محرمات دوازده گانه ، 4- نفاق و منافق، نشانه ها، انواع نفاق، عاقبت نفاق
محرمات دوازده گانه ، 3- نفاق و منافق، نشانه ها، انواع نفاق، عاقبت نفاق
نویسنده: امام ابن القیم جوزیه / مترجم: محمد حسین احمدی تبار
نفاق درد کشندهی نهانی است. دردی که سراپای وجود شخص را دربرگرفته و شخص آن را احساس نمیکند. نفاق بر مردم پوشیده و پنهان است، چه بسیارند کسانی که لباس نفاق پوشیده و از آن بیخبرند، میپندارند مصلح و نیکوکارند، اما فاسد و تباهکار هستند.
نفاق دو نوع است: نفاق اکبر و نفاق اصغر.
نفاق اکبر سبب جاودانگی در پایینتر درکات دوزخ میشود و آن این است که کسی به ظاهر اعلام کند به خدا، ملائکه، کتابهای آسمانی، پیامبران و روز آخرت ایمان دارد، اما درونش خالی از ایمان است و آنرا تکذیب میکند. ایمان ندارد به این که خداوند با کسی سخن گفته و او را به عنوان پیامبر به سوی مردم فرستاده تا آنان را به اذن پروردگار راهنمایی کند و آنان را از خشم و مجازات خداوند بیم دهد.
خداوند نقاب از چهرهی منافقان برداشته و اسرارشان را در قرآن فاش نموده و کار و بارشان را برای مسلمانان عیان نموده است، تا از نفاق و منافقین برحذر باشند.
خداوند در آغاز قرآن گروههای سهگانهی عالم بشریت را معرفی کرده است:
مؤمنین، کفار و منافقین. چهار آیه دربارهی مؤمنین، دو آیه دربارهی کفار و سیزده آیه دربارهی منافقین، زیرا منافقین بسیارند و مصیبتشان فراگیر است، شدیداً بر علیه اسلام و مسلمانان دسیسه و فتنهانگیزی میکنند و اسلام شدیداً گرفتار آنان است، زیرا خود را منسوب به اسلام میدانند، ادعای دوستی و یاری رساندن به آن دارند، در حالی که دشمنان حقیقی اسلامند، دشمنی خود با اسلام را به هر شکل و قالبی درمیآورند و جاهلان آن را علم و اصلاحگری میپنداند، در حالی که نهایت جهل و ویرانگری و تباهسازی است.
منافقین قلعهها و برج و باروهای بسیاری از اسلام را ویران کرده، آثار و نشانههایش را محو کرده و پرچمهایش را پایین کشیدهاند و با شبهات تیشه به ریشهی اسلام زدهاند و تلاش میکنند تا سرچشمههای معانیش را با آراء و نظریات خود گلآلود سازند.
اسلام و مسلمانان پیوسته به سبب آنان در بلا و مصیبت هستند. آنان لشکرهای شبهات را پی در پی به جنگ اسلام گسیل میدارند و چنان میپندارند که اصلاحگر هستند: «أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ بقره/12»، «هان! ايشان بيگمان فسادكنندگان و تباهيپيشگانند وليكن (به سبب غرور و فريبخوردگي خود به فسادشان ) پي نميبرند.»، «يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ صف/8»، « ميخواهند نور ( آئين ) خدا را با دهانهايشان خاموش گردانند، ولي خدا نور ( آئين ) خود را كامل ميگرداند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.»
ویژگیهای زشت و ننگین شخصیت منافقانه
منافقین، همه بر ترک و دوری گزیدن از وحی متفق هستند و بر عدم پذیرش تعالیم هدایتبخش آن اجماع دارند: «فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ مؤمنون/53»، « امّا مردمان كار و بار ( دين ) خود را به پراكندگي كشاندند و ( هر گروهي به راهي رفتند، و عجب اين كه ) هر دسته و جمعيّتي بدانچه دارند و برآنند خوشحال و شادانند.»، «يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا …أنعام/112»، «گروهي از آنها سخنان فريبندهي بياساسي را نهاني به گروه ديگري پيام ميدادهاند تا ايشان را ( با ياوهسرائيهاي رنگين و وسوسههاي دروغين ) بفريبند»، بنابراین « اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا فرقان/30»، «اين قرآن را ( كه وسيلهي سعادت دو جهان بود ) رها و از آن دوري كردهاند.»
نشانههای ایمان در دلهایشان کهنه و فرسوده شده و آنها را نمیشناسند، منزلگاههایش در ذهنهایشان به صورت ویرانه و متروک درآمده و آن را آباد نمیسازند، ستارههای فروزانش در دلهایشان خاموش شده و آنها را درخشان نمیکنند، خورشید ایمان با تاریکی اندیشهها و افکارشان در هم آمیخته و به خاموشی گراییده است و آن را نمیبینید، هدایتی را که خداوند به وسیلهی پیامبرش فرستاده است، نمیپذیرند و به آن توجهی نمیکنند، مشکلی در آن نمیبینید که از هدایت پیامبر(ص) روی بگردانند و از اندیشهها و افکار خود پیروی نمایند، لباس وحی را از تن حقیقت و یقین درآوردهاند و با تأویلات باطل بر آن حملهور شدهاند و میگویند:
ما را به الفاظ ظاهری که به ما یقین نمیبخشند، چکار؟ آن چه که متأخرین خود را بر آن یافتهایم، برای ما کافی است، زیرا ایشان داناتر از گذشتگان هستند و دلیل و برهانشان قویتر از نان است. سادگی و بیآلایشی بر گذشتگان (صحابه و تابعین و سلف صالح) حکمفرما بوده است، بنابراین به تنظیم قواعد و اصول نظری اقدام نکردهاند، بلکه همت خود را صرف آن نمودهاند که دستورات دینی را اجرا و از محرمات پرهیز نمایند. پس راه و روش متأخرین عالمانهتر و خردمندانهتر است، اما راه و روش گذشتگان جاهلانه، ولی امنتر بوده است.
بیماری شبهات و شهوات دلهایشان را پاره پاره کرده و هلاک ساخته است، اهداف و مقاصد بد بر اراده و نیتهایشان غالب شده و آن را به تباهی کشانده است، تباهی و فسادشان آنان را به گونهای به هلاکت که طبیبان دانا از درمان آن عاجزند.« فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ بقره/10»، « در دلهايشان بيماري است و خداوند بيماري ايشان را فزوني ميبخشد ، و عذاب دردناكي به سبب دروغگوئي و انكارشان در انتظارشان ميباشد.»
گوشهای دلهایشان کر شده و صدای منادی ایمان را نمیشنوند، بر بصیرتهایشان پردهی کوری کشانده و حقاق قرآن را مشاهده نمیکنند و زبانهایشان لال شده و حق بر آن جاری نمیشود: «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ بقره/18»، « ( آنان همچون ) كران و لالان و كورانند و ( به سوي حق و حقيقت ) راه بازگشت ندارند.»
قرآن و سنت نشانههای آنان را آشکار ساخته و قابل شناساییاند و مؤمنان با بصیرت با اندکی تأمل به آن نشانهها پی میبرند. ریاکاری که زشتترین ویژگی انسان است، خصلت آنان شده و در اجرای دستورات پروردگار کسل و بیانگیزهاند، بنابراین اخلاص بر آنان بسیار سنگینی میکند: « وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا نساء/142»، « منافقان هنگامي كه براي نماز برميخيزند ، سست و بيحال به نماز ميايستند و با مردم ريا ميكنند ( و نمازشان به خاطر مردم است ؛ نه به خاطر خدا ) و خداي را كمتر ياد ميكنند و جز اندكي به عبادت او نميپردازند.»
هر کدام از آنان همانند گوسفندی سرگردان میان دو گله میباشد، گاهی به سوی این و گاهی به سوی آن سراسیمه میشتابد و در میان هیچکدام آرام و قرار نمییابد. منافقان مابین مؤمنان و کفار به نظاره مینشینند تا بدانند کدام یک از آنان نیرومندتر و برتر است: «مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا نساء/143»، « در اين ميان سرگشته و متردّدند نه با اينان و نه با آنان هستند و هر كه را خداوند سرگشته و گمراه كند، راهي براي او نخواهي يافت.» منتظر آن هستند که پیروان قرآن و سنت پیامبر(ص) گرفتار بلا و مصیبت شوند، اگر از طرف خداوند فتح نصیب آنان شود، میگویند: مگر با شما نبودهایم؟ و برای اثبات این مطلب به خدا سوگند میخورند، اما اگر دشمنان اسلام را اندکی برتر و پیروز میدان ببینند، میگویند: مگر نمیدانید که عهد و پیمان ما با شما محکم و پابرجا و نسبت خویشاوندی ما با هم نزدیک است؟ ای کسانی که به دنبال شناختن منافقین هستید، ویژگیهایشان را از کلام خدا بجویید، زیرا پس از آن به دلیل دیگری نیاز نیست: «الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا نساء/141»، « منافقان كسانيند كه پيوسته شما را ميپايند. پس اگر پيروزي و فتحي از سوي خدا نصيب شما گرديد ، ميگويند : مگر جز اين است كه ما با شما بوده و از جماعت شمائيم ؛ و اگر سهمي نصيب كافران گرديد، ميگويند: مگر ما نبوديم كه ميتوانستيم ( همراه مؤمنان با شما بجنگيم و ) بر شما چيره شويم و دست شما را از سر مؤمنان كوتاه كنيم؟ روز قيامت خداوند ميان شما داوري خواهد كرد و هرگز خداوند كافران را بر مؤمنان چيره نخواهد ساخت.»
شنونده از شیرینی و لطافت سخنان منافق شگفتزده میشود، اما خداوند بر کژی و دروغی که در قلب او نهفته است گواهی میدهد، در هنگام بیان حق به خواب میرود و به هنگام باطل به پا میخیزد. خداوند منافقین را چنین توصیف میکند: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ بقره/204»، « در ميان مردم كسي يافته ميشود كه سخن او در زندگي دنيا ، تو را به شگفت مياندازد و خدا را بر آنچه در دل خود دارد گواه ميگيرد و حال آن كه او سرسختترين دشمنان است.»
تعالیمی که پیروانشان را به آن دستور میدهند، فساد و تباهی سرزمینها و بندگان را به دنبال دارد و از چیزهایی نهی میکنند که سبب صلاح و نیکویی دنیا و آخرت آنان است. ممکن است یکی از آنان، در میان مؤمنان، به هنگام نماز، ذکر، زهد و اجتهاد یافته شود، اما: « وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ بقره/205»، « و هنگامي كه پشت ميكند و ميرود، در زمين به تلاش ميافتد تا در آن فساد و تباهي ورزد و زرع و نسل ( انسانها و حيوانات ) را نابود كند و خداوند فساد و تباهي را دوست نميدارد.»
اگر با حکم صریح قرآن داوری کنی، از آن میگریزند و اگر آنان را به احکام قرآن و سنت فرا بخوانی، از آن روی میگردانند. اگر حقیقت آنان را دریابی، میبینی که با حق و هدایت فرسنگها فاصله دارند و از وحی شدیداً روی گردانند: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا نساء/61»، « و زماني كه بديشان گفته شود : به سوي چيزي بيائيد كه خداوند آن را نازل كرده است ، و به سوي پيغمبر روي آوريد منافقان را خواهي ديد كه سخت به تو پشت ميكنند.»
بدون این که به آنان اعتراضی شود، سخن خود را با سوگند آغاز میکنند، زیرا میدانند که دلهای مؤمنین به آنان اطمینان ندارند، با سوگند خوردن خود را از سوء ظن دیگران و فاش شدن نهانشان میرهانند، زیرا کسانی که اهل شک و تردید هستند، دروغ میگویند و سوگند میخورند تا شنوندگان آنان را راستگو بپندارند: «اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ منافقون/2»، « آنان سوگندهاي ( دروغين ) خود را سپري ( براي رهائي از گرفتار آمدن به دست عدالت ، و پوشاندن چهرهي واقعي خويش ) ميگردانند ، و ( خود را و مردمان را ) از راه خدا بازميدارند . ايشان چه كار بدي ميكنند!»
خاک بر سرشان باد، با کاروان ایمان قدم در بادیه گذاشتند، اما چون طولانی بودن و سختی و مشقت راه را دیدند، به آن پشت کردند و بازگشتند، گمان میکردند که در شهر و دیار خود از زندگی لذتبخش و خواب راحت بهرهمند میشوند، اما نه از آن زندگی خوش بهرهمند شدند و نه از آن خواب راحت دیده بر هم نهادند.
وضعیت منافقان به هنگام دیدار پروردگار چگونه خواهد بود؟
در حالی که حقیقت را شناخته و سپس آن را انکار کردهاند و پس از دیدن حق و حقیقت خود را به کوری زدهاند: «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ منافقون/3»، «اين ( نفاق و دروغگوئي و بازداشتن از دين ) بدان خاطر است كه ( نخست با زبان ) ايمان آوردهاند و سپس ( با دل ) كافر شدهاند، پس بر دلهايشان مهر نهاده شد، و ايشان ديگر ( حقيقت را درك نميكنند و از ايمان چيزي ) نميفهمند.»
منافقان جسم و ظاهری نیکو، زبانی شیرین و دلربا، بیان و گفتاری لطیف و قلبهایی خبیث و ناپاک دارند و بسیار ترسو هستند. آنان همانند تختههایی هستند که تکیه داده شدهاند و میوهای در برندارند، همانند درختی که از ریشه کنده شده و به دیوار تکیه داده شدهاند تا رهگذران آن را لگدمال نکنند:
«وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ منافقون/4»، « هنگامي كه ايشان را ميبيني، پيكر، و سيمايشان تو را ميگيرد و به شگفت ميآورد و هنگامي كه به سخن درميآيند به سخنانشان گوش فرا ميدهي. آنان انگار تختههائي هستند كه تكيه داده شده باشند. هر فريادي را بر ضدّ خود ميپندارند و هر آوازي را به زيان خويش ! آنان دشمنان بشمارند و از ايشان برحذر باش. خدايشان بكُشاد ! چگونه برگردانده ميشوند.»
نماز را به تأخیر میاندازند، صبح را هنگام طلوع خورشید، عصر را نزدیک غروب، با شتاب و عجله همانند نوک زدن کلاغ بر زمین ادا میکنند، نمازهایشان تنها حرکات بدن است و قلب در آن نقش ندارد، در نمازهایشان چون روباه به هر سو مینگرند، زیرا معتقدند که مطرود و مورد تعقیب هستند، در نمازهای جماعت شرکت نمیکنند، بلکه در خانهها و محل کسب و کار خود نماز میخوانند.
اگر پیروان قرآن و سنت به پیروزی و امنیت و آسایشی دست یابند، اندوهگین میشوند، اما اگر از جانب خدا مورد امتحان و آزمایش قرار گیرند و به بلا و مصیبتی گرفتار آیند تا گناهانشان محو شود و بدیهایشان از میان برود، شاد و خوشحال میشوند: «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا… آلعمران/120»،« اگر نيكي به شما دست دهد ناراحت ميشوند، و اگر به شما بدي برسد، شادمان ميشوند.»
خداوند طاعت و عبادت آنان را نمیپسندد، زیرا قلبها و نیتهایشان فاسد و ناپاک است، بنابراین آنان را بازداشته و بر جای خود فرو نشانده است. همراهی و نزدیکی آنان را نمیپسندد، زیرا به دشمنان گرایش دارند، پس آنان را از خود دور کرده است. آنان از وحی خداوند رویگردان شده و خداوند نیز از آنان رویگران است، آنان را به بدبختی و شقاوت گرفتار کرده و سعادتمند نخواهد کرد و با عدل خود با آنان برخورد کرده و امید به رستگاری آنان باقی نمانده است، مگر این که توبه کنند، خداوند میفرماید: «وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ توبه/46»، « اگر ميخواستند ( براي جهاد ) بيرون روند، توشه و ساز و برگ آن را آماده ميكردند امّا خدا بيرونشدن و حركتكردن آنان را نپسنديد و ايشان را از ( اين كار ) بازداشت و بديشان گفته شد: با نشستگان بنشينيد.»
سپس حکمت خود را در باز داشتن، نشاندن، راندن و دور کردن آنان از پیشگاه خود بیان میکند و آن را لطف و مرحمتی در حق دوستان و خوشبختی آنان قلمداد میکند و میفرماید: «لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ توبه/47»، « اگر آنان همراه شما ( براي جهاد ) بيرون ميآمدند، چيزي جز شرّ و فساد بر شما نميافزودند، و به سرعت در ميان شما حركت ميكردند و مشغول آشفتن و گولزدن و برگرداندنتان از دين ميشدند. در ميانتان هم كساني هستند كه سخن ايشان را بشنوند. خداوند ستمگران را خوب ميشناسد»
نص صریح آیات و احادیث بر آنان سنگینی کرده و از آن بیزارند و از حمل آن ناتوان مانده و آن را از دوش خود بر زمین گذاشتهاند. از محافظت بر آداب و رسوم دینی و سنت ناتوان شده و آن را رها کردهاند، نصوص صریح آیات و احادیث بر آنان تاخته و آنان نیز قوانینی برای رد و دفع آن وضع نمودهاند، خداوند پرده از سر و رازهایشان برداشته و آنان را به بندگانش شناسانده است. باید بدانیم که هرگاه گروهی از آنان منقرض شوند گروهی دیگر جایگزین آنها میشوند، خداوند صفات و ویژگیهایشان را برای اولیای خود بیان کرده تا از آنان برحذر باشند، میفرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ محمد/9»، « اين بدان خاطر است كه چيزي را كه خداوند فرو فرستاده است دوست نميدارند ، و لذا خدا كارهاي ( نيك ) ايشان را هم باطل و بيسود ميگرداند.»
نفاق را در دلهایشان پنهان داشته و خداوند آن را بر چهرهها و لغزشهای زبانشان آشکار نموده است و آنان را به گونهای به تصویر کشیده است که هرگز نمیتوانند بر اهل ایمان و بصیرت ناشناخته و پوشیده بمانند. گمان میکنند اگر کفر خود را پنهان بدارند و به ظاهر ادعای ایمان کنند، در نزد صرافان و نقادان گوهر شناس خریدار مییابند، اما چگونه ممکن است در حالی که نقاد بینا و آگاه آنان را فاش نموده است: «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ. وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ محمد/29-30»، « آيا كساني كه در دلهايشان بيماري ( نفاق و كينهتوزي اسلام ) است، گمان ميبرند خدا كينهها و دشمنانگيهاي ايشان را ظاهر و برملا نميگرداند؟ اگر ما ميخواستيم آنان را به تو نشان ميداديم و تو از روي قيافه و علامتشان ايشان را ميشناختي . تو قطعاً آنان را از روي طرز سخن و نحوهي گفتار ميشناسي. خداوند آگاه از كارهايتان ميباشد.»
چگونه میتوانند خود را پنهان دارند آنگاه که در روز ملاقات خدا، خداوند بر بندگانش متجلی میشود و رازهای نهفته آشکار میشوند؟ آن روزی که به سجده بردن فراخوانده میشوند، اما توان آن را ندارند:« خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ قلم/43»، « اين در حالي است كه چشمانشان ( از خوف و وحشت و شرمندگي و شرمساري ) به زير افتاده است و خواري و پستي وجود ايشان را فرا گرفته است. پيش از اين نيز ( در دنيا ) بدان گاه كه سالم و تندرست بودند به سجده بردن و كرنش كردن خوانده ميشدند.»
وضعیت آنان چگونه خواهد بود آنگاه که به سوی دوزخ رانده میشوند؟ پلی که باریکتر از مو و تیزتر از شمشیر بران است، پرتگاه و لغزنده میباشد و بسیار تاریک است.
تنها کسانی میتوانند از آن بگذرند که با نور و روشنی جای پای خود را بیایند. نور و روشنایی در میان مردم تقسیم شده است، عبور آنان بر پل بر حسب نور، متفاوت است. به همراه مسلمانان، اما به صورت ظاهری نوری نیز به آنان(منافقان) داده شده است. همان طوری که در دنیا در نماز، زکات، حج و روزه در میان مسلمانان حاضر میشدند. اما هنگامی که به نیمههای پل میرسند، گردباد نفاق بر نورهایشان میوزد و چراغهایشان را خاموش میسازد، متحیر و هراسان بر جای خود متوقف میشوند و از حرکت باز میمانند و دیواری که دری در آن است، میان آنان و مسلمانان حایل میشود، اما داخل آن که رو به سوی مؤمنین است، رحمت است و قسمت بیرونی، رو به سوی منافقین، عذاب و نقمت است، منافقان کاروانیان ایمان را که مشعلهایشان از دور همچون ستاره میدرخشند، صدا میزنند و میگویند:
«انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ… حدید/13»، «منتظرمان بمانيد تا از نور شما فروغ و پرتوي ( به ما بتابد و از آن ) استفاده كنيم!» تا بتوانیم از این تنگنا بگذریم، زیرا چراغهایمان خاموش شده است و کسی جز با چراغی فروزنده قادر به حرکت نیست، اما: «قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا…حدید/13»، «بديشان گفته ميشود : به عقب برگرديد ( و مجدّداً به دنيا برويد ) و نوري به دست بياوريد!» در آن دنیایی که نورها تقسیم شده است. اما هرگز کسی در چنین میدان مسابقهای توقف نمیکند، چگونه از دیگران درخواست کنیم که در چنین تنگنایی توقف کنند؟ آیا در چنین مسیری کسی به دیگران توجه میکند؟ و هیچ دوست و رفیقی به دوست و رفیق خود مینگرد؟ منافقان مؤمنان را به همراهی نمودنشان در دنیا یادآور میشوند، همان طوری که مسافر غریبی، ساکن شهر و دیاری را به همراهی و هم مسیر بودنش در مسافرت یادآور میشود، میگویند: « أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ»، «مگر با شما همراه نبودهایم؟ ما به همراه شما نماز میگزاردیم، روزه میگرفتیم، قرآن تلاوت میکردیم، صدقه میدادیم و مناسک حج به جای میآوردیم، پس چه چیزی امروز بین ما فاصله انداخته است؟ به گونهای که بدون ما و به تنهایی با شتاب میروید. مسلمانان میگویند: آری، شما ظاهراً با ما بوده و در باطن با ملحدان و ستمگران و کافران بودهاید: «وَلَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ. فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ حدید/14-15»، « وليكن خويشتن را گرفتار بلا كرديد، و چشم به راه مانديد و شك و ترديد ورزيديد، و آرزوها و پندارها شما را گول زد، تا اين كه فرمان خدا در رسيد و اهريمن فريبكار، شما را دربارهي خدا فريب داد. پس امروز، هم از شما، و هم از كافران عوضي و غرامتي پذيرفته نميشود. جايگاه شماها آتش دوزخ است . دوزخ سرپرستتان است و چه بد سرنوشتي و چه بد جايگاهي است!»
مطلب را در بیان ویژگیهای منافقین طولانی مپندار، زیرا موضوع بسیار طولانیتر از آن چیزهایی است که به آن اشاره کردیم، شاید بتوان گفت که همهی قرآن به گونهای به آنان مربوط میشود، زیرا بر روی زمین و در میان قبرها جمعیت بسیار زیادی را به خود اختصاص میدهند، هیچ گوشهای از زمین از وجود آنان خالی نیست، تا مؤمنان در مسیر راهها احساس تنهایی نکنند و اسباب و وسایل معیشت آنان از کار نیفتد و درندگان و حیوانات وحشی آنان را در دشتها و بیابانها نربایند، حذیفه شنید که شخصی میگوید: پروردگارا منافقین را نابود کن. گفت: «ای برادر؛ اگر منافقان نابود شوند، در مسیر راهها به علت کم شدن رهروان احساس تنهایی میکنید.»
به خدا سوگند قلبهای سابقین اولین از ترس نفاق پاره پاره شده است، زیرا نسبت به ریز و درشت و تفصیل و مجمل آن آگاه بودهاند، بر خود بیمناک بودهاند از این که مبادا از جملهی منافقین باشند. عمربنخطاب به حذیفه گفت: « ای حذیفه، تو را به خدا سوگند میدهم که آیا پیامبر(ص) اسم مرا به عنوان فردی از منافقین به تو نگفته است؟ گفت: خیر، اما پس از تو کسی را تبرئه نمیکنم.» ابنأبی ملیکه میگوید: سی نفر از اصحاب محمد(ص) را دیدهام همهی آنان از نفاق بر خود بیمناک بودند، هیچ کدام از آنان نمیگفتند: ایمانشان مانند ایمان جبرئیل و میکاییل است.» بخاری این را ذکر کرده است. و از قول حسن بصری میگوید: جز منافقان کسی خود را از خطر نفاق در امان نمیبیند و جز مؤمنین کسی از آن بیمناک نیست. از یکی از اصحاب کرام روایت شده است که در دعایش میگفت: «پروردگارا از خشوع نفاق به تو پناه میبرم. پرسیدند: خشوع نفاق چیست؟ گفت: بدن و ظاهر در حالت خشوع دیده شود، اما قلب خاشع نباشد.»
به خدا سوگند که قلبهایشان (صحابه) سرشار از ایمان و یقین است و از نفاق شدیداً بیمناک هستند و دائماً دغدغهی خاطر دارند. اما در میان غیر آنان افراد بسیار زیادی هستند که ایمانهایشان از زبانهایشان فراتر نمیرود. در حالی که ادعا میکنند ایمانشان هم چون ایمان جبرییل و میکاییل است.
تخم نفاق بر کنارههای دو جویبار دروغ و ریا میرویند. سرچشمهی یکی از این دو جویبار، ضعف بصیرت و دیگری ضعف عزم و اراده میباشد. هرگاه این چهار رکن(دروغ، ریا، ضعف بصیرت و ضعف اراده) کامل شدند، بذر نفاق میروید و استحکام مییابد، اما رویش آن بر گذر سیلاب و بر لبهی پرتگاه است. هرگاه حقیقتهای سیلآسا را مشاهده کنند، در آن روزی که رازها فاش میشوند پردهها کنار زده میشوند، مردگان زنده میشوند و آن چه در سینههاست به دست میآید، در آن هنگام کسانی که کالایی جز نفاق نداند، درخواهند یافت که دستاوردشان سرابی بیش نیست: «بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ نور/39»، « شخص تشنهاي آن را آب پندارد. امّا هنگامي كه به سراغ آن رود، اصلاً چيزي نيابد، مگر خدا را كه ( او را بميراند و ) به حساب او برسد و سزاي ( عمل ) وي را به تمام و كمال بدهد. خداوند در حسابرسي سريع است.»
قلبهایشان غافل و بیاعتنا نسبت به خیرات و نیکیهاست، اما جسمهایشان به سوی آن میروند. زشتی و تباهی در اعماق وجودشان پخش و پراکنده شده است، از شنیدن حق سنگدل میشوند و در برابر باطل و سخنان و گواهیهای دروغ و ناحق، چشم دلهایشان بینا و گوشهایشان شنوا میشود.
این نشانههای نفاق است و باید خود را از آن برحذر داشت:
هرگاه عهد و پیمانی ببندند به آن وفا نمیکنند و هرگاه وعدهای دهند خلاف وعده نمایند، در سخنان خود عدل و انصاف رعایت نمیکنند، هرگاه به طاعت و عبادت فرا خوانده شوند، متوقف میشوند و هرگاه به آنان گفته شود: به سوی آن چه که خدا بر پیامبر(ص) نازل کرده است، بشتابید؛ خودداری میکنند، اما هرگاه امیال و آرزوهایشان آنان را فرا بخوانند، سراسیمه به سوی آن میشتابند. آنان را با خواری، ذلت و خسرانی که برگزیدهاند به حال خود بگذارد. به عهد و پیمان و وعدههایشان اطمینان نباید کرد، زیرا عهد و پیمانی دروغین است. « وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ. فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ. فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ. توبه/75-77»، « در ميان ( منافقان ) كساني هستند كه با خدا پيمان ميبندند كه اگر از فضل خود ما را بينياز كند بدون شكّ به صدقه و احسان ميپردازيم و از زمرهي شايستگان خواهيم بود. امّا هنگامي كه خدا از فضل خود بدانان بخشيد، بخل ورزيدند سرپيچي كردند و روي گرداندند. خداوند نفاق را در دلهايشان پديدار و پايدار ساخت تا آن روزي كه خدا را در آن ملاقات ميكنند . اين به خاطر آن است كه پيمان خدا را شكستند و همچنين دروغ گفتند.»
———————–
منبع: مدارج السالکین جلد ۱ / نویسنده: امام ابن القیم جوزیه / مترجم: محمد حسین احمدی تبار / نشر آراس
مطالب مرتبط :
محرمات دوازده گانه ، 1- کفر چند نوع است؟ ، کفر اصغر و انواع کفر اکبر
محرمات دوازده گانه ، 2- انواع فسق و فاسق در قرآن ، فسق مطلق و فسق با عصیان
محرمات دوازده گانه ، 3- انواع شرک، شرک اکبر ، اصغر و شرک های دیگر
محرمات دوازده گانه ، 4- نفاق و منافق، نشانه ها، انواع نفاق، عاقبت نفاق



