معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> آزادی شنگال مبارکباد اما… کاش …
شنگال
شنگال

آزادی شنگال مبارکباد اما… کاش …

آزادی شنگال مبارکباد اما… کاش …

نویسنده : ماجداحمدیانی

یک بار دیگر مقاومت و از خود گذشتگی ، فداکاری و ایثار ، همدلی و همنوایی و از همه مهمتر مشخص بودن هدف(دفاع از مظلوم و نجات آن ها از دست ظالم ) پاسخ خود را گرفت و گل لبخند را بر لبان هر انسان آزاده و آزادی خواه و صلح دوستی نشاند . شنگال آزاد شد

آزادی شنگال نتیجه ی مقاومت و فداکاری دلیر مردان و شیر زنان از خود گذشته ای بود که جز عرق میهن و پاسداری از آب و خاک بدون در نظر گرفتن هر گونه گرایش دینی ، مذهبی و نژادی هیچ انگیزه و هدف یا اهدافی نداشتند .

آزادی شنگال ثمره ی همدلی و یکپارچگی رزم آوران قهرمان از همه ی طوایف کرد با داشتن گرایش های مختلف دینی و مذهبی ، قومی و طایفه ای بود . رزم آورانی که به حق قبای پیشمرگ بودن برازنده ی تنشان می باشد .

آزادی شنگال یادآور آزادی کوبانی در سال گذشته بود .کوبانی که تا قبل از آزادی ، در مقاومت و پایداری تداعی کننده ی مقاومت و پایمردی غزه در محاصره ی اسرائیل و در مظلومیت و بی کسی یادآور حلبچه بود (گرچه کوبانی و غزه و حلبچه وجوه افتراقی هم دارند اما از حق نباید گذشت که وجوه اشتراکشان در مقاومت و پایمردی و مظلومیت مردمانش برابر اگر نباشد بسیار مشابه است )

قصه ی شنگال اما بسیار متفاوت است . شهر شنگال و روستاهای اطراف آن که به خاطرقرار گرفتن در نزدیکی کوه شنگال (سنجار ) به این نام مشهور است با داشتن جمعیتی در حدود 50000 نفر ،کرد زبان به لهجه ی کرمانجی ، که دین و مذهبی متفاوت از سایر مناطق دارند .آیین و مذهب مردمان آنجا آیینی موسوم به ایزدی است که بر اساس فرهنگ عمومی آنان گرویدن سایر مردمان به آین آیین غیر ممکن است و شرط داشتن این آیین فقط تولد از پدرو مادری ایزدی است و بالتبع خروج از این آیین نیز مشکل و دارای تبعات و عواقب بسیاری خواهد بود .بر همین اساس ایزدیان هیچ گاه به فکر تبلیغ آیین خود در میان سایر اقوام و کسترش آن به سایر ممالک و مناطق نبوده اند و به همین جهت نیز به قومی مشهورند که در سیاست دخالت نمی کنند و حتی در دوران حکومت صدام حسین که به جرات می توان گفت یکی از تاریک ترین دوران ها و روزگاران عراق بود مصون بودند و به موجودیتشان آسیبی وارد نگشت . و این از عجایب روزگار است ، ملتی که در پیدایش و استقرار دیکتاتور صدام نقشی نداشتند اما از آسیب و گزند او محفوظ ماندند. دیکتاتوری که نه زبان و نژاد ،نه آیین و مذهب ، ونه دوستان و اطرافیان هیچکدام جز خودش و ماندنش در قدرت کوچکترین اهمیتی برایش نداشت . گرچه او نیز همچون تمام دیکتاتورهای تاریخ در مواقع حساس و خطر همه ی مقولات یاد شده را مصادره به مطلوب و از آنان به نفع خود بهره برداری و هزینه ی کبر و غرور خود را بر ملت بیچاره تحمیل می نمود .

مردم شنگال نه مسلمان ،نه مسیحی و نه یهودی نیستند تا از پشتوانه ی مذهبی برخوردار باشند و از قضا با هیچ آیینی دشمنی ندارند که این دشمنی مستمسک حمله به آنان و تضعیف و نابودیشان گردد. و لذا راز ماندگاری و بقای آنان را در همین دخالت نکردن در امور دیگران و سرگرم بودن به امور خود علیرغم جمعیت کم و نداشتن هر گونه قدرت دفاعی دانست . به همین جهت چه قبل از اسلام و چه در زمان حاکمیت اسلام و مسلمانان هویت و موجودیت آنان محفوظ بوده است .اما اکنون چگونه است که از طرف عده ای که مدعی مسلمانی اند و مدعی خلافت اسلامی !!!! و تحت عنوان کفار و شیطان پرستان مورد حمله قرار گرفته اند؟ آیا مهاجمان این تهاجم و قتل و غارت را آئینشان به آنان امر فرموده است یا به عنوان راه و سنتی از پیشینیانشان به ارث برده اند ؟که به ضرس قاطع و با اطمینان خاطر پاسخ هر دو سئوال منفی است . چرا که هم متون معقول و منقول دینی و هم تاریخ خلاف قطعی این روش را ثابت می کند . بر اساس متون وحیانی و احادیث معتبر و موثق هیچ آئینی به اندازه ی اسلام مدعی و طرفدار صلح و آرامش و دفاع از حقوق انسان ، بدون در نظر گرفتن آئین و نژاد و گرایش فکری نبوده و تاریخ و عملکرد مسلمانان و حاکمان و خلفای اسلامی به جز اندک مواردی که آن هم براساس سلایق شخصی و منافع قومی و گروهی بوده و نه منبعث از تعالیم اسلام ،این ادعا را به اثبات می رساند .و اگر رفتار های گروه داعش موسوم به خلافت اسلامی را با محک متون اسلامی و تاریخ و رفتار پیروان آن بسنجیم خواهیم فهمید که هیچ تعلق و پیوندی جز در ادعا با اسلام ندارند .

و بسیار به جا خواهد بود که آزادسازی شنگال را توسط دلیرمردان و شیرزنانی که همچنانکه قبلا یادآوری شد قبای پیشمرگ بودن بسیار برازنده ی تن آنان می باشد جشن گرفت و این آزادی و پیروزی را به همه ی آزادی خواهان و سوته دلانی که دل به حال انسانیت می سوزانند تبریک گفت و کردآسا شادمانه دستار از سر کنده و هلهله ی شادی سرداد و رقصان و پایکوبان ابراز احساسات کرد .

و اما ذکر نکاتی که گفتن آن گرچه خیلی دیر است و تکرار و یادآوری آن ها بیشتر به داد و فریاد چوپانی می ماند که گرگ گله اش را دریده و فرار کرده شبیه است ، باز ضروری خواهد بود .

بدون اینکه اصلا و به هیچ وجه این دستاورد عظیم و پیروزی افتخار آفرین نادیده گرفته شود و یا القای ناچیز بودن آن متصور باشد و خدای ناکرده خواسته شود که با یادآوری این نکات کام شیرین فخرآفرینان را تلخ کرد ،چرا که روی سخن تنها به مسئولان و سیاستمدارانی است که می بایست و می توانستند جور دیگر عمل کنند .

اما…..

** آیا نمی شد که جلو اشغال شنگال و به تبع آن وقوع این همه جنایت و قتل و آوارگی و اسارت و بردگی را گرفت ؟ مگر ممکن است اذهان و وجدان های بیدار تراژدی کودک نابینای ایزدی را که تنها و بی کس در تابستان سوزان جلو شعله های گداخته ی آفتاب کوه شنگال رها شده بود از یاد ببرند؟
در میان اقوام و ملل مختلف این مطلب مشهور است که دست کم گرفتن دشمن هرچند ضعیف باشد ، یا ناشی از غرور است و یا ناشی از جهالت و فریب خوردگی که هر کدام باشد نتیجه اش جز شکست و خسران نخواهد بود.

** هنوز زمان زیادی نگذشته است و کسانی که پی گیر رویدادها و حوادث منطقه بودند خوب به یاد دارند آن هنگام که داعش موصل را اشغال و به سوی مرکز عراق تاخت برداشته بود و به سرعت پیش می رفت رهبران و سیاستمداران کرد و در راس آن ها کاک مسعود در اوج اعتماد به نفس و مست باده ی غرور و یا خوش خیالی با تشکیل جلسات در پارلمان اقلیم و جلو چشم رسانه های جهان وعده ی همه پرسی و به رای گذاشتن استقلال کردستان را می داد و با قهرمان بازی درآوردن و وعده های سرخرمن و احتمالا فریب خوردن مبنی بر اینکه داعش به هیچ وجه قصد جنگ با کرد نداشته و هیچ چشم طمعی به کردستان ندارد مردم را در رؤیای استقلال کردستان آنچنان فروبرد که عده ای را به فکر انداخت که به نزد قبر استاد عبدالرحمان شرفکندی(هه ژار) بروند و وصیتش را که گفته بود اگر من از دنیا رفتم و در میان شما نبودم و آن موقع کردستان آزاد و مستقل شد بیایید و مرا از درون قبر صدا کنید و مرا مژده دهید ، عملی سازند . اما زهی خیال باطل ناگهان ورق برگشت و پیشروی داعش به سوی شنگال تیتر اخبار رسانه ها و تلکس های خبری دنیا شد و اندکی پس از آن نیروهای پیشمرگ در مقابل لنز دوربین رسانه های دنیا بدون کمترین مقاومتی عقب نشینی کردند و مردمان بیچاره ای را که بنا به طبع گوشه گیرشان و دوری از سیاست به هیچ وجه چنین روزی را پیش بینی نکرده و آمادگی دفاع از خود را نداشتند در مقابل دشمنانی که به بیرحمانه ترین شیوه ها برآنان می تاختند تنها و بی کس رها کردند و دشمن کرد آنچه توانست و کرد آنچه را نباید می کرد.
** هنوز از حافظه ی تاریخی ملت پاک نشده است که آن زمان آن یکی حزب و سرکرده گانش این یکی را متهم به خیانت به ملت می کرد و می گفت عرضه ی دفاع از مردم را ندارند و از این طرف این یکی حزب و سرگردگانش می گفتند که فلان حزب از حسادت این که طرح همه پرسی استقلال کردستان چون از جانب خودشان نیست را برنمی تابند و به خاطر اینکه به نام ما تمام نشود و عقیم بماند به سوی داعش تیراندازی کرده و آنان را تحریک نمودند تا به کردستان حمله نمایند و در این میان تنها مردم بی گناه و بیچاره طعمه می شدند و ظریفی چه خوب و به جا گفته بود که ملت های مظلوم بیش و پیش از آنکه از دشمنان خارجی ستم ببینند، اسیر دست سیاستمداران خود هستند.

واقعا می شد و می شود که با یک حرکت سنجیده و به جا جلو بسیاری از فجایع را گرفت . فجایعی که نه با گذشت زمان و نه با صرف هزینه های مادی و معنوی قابل جبران نبوده و آثار مخرب آن نسل به نسل باقی خواهد ماند.

همین حالا هم که این پیروزی و فخر که در نتیجه ی تلاش و مجاهدت های ملتی است که همه چیز را کنار گذاشته اند و به چیزی جز آزادی سرزمین و همنوعانشان فکر نمی کنند (که صد البته نقش نیروی هوایی ائتلاف را در زمین گیر کردن داعش فارغ از هر قصد و نیتی که دارند نباید نادیده گرفت )در حال مصادره شدن به مطلوب است .

درپایان جا دارد ضمن تشکر و خسته نباشید به تمام پیشمرگانی که در آفریدن این حماسه نقش داشتند و برگی دیگر بر تاریخ پر افتخار این سرزمین افزودند و دعای خیر برای شهدا و جانباختگان و طلب بهشت برین برای آنان و صبر برای بازماندگان ، به جا و نیکوتر نیز خواهد بود که به رهبران و سیاسیون یادآوری شود که دست از لجبازی و خودپرستی برداشته و از این همه مصیبت و آوارگی و قتل و غارت درس بگیرند . اختلافات را کنار گذاشته به فکر بازسازی و بهسازی فیزیکی شنگال و بازآفرینی روحیه ی آوارگانی باشند که پس از قریب به سه سال آورگی و دربه دری انگیزه ای برای بازگشت و استقرار و اقامت در شهر خود داشته باشند نه اینکه خدای ناکرده پس این همه مصیبت در زیر سندان اختلافات حزبی باز هم له شوند و راه دیار غربت پیش بگیرند و این ملت باز هم شاهد آیلان های دیگر باشد.

۳ نظر:

  1. ئارمان موورادی

    دەس خۆش زۆر جووان بوو

  2. chia

    iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiihhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  3. سلام علیکم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس