19- تناقضات قرآنی – رحمت الله چقدراست؟
تناقضات قرآنی – رحمت الله چقدراست؟
تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن
تحقیق و پژوهش: محمد احمدیان
شبههي نوزدهم از تناقضات قرآنی
طرح شبهه
رحمت الله چقدراست؟
الله رحمت را بر خود مقرر کرده است (سورهی 6 آیهی 12) هر چند بعضی از اشخاص را هر چند که میتواند، هدایت نمیکند (سورهی 6 آیهی 35، سورهی 14 آیهی 4)
آیات مطرح در شبهه:
1ـ « قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ »[انعام/12]
«بگو: آنچه در آسمانها و زمين است از آن كيست؟ (از زبان فطرتِ آنان) بگو : از آن خدا است. (همو از روي تفضّل و تلطّف) رحمت (به بندگان را) بر عهده خود گرفته است (و هركه از روي ايمان دست دعا به سوي رحمان بردارد از آستان يزدان نااميد برنميگردد). بدون هيچ گونه شكّ و گماني شما را در روز قيامت گرد ميآورد (و آن گاه پاداش و پادافره همگان را ميدهد). تنها كساني كه (سرمايه) وجود خود را از دست دادهاند (و هستي خويشتن را باختهاند) ايمان نميآورند.»
2ـ « وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ »[انعام/35]
«اگر روگرداني ايشان از ( دعوت ) تو براي تو سخت و سنگين است، چنان كه ميتواني (جهت اقناع آنان راهي پيدا كني و مثلاً) نقبي در زمين بزني و يا نردباني به سوي آسمان بگذاري (و اعماق زمين و بالاي آسمانها را بگردي) و دليلي براي (ايمان آوردن) ايشان بياوري (چنين كن. امّا بدان كه اين لجوجان تو را تصديق نميكنند و ايمان نميآورند). ولي اگر خدا بخواهد آنان را (قهراً و جبراً) بر هدايت جمع خواهد كرد (و ايمان را بديشان تلقين خواهد نمود . امّا هدايت اجباري و ايمان زوركي چه سودي دارد؟ لذا ايشان را به خود وا ميگذارد تا با اراده و اختيار خود اگر خواستند ايمان بياورند و اگر نخواستند ايمان نياورند). پس از زمره كساني مباش كه (حكم خدا و سنّت او را درباره مردم ) نميدانند.»
3ـ «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » [ابراهیم/4]
«(اي محمّد!) ما هيچ پيغمبري را نفرستادهايم مگر اين كه به زبان قوم خودش (متكلّم بوده است) تا براي آنان (احكام الهي را) روشن سازد (و حقائق را تبيين و تفهيم كند). سپس خداوند هركس را كه (به فرمان آسماني گوش نكرده است) گمراه ساخته است و هركس را كه (برابر دستور آسماني حركت نموده است) رهنمود ساخته است. و او چيره (بر هر كاري است كه بخواهد، و كارهايش) داراي حكمت است.»
مقدمه
منتقد در طرح نقد، این شبهه را وارد میکند، با وجود اینکه خداوند در آیهی (12) سورهی انعام «رحمت» را نسبت به بندگانش بر ذات خود واجب نموده است، و رحمت الهی فراگیر همه چیز و همه جای را فرا میگیرد؛ چرا در آیهی (35) سورهی انعام با لفظ «وَ لَوْ شَاءَاللّهُ» هدایت را برای بندگانش میخواهد؛ و در سورهی ابراهیم آیهي (4) انسانها در دو صف اهل « ضلالت» و «هدایت» تقسیمبندی نموده است، و هر کسی را بخواهد هدایت میکند و هر کسی را بخواهد گمراه؟ اگر این رحمت فراگیر است، و خداوند آن را بر خودش واجب نموده است، قید «شَاءَ» «اگر خدا بخواهد»، و تقسیمبندی انسانها به هدایت یافته و گمراه برای چیست؟ با وجود اینکه هر دو دسته آنان زیر چتر رحمت الهی قرار میگیرند. بنابراین سیاق آیات با این مفهوم پیام تناقض بخش الهی را میرساند. حال با بررسی آیات و تفسیر آنها و نظر مفسران، موضوع را مورد کاوش قرار میدهیم تا سرانجام محرز شود، آیا آیات قرآن و سیاق نزول آیات همراه با تناقض است، یا اینکه منتقد «ارادهی» انسان را نادیده گرفته و «جبر و اختیار» را مترادف تلقی نموده است؛ و خود دچار تناقض بینی شده است.
پاسخ به شبهه:
1ـ رحمت الهی، رحمتی فراگیر و همه جانبه است، نه تنها انسانِ صاحب عقل و شعور، بلکه تمام جانداران و بلکه کلیهی نظام هستی را در برمیگیرد. امّا «مخلوق» انسان، در نوع دریافت و اخذ رحمت همانند سایر مخلوقات دیگر نیست، بلکه در بعضی جهات متفاوت است؛ و این تفاوت هم بخشی دیگر از رحمت الهی است. بنابراین اگر رحمت الهی را به دو دستهی «عمومی و خصوصی» تقسیمبندی کنیم، انسان همراه و همگام با سایر مخلوقات بهرهمند از «رحمت عمومی» است؛ و در این صفبندی خداوند ذرّهای از رحمت خویش را از انسان دریغ ننموده است. امّا در مورد «رحمت خصوصی» یا رحمت ویژه، انسان نیازمند است با تلاش و کوشش خویش و بکارگیری اسباب و سبب، آن را بدست آورد. جلوههایی از رحمت الهی نسبت به انسان، برای دریافت و اخذ رحمت ویژه، «علم و اراده» است؛ که سایر مخلوقات محروم از آن هستند؛ و یکی دیگر از جلوههای اخذ رحمت، ابزار معرفت یعنی «سمع، بصر و فؤاد» است. بر همین اساس یکی از ویژگی انسان نیروی «اختیار» است، که سیستم حیات سایر مخلوقات، حتی فرشتگان از چنین استعدادی بهرهمند نمیباشند. یعنی خداوند فطرت انسان را بر پایهی «علم و اختیار» خلق نموده است؛ تا انسان با بکارگیری علم و با اختیار و ارادهی خویش مستقیم گیرندهی رحمت ویژه خداوند باشد. برای مثال نظام آموزش و پرورش، مدارس کلیهی سطوح را برای دانشآموزان به صورت اجباری، مدیریت میکند، تا از رحمت «علم و دانش» بهره گیرند، و این اجبار عمومی آموزش و پرورش همان رحمت عمومی است، ولی کسانی که متمایل باشند برای کسب دانش بیشتر و یا اخذ تخصص در رشتهای و پذیرش در دانشگاه، در کلاسهای خصوصی و مؤسسات آموزشی به صورت اختیاری حضور یافته و از رحمتی دیگر بهرهمند شوند که سایرین به دلیل عدم حضور و عدم تلاش از آن محروم میباشند. بنابراین لفظ «مَا یَشَاءُ» در آیات، مربوط به «اراده و علم» انسان است، نه محروم نمودن از طرف خداوند.
2ـ خداوند علاوه بر اینکه ابزار معرفت را به انسانها بخشیده، برای تمام ملتها پیامبرانی را فرستاده، تا راهنما در راستای رحمت الهی برای انسانها باشند. تبیین «بایدها و نبایدها» محور رسالت دعوت تمام پیامبران بوده است، اینهم جلوهای از رحمت الهی است. در طول تاریخ دعوت پیامبران انسانها به دو دسته تقسیم شدهاند، آنانی که دعوت پیامبران را پذیرفته و بایدها و نبایدها و مقررات دینی را پذیرفته و بدان التزام داشته، مشمول رحمت و هدایت الهی قرار گرفتهاند، و آنانی که در مقابل پیامبران قد عَلم کردهاند، هم به جامعه ضرر رسانده و هم محروم از رحمت الهی بودهاند. مثال دعوت پیامبران که در آیه (4) سورهی ابراهیم در شبهه مطرح شده است، همانند رابطه معلم با دانشآموزان است، معلم در کلاس بدون تبعیض و کوتاهی پیام آموزشی و دانش را به کلیهی دانشآموزان منتقل میکند، اگر دانشآموزانی آن را در نیافته و در کلاس، وقت و ارادهی خویش را صرف بازی گوشی نمودهاند؛ مردودی آنان در پایان سال؛ دریغ رحمت وزارت آموزش و پرورش و معلم است، یا دانشآموزان؟ اگر رانندهای در جاده به علائم راهنمایی و رانندگی و مقررات ایمنی در جاده عنایت نمیکند و آنها را نادیده میگیرد و سالم به مقصد نمیرسد، آیا کِی مقصر است؟ راننده یا راهنمایی و رانندگی؟ هر چند رحمت الهی و توزیع یکسان آن و روش دعوت پیامبران در تبیین برنامههای الهی قابل مقایسه با کار دولتها و کارگزاران آنها نیست؛ امّا همهی اینها به خواست و ارادهی انسان برمیگردد. چون پیامبران کار تبلیغ را برعهده دارند و کار هدایت برعهدهی آنان نیست، بلکه بر عهده انسان مختار است.
« إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ »[نحل/37]
«(اي پيغمبر!) هر چند هم بر رهنمود آنان (كه مغلوب شهوات و لذّات و ماديات شدهاند) آزمند باشي (گوششان به دعوت حق بدهكار نيست و) خداوند كساني را (كه بر اثر پلشتيها و زشتيها) گمراه بكند (با زور به راه حق) هدايت نميدهد، و (روز قيامت) ياوراني را نخواهند داشت (كه ايشان را ياري كنند و از عذاب خدا برهانند). »
«إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » [قصص/56]
«(اي پيغمبر!) تو نميتواني كسي را كه بخواهي هدايت ارمغان داري (و او را به ايمان، يعني سر منزل مقصود و مطلوب انسان برساني) ولي اين تنها خدا است كه هر كه را بخواهد هدايت عطاء مينمايد، و بهتر ميداند كه چه افرادي (بر طبق حكمت و عنايت يزدان و برابر انديشه و تلاش انسان، سزاوار پذيرش ايمان بوده و به سوي صفوف مؤمنان) راهيابند.»
3ـ خداوند سایر مخلوقات را به صورت «قهری» هدایت نموده است، که همان «هدایت غریزی» است، ولی با توجّه به اینکه به انسان «علم و اراده» بخشیده است، به صورت قهری او را هدایت نمیکند، نمیخواهد انسان را بر هدایت اجباری و قهری جمع کند. چون یکی دیگر از جلوههای رحمت الهی نسبت به انسان، همان آگاهی در انتخاب، و ارادهی انتخاب است.
«لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ*وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» [تکویر/29-28]
«براي كساني از شما كه (خواستار راستي و درستي و طي طريق جاده مستقيم باشند و) بخواهند راستاي راه را در پيش بگيرند. و حال اين كه نميتوانيد بخواهيد جز چيزهائي را كه خداوند جهانيان بخواهد.»
در این آیه «لِمَنْ شَاءَ مِنکُمْ» ارادهی انسان در امور اختیاری، در مقابل ارادهی خداوند است، که در آیات با مفاهیم «لَو شَاءَاللهُ»، «أَنْ یَشَاءاللهُ» آمده است. خداوند اراده را به انسان بخشیده، و انسان را در انتخاب راه «کفر و ضلالت» و «راه شکر و هدایت» مختار کرده است، و خداوند از انتخاب کفر توسط انسان اعلام نارضایتی نموده؛ ولی بازدازندهی آن نیست، ولی در عوض راه شکر و هدایت را تأیید کرده است.
«إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ »[زمر/7]
«اگر كافر گرديد، خدا بينياز از (ايمان و عبادت) شما است، و ليكن كفر را از بندگان خود نميپسندد، و اگر (با انجام عبادت و طاعت خدا را) سپاسگزاري كنيد، از اين كارتان خوشنود ميگردد. هيچ كس بار گناهان ديگري را بر دوش نميكشد (و گناهان ديگري را به گردن نميگيرد). بعدها بازگشت همه شماها به سوي پروردگارتان خواهد بود و از چيزهائي كه ميكردهايد آگاهتان خواهد ساخت. چرا كه او آگاه از اسرار و افكار نهفته در سينهها است.»
خداوند نه تنها راه ایمان و هدایت را برای انسان پسندیده، بلکه آن را در قلب انسان آراسته است؛ امّا اگر انسان خود با اراده از آن دوری کند، سرانجام آن نافرمانی و گمراهی است، و گمراهی یعنی محرومیت از رحمت الهی.
«وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ » [حجرات/7]
«بدانيد كه پيغمبر خدا در ميان شما است (قدر او را بدانيد و بدو احترام بگذاريد) . هرگاه در بسياري از كارها از شما اطاعت كند، به مشقت خواهيد افتاد. اما خداوند ايمان را در نظرتان گرامي داشته است و آن را در دلهايتان آراسته است، و كفر و نافرماني و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است، فقط آنان (كه داراي اين صفات هستند ، يعني ايمان در نظرشان محبوب و مزيّن، و كفر و فسق و عصيان در نظرشان منفور و مطرود است) راهيابند و بس.»
پس محرومیت از رحمت الهی بر پایهی خواست انسان، بیعدالتی الهی نیست، بلکه انسان از روی میل و اراده آن را خواستار شده است و این تناقض در آیات الهی نمیباشد.
4ـ شخصیت ممتاز انسان، خداوند به گونهای آن را مهندس نموده است، که دارای «علم و اراده» است، و در راستای علم و ارادهی ذاتی، صاحب اختیار است، امّا این اختیار در مسیر یک راه واحد قرار نگرفته است، چون راه واحد هر چند انسان مختار باشد، سرانجام یک نتیجه دارد و آن پایان همان راه واحد است. بنابراین براساس اختیار از یک طرف، و استعداد دو نیروی «تقوا» و «فجور» در ذات انسان از طرف دیگر، با دو سرانجام متفاوت، و دو راه پیش پای انسان نهاده است، و هر دو راه روشن و واضح، که قرآن آن را به «النَجْدَین» تعبیر نموده است. یکی راه «تقوا» و سرانجام هدایت است، و دیگری راه «فجور» و سرانجام آن گمراهی است.
« فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا »[شمس/8]
«سپس بدو گناه و تقوا را الهام كرده است (و چاه و راه و حسن و قبح را توسّط عقل و وحي به او نشان داده است).»
«وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ » [بلد/10]
«(و او را به دو پستان رهنمود نكردهايم؟) و راه خير و شرّ را بدو ننمودهايم؟»
اینها جلوههایی از رحمت الهی «علم و اراده»، و از یک طرف، و استعداد کسب «تقوا و فجور» با «اختیار» در طرف دیگر، و راهنمایی «راه روشن» مزید بر اینها، خداوند اسباب و سبب طی مسیر هر دو «راه» را که عبارتند از «سمع، بصر و فؤاد» برای انسان خلق کرده است. حال اگر کسی اسباب «فجور» بکار گیرد، سرانجام او گمراهی است، و کسی که اسباب «تقوا» را بکار گیرد سرانجام او هدایت است. زیرا انسان در مسیر «ابتلاء» قرار دارد، و رحمت الهی فراتر از نور خورشید همهجا را فراگرفته، مقتضی آن است که انسان پرده تاریکی را کنار بزند و از نور و گرمای خورشید بهرهمند شود.
«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً * إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً » [انسان/3-2]
«ما انسان را از نطفه آميخته (از اسپرماتوزوئيد و اوول) آفريدهايم، و چون او را (با وظائف و تكاليفي، بعدها) ميآزمائيم، وي را شنوا و بينا، (به عبارت ديگر عاقل و دانا) كردهايم. ما راه را بدو نمودهايم، چه او سپاسگزار باشد يا بسيار ناسپاس.»
شرح تفصیلی آیات :
« قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ »[أنعام/12]
«بگو: آنچه در آسمانها و زمين است از آن كيست؟ (از زبان فطرتِ آنان) بگو: از آن خدا است. (همو از روي تفضّل و تلطّف) رحمت (به بندگان را) بر عهده خود گرفته است (و هركه از روي ايمان دست دعا به سوي رحمان بردارد از آستان يزدان نااميد برنميگردد). بدون هيچ گونه شكّ و گماني شما را در روز قيامت گرد ميآورد (و آن گاه پاداش و پادافره همگان را ميدهد). تنها كساني كه (سرمايه) وجود خود را از دست دادهاند (و هستي خويشتن را باختهاند) ايمان نميآورند.»
واژهی «کتابت» در آیه، به معنی اثبات و حکم حتمی است. چون رحمت عبارت است از افاضیهی نعمت بر مستحق، و ایصال هر چیزی به سعادتی که لیاقت و استعداد رسیدن به آن را دارد. [1]
چون رحمت خداوند فراگیر است، و با زندگی انسان ادامه مییابد. رحمت خداوند در هر لحظهای از لحظههای هستی، و بلکه در همهی لحظههای زندگی جلوهگر میآید و بر در و دیوار وجود نقش میبندد، اینک جلوههای محوری و اساس از رحمت خداوند:
1ـ رحمت یزدان پیش از هر چیز در خود وجود انسانها در تجلّی و پرتو افکنی است؛ در این که یزدان این وجود بشری بزرگوار را به انسان داده است؛ همراه با همهی ویژگیهایی که انسانها را بر بسیاری از پدیدههای بیشمار جهان، امتیاز و برتری میبخشد: [2]
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً » [اسراء/70]
«ما آدميزادگان را (با اعطاء عقل، اراده، اختيار، نيروي پندار و گفتار و نوشتار، قامت راست، و غيره) گراميداشتهايم، و آنان را در خشكي و دريا (بر مركبهاي گوناگون) حمل كردهايم، و از چيزهاي پاكيزه و خوشمزه روزيشان نمودهايم، و بر بسياري از آفريدگان خود كاملاً برتريشان دادهايم.»
2ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در اینکه خداوند زمین و متعلّقاتش را برای انسان خلق کرده است:
« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »[بقره/29]
«خدا آن كسي است كه همه موجودات و پديدههاي روي زمين را براي شما آفريد، آن گاه به آسمان پرداخت و از آن هفت آسمان منظّم ترتيب داد. خدا دانا و آشنا به هر چيزي است. »
3ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که به انسانها دانش و بینش داده است و میان استعدادها و داده های جهان، هماهنگی و همآوایی برقرار نموده است، و استعداد «عمران زمین» را به انسان بخشیده است:
« وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ »[هود/61]
«به سوي قوم ثمود يكي از خودشان را (به عنوان پيغمبر) فرستاديم كه صالح نام داشت. (به آنان) گفت: اي قوم من! خدا را بپرستيد كه معبودي جز او براي شما وجود ندارد (و كسي غير او مستحقّ پرستيدن نميباشد). او است كه شما را از زمين آفريده است و آباداني آن را به شما واگذار نموده است (و نيروي بهرهوري و بهرهبرداري از آن را به شما عطاء و در شما پديد آورده است). پس، از او طلب آمرزش (گناهان خويش) را بنمائيد و به سوي او برگرديد (و با انجام عبادات و دوري از منكرات، مغفرت و مرحمت او را بخواهيد و بدانيد كه اگر در اين كار صادق باشيد، خداوند شما را در مييابد و دعاي شما را ميپذيرد). بيگمان خداوند من (به بندگانش) نزديك (است و استغفار و انگيزه استغفارشان را ميداند) و پذيرنده (دعاي كساني) است (كه او را مخلصانه به زاري ميخوانند و به ياريش ميطلبند). »
4ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که خداوند آنچه در آسمانها و زمین است، در راستای کرامت انسان و عمران زمین، از آنها بهره گیرد:
« أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ »[لقمان/20]
«آيا نديدهايد كه خداوند آنچه را كه در آسمانها و زمين است مسخّر شما كرده است (و در مسير منافع شما به حركت انداخته است)، و نعمتهاي خود را – چه نعمتهاي ظاهر و چه نعمتهاي باطن- بر شما گسترده و افزون ساخته است؟ برخي از مردم بدون هيچگونه دانش و هدايت و كتاب روشن و روشنگري، درباره (شناخت و يكتائي) خدا راه ستيز و جدال را پيش ميگيرند.»
«وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » [نحل/12]
«و خدا شب و روز و خورشيد و ماه را براي (مصالح و منافع) شما مسخّر كرد، و ستارگان به فرمان او مسخّر ( و براي راهيابي شما در دل تاريكيها، در چرخش و گردش) هستند. مسلّماً در اين كار ( كار آفريدن و مسخر كردن) دلائل روشن و نشانههاي بزرگي (بر قدرت و عظمت خدا) است براي كساني كه تعقّل ميورزند (و در پرتو خرد به كارها مينگرند). »
5ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که خداوند انسانها را جانشین خود در زمین قرار داده است:
«وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ » [بقره/30]
«زماني (را يادآوري كن) كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمين جانشيني بيافرينم (تا به آباداني زمين بپردازد و آن زيبانگاري و نوآوري را كه براي زمين معيّن داشتهام به اتمام رساند و آن انسان است. فرشتگان دريافتند كه انسان بنا به انگيزههاي سرشتي زمينياش فساد و تباهي برپا ميدارد. پس براي دانستن نه اعتراض كردن از خدا پرسيدند كه حكمت برتري دادن انسان بر ايشان براي امر جانشيني چيست و) گفتند: آيا در زمين كسي را به وجود ميآوري كه فساد ميكند و تباهي راه مياندازد و خونها خواهد ريخت، و حال آن كه ما (پيوسته) به حمد و ستايش و طاعت و عبادت تو مشغوليم؟ گفت: من حقائقي را ميدانم كه شما نميدانيد. »
6ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که خداوند پیدرپی پیامبرانی را برای «هدایت» و راهنمایی انسان ارسال نموده است:
«وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ » [نحل/36]
«ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستادهايم (و محتواي دعوت همه پيغمبران اين بوده است) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (شيطان، بتان، ستمگران، و غيره) دوري كنيد. (پيغمبران دعوت به توحيد كردند و مردمان را به راه حق فرا خواندند). خداوند گروهي از مردمان را (كه بر اثر كردار نيك، شايسته مرحمت خدا شدند، به راه راست) هدايت داد، و گروهي از ايشان (بر اثر كردار ناشايست) گمراهي بر آنان واجب گرديد (و سرگشتگي به دامانشان چسبيد) پس ( اگر در اين باره در شكّ و ترديديد، برويد) در زمين گردش كنيد و (آثار گذشتگان را بر صفحه روزگار) بنگريد و ببينيد كه سرانجام كار كساني (كه آيات خدا را) تكذيب كردهاند به كجا كشيده است (و بر سر اقوامي چون عاد و ثمود و لوط چه آمده است).»
7ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که خداوند سبحان در راستای خلافت انسان در زمین و عمران آن، به او نیروهای «سمع، بصر و فؤاد» بخشیده است، که در جهت تقویت «علم و اراده» انسان را هدایت نمایند:
« وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً » [اسراء/36]
«از چيزي دنبالهروي مكن كه از آن ناآگاهي. بيگمان (انسان در برابر كارهائي كه) چشم و گوش و دل همه (و ساير اعضاء ديگر انجام ميدهند) مورد پرس و جوي از آن قرار ميگيرد. »
8ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که خداوند سبحان هرگاه انسان از روی جهالت انسانی، مرتکب لغزش و گناه شود، سپس توبه نماید از گناهان گذشتهی او چشم پوشی میکند و او را میبخشد:
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً » [نساء/17]
«بيگمان خداوند تنها توبه كساني را ميپذيرد كه از روي ناداني (و سفاهت و حماقت ناشي از شدّت خشم و غلبه شهوت بر نفس) به كار زشت دست مييازند ، سپس هرچه زودتر (پيش از مرگ ، به سوي خدا ) برميگردند (و از كرده خود پشيمان ميگردند)، خداوند توبه و برگشت آنان را ميپذيرد. و خداوند آگاه (از مصالح بندگان و صدق نيّت توبهكنندگان است و) حكيم است (و از روي حكمت درگاه توبه را بر روي توبهكنندگان باز گذاشته است). »
« قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ » [زمر/53]
«(از قول خدا به مردمان) بگو: اي بندگانم! اي آنان كه در معاصي زيادهروي هم كردهايد! از لطف و مرحمت خدا مأيوس و نااميد نگرديد. قطعاً خداوند همه گناهان را ميآمرزد. چرا كه او بسيار آمرزگار و بس مهربان است. »
9ـ رحمت یزدان در تجلّی و پرتو افکنی است، در این که هر گناهی را برای انسانها یک گناه به شمار آورده، و کیفر همان را میدهد، ولی هر نیکی را برای آنان، ده برابر و بیشتر حساب میکند:
«إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً » [نساء/40]
«خداوند (به كسي) ذرّهاي ظلم روا نميدارد و (از اجر كسي نميكاهد، ولي) اگر كار نيكي (از كسي) سر زند، آن را چندين برابر ميگرداند، و از سوي خود (به شخص نيكوكار، جداي از چندين برابر اجر عملش)پاداش بزرگي عطاء ميكند.»
«مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ » [أنعام/160]
«هركس كار نيكي انجام دهد (پاداش مضاعف، دستكم از درياي جود و كرم خداوند معظّم) ده برابر دارد، و هركس كار بدي كند، پادافره او (به سبب عدل و داد يزدان) جز همسنگ و همسان آن داده نميشود و به (اينان با افزايش كيفر، و به آنان با كاهش پاداش از) ايشان ظلم و ستم نميگردد.»
تفسیر آیهی (35) سورهی أنعام مطرح در شبهه:
«وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ » [أنعام/35]
«اگر روگرداني ايشان از (دعوت) تو براي تو سخت و سنگين است، چنان كه ميتواني (جهت اقناع آنان راهي پيدا كني و مثلاً) نقبي در زمين بزني و يا نردباني به سوي آسمان بگذاري (و اعماق زمين و بالاي آسمانها را بگردي) و دليلي براي (ايمان آوردن) ايشان بياوري (چنين كن. امّا بدان كه اين لجوجان تو را تصديق نميكنند و ايمان نميآورند). ولي اگر خدا بخواهد آنان را (قهراً و جبراً) بر هدايت جمع خواهد كرد (و ايمان را بديشان تلقين خواهد نمود. امّا هدايت اجباري و ايمان زوركي چه سودي دارد؟ لذا ايشان را به خود واميگذارد تا با اراده و اختيار خود اگر خواستند ايمان بياورند و اگر نخواستند ايمان نياورند). پس از زمره كساني مباش كه (حكم خدا و سنّت او را درباره مردم ) نميدانند.»
«ألنْفَقَ» راهی که از زیر برود، (تونل) مسیر سوراخ شده؛ [3] «نَافِقاً» سوراخ و لانهی موش صحرایی، از همین ریشه و باب است.
«سُلّمْ» چیزی را گویند که در مواقع خطر به وسیلهی آن میتوان به مکانهای بلندتر برآمد، و سلامتی خود را حفظ نمود. آنگاه رسم شده برای هر چیزی که وسیلهی بالا رفتن باشد. [4]
«إعرَاض»، دوری گردانی و نفرت از چیزی از روی میل، یا به نشانهی بیاحترامی به آن. [5]
ای محمد! این سنّت ما است، اگر روگردانی مردمان بر تو سنگینی میکند، تکذیب کردنشان بر تو دشوار مینماید، و پیوسته خواستهاند که معجزهای برای ایشان بیاوری، در این صورت اگر میتوانی «تونلی» و دالانی از زیر زمین ایجاد کن، یا «نردبانی» به سوی آسمان برگیری و به بندی؛ چنین کاری یا کارهایی را بکن و معجزهای برای آنان بیاور و بدیشان بنمای!
امّا هدایت و رهنمودشان در گرو این نیست که معجزهای برای آنان بیاوری، چرا که آنچه کم دارند، معجزه نیست. که ایشان را به سوی حقیقت چیزی که میگویی رهنمود گرداند و راه بی پرده بدیشان بنمایاند. اگر خداوند بخواهد ایشان را به هدایت میرساند و گرد هدایت، آنان را جمع میآورد. این کار را به انجام میرساند، با ساختن سرشتی (فطرتشان) در اصل خلقت، بر این که جزء «هدایت» و رهنمود نشناسند، همچون فرشتگان، یا با رهنمون دلهایشان و قدرت بخشیدن به قلبهایشان برای پذیرش چنین هدایت و پاسخگویی بدان … امّا یزدان سبحان در پرتو حکمت عالیه و فلسفهی شاملهی خود، در سراسر هستی، این پدیدهی «انسان» نام را آفریده است تا به انجام وظیفهی معیّن بپردازد، وظیفهای که برابر تدبیر والا و فراگیرش مقتضی این است که انسان استعدادهای مشخصّی داشته باشد، استعدادهایی که جدای از استعدادهای «فرشتگان» باشد. در میان استعدادهایش گوناگونی بوده و در پذیرش هدایت و الهامهای ایمان «تنوع و تغییر» باشد، و هر یک از آنان توان ویژهای در پذیرش و گردش داشته باشند. بدین لحاظ است که یزدان با فرمان هستی بخش خود، مردمان را بر یک سرشت ویژه نسرشته است و بر یک «هدایت قهری» و قطعی وا نداشته است؛ بلکه بدیشان دستور داده است که رهنمود شوند و به سوی هدایت روند. در این راستا نیز بدانان «اختیار» داده است، «اطاعت» کنند یا «سرکشی» نمایند. [6]
حاصل معنای آیه این است، که ای محمد(ص) مناسب نیست این قدر در مقابل اعراض آنان متأثر شوی؛ زیرا انسان دارای «اختیار» و «اراده» است، در دعوت به حق و قبول آن، باید در مجرای اختیار جریان یابد. زیرا خداوند چنین ایمانی را از آنان نخواسته است؛ بلکه از آنان ایمان به طوع و رغبت و اختیار، خواسته است. [7]
بنابراین خداوند نمیخواهد آنان را به اجبار در مسیر هدایت قرار دهد، بلکه آنان باید با اراده و خواستهی خویش مسیر را انتخاب نمایند، همچنانکه بر اساس اراده و اختیار مسیر ضلالت را انتخاب نمودهاند.
تفسیر آیهی (4)
« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » [ابراهیم/4]
«(اي محمّد!) ما هيچ پيغمبري را نفرستادهايم مگر اين كه به زبان قوم خودش ( متكلّم بوده است) تا براي آنان (احكام الهي را) روشن سازد (و حقائق را تبيين و تفهيم كند). سپس خداوند هركس را كه (به فرمان آسماني گوش نكرده است) گمراه ساخته است و هركس را كه (برابر دستور آسماني حركت نموده است) رهنمود ساخته است. و او چيره (بر هر كاري است كه بخواهد، و كارهايش) داراي حكمت است.»
خداوند برای تبیین رسالت، پیامبرانی از همان قوم ارسال نموده است، تا به زبان قوم خود مطالب و مقاصد رسالت را بیان کنند. و آنان هم سخن قوم را درک و فهم کنند و هدف رسالت به تمام و کمال انجام گیرد. وقتی که پیامبران رسالت را بیان و تبلیغ کردند، کار او پایان یافته تلقی میشود. امّا آنچه حائز تدبّر است، این است که «هدایت» یا «ضلالت» مترتب بر بیان و تبلیغ است؛ و در قدرت او نیست، بلکه هدایت یا ضلالت جزء کارهای خداوند است. خداوند سنّتی را برای آن پدید آورده است که اراده و مشیت مطلقهی او، خواسته است. و آن این است هر که راه هدایت را در پیش گیرد هدایت مییابد. [8]
امّا چرا «اضلال و گمراهی» هر دو منتسب به خداوند است؟ بخاطر اینکه در تحقق هدایت و ضلالت او دو امر نقش محوری دارند، یکی «اسباب و سببی» است، که در ضلالت مؤثر میباشند، کلیه آن اسباب، مخلوق خداوند هستند، و دیگری «رضایت الهی» در عدم تحقق ضلالت و گمراهی، که مفسران آن را به «عنایت الهی» تفسیر کردهاند. [9]
« ِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ »[زمر/7]
«اگر كافر گرديد، خدا بينياز از (ايمان و عبادت) شما است، و ليكن كفر را از بندگان خود نميپسندد، و اگر (با انجام عبادت و طاعت خدا را) سپاسگزاري كنيد، از اين كارتان خوشنود ميگردد . هيچ كس بار گناهان ديگري را بر دوش نميكشد (و گناهان ديگري را به گردن نميگيرد). بعدها بازگشت همه شماها به سوي پروردگارتان خواهد بود و از چيزهائي كه ميكردهايد آگاهتان خواهد ساخت. چرا كه او آگاه از اسرار و افكار نهفته در سينهها است.»
در واقع نقش انبیاء و فلسفهی ارسال آنان، یکی راهنمایی انسان و معرفی اسباب و سبب «هدایت» است، تا انسان از «ضلالت» مصون و محفوظ بماند، و دیگری توضیح دو راه روشن پیش پای انسان است که قرآن آن به «نجد» نام میبرد. [10] که علمای لغت به راه و طریق عالی آن را تفسیر کردهاند. [11]
عالی نه از این نظر که هر دو راه در مرتبهی اعلاء قرار دارند، بلکه عالی، از این نظر برجسته و چشمگیر بوده، «خیر و شرّ»، «حسن و قبح» آن برای بشریت واضح و روشن است.
« وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ » [بلد/10]
«(و او را به دو پستان رهنمود نكردهايم؟) و راه خير و شرّ را بدو ننمودهايم؟»
با این کار پیامبران «حجّتی» برای بشریت هستند، حجّتی که گام به گام از راهنمایی الهی بهرهمند گشته، به همین خاطر تنها پیامبران حجّت مطلق میباشند.
امّا چرا در آیه گمراهی و ضلالت بر هدایت تقدیم یافته است، یکی تحقق «هدایت» که انتظار آن میرود، و دیگری برای مبالغه است، مبنی بر اینکه شکلگیری و ایجاد ضلالت، سریعتر از هدایت ممکن و مقدور است. [12]
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ [تغابن/2]
«او كسي است كه شما را آفريده است (و به شما آزادي و اختيار داده است). گروهي از شما كافر و گروهي از شما مؤمن ميگرديد. خدا ميبيند هرچه را كه ميكنيد.»
نتیجهگیری:
منتقد در نقدش به واژهی «رحمت» در آیهی (12) سورهی انعام استناد نموده است؛ امّا از بعضی از جلوههای رحمت مغفول مانده است، زیرا از مجموعه قواعدی که در شخصیت انسان نقش کلیدی و محوری دارند، یا بیخبر بوده یا خود را به بیخبری زده است. انسان موجودی است دارای «علم و اراده» دو نیروی «تقوا و فجور» در وجود او قرار دارد، هر دو، استعداد شکوفا شدن دارند، و انسان با بکارگیری اسباب هر کدام مختار در فعال نمودن آن است. حال دو مسیر تقوا و فجور، یا نیکی و بدهی، گمراهی و هدایت، در میزان از روشهای اخلاقی، انسانی اجتماعی یکی نیستند، تا هر دو یک امتیاز بدست آورند و هر دو همسان و برابر؛ مشمول «رحمت الهی» قرار گیرند.
بنابراین آن دسته از رحمت الهی که جنبهی عمومی و کلی دارد کلیهی انسانها به طور یکسان از آن بهرهمند میشوند، و آن دسته از رحمت، که اختصاص به کسانی دارند که اسباب آنها را بکار برده؛ از آن نتیجهی مطلوب میگیرند. کلیه دانشآموزان یک مدرسه از مجموع امکانات مدرسه استفاده میکنند، همانند یک رحمت عمومی، امّا سرانجام مردودین از رحمتی که ارتقاء به سطح بالاتر است محروم میشوند، محرومیت آنان نتیجهی عدم تلاش و عدم بکارگیری اسباب توفیق است و تقصیر نتیجه، بر عهدهی آنان است. بنابراین منتقد با نادیده گرفتن اصول کلی و اسباب رحمت؛ نتیجهی آن را به حساب تناقض آیات تلقی نموده که خود دچار تناقض بینی شده است.
-
سایر شبهات را در اینجا بخوانید :
تناقضات قرآنی یا وسوسههای شیطانی پاسخ به شبهات وارده بر قرآن
منابع و مراجع:
1ـ تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، سید محمدباقر موسوی همدانی، بنیاد علمی و فکری علامه، جلد/7 ص/39
2ـ تفسیر فی ظلال، سید قطب،دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1387 ، جلد/2 ص/69
3ـ راغب اصفهانی، فرهنگ قرآنی، جهانگیر ولد بیگی، نشر آراس، سال 1389، ص/577
4ـ تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، سید محمدباقر موسوی همدانی، بنیاد علمی و فکری علامه، جلد/7 ص/39
5ـ تفسیرالمنار، رشیدرضا، دارالفکر، بیروت، جلد/7 ص/380
6ـ تفسیر فی ظلال، سید قطب،دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1387 ، جلد/4 ص/143
7ـ تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، سید محمدباقر موسوی همدانی، بنیاد علمی و فکری علامه، جلد/7 ص/98
8ـ تفسیر فی ظلال، سید قطب،دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1387 ، جلد/4 ص/143
9ـ روحالمعانی، آلوسی، دار الحدیث، قاهره، جلد/13 ص/240
10ـ تفسیرنور، دکترمصطفی خرم دل، نشراحسان، سال1386
11ـ معجم مقایس اللغه، ابن الفارسی، دار احیاء التراث العربی، 2008، ص/976
12ـ روحالمعانی، آلوسی، دار الحدیث، قاهره، جلد/13 ص/240



