تربیت، اخلاق و تزکیهمطالب جدیدمقالات

۱۱- موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، وهم و خیال و خیال بافی های بشری

۱۱-  موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی ، وهم و خیال و خیال بافی های بشری  

نویسنده : دکتر محمد علی خالدیان

  یکی دیگر از آفات معرفتی که مانع رشد و سد معبر سالک است وهم و خیال و خیال بافی های بشری است، همان گونه که مولانا می گوید:

         خفته آن باشد که او از هر خیال            دارد اومید و  کند با  او مقال

          دیو را چون حور بیند او به خواب            پس ز شهوت ریزد او با دیو آب

          چونک تخم نسل را در شوره ریخت       او به خویش آمدخیال از وی گریخت

           ضعف سر بیند از آن و تن پلید             آه از آن نقش پدید ناپدید

                                                            (۱/ب۴۱۶-۴۱۳)

این تمثیل حکایت حال خفته ای است که خواب حسی بر وی غلبه کند و قوه متخیله، نظر به سوابق ذهنی به امور شهوانی گراید و صور شهوت انگیز در خواب به خفته نماید و به حکم محرک خیالی، بدن در کار آید و شهوت را به عشق خیالی ایفا کند یا آنکه حاجت بدن محرک خیال شود تا آنکه صورتی مطلوب برانگیزد و بدن از غلیان شهوت جنسی برآساید و حقیقت آن، بیان حال کسی است که به امور خسیس دنیوی و لذات حسی می گراید و هوش و استعداد و عمر خود را در طلب آن صرف می کند، سرانجام چیزی به دست ندارد و حسرت عمر تلف شده می خورد؛ زیرا در تمام مواردی که آدمی کوشش خود را به کار می برد، بر امید منفعت و حصول کمال می کوشد، ولی غلط و خطا از آنجا می خیزد که آنچه به حقیقت کمال و منفعت نیست، به صورت کمال و خیر در چشم او آراسته می شود، همچنان که در حالت خواب، آدمی خیال را واقع می پندارد و ماده تولید و حیات و نیروی خود را فرو می ریزد و چون بیدار شود، جز پلیدی و پشیمانی حاصلی نمی بیند. عدم استقرار آدمی در طلب لذات و تفنن در امور شهوانی می تواند شاهدی باشد بر اینکه، انسان در هیچ مرحله از مراحل لذت یابی به کمال مطلوب و نهایت مراد خود نرسیده است، چه وصول کمال مستلزم سکون و آرامش است و کامجویان و مال اندوزان و جاه طلبان تا وقتی که این محرکات به سبب ضعف بدن و فقد عوامل از کار فرو نایستد، روی آرامش و آسایش را در خواب هم نمی بینند و پیوسته در طلب آسایش مفروض رنج می برند مانند آن مرد باده گسار یا افیونی که هر روز جرعه و پیاله ای یا بست افیونی بر عادت مقرر می افزاید تا مگر به خوشی و لذت تمام برسد و هر چند که خود را به مطلوب نزدیکتر می خواهد، فرسنگ ها از آن دورتر می افتد و صحت و عافیت و اندوخته خویش را نیز بر باد می دهد.

مولانا، خیال و دلبستگی به خیال را مذمت می کند و از آن جهت که امور دنیوی نزد صوفی خیالات و اوهام است و کسی که در کار دنیا فرو رفته است ، مانند شخصی است که در رؤیا دل به صورت های خیالی می سپارد و چون بیدار می شود چیزی به دست ندارد. آدمی که تمام هم و غم و تلاش خود را در امور دنیوی صرف می کند مانند آدمی که در رؤیا به موجودات خیالی دل می بندد سرانجام در بازار قیامت هیچ در دست ندارد و مولانا راه رهایی از دام خیالات را سلوک و تمسک و توسل به دامن پیر کامل می داند که مرید را به علم و معرفت پرورش می دهد و بتدریج از عالم حس و خیال و وهم می گذراند و به حقیقت می رساند.

مثال دیگر برای تبیین اینکه خیال دام بشر است و نمی گذارد که انسان به معرفت نائل شود، داستان آن شخصی است که خیال خود را هلال پنداشت و عمر – رضی الله عنه- او را بدان متوجه کرد. چون نوبت ماه روزه در رسید اهل مدینه چنان  که رسم بود، از شهر به بالایی رفتند – تا هلال روزه را گیرند فال- شخصی به عمر که همراه آن جمع بود جایی را در افق نشان داد که، اینک هلال.

     چون عمر بر آسمان مه را ندید           گفت این مه از خیال تو دمید

     ورنه من که افلاک را بهتر می بینم      هلال پاک را نمی بینم

آنگاه اشارت کرد تا دست خویش را خیس کند و به ابرو بمالد، وقتی او دست به ابرو مالید، ماه را ندید. عمر گفت: آری موی ابرو کج شد و «تیر گمان» را به سوی تو افکند. بدین گونه به او حالی کرد که آنچه او را به اشتباه افکنده است و از توجه به واقعیت منصرف کرده است، خیال او بوده است. مولانا در اینجا می پرسد که وقتی یک موی کژ انسان را راه می زند و وا می دارد تا به دعوی، لاف دیدن ماه نماید و نمی گذارد انسان آسمان را ببیند. اگر تمام اجزای وجود انسان کژ شود، چه خواهد شد و خاطر نشان می کند که انسان باید اجزای وجود خود را از طریق پیروی از راستان، راست کند. بدون شک همین تسلیم به خیال و پیروی از ابلیس است که موجب می شود انسان به مال و جاه خویش دل خوش سازد و آنها را که جز مایۀ هلاک وی نیست، موجب نجات خویش بداند.

سایر موانع را بخوانید :

موانع معرفتی کمال از دیدگاه مولوی کفر و شرک -۱

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا