واحد بود و بیش از هر چیز به مشروعیتکتاب خداوند و سنت رسول (ص) معتقد بود ؛ امروزه به هشتاد وهفت خرده کشور تبدیل شده است و فقط خداوند می داند که اندازه ی اختلاف آنان تا به چه اندازه است ، همگی شعار اتحاد را سر می دهند و حتی در داخل یک کشور نیز رژیم های متعددی وجود دارند . چنین نیست که امروزه موقعیت بعضی از فعالان اسلامی – آنان که مسؤلیت نجات امت اسلامی را بر عهده دارند – از دستگاه ها و مؤسسات رسمی دولتی بهتر باشد .

بحران ما بحران فکری است مشکل ما در جدیت انتساب ما نسبت به اسلام است . آنگاه که امت اسلام در سلامت فکری به سر می برد و قبل از هر چیز مشروعیت را به کتاب خداوند و سنت رسول داده بود ، توانست با مسؤلیت پیام اسلام را بر دوش کشد و علی رغم آن که از جهت شرایط مادی زندگی دشوار و تلخی داشت تمدنی را بنیاد نهاد و به آسانی و آسودگی با سختی هایش قرین بود در حالی که انحراف از کتاب خداوند و سنت رسول (ص) موجب تنازع و شکست می شود .

« و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم : از خداوند و پیامبرش اطاعت کنید و با هم تنازع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین می رود    الانفال : 46 »

اسلام تفرقه و کشمکش داخلی اعراب را متوقف کرد و روی آنان را به جانب خداوندی تنها و حق برگرداند و در حالی که هر دسته و گروهی دارای معبودهایی ساختگی را لغو کرده و کنار نهاد .

و اما امروزه با وجود آن که از کمبود مادی و دشواری زندگی و یا نقصان امکانات شاکی نیستند ولی در امور فکری و لوازم زندگی پیش قراول و سر کاروان کشورهای مصرف کننده می باشند . حقیقت مرض در این جا نهفته است که مسلمانان مفاهیم و مقاصد مشترک خویش را فراموش کرده اند و مرجعیت قرآن و سنت را کنار نهاده اند و خلل در نیات و افکارشان ایجاد گشته است . هیچ راه خروج و نجاتی از آن خلل فکری ای که گریبانگیر « عقل مسلمان » شده و آن بحران اخلاقی که رفتار مسلمانان پدیدار گشته است ، وجود ندارد مگر با علاج ریشه های این بحران فکری و اصلاح اسلوب تفکر باید مجدداً یک قالب فکری و برای عقل ها ساخته و پرداخته شود . ترتیب اولویات – که از دست رفته اند – از نو انجام گیر و نسل های مسلمان  بر آن مبنا و اصول تربیت شوند صد البته که هیچ راهی برای رسیدن به این اهداف متصور نیست مگر با رجوع به آن چه که سلف صالح در مرحله ی اول رسالت بر آن بودند که همانا تمسک به برنامه ی خداوند و سنت رسول (ص) و وضع قواعدی برای مقایسه و استنتاج به قصد کنترل آراء و ضمانت روند تفکر و اقتران علم به اخلاق مقتضای آن و شناخت آداب آن همان گونه نیز باید سعی در رشد و نمو آن دسته از تحقیقات و مباحثی شود که به « به هم پیوستن صفوف و تحاد جبهه های فکری » و وحدت امت و نکات و زوایای مشترک و اهداف متعالی امت اسلام اهتمام می ورزند در این صورت با توفیق و اذن خداوند نشانه های راه واضح و روشن شده و گام هایی که در این راه برداشته می شوند دقیق تر و منظم تر می شوند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *