کیفیت و آداب سلام کردن
کیفیت و آداب سلام کردن
دکتر عائضبن عبدالله قرنی
رسولالله -صلى الله عليه وسلم- دربارهي
ملاقات مسلمان با مسلمان ديگر، ميفرمايد:«إذا لَقِيَ أحَدُکُمْ أخَاهُ
فَليُسَلِّمْ» .(هرگاه، يکي از شما برادر مسلماش را ملاقات نمود، به او سلام کند).
سلام کرد، تحيتي است که خدا و رسول خدا -صلى
الله عليه وسلم- براي پيرامون و امتش، انتخاب نمودهاند. پس براي مسلمان، جايز
نيست که تحيت اسلام را با تحيت امتهاي ديگر، عوض کند و مثلاً کلماتي مانند: صبح
بخير و يا کلماتي ديگر، استفاده نمايد. عمران بن حصين ميگويد: ما در زمان جاهليت
ميگفتيم: خداوند، تو را خوشحال گرداند، صبح خوبي داشته باشي. اما هنگامي که اسلام
آمد، از استفادهي آنها نهي شديم .
ابن ابي حاتم از مقاتل بن حيان روايت ميکند
که گفت: مردم در زمان جاهليت ميگفتند: صبح بخير. عصر بخير ولي خداوند، اين کلمات
را تغيير داد .
پس لازم است که مسلمان، ملاقاتش را با برادر
مسلمانش با سلام، آغاز کند.
خداوند ميفرمايد:﴿وَإِذَا حُيِّيتُمْ
بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ
عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً﴾. (نساء:
86)«هرگاه به شما سلام کردند، به گونهي بهتر و يا مانند آن، آن را پاسخ دهيد.
همانا خداوند، حسابرس هر چيزي است».
عمران بن حسين -رضي الله عنه- ميگويد:
شخصي، نزد نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- آمد و گفت: السلام عليکم. آن حضرت -صلى
الله عليه وسلم- در جوابش، فرمود: «عليکمالسلام». سپس آن مرد، نشست. رسول خدا
-صلى الله عليه وسلم- فرمود: «ده نيکي». (يعني ده نيکي، نصيب تو شد).
بعد از آن، مرد ديگري آمد و گفت: السلام
عليکم ورحمةالله. آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- در جوابش فرمود: «وعليکمالسلام
ورحمةالله». آنگاه نشست. و رسولالله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «بيست نيکي».
سپس، مرد ديگري آمد و گفت: السلام عليکم ورحمةالله وبرکاته. رسول خدا
-صلى الله عليه وسلم- در جوابش گفت: «عليکمالسلام ورحمةالله وبرکاته». اين مرد
نيز نشست. آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «سي نيکي».
يعني هر کس، کلمات سلام را بهطور کامل
بگويد، سي نيکي برايش نوشته ميشود.
اين است تعاليم گهربار رسول اکرم -صلى الله
عليه وسلم- و روش آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- در آموزش صحابه رضوانالله عليهم
اجمعين.
ببينيد چگونه رسولالله -صلى الله عليه
وسلم- با ابلاغ آنان مبني بر اينکه پاداش عظيمي از طرف خداوند در انتظار آنهاست،
سنت را در دل پيروانش، محبوب ميگرداند.
به چه کساني، سلام بدهيم؟
عبداللهبن عمر -رضی الله عنهما- ميگويد:
مردي از نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- پرسيد: کدام اعمال اسلام، بهتر است؟ آن
حضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمود:«تُطعِمُ الطَّعَامَ وَتَقرَأ السَّلامَ عَلَى
مَنْ عَرَفتَ ومَنْ لَم تَعرِفْ».
(طعام دادن و سلام گفتن به آشنا و بيگانه).
پس سلام دادن بر مسلمان آشنا و بيگانه، يکي
ديگر از رهنمودهاي نبياکرم -صلى الله عليه وسلم- ميباشد. بعضي از سلف ميگويند:
متأخرين، فقط به افراد آشنا، سلام ميدهند و اين، يکي از نشانههاي قيامت، به شمار
ميرود.
لذا بر مسلمان لازم است که سنت سلام گفتن را
گسترش دهد و به جز اهل کتاب، مشرکين و بتپرستان، به همه افراد مسلمان آشنا و
بيگانه، سلام بدهد. زيرا در حديث فوق و ساير احاديثي که حقوق انسانها را بر
يکديگر بيان ميکند، مسلمانان، مدنظر هستند. در نتيجه، اگر انسان، در جوامع
اسلامي، زندگي ميکند، بايد به هر کسي که با وي، روبرو ميشود، سلام بگويد چه دوست
و آشنا و خويشاوند باشد چه بيگانه.
يکي از اموري که در جوامع ما مشاهده ميگردد
اينست که ما فقط به افراد آشنا، سلام ميدهيم و از سلام دادن به بيگانگان، خودداري
ميکنيم. در حالي که اين کار، يکي از عادات جاهليت است و از سنت رسول خدا -صلى
الله عليه وسلم- بدور ميباشد.
هنگامي که خداوند، آدم -عليه السلام- را خلق
کرد، به او فرمود:«اذهبْ فسلِّم على أولئک النفر من الملائکة جلوسٌ. فاستمعْ ما
يحيونک، فإنّها تحيتکَ وتحية ذُرِّيَّتِکَ. فقالَ: السّلام عليکمْ. فقالوا:
السّلامُ عليکَ ورحمةالله. فزادوهُ: ورحمةالله» .
(برو به فرشتگاني که آنجا نشستهاند، سلام
کن. و به جوابي که به تو ميدهند، گوش فرا ده. زيرا اين، تحيت تو و تحيت فرزندان
توست. آدم نزد فرشتگان رفت و گفت: السلامعليکم. فرشتگان در جواب او گفتند: السلام
عليک ورحمةالله. يعني کلمهي «ورحمةالله» را بر آن افزودند).
پس سلام، تحيت آدم و فرزندان او و تحيت
بهشتيان ميباشد.
ابوهريره -رضي الله عنه- ميگويد: رسولالله
-صلى الله عليه وسلم- فرمود: «لا تدخلونَ الجنَّةَ حتى تؤمنوا، ولا تؤمنوا حتى
تحابّوا، أولاَ أدُلُّکُمْ على شيءٍ إذا فعلتموهُ تحاببتمْ؟ أفشوا السّلامَ
بينکمْ» .
(تا وقتي که ايمان نياورديد، وارد بهشت نميشويد.
و تا زماني که يکديگر را دوست نداشته باشيد، ايمان نميآوريد. آيا شما را به چيزي
راهنمايي نکنم که اگر آن را انجام دهيد، با يکديگر دوست ميشويد؟ سلام را در ميان
خود، رواج دهيد).
رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- در حديث
فوق، بيان نمودند که انسان فقط با داشتن ايمان، وارد بهشت ميشود و ايمان هم بدون
محبت، بدست نميآيد و محبت هم با گسترش سلام، ايجاد ميشود.
گسترش سلام، کينهها را از دلها ميزدايد.
بويژه، هنگامي که در ميان خويشاوندان و همسايگان، گسترش يابد. و زماني که شما به
يکي سلام ميدهيد، گويا ميخواهيد به او بگوييد که من پرچم سفيد را که نشانهي صلح
و دوستي است براي شما به اهتزاز درآوردهام. بنابراين، احساس امنيت کنيد و از من
نترسيد.
سلام، شعار محبت و دوستي است که پيامبر خدا
-صلى الله عليه وسلم- آن را در قلوب صحابه رضوانالله عليهم اجمعين و امتش، تثبيت
نمود.
عماربن ياسر -رضی الله عنهما- ميگويد:
«ثلاثٌ من جمعهنَّ فقدْ جمعَ الإيمانَ: الإنصافُ منْ نفسکَ، وبذلُ السّلامِ
للعالمِ، والإنفاقُ منْ الإقتار» .
(هر کس، سه خصلت داشته باشد، ايمان را در
خود جمع کرده است: 1- عدالت با خود، 2- سلام دادن به همه، 3- انفاق، هنگام
تنگدستي).
سلام دادن به همه، دليل تواضع و فروتني شخص
و عدم تکبر وي ميباشد. زيرا چنين شخصي به کوچک و بزرگ، شريف و وضيع و آشنا و
بيگانه، سلام ميدهد. انسان متکبر کاملاً عکس وي، عمل ميکند يعني به خاطر غرور و
تکبري که دارد، سلام هر کسي را جواب نميدهد پس چگونه ميتواند به همه سلام دهد؟!
از انس -رضي الله عنه- روايت است که رسولالله
-صلى الله عليه وسلم- از کنار چند کودک گذشت و به آنها سلام کرد .
اين عمل رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-
بيانگر شدت تواضع، لطف و مهربانياش نسبت با آنها بود. او با اين کار، بزرگترين
شادي را به قلوب کودکان، هديه نمود. زيرا شرافت سلام رسولالله -صلى الله عليه
وسلم- نصيب آنان گرديد. و چه بسا که اين عمل را در مجالس خود تعريف ميکردند. پس
بر مسلمان لازم است که در برابر کودکان، متواضع باشد و آنها را ناديده نگيرد بلکه
جوياي حالشان شود و بداند که سلام کردن به کودکان به آنها، درس دوستي ميدهد و
ايشان را به سوي ارزشهاي اخلاقي سوق ميدهد.
در کتابهاي سيرت، ميخوانيم که عمربنخطاب
-رضي الله عنه- با آن همه هيبت و قدرتي که
داشت، هرگاه از کنار کودکان، ميگذشت، توقف مينمود و به آنان سلام ميکرد و مزاح
ميفرمود حال آنکه او خليفهي مسلمانان بود.
روزي، عمربن خطاب -رضي الله عنه- از کنار
چند نفر از کودکان مدين که مشغول بازي بودند، ميگذشت. هنگامي که آنان، عمر -رضي
الله عنه- را با آن هيبت و قدرتش، ديدند، فرار کردند و وارد خانههايشان شدند.
گفتني است که شياطين، از ترس عمر، فرار ميکردند.
پس چگونه کودکاني که دلشان مانند دل مرغ، نازک است، ميتوانستند در برابر انساني
که بيني قيصرهاي دنيا را به خاک ماليد و کسراهاي جهان را دچار وحشت ساخت، تاب
بياورند و فرار نکنند؟
خلاصهي سخن اينکه همهي آن کودکان، فرار
کردند به جز عبداللهبن زبير که نوجواني کم سن و سال بود. عمر به شوخي گفت:
دوستانت فرار کردند و تو فرار نکردي، آيا نترسيدي؟
عبدالله گفت: گناهي مرتکب نشدهام که از تو
بترسم و راه هم تنگ نيست که آن را برايت باز کنم! اينجا بود که مردم، به ذکاوت و
شجاعت عبداللهبن زبير پي بردند.
کسي که پدري همچون زبيربن عوام و مادري
مانند اسماء دختر ابوبکر صديق داشت، چرا شجاع و باهوش نباشد؟!
﴿ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ
وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (آلعمران:
34)
«آنان فرزنداني هستند که بعضي از بعضي
ديگرند و خداوند، شنوا و دانا است».
امانت حمل سلام و رساندن آن
آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- با هر کس روبرو
ميشد، به او سلام ميداد. و براي کساني که حضور نداشتند، بهوسيلهي ديگران، سلام
ميفرستاد. چنانکه روزي، جواني را به عيادت مريضي فرستاد. هنگامي که آن جوان، نزد
مريض رفت به او گفت: رسولالله -صلى الله عليه وسلم- براي تو سلام فرستاد .
همچنين آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- سلام
ديگران را به مردم ميرساند. چنانکه روزي، جبرييل از آسمان فرو آمد و خديجه نيز در
آنجا حضور داشت. جبرييل گفت:
«يا رسولَ الله! هذهِ خديجة قد أتت معها
إناءٌ فيهِ إدامٌ أوْ طعامٌ أوْ شرابٌ فإذا هي أتتکَ فاقرَء عليها السّلامَ منْ
ربّها ومنّي وبشرها ببيتٍ في الجنّة من قصبٍ لا صخبَ فيهِ ولا نصبَ» .
(اي رسول خدا! اين خديجه است که برايت غذا
آورده است. پس سلام پروردگارش را به او برسان و او را به خانهاي در بهشت، بشارت
بده که از مرواريد تهي خالي ساخته شده است و هيچگونه سر و صدا، مشقت و خستگي در
آن، وجود ندارد).
همچنين رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- سلام
جبرييل -عليه السلام- را به امالمؤمنين عايشه صديقه -رضی الله عنها- رساند.
[روايت بخاري و مسلم].
الفاظ سلام عبارتند از: «السّلام عليکم
ورحمة الله و برکاته». و بنا بر قول صحيح، سلام با کلمهي «برکاته». به پايان ميرسد
چنانچه ابوداود و ترمذي اين مطلب را با سندي قوي، روايت کردهاند. برخي کلمهي «و
مغفرته» را هم بر الفاظ سلام، افزودهاند.
اما روايتي که آن را افزوده است، روايت
ضعيفي است که ابوداود آن را نقل کرده است .
انس -رضي الله عنه- ميگويد: هنگامي که رسول
خدا -صلى الله عليه وسلم- ميخواست سلام بدهد، سه بار سلام ميداد .
شايد عادت رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-
اين بود که هرگاه به جمعيت انبوهي ميرسيد، سه بار سلام ميداد. چون فکر ميکرد که
يک بار سلام دادن، کفايت نميکند و همه، آن را نميشنوند چنانکه در روايت حاکم به
آن، تصريح شده است.
در سنت آمده است که روزي، رسول خدا -صلى
الله عليه وسلم- به ديدن سعدبن عباده رفت. هنگامي که به دروازهي خانه سعد رسيد،
گفت: «السلام عليکم ورحمة الله و برکاته».
سعد، سلام دادن رسول خدا -صلى الله عليه
وسلم- را شنيد ولي بدون اينکه صدايش را بلند کند، آهسته، در دلش به آن، جواب داد.
نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- دوباره گفت: «السلام عليکم ورحمة الله و برکاته».
سعد، مجدداً بدون اينکه صدايش را بلند کند، به سلامش جواب داد. آن حضرت -صلى الله
عليه وسلم- بار سوم گفت: «السلام عليکم ورحمة الله و برکاته». اين بار نيز سعد،
بدون اينکه صدايش را بلند کند به سلام آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- پاسخ داد.
آنگاه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- برگشت. سعد، خودش را به آن حضرت -صلى الله
عليه وسلم- رساند و گفت: اي رسول خدا! سوگند به خدا که همهي سلامدادنهايت را
شنيدم و در دلم به آنها جواب دادم. و قصدم اين بود که سلامهاي بيشتري به ما بدهي.
پيامبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- گفت: «السلام عليکم أهلالبيت ورحمته. إنه حميد
مجيد» .
سلام دادن زنان
حديثي در ترمذي، ابوداود، ابن ماجه و کتاب
«الأدب المفرد» امام بخاري آمده است که روزي رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- از
کنار گروهي از زنان گذشت و با اشارهي دست به آنها سلام داد .
گفتني است که در سنن ترمذي، تصريح شده است
که اين زنان، در مسجد نشسته بودند.
علما ميگويند: اگر مانعي وجود نداشته باشد
و بيم فتنه هم نباشد، سلام دادن به زنان، جايز است. مثل سلام کردن به پيرزنان.
زيرا بر مسلمان، لازم است که به پيرزنان، سلام دهد، آنان را همراهي کند و جوياي
حالشان گردد. در صحيح بخاري آمده است که صحابه رضوانالله عليهم اجمعين پس از اداي
نماز جمعه نزد پيرزني که در مسيرشان بود، ميرفتند و به او سلام ميکردند.
و اين کار به خاطر شفقت و مهرباني نسبت به
مسلمانان کهنسال است که اسلام، آن را امري پسنديده دانسته و در بسياري از نصوص، به
آن تشويق نموده است. و ابن قيم هم در زادالمعاد اين نظريه را تأييد کرده است.
آداب سلام دادن
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«يُسَلِّمُ الصَّغيرُ على الکبيرِ والمارُّ
على القاعدِ والقليلُ على الکثير» .
(کوچکتر به بزرگتر، عابر به نشسته، سواره به
پياده و گروه کم به گروه زياد، سلام بدهد).
الف ـ کوچکتر به بزرگتر سلام بدهد، زيرا
بزرگتر بر کوچکتر حق وقار و بزرگ بودن دارد لذا بايد سلام کردن را کوچکتر آغاز کند
و به بزرگتر، سلام بدهد.
پس هرگاه، با فردي ملاقات نموديد، که از نظر
سني از شما بزرگتر است، بر شما واجب است که نخست شما به او، سلام بدهيد تا اين
پيغام را به او برسانيد که من بخاطر بزرگتر بودنت به تو احترام ميگذارم و ارزش
قايل هستم. اما اگر ابتدا، فرد بزرگتر به تو سلام کرد، بدان که او از تو بهتر است.
پس کوچکتر بايد آغاز کند و به بزرگتر، سلام
بدهد. همچنين بايد احترام علما، و کساني که مقام و منزلت اجتماعي دارند و افرادي
که به خاطر اسلام، آزمايشي را به خوبي پشت سر گذاشتهاند و انسانهايي که در
اسلام، جايگاهي دارند، حفظ شود و ديگران آغاز کنند و به آنها سلام بدهند.
ب ـ عابر به کسي که نشسته است، سلام دهد.
واجب است که عابر آغاز کند و به فردي که
نشسته است، سلام بدهد. نه آن طور که بعضي از مردم چه عابر باشند، چه نشسته و چه
سواره، هميشه منتظرند تا ديگران به آنها سلام بدهند. بايد دانست که اين، اشتباه
است و بيم آن ميرود که چنين فردي، دچار تکبر شود. پس در اين امور، همانطور که از
رسولالله -صلى الله عليه وسلم- آمده است، سنت را بايد شناخت و به آن عمل کرد.
بنابراين، فرد عابر بايد به کسي که نشسته است، سلام بدهد. زيرا اوست که ورودش به
اين مکان، تازگي دارد. علاوه بر آن، فرد عابر بيشتر اوقات، تنها است حال آنکه
کساني که نشستهاند، غالباً چند نفر اند.
ج ـ سواره به پياده، سلام بدهد.
کسي که سوار بر ماشين، يا مرکب يا چيز ديگري
است بايد به کسي که پياده است، سلام بدهد. بعضي از شارحان اين حديث، مانند ابنحجر
در فتحالباري در شرح آن، نکات لطيفي را بيان کردهاند از آن جمله گفتهاند: انسان
سواره، هميشه احساس غرور ميکند. لذا اسلام بر او واجب کرده است که با تواضع و
فروتني به فرد پياده، سلام بدهد تا غرور و تکبر به قلبش، راه پيدا نکند.
د ـ گروه کم به گروه زياد، سلام بدهد.
هرگاه، يک نفر از کنار جمعي گذشت، بر او
واجب است که نخست، سلام دهد. اگر پنج نفر ميخواهند از کنار ده نفر عبور کنند، پنج
نفر بايد به ده نفر، سلام بدهند نه اينکه ده نفر به پنج نفر سلام بدهند.
اگر يک نفر از ميان گروهي که در حال حرکتاند،
سلام بدهد، کفايت ميکند. همچنين، اگر يک نفر از کساني که نشستهاند، جواب سلام را
بدهد، کافي است چنانکه از رسولالله -صلى الله عليه وسلم- روايت شده است» .
در حديثي ديگر، رسولالله -صلى الله عليه
وسلم- فرمود: «کسي که راه ميرود و در حال عبور است به کسي که ايستاده است، سلام
بدهد» .
اين آداب و تعاليم و نکات لطيف را رسول اکرم
-صلى الله عليه وسلم- به ما آموزش داده است. در واقع آن حضرت -صلى الله عليه وسلم-
ما را به سوي همهي نيکيهاي دنيا، راهنمايي نموده و از همهي بديهاي آن، برحذر
داشته است.
فضيلت آغاز سلام
جابر -رضي الله عنه- ميگويد: رسولالله
-صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«ليسلِّم الرّاکبُ على الماشي، والماشي على
القاعدِ والماشيان أيهما بدأ فهو أفضل» .
«سواره به پياده، سلام بدهد، کسي که راه ميرود
به کسي که نشسته است، سلام بدهد. و از دو نفر پيادهاي که به يکديگر ميرسند،
هرکدام اول سلام دهد، فضيلت بيشتري دارد).
همچنين احمد و ابوداوود با سند صحيح روايت
کردهاند که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«إنَّ أولى النّاسِ باللهِ مَنْ بدأهمْ
بالسَّلامِ» .
(محبوبترين و مقربترين مردم نزد خداوند،
کسي که اول به مردم، سلام دهد).
و اول سلام دادن، عادت بزرگان صحابه و
تابعين بود. از رسولالله -صلى الله عليه وسلم- روايت شده است که فرمود:
«السّلامُ قبلَ السّؤالِ فَمَنْ بَدَأَکُمْ
بالسُّؤالِ قبلَ السّلامِ فلا تجيبوه» .
(سلام، قبل از پرسيدن است. پس هر کس، قبل از
سلام، سؤالي کرد، جوابش را ندهيد).
مفهوم حديث اين است که هيچکس قبل از سلام
دادن، سخني نگويد و سؤالي نکند. پس هرگاه، سلام داد، سؤال کند و سخن بگويد. کلده
بن حنبل ميگويد: صفوان بن اميه قدري دوغ آغوز ، يک بچهآهو و کمي خيار، نزد رسول
خدا -صلى الله عليه وسلم- که در قسمت بالاي وادي، قرار داشت فرستاد. من بدون اينکه
اجازه بگيرم و سلام دهم، وارد شدم. نبياکرم -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «برگرد.
سپس بگو: السلام عليکم، آيا وارد شوم»؟
امتي درسنخوانده …
﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ
رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ
الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ﴾. (جمعه: 2)
«خدا همان ذاتي است که از ميان درسنخواندهها،
پيامبري مبعوث کرد تا آيات خداوند را براي آنان، تلاوت کند و آنها را پاک بگرداند
و به آنان کتاب و حکمت بياموزد اگرچه آنها پيش از آن تاريخ، در گمراهي آشکاري
بودند».
خداوند در ميان اين امت، اين پيامبر -صلى
الله عليه وسلم- را فرستاد تا آنان را تزکيه کند، امور دين را به آنها بياموزد و
آداب و خصلتهاي نيکو را به آنان آموزش دهد.
منظور از آوردن حديث کلده در اينجا، اين است
که قبل از وارد شدن، سخن گفتن و هر کار ديگر، بايد سلام داد.
عبداللهبن بسر -رضي الله عنه- ميگويد:
هرگاه، رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به در خانهي کسي ميآمد، روبروي دروازه،
توقف نميکرد، بلکه سمت راست يا چپ آن، ميايستاد و ميگفت: «السلام علکيم، السلام
عليکم» .
يکي از عادات رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-
اين بود که با هر کس ملاقات مينمود، پيشدستي ميکرد و اول، سلام ميداد و تلاش
مينمود تا اينگونه باشد برخلاف انسانهاي متکبر که هميشه منتظرند که ديگران به
آنها، سلام بدهند. کسي که سلام ميدهد، بگويد: «السلام عليکم ورحمةالله و برکاته»
و کسي که جواب ميدهد، بگويد: و عليکم السلام ورحمةالله و برکاته. جواب دادن با
واو يعني «وعليکمالسلام» از تنها «عليکمالسلام» گفتن، بهتر است چنانچه نووي و
ابن قيم به اين مطلب، اذعان نمودهاند و آن را تأييد کردهاند.
مکروه است که سلامدهنده (بجاي السلام
عليکم) بگويد: عليکالسلام. ابوجري هجيمي ميگويد: نزد نبياکرم -صلى الله عليه
وسلم- رفتم و گفتم: عليکالسلام اي رسول خدا. آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- فرمود:
«لا تقلْ عليکَ السّلامُ فإنَّ عليکَ
السّلامُ تحيةُ الموتى» .
(عليکم السلام نگوييد زيرا به مردگان؛
اينگونه سلام ميدهند).
لذا بر ما واجب است که از سلام دادن با لفظ
«عليک السلام» پرهيز کنيم. زيرا صحابه مردگانشان را با اين لفظ، سلام ميدادند.
چنانچه شاعري که از کنار قبر قيس بن عاصم ميگذشت، گفت:
«عليک سلام الله قيس بن عاصم = ورحمته ما
شاء أن يترحما»
(سلام خدا بر تو باد اي قيسبن عاصم. و همچنين
رحمت خدا تا وقتي که خواسته باشد رحم کند، بر تو باد).
در اينجا مشاهده ميکنيم که شاعر، سلام
گفتنش را با لفظ «عليک» آغاز نموده است زيرا که به مرده، سلام ميدهد. به اين
خاطر، رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- سلام را به گونهاي که به مردگان سلام ميدهند،
ناپسند دانست و به سلامدهنده، جواب نداد.
آداب سلام در مجالس
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «إذا
انتهي أحدُکمْ إلى المجلسِ فليسلِّمْ فإذا أرادَ أنْ يقومَ فليسلِّمْ فليستْ
الأولى بأحقَّ من الآخرة» .(هرگاه، يکي از شما به مجلسي رسيد، سلام بدهد. و هرگاه
خواست از مجلس بلند شود نيز سلام بگويد. و سلام اول از سلام دوم، بهتر نيست). يعني
فضيلت يکسان دارند. منظور حديث اين است که هرگاه، خواستي از برادران و دوستانت جدا
شوي، لازم است که هنگام ترک مکان و مجلس آنها، بگويي: السلام عليکم ورحمةالله و
برکاته. و اين، سنتي است که بسياري از مسلمانان آن را به فراموشي سپردهاند. طوري
که هنگام جدا شدن، ميگويند: به امان خدا، خداحافظ و الفاظي از اين قبيل.
و اين سنت بزرگ را که رسول هدايت -صلى الله
عليه وسلم- بدان تصريح نموده است، رها ميکنند.
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- در حديثي
ديگر ميفرمايد: «إذا لقي أحدُکُمْ أخاهُ فليسلِّمْ عليهِ فإنْ حالتْ بينهُما
شجرةٌ أوْ جدارٌ أوْ حجرٌ ثمَّ لقيهُ فليسلِّمْ عليهِ أيضاً» .«هرگاه، يکي از شما
با دوستش ملاقات نمود، به او سلام بدهد. و اگر درخت يا ديواري، ميان آن دو فاصله
انداخت، و دوباره دوستش را ملاقات کرد، مجدداً به او سلام دهد».
انسبن مالک -رضي الله عنه- ميگويد: «کانَ
أصحابُ رسولِ الله صلى الله عليه وسلم يتماسون فإذا استقبلهم شجرة أو الکمة تفرقوا
يميناً وشمالاً وإذا التقوا من ورائها سلَّمَ بعضُهُم على بعضٍ» .
(اصحاب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- با
يکديگر ميرفتند. پس اگر به درخت يا تپهاي ميرسيدند، پراکنده ميشدند و از سمت
چپ و راست آن، عبور ميکردند. و هنگامي که بعد از آن درخت يا تپه، با يکديگر
ملاقات ميکردند، به يکديگر سلام ميدادند).
بدينجهت کسي که وارد مجلس ميشود و سپس
بيرون ميرود با افراد فوق، قياس ميشود. يعني هرگاه، وارد مجلس ميگردد يا بيرون
ميرود، سلام بدهد. زيرا اين، عمل نيکي است که باعث اجر و پاداش ميگردد.
آداب سلام، هنگام وارد شدن به مسجد
ابن قيم -رحمهالله- ميگويد: کسي که وارد
مسجد ميشود، در آغاز دو رکعت تحيةالمسجد بخواند سپس بيايد و به مردم سلام بدهد .
و دليل آن را حديث رفاعه -رضي الله عنه- ميداند
که فردي وارد مسجد شد و نماز خواند سپس آمد و سلام داد. رسول خدا -صلى الله عليه
وسلم- فرمود: «وعليکالسلام، دوباره نماز بخوان زيرا تو نماز نخواندي» . بايد
دانست که اين، رأي ابن قيم است. ولي در حقيقت هيچگونه دليلي وجود ندارد که شخص،
به محض اينکه وارد مسجد شد، سلام ندهد و شايد شخصي که در حديث فوق از او صحبت شده
در گوشهاي از مسجد و دور از مردم بود. لذا ابتدا نماز خواند سپس آمد و سلام داد.
پس بهتر است که هرگاه، مسلمان وارد مسجد شد، ابتدا به برادران مسلمانش، سلام دهد.
سپس، دو رکعت نماز بخواند.
و اگر کسي به شما سلام داد در حالي که شما
مشغول خواندن نماز نفل يا فرضي هستيد، سنت است که کف دستت را باز کني و آن را به
سوي زمين قرار دهي طوري که پشت دستت به سوي چهرهات باشد. بدون اينکه بگويي: و
عليکمالسلام. چنانچه در صحيح مسلم و کتابهاي ديگر آمده است .
بعضي از علما ميگويند: با انگشت سبابه،
اشاره کنيد. ولي حالت اول نزد جمهور بهتر است و قول راجح هم همين است.
آداب سلام دادن به خانواده
اگر هنگام شب، رسولالله -صلى الله عليه
وسلم- وارد خانهاش ميشد، طوري سلام ميداد که فرد خوابيده، بيدار نشود و کسي که
بيدار است صدايش را بشنود .
پس هرگاه، کسي وارد خانهاش ميشود، نبايد
با صداي بلند سلام بدهد و باعث اذيت و آزار خانوادهاش گردد. ببينيد که رسول خدا
-صلى الله عليه وسلم- چقدر مهربان و بزرگوار است و چه خوب، امتش را راهنمايي ميکند.
سلام دادن به اهل کتاب
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به اهل کتاب،
سلام نميداد. بلکه از آن حضرت -صلى الله عليه وسلم- به ثبوت رسيده است که
فرمود:«لا تبدؤوا اليهودَ ولا النّصاري بالسّلامِ» .(به يهود و نصاري، سلام
ندهيد).
پس براي کسي که با يهود و نصاري زندگي ميکند،
سنت است که به آنها سلام ندهد، در جوابشان بگويد: و عليکم.
روزي رسولالله -صلى الله عليه وسلم- از
کنار مجلسي که در آن، مسلمان، مشرک، بتپرست و يهودي وجود داشت، گذشت و به آنان
سلام داد .
حکم شرعي هم همين است که هرگاه، مسلمان از
کنار جمعي گذشت يا وارد مجلسي شد که در آن، مسلمان و غيرمسلمان، وجود دارد، به
آنان سلام بدهد.
و اگر مسلمان، خواست به اهل کتاب، سلام دهد
و يا نامهاي براي آنان بنويسد، بگويد: السلام على من اتبع الهدي. زيرا هنگامي که
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به هرقل و تعدادي ديگر از سران کفر، نامه نوشت جملهي
فوق را در آغاز نامهها مرقوم فرمود .
همچنين در قرآن کريم آمده است که موسي -عليه
السلام- به فرعون گفت:﴿وَالسَّلامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى﴾ (طه: 47)«سلام به پيروان حق و هدايت».
سلام ندادن به گناهکار تا اينکه توبه کند
رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به کساني که
مرتکب گناهي ميشدند، نه سلام ميداد و نه سلام آنها را پاسخ ميگفت. چنانچه با
کعببن مالک و دو نفر ديگر که از غزوهي تبوک سرباز زدند، چنين کرد. کعببن مالک
-رضي الله عنه- ميگويد: من به رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- سلام ميدادم ولي
نميدانستم که آيا جواب ميدهد يا نه؟! و آيا لبهايش را با گفتن سلام، حرکت ميدهد
يا نه؟ و فرد مبتدعي که بدعتش، واضح و
آشکار است يا کسي که در دين، چيز جديدي ايجاد کند، همين حکم را دارد.مسلمان؛ پس از
اينکه فرد بدعتگزار را نصحيت کرد و از انجام بدعت، برحذر داشت و از عواقب آن، او
را ترساند، ميتواند با وي قطع رابطه کند، يعني نه به او سلام دهد و نه سلامش را
پاسخ گويد.همچنين کسي که در همسايگي مسجد، زندگي ميکند ولي بدون عذر، نماز جماعت
را ترک ميکند، ميتوان (بخاطر تنبيه) از سلام دادن و جواب سلام دادن وي، خودداري
نمود تا زماني که با جماعت، نماز بخواند.
در حديثي به روايت ابوايوب انصاري -رضي الله
عنه- آمده است که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود:«لا يحلُّ لمسلمٍ أن يهجرَ
أخاهُ فوقَ ثلاثِ يلتقيانِ فيصدُّ هذا ويصدُّ هذا وخيرُهما الذي يبدأ بالسّلام»
.(براي مسلمان، حلال نيست که با برادر مسلمانش، بيش از سه روز، قهر کند طوري که
هنگام ديدنش از او روي بگرداند و بهترين آن دو نفر، کسي است که آغاز سلام کند و به
ديگري سلام دهد).
آنچه بيان شد، مربوط به امور دنيوي است که
قهر کردن به خاطر آن، حداکثر تا سه روز به پايان ميرسد و بيشتر از آن، حرام
است.اما قهر کردن بخاطر امور دين تا زماني که فرد از گناه و بدعتش توبه نکرده باشد
همچنان ادامه مييابد.
——————————————-
پل های دوستی
تألیف :دکتر عائضبن عبدالله قرنی
ترجمه :عبدالقادر ترشابی



