معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> حركت اسلامي و خشونت
دعوت جمعی

حركت اسلامي و خشونت

حركت اسلامي و خشونت

برجسته ترين مشخصه‌اي كه در روابط ميان حكومت دنباله‌رو و جامعه‌اش رخ مي‌نمايد رابطه خشنونت است، و غربگرايي، خود يكي از بارزترين و رسواترين گونه‌هاي خشونتي است كه حكومت آن را اعمال مي‌كند. آن، فرايند بريدن يك ملت از اصول و مباني و از وجدان خويش به هدف تحميل چيزي است كه نوگرايي ناميده مي‌شود، اما واقعيت آن ديكتاتوري غرب بر ملت‌هاي ما از رهگذر گروهي طرفدار نوگرايي است و اين خود سبب مي‌شود غربگرايي يا نوگرايي و مدرنيته به سبك غربي از همه جهت نقيضي كامل براي دمكوراسي باشد.

 هر چند به دليل اصرار گروهي خاص بر در اختيار داشتن انحصاري قدرت و ثروت و افتخارات، و نپذيرفتن هرگونه شريك، گروه‌هاي لائيك نيزکمابیش سنگيني برخورد حکومت را كه از سوي هم مسلكانش زير فشار قرارداد حس كرده‌اند، اما براي در معرض خشونت قراردادن اسلامگرايان توجيه‌هاي فراوانتر و قويتري وجود دارد و با توجه به همين نكته است كه مي‌توانيم موج خوشنتي را كه عرصه روابط ميان حكومت و حركت‌هاي اسلامي را در نورديده و البته بي‌آنكه تنها به آنان محدود باشد بيشترين فشار را بر اين حركت‌ها وارد ساخته است دريابيم و تحليل كنيم.

در اين ميان، واكنش جريان عمومي اسلامگرايي، به ويژه پس از پشت سرنهادن تجربه‌هاي بسيار سخت و پس از گسترش افكار و انديشه‌هاي طرفدار دموكراسي در جهان، نمايانگر ردّ هرگونه گرايش به خشونت و اصرار بر شيوه تبليغ رسا و شكيبايي و خويشتنداري ستوده است، آن سان كه اخوان المسلمين  و جماعت اسلامي در پاكستان و هند و بنگلادش، حزب اسلامي در مالزي، حزب رفاه در تركيه و نهضت اتجاه اسلامي در تونس پايبندي خود را بدين امر نشان دادند، البته به استثناي برخي از رخدادهاي پراكنده در گوشه و كنار و پاره‌اي مواضع شخصي كه عمداً به هدف بهره‌گرفتن از آنها براي تصفيه رقيب سياسي در مورد آنها بزرگنمايي شده است. امروزه نيز همين رويكرد و همين شيوه بخش عمده‌تر حركت اسلامي را در برمي‌گيرد و اين به رغم همه افزايش فشارهاي سياسي و بسته شدن فضاي فعاليت سياسي از رهگذر وضع قوانين و مقرارتي است كه حركت اسلامي را حتي از اين حق كه از رسميت قانوني برخوردار گردد محروم مي‌سازد، يا قوانين و مقررات ديگري كه كار و فعاليت در مسجدها را تنها منوط به اجازه رسمي حكومت مي‌داند و گاه اين تضييق به حدي مي‌رسد كه رفتارهايي شخصي از قبيل پوشيدن حجاب براي زنان و يا نماز مورد تعقيب قانوني قرار مي‌گيرد، به گونه‌اي كه مي‌توان حقيقتاً نام ستمديدگي ديني بر آن نهاد در كنار اين مسائل، تدين ملاك ردّ شدن افراد در تصدي سمت‌هاي عمومي و يا خاص به حساب مي‌آيد و يا توجيهي براي بركناركردن و يا محروميت از شغل مي‌شود، افزون بر آن كه در عرصه گفت و گو با گروههاي اسلامي نيز نوعي پليس سياسي تكيه‌گاه طرف اين گفت و گو مي‌شود و اين خود تهاجم‌ها، تعقيب‌ها، تعرض‌ها به آزادي و تكيه بر روش‌هاي شكنجه و آزار را در پي مي‌آورد، و فراتر از آن، در انتخابات تقلب صورت مي گيرد و تانك‌ها ارای مردم را در زير چرخهاي خود از ميان مي‌برند و – چنان كه در چندين كشور رخ داده است – برندگان انتخابات كه صاحبان مشروع و قانوني حكومتند به زندان و چوبه‌دار كيفر مي‌بينند. آنچه در اين ميان بر عمق مصيبت مي‌افزايد و سركوب اسلامگرايان و سوء استفاده از مواضع آنان را دو چندان مي‌كند و آنها را به سوي خشونت مي‌راند پشتيباني كامل تبليغاتي و ماليي است كه از سوي غرب دموكراتيك و نيز نخبگان لائيك صورت مي‌پذيرد، تا جايي كه گروه اخير به خيابان‌ها مي‌ريزند و – آن سان كه در الجزاير رخ داد – بر ضد اسلام و عربيت شعار مي‌دهند و خواستار لغو نتايج انتخابات مي‌شوند.

با اين همه، جريان عمومي حركت اسلامي كه در بيشتر كشورهاي عربي اكثريت را به خود اختصاص داده همچنان صبر و خويشتنداري پيشه كرده و در جست و جوي عرصه‌اي قانوني براي فعاليت است و همزمان، با دشمنان لائيك خود نيز دست و پنجه نرم مي‌كند، آنهايي كه روزي خود را در توجيه ديكتاتوري و كنارزدن اسلامگرايان از صحنه بدين بهانه كه دشمن دموكراسي ندارند كه آن را فراروي گذارند و بدان افتخار كنند، بلكه بيشتر آنان تا همين ديروز براي توجه دادن مردم به حزب حاكم و توجيه آن حنجره‌هاي خود پاره مي‌كرده‌اند و بر دستانشان پينه مي‌بسته است.

جريان اسلامي بدان متهم مي‌شود كه براي چنگ انداختن بر قدرت تلاش مي‌كند، در حالي كه اگر مقصود از اين سخن آن است كه اين جريان براي رسيدن به حكومت و قدرت تلاش مي‌كند اين چيزي است كه اساساً همه احزاب به هدف آن پايه گذارده مي‌شوند و همه احزاب مي‌خواهند از اين رهگذر برنامه‌هاي خود را به مرحله اجرا بگذارند، چونان كه در دموكراسي نيز هيچ مفهمومي والاتر از اين وجود ندارد كه كارآمدترين سازوكارهاي لازم براي تحقق بخشيدن به انتقال مسالمت‌آميز قدرت و رقابت بر سر آن را فراهم مي‌آورد؛ و اگر هم مقصود از چنگ انداختن به قدرت، دست يافتن و سيطره بر آن از راه‌هايي جز راه مشروع و قانوني است، آن گونه كه كودتاچيان بدان اقدام مي‌كنند، اين برچسب بيشتر سزامند نخبگاني است كه در آخرين پاس‌هاي شب بر پشت تانك‌ها به قدرت رسيده‌اند و با مشت‌هايي آهنين آن را در قبضه گرفته‌اند، يا آنهايي كه در انتخابات به تقلب متوسل شوند و رقابت سالم بر سرقدرت و انتقال آن را نمي‌پذيرند. آن گونه كه انديشمند اسلامي محمد عماره مي‌گويد، چرا در حالي كه اسلامگرايان اكثريت را تشكيل مي‌دهند نيازمند چنگ انداختن بر قدرت باشند، مگر ان كه بگوييم راه‌ها ناهموار است؟

 

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

برنامه‌هاي گروههاي اسلامي

روشن شد كه جريان عمده و اصلي حركت اسلامي همچنان در برابر سختي‌ها و ناگواري‌ها بردباري و خويشتنداری است و به دعوت‌هاي روز‌افزون داخلي و خارجي در مورد روي آوردن به خشونت پاسخ منفي مي‌دهد، و حتي جريان‌هاي تندرو و خشونتگرا نيز افزون بر اندك بودن شمارشان و كمرنگ بودن اثر گذاريشان در جريان عمومي اسلامگرايي، روي آوردن به خشونت را آغاز نكردند، بلكه تنها به عنوان واكنشي در برابر خشونت حكومت و بازتابي از فضاي بسته اجتماعي و سياسي اين رويكرد را در پيش گرفتند، در حالي كه اگر حكومت از خشونت رويگردان شود و درهاي آزادي را بگشايد، امكان كشاندن تدريجي اين گروه‌ها هم به سمت دموكراسي – حتي اگر اين اصطلاح را نپذيرند و خوش ندارند – وجود دارد و اگر هم اين گروه‌ها تنها شيوه خشونت را برتابند كنارزذن آنها از صحنه و محكوم كردن آنها حتي از سوي اسلامگرايان امكانپذير است ؛ چه، هيچ اسلامگرايي نيست كه براي محكوم كردن خشونت بدون هيچ قيد و شرطي آماده نباشد، البته در صورتي كه حكومت اعلام كند بدون استثنا پايبند شيوه‌هاي دموكراتيك است، به حقوق بشر و خواست امت احترام مي‌گذارد و از سيطره بخشيدن دستگاه‌هاي امنيتي بر عرصه حيات فكري، سياسي و تبليغاتي دست شسته است.

اگر چنين شرايطي فراهم شود شايسته خواهد بود نظر فعالان حركت اسلامي را كه راه تغييرات مسالمت‌آميز را در پيش گرفته‌اند به توصيه‌هاي زير كه چكيده تجربه حركت اسلامي است و آنها را به نقل – همراه با تلخيص – از سخنراني انديشمند سياسي اسلامي دكتر طيب زين‌العابدين مي‌آوريم جلب كنيم:

  1. تشكيلات حركت اسلامي بايد در وضع سياست‌ها و اتخاذ تصميمات خود الگويي براي اصل شورا و اجراي آن باشد، از رأي و نظرات مخالت دلتنگ و خشمگين نشود و مدعي آن نباشد كه سخنگوي اسلامي است.

  2. بايد صداقت خود را در دفاع از آزادي براي خود و براي ديگران، به يك اندازه ، اثبات كند.

  3. بايسته است از پناه بردن به خشونت و خونريزي بپرهيزد؛ چرا كه حق به طبيعت خود چيره شونده و باطل به طبيعت خويش شكست‌پذير است. تجارب احزاب اسلامي و ساير احزاب نشان داده كه براي موفقيت در تغيير يك قدرت محلي از رهگذر فعاليت مدني خشونت آميز زمينه كمتري وجود دارد. تجربه توده اهل سنت نيز پس از تاريخ طولانيي از فتنه‌ها به همين جا رسيده است و آنان با هرچه سخت‌تر كردن شروطي كه با حصول آنها اقدام به فعاليت خشونت‌آميز جايز مي‌شود مانع پناه جستن به اين شيوه مي‌شده‌اند.

  4. حركت اسلامي مي‌بايست فعاليت‌هاي خود را به صورت علني به انجام رساند، هرچند اين امر اقتضا كند كه در مرحله‌اي از صحنه سياست كنار كشد و تنها به كار فرهنگي و اجتماعي بسنده بدارد؛ چه، تحقق بخشيدن به همه دين در هر زمان و هر اوضاع و شرايطي بر هر مسلماني واجب‌ نيست، بلكه اين مسأله به توانايي افراد بستگي دارد.

  5. حركت اسلامي بايد جامعه را بر حكومت، اخلاق را بر قانون و باطن را بر ظاهر اولويت دهد.

  6. بايسته است حركت اسلامي به جاي خواص، توده‌هاي مردم را مخاطب قرار دهد و به جاي اهتمام به خود حزب، به ملت اهتمام ورزد و به جاي آن كه تنها به مشكلات حزب بيندشد انديشه و آلام و مشغله‌اش انديشه‌ها و آلام و مشغله‌هاي ملت باشد و به همان اندازه كه مي‌خواهد به راه درست نزديك شود به مردم خوش گمان باشد و خود را از آنان برتر نداند.

  7. بايد به جاي آن كه درباره مسائل و مشكلات ملت به درگيري با ديگران بپردازد دايره گفت وگو درباره اين مسائل را گسترش دهد و آنها را اختصاصي خود نداند و به جاي آن پيوسته در پي رسيدن به توافق نظر و اجماع باشد، و همچنين از ديدگاه‌هاي انديشمندان و دانشي مردان مسلمان كه در تشكيلات آن عضويت ندارند بهره جويد؛ چه ، طرح اسلامي عظيم‌تر از آن است كه تنها از عهده يك گروه ساخته باشد.

  8. حركت بايد به طور صريح و آشكار اين موضع را اعلام بدارد كه به طور  اصولي به قانون اساسي و قوانين و مقررات پايبند است، هر چند به اصول مشخصي از قانون كه از آزادي‌هاي عمومي مي‌كاهد و يا براي حكمراني‌هاي فردي و ستمكاري يا مبارزه با آييني كه ملت دارد قانونگذاري مي‌كند اعتراض داشته باشد؛ چه، به هر روي، زيان حكومت پايبند قانون، هر چند نيز ستمگر باشد، از زيان حكومتي كه بر پايه احكام و آراي يك فرد اداره مي‌شود كمتر است، هر چند اين حكومت مدعي عدالت و اجراي احكام شرع باشد.

  9. شورا صرفاً يك ابزار براي اداره امور حكومت و احزاب نيست، بلكه شيوه‌اي عمومي است كه امت بر آن تربيت شده‌اند و در همه نهادهاي جامعه از خانواده گرفته تا نهادهاي بالاتر اجرا و اعمال مي‌شود. بنابراين، براي حركت اسلامي بايسته است در اين زمينه نقش برجسته‌اي داشته باشد.

  10. بايسته است حركت ياد شده از جمود و تحجر بر تقليد فكري و مذهبي خودداري ورزد و به اجتهاد هميشگي و تحول بخشيدن پيگيري فقه سياسي خود تشويق كند و در اين راه از تجربه‌هاي همه ملت‌ها بهره جويد و هدف برتر خود را فراهم كردن فرصت و شرايط مناسب براي بيشترين شمار ممكن از بندگان خدا – و مردم همه بندگان خدايند- در اين جهت كه با آزادي و امنيت و صلح و به دور از هرگونه اكراه و زور خداوند را بپرستند قراردهد؛ چرا كه آزادي راه بهشت است.

  11. از حركت‌هاي اسلامي اين مطلوب است كه بيشترين اهميت را به تلاش‌هاي فكري بدهند؛ چرا كه از ديدگاه اسلام، دانش پيشاپيش كنش است. اين مهم از رهگذر اهتمام به علوم انساني و فلسفه، علوم اجتماعي، ادبيات، هنر و تبليغ در كنار دانش‌هاي تجربي و فن‌آوري هاي نوين امكانپذير مي‌شود تا در نتيجه بتوانند تنوع و غنايي را كه حقايق ديني سرشار از آن است تبلور بخشند و آشكار سازند. بايسته است دستاوردهاي تمدن و فرهنگ بشري كه مسلمانان در آن نقشي به سزا داشته‌ايم، اما ديگر بار در جامعه‌اي غربي و آميخته به استعمار و كفر و اباحيگري به جوامع ما آمده است و ما آن را بيگانه يافته و از آن وحشت كرده‌ايم در ميان ما ريشه‌دار شود. بايسته است اصل وحدت نوع و سرنوشت بشر و وحدت حقيقت فلسفي، علمي و ديني در ميان ما استواري يابد و اين مسأله در اذهان رسوخ يابد كه اسلام بيش از آن كه به جنگ و مبارزه و به بستن فضاها فراخواند عرصه باز برخورد صاحبان انديشه‌ها و اراده‌هاي آزاد و خيرخواه از هر مذهب و هرآيين است.

  12.  بايسته است ما اسلامگرايان از موضوع اسلام و مصلحت امت بر اين نكته تاكيد كنيم كه طرفدار دموكراسي پارلماني و تكثرگرا هستيم و آن را بستري مناسب براي اجراگذاردن احكام خدا مي‌دانيم و معتقديم از رهگذر اعمال شورايي اين نظام انديشه اسلامي خواهد توانست آن را تحول بخشد و اصلاح كند. اين نوع نظام سازوكاري براي حكومت است كه درونمايه و برنامه‌هاي عملي خود را از سرچشمه اسلام، آن گونه كه ما آن را مي‌فهميم و با قرائتي كه اكثريت امت آن را بر مي‌تابد، مي‌گيرد. از ديگر سوي، بيم آن وجود دارد كه رد دموكراسي و مخالفت با آن با همه كاستي‌هايي كه دارد نوعي حركت به سوي نا معلوم ، خدمتگزاري رايگان به پديده ديكتاتوري يعني بزرگترين دشمن امت و سخت‌ترين گردنه در راه خيزش و رنسانس آن، و نشاني از دوگانگي ميان انديشه و عمل باشد. شگفت‌آورترين چيزي كه در اينجا وجود دارد آن است كه بسياري از مخالفان دموكراسي هنگامي كه خود را در زير دندان‌هاي نظام‌هاي ديكتاتوري، كه برخي هم مدعي عمل به احكام شرع هستند، مي‌بينيد هيچ پناهگاهي جز حبشه روزگار كنوني يعني همان دموكراسي‌هاي غرب نمي‌يابند. آيا تفكر ما آن اندازه ابتدايي است كه بهره جستن از چيزي و به دست آوردن آن را تنها بدان دليل كه ناقص است رد كنيم – آن گونه كه با مسأله آزادي برخورد مي‌شود- و نپذيريم كه آن را همان‌گونه كه هست، با همه كاستي‌هايش، به دست آوريم و سپس براي تحول بخشيدن و تعالي بخشيدن بدان تلاش كنيم؟ چنان كه ارنست‌گلنر يادآوري كرده است، بسياري از افكار و فن‌آوري‌هاي مدرنيته‌اي كه اديان ديگر را از ميان برداشته سزامند آن است كه عوامل خيزش و جوشش امت اسلامي شود.

  13. احزاب اسلامي با پذيرش شيوه دموكراتيك – هرچند اين واژه را نپذيرفتند؛ چرا كه واژه‌ها ملاك و معيار نيستند- نمي‌خواهند بگويند حكومت غربي الگوي آنان شده است؛ چه، الگوي غربي، نيازمند بارقه‌اي اخلاقي، فلسفي از اسلام است تا بدان واسطه از فرجامي برهد كه در نتيجه تمدن‌هاي پيشين بدان گرفتار آمده و آن هنگام كه دل‌هاي مردمان از معنويت تهي شده و زندگي آنان به صورتي بي‌هدف در آمده همه ابزارها و جلوه ها و لشگرهاي آن تمدن‌ها نتوانسته است غريبان را از اين فرجام رهايي دهد و در نتيجه طعمه‌اي آماده براي بلاهايي بينانكن شده‌اند و خشم خدا و وعده او درباره كساني كه از سخن وي سربر مي‌تابند آنان را در ميان گرفته است. آنچه براي حركت اسلامي الگوي حكومت، تمدن و فرهنگ و ارزش‌هاست حكومت پيامبر (ص) و خلفاي راشيدين است و آنچه ما در پي آن هستيم اين است كه الگويي اصيل براي حكومت سامان دهيم كه هم تجربه نوگرايي غربيرا در خود داشته و هم برپايه مباني و اهداف مشخصي اين تجربه را نيز پشت سرگذاشته است، و اگر در پاره‌اي زمينه‌ها با فلسفه غرب و سازوكارهاي تشكيلاتي آن – به ويژه – تلاقي دارد، اما يقيناً از سرچشمه‌اي ديگر حيات مي‌يابد، از درختي كه بنش برجاي و در زمين استوار است و شاخسارش در آسمان « و هر دم به اذن پروردگارش بر مي‌دهد»؛ چه، دستاوردهاي نوگرايي در رهاندن افكار و انديشه‌ها از هرگونه سايه سلطه، معرفي انسان به عنوان هدف تمدن، رهاندن افكار و انديشه‌ها از هرگونه سايه سلطه، معرفي انسان به عنوان هدف تمدن، رهاندن اراده ملت‌ها، دادن اين قدرت به ملت‌ها كه از رهگذر نهادهاي منتخب مردمي بر حكومت نظارت و بر حكمرانان حاكميت داشته باشند و سرانجام اولويت بخسيدن به جامعه مدني در برابر حكومت، همپاي خواست‌هاي حركت‌هاي ملي، ناسيوناليستی كمونيستي و ليبرالي در زمينه استقلال، وحدت، عدالت، دموكراسي، حقوق بشر، آزادي فلسطين و ايستادگي در برابر دنباله روي غرب و تجزيه و بهره‌جويي، همه و همه نه فقط مشروع و قانواني‌اند، بلكه اركاني اساسي و قابل اتكا در طرح اسلام براي فرهنگ و تمدن و بيدارگري هستند، بي‌آنكه به تقليد غرب، دنباله روي از آن و خودباختگي در برابر دستاوردهاي آن و يا بر عكس به بسيج احساسات آميخته به كينه و دشمني و خودداري بچگانه از پذيرش حكمت‌هايي كه غرب آنها را كشف كرده و يا تكامل بخشيده است و سرانجام بي‌آنكه به ناديده گرفتن مهلكه‌ها، بحرانها و ستم‌هايي كه غرب بدان گرفتار است نيازي باشد. طرح اسلامي هرچند همه طرح‌هاي ملي، ناسيوناليستي و يا كمونيستي را در خود گنجانيده اما نه طرحي صرفاً ملي است، نا صرفاً ناسيوناليستي، نه طرحي نژادي و نه طرحي طبقاتي، بلكه طرحي انساني است كه بر عقيده توحيد تكيه مي‌زند و از دستاوردهاي بشر پاسداري مي‌كند و هدفش نجات بشريت است. آنچه طرح اسلامي از غرب نمي‌پذيرد، نژادپرستي، خودمحوري و گرايش مادي افراطي آن است كه به همه روابط بين‌المللي و منطقه‌اي رنگ و بوي زورمداري، بهره‌جويي و دوري از اخلاق داده و سبب شده است خانواده از هم بپاشد، دين و وجدان و محيط زيست در معرض تهديد قرارگيرد، جنگ‌ها و قحطي‌ها و ستم‌ها در جهان بگسترد و انسان به موجودي وحشي و جهان به سراي ديوان بدان شود، در حالي كه ( در طرح اوليه دموكراسي غربي) انتظار آن بوده است كه انسان به خدا و زمين به بهشت بدل گردد.

  14. اهتمام به تربيت معنوي يكي از مشخصه‌هاي حركت اسلامي است و اين حركت مردم را بر آن پرورش مي‌دهد كه در انجام كارهاي شايسته و ايثار و نيكي و دوري از بدي و ناشايستي انگيزه‌هايي دروني چون مراعات جنبه‌هاي خدايي، احترام گزاردن به شريعت و احكام الهي، پيروي از پيامبر (ص) اميد به خشنودي و رضاي او و آماده شدن براي لقاي و آنان را به پيش برد. بر گروهاي اسلامي بايسته است در داخل خود فضايي آكنده از دوستي، مهرباني، ايثار، خداترسي و پايبندي مطلق و سستي ناپذير به ارزش‌ها و احكام ديني ايجاد كنند؛ چرا كه هرگونه سستي در اين زمينه‌ها و بسنده داشتن به عضويت در حزب يا هواداري وي از آن آغاز يك شكاف و گام نهادن در راه سكولاريسم، التقاط و نفاق است.

در چهارچوب آنچه ياد شد، پرورش افراد بر استقلال شخصيت، ابتكار عمل، جرأت، حيا، پاكيزگي، مردانگي، انضباط، فروتني، رعايت خانواده، دوري از اسراف، پرهيز از تندروي و يا بسته عمل كردن و همچنين پرورش امت بر همدلي و همكاري و اعتماد به نفس و عزت طلبي از مصاديق شايسته توجه است.

  1.  بايسته است حركت اسلامي بداند كه از آزادي‌هاي همه ملت‌ها و پيروان همه آيين‌ها دفاع مي‌كند و دفاع از حقوق بشر در همه جا و ياري ستمديدگان از پيروان هر آيين كه باشند وظيفه است.

  2. ما خواهان ايجاد جبهه‌اي فراگير و توافق‌هايي بزرگ در درون اين ملت و ميان حكومت‌ها و ملت‌ها و جريان‌هاي موجود به هدف رويارويي با نيرنگ‌هاي بين‌المللي و احترام گزاردن به آزادي‌ها و حقوق انسان‌ها هستيم.

  3. ما خواهان جبهه‌اي جهاني و دموكراتيك بر ضد استبداد و غصب آزاد‌هاي ملت‌ها هستيم تا به جهاني دست يابيم كه آزادي بر آن حكم مي‌راند و حركت آزاد و عادلانه منافع و افكار و انديشه‌ها امكانپذير است

بر گروه‌هاي اسلامي است كه با صدق و امانتداري و روشني كامل به جهان و جهانيان اطمينان دهند كه اسلام آزادي‌هاي عمومي را حفظ و تقويت خواهد كرد، دستاوردهاي تمدن بشري از قبيل آزادي انديشه، احساس و بيان و نيز پيشرفت‌هاي علمي و رشد هنر و ذوق انساني را پاس خواهد داشت، از آزادي در ابتكار عمل حمايت خواهد كرد و تامين‌هاي داير اجتماعي كافي و آزادي اقليت نژادي، ديني، فكري و سرانجام آزادي و كرامت زن را فراهم خواهد ساخت.

  »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

منبع : آزادی های عمومی در اسلام   مؤلف : استاد راشد غنوشی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس