معماری
خانه ---> تربیت فرزندان ---> کودکان و حفظ قرآن از نظر بزرگان دینی، و پیشنهادی برای حفظ آیات به روش آموزش ایمان قبل از تعلیم قرآن
kodak-quran

کودکان و حفظ قرآن از نظر بزرگان دینی، و پیشنهادی برای حفظ آیات به روش آموزش ایمان قبل از تعلیم قرآن

کودکان و حفظ قرآن از نظر بزرگان دینی، و پیشنهادی برای حفظ آیات به روش آموزش ایمان قبل از تعلیم قرآن

نویسنده مجدی الهلالی / مترجم: مجتبی دوروزی

برکسی پوشیده نیست که امت اسلامی نیاز مبرمی به کسی دارد که او را از دالان تاریکی ای که در آن حرکت می کند خارج گرداند…

بی شک نیازمند کسی است که او را رهبری کند کسی که در یک دست چراغ راه و و در دیگری دارو به دست دارد.. به اختصار نیازمند نسلی قرآنی است که شیرینی قرآن را چشیده باشد و قرآن با گوشت و خونش آمیخته باشد، هویتش را شکل داده و قلبش را روشن گردانیده باشد و این متحقق نمی شود مگر این که ابتدا از خود و فرزندانمان شروع نماییم. شایسته استکه از این پاکی اذهان شان استفاده کرده و آن را با معانی قرآن پر گردانیم، هم چنان که عبدالله بن مسعود ( رض) می گوید: کوشش خود را فقط صرف قرآن ننمایید تا کودکان شما در آن تربیت یابند و بزرگان شما از آن فاصله و دوری نگیرند.

باید شروع مان با آنان به گونه ای باشد که از قرآن بهره برده و هدف از نزولش را تحقق بخشند و در طی آن بکوشیم که بنیان های ایمان را در قلب هایشان پی رزی نماییم ، به اندازه ی توانایی فکری شان آنان را با خدا آشنا کنیم. از آنان بخواهیم در همین مقداری که حفظ می کنند، به جست و جوی آن چه با آن آشنایی دارند بپردازند، مانند آشنایی با خداوند بخشنده نعمت ها یا خداوند مهروز ، بعد از طی این مرحله، با انان به سمت آشنایی با وظایف بندگی رو کنیم.

به عنوان مثال این شعار را جلوی چشمانشان قرار دهیم که” حدود، فرایض و… ” خدا را پاس دار،خدا نیز تو را پاس می دارد” و این که برای درستی این شعار به قرآن استدلال نماییم، و میان این شعار و مسایل روزمره ی آن ها ارتباطی برقرار کنیم. همچنین با آنان درباره شیطان حرف بزنیم سپس از آنان بخواهیم که در طی همراهی با قرآن، شیطان و منافذ ورودی اش به درون آدمی را بشناسند…

همچنین در مورد دیگر بخش های دهگانه ای که پیش تر در فصل دوم بدان اشاره کردیم با اسلوبی آسان، اشتیاق بر انگیز، داستانی و با مراعات سن و سال و توانایی های ذهنی شان، با آنان حرف بزنیم.

آن چه ما را در این راه یاری می کند یا دآوری مداوم این نکته به فرزندان مان است که: هدف از تلاوت قرآن فهم و معنای آن است، حفظ قرآن نمی تواند جانشین این فهم گردد، انگیزه ای هم برای شتاب در کمیت وجود ندارد ( زیرا اصل به کیفیت کار است) و پیوسته این سخن ابی درداء را جلوی چشمان مان قرار می دهیم که به شخصی که خبر خوش حفظ قرآن توسط پسرش را برایش آورد گفت: خدایا ببخش، به راستی کسی قرآن را حفظ کرده است که آن را شنیده و از آن اطاعت نماید.

لذا باید فرزندان مان را از زمره ی کسانی گردانیم که قرآن را شنیده و از آن اطاعت می کنند، چنین چیزی فقط زمانی روی می دهد که ایمان، قبل از قرآن آموزش داده شود. بسیارند افرادی که فرزندان شان را وا می دارند که پیش از هر چیز مدت زیادی به حفظ سوره های قرآن مشغول شوند، اما ما از ظرفیت ها و فطرت پاک این کودکان استفاده کرده و معانی قرآن را در دل های آنان تثبیت کرده و پایه های بینشی صحیح و شخصیتی متعادل را در آنان پی ریزی می کنیم… آیا کسی هست که از این نتایج صرف نظر کرده آن را برای فرزندانش نخواهد؟

به طور قطع پایه ریزی یقینی صحیح در فرزندان مان از مهم ترین صورت های تربیت نیک آنان است، به یاری خدا سود آن به خودشان و خانواده و امت اسلامی باز می گردد، قرآن چنین کاری را متعهد گردیده و به شرط آن که قسمت اعظم توجه مان را به معانی قرآن جلب نماییم و میان این معانی و واقعیت ها پیوند برقرار نماییم و تشویق های فرزندان مان را به میزان فراگیری ایمانی از قرآن و اجرای عملی آن بر خوردشان، ارتباط دهیم.

این سخن به معنی چشم پوشی فرزندان مان از قرار گرفتن در زمره ی حافظان قرآن نیست، بلکه به این معنی است که کار قرآن را از ابتدایش با آن ها شروع کنیم؛ یعنی ایمان را پیش از حفظ به آنان بیاموزیم. هر کس که بتواند بدین شیوه فرزندش را حافظ قرآن گرداند، خدمت بزرگی را به خود و امتش تقدیم داشته، و بیرقی را برای اسلام برافراشته است آن هم در زمانی که بیرق های اسلام اندک اند.

 

طرطوشی چه می گوید؟

ابوبکر طرطوشی درکتابش ” الحوادث و البدع ” که فقط بر حفظ حروف و عبارات آن بسنده کرده اند، بدون دانش اندوزی و مطالعه ی عمیق آن. در ادامه می گوید: امام مالک در مورد کار بچه ی هفت ساله ای در خصوص حفظ قرآن سؤال شد، ایشان ( رح)فرمودند: ( به نظرم کار شایسته ای نست ) این انکار امام مالک شبیه گزارشی است که از صحابه ( رض) نقل شده، ایشان نیز حفظ کردن سریع قرآن، بدون درک مفاهیم آن را ناپسند می دانستند.

خداوند می فرماید: ” وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ” ( بقره :78)

” و [بعضى] از آنان بى‏سوادانى هستند كه كتاب [خدا] را جز خيالات خامى نمى‏دانند و فقط گمان مى‏برند”

یهودیان تورات را حفظ می کردند اما نمی دانستند که خداوند چه احکام و اندرزهایی را در آن مقرر داشته است، لذا خداوند آنان را این گونه توصیف می کند که : کار آن ها خواندن است و بس. هم چنین خداوند می فرماید:   ” مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ” ( جمعه:5)

” کسانی که تورات بدیشان واگذار گردید ولی بدان عمل نکردندو حق آن را ادا ننمودندبه درازگوشی می مانند كه كتابهايى را برمی دارد ( ولی از محتوای آن خبری ندارد)”

خواننده ای که نمی فهمد چه می خواند به الاغی تشبیه کرده که کتاب هایی را حمل می نماید اما از محتوای آن ها خبر ندارد… بنابراین هر کس از ما مسلمانان قرآن را حفظ کند اما آن را درک و فهم ننموده و بدان عمل ننماید مشمول این خطاب می گردد.

هم چنین خداوند می فرماید : ” قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ ” ( مائده :68)

” ای فرستاده ی ( خدا محمد مصطفی!) بگو: ای اهل کتاب شما به هیچ ( دین صحیحی از ادیان آسمانی پای بند) نخواهید بود، مگر آن که (ادعا را کنار بگذارید و عملا” احکام ) تورات و انجیل و آن چه از سوی پروردگارتان ( به نام قرآن ) برایتان نازل شده است بر پا دارید ( و در زندگی پیاده و اجرا نمایید)…. “

نظر امام بنا رحمه الله

امام حسن البنا رحمه الله در خصوص حفظ قرآن توسط خردسالان نظر مهمی دارند. ایشان رحمه الله می گویند: در ذهن مردم چنین نقش بسته که این سن بهترین زمان حفظ کردن و به خاطر سپردن است و بعد از این دوره حفظ کار آسانی نیست و این تبدیل به عرف شده و مردم از مخالفت با این روش احساس بسیار بدی به آنان دست داده و دچار این پندار می شوند که با دوری از این روش کتاب خدا را تباه می گردانند! از سوی دیگر می بینی که سرگرم شدن طلبه به حفظ کل قرآن در این سن به کارگیری بسیاری از موهبت های عقلی را از دست شان ربوده و بسیاری از توانایی های روحی آنان را از کار می اندازد و قرآن را به شیوه ی عباراتی بی محتوی و بدون مفهوم در عقل و قلب شان ترسیم می کند و در آینده نیز آنان را به تلاوت بدون تفکر و اندیشیدن عادت می دهد. این روش هر چند آنان را تبدیل به ظروف حامل قرآن می گرداند اما بی شک از لذت اندیشیدن در قرآن و ثمره ی آن که تفکر در معانی و مرادهای آن است محروم شان می گرداند.

این مشکل از دیرباز وجود داشته و ابوبکر عربی بدان اشاره نموده و بیان داشته که شروع کار با حفظ، شیوه ی مسلمانان مشرق زمین است و این روش را مورد نقدی تند و تلخ قرار داده است و او روش مغرب زمین ها را مورد تمجید و ستایش قرار داده است و می گوید آن ها در ابتدا زبان را آموزش داده و لذت فضایل و اخلاقیات را ( به فرزندان شان ) می چشانند سپس به دنبال آن به بحث و بررسی در قرآن می پردازند.

ما می خواهیم میان حفظ قرآن و محافظت بر آن از یک سو و بهره گیری از همه ی توانایی ها و استعدادهای کودک و تربیت موزون و همه جانبه او از سوی دیگر، توافق ایجاد نماییم، به گونه ای که بخشی، بخش دیگر را تقویت و حمایت نماید، ما باید میان هر دو فایده توافق حاصل نماییم.

این چیزی است که ما می خواهیم …. میان هر دو منفعت توافق حاصل نماییم. خواننده گرامی ما می خواهیم در نوشته های پیش رو پیش نهادی متصور برای این کار به شما عرضه می گردد.

 

پیشنهادی برای حفظ آیات به روش ” آموزش ایمان قبل از تعلیم قرآن”

نقطه ی آغاز این روش این است که فرد متقاعد و راضی گردد به این که نیازی به عجله کردن در حفظ نیست. صحابه رضوان الله علیهم به آن همه لیاقت ها و استعدادها قبلل از توجه و عنایت به حفظ حروف و عبارات قرآن، به عمل نمودن به قرآن اهتمام و توجه داشتند و به همین علت است که تعدادحافظان در میان آن ها کم است.بی گمان کار قرآن را از ابتدایش آغاز کرده اند… ابتدای کار آن عبارتست از سود بردن از آن و بر آوردن هدفی که به خاطر آن نازل شده است، اما حفظ آن در حد ذات خود هدف نیست، بلکه وسیله ای یاری کننده برای سود بردن فوری از قرآن آن هم در طی یادآوری سریع در هر وقت و مکانی است.

نکته ی مهم در این طرح پیشنهادی، به کار گیری روش صحابه در حفظ است. روشی که بعضی از آن ها برای ما بیان کرده اند و پیش تر با آن آشنا شدیم. همچنین یکی از شاگردان ایشان به نام ابوعبدالرحمن سلمی این گونه به ما می گوید: بی گمان ما قرآن را از قومی آموختیم که به ما این گونه خبر داده اند که خود هر گاه ده آیه از قرآن را می آموختند به ده آیه بعدی نمی رفتند مگر آن که حلال و حرام آن را می شناختند و بدان عمل می کردند. عبدالرحمن می گوید: ما علم و عمل را با هم آموختیم، اما کسانی بعد از ما قرآن به ارث می برندکه هم چون نوشیدن آب آن را می نوشند از فک صورت شان فراتر نمی رود.

اهمیت این سخن د راین است که گوینده اش_ در حالی که از اصحاب نیست بلکه از تابعین است_ روش رایج قرآن در میان صحابه را برای ما بیان داشته، آن هم بعد از آن که نزول قرآن کامل گشته است.

بنابراین اولین قدم در بالابردن کیفیت حفظ این است که : در وهله ی اول آیات کمی را انتخاب کنیم هر چند ده آیه هم باشد و فقط بعد از آن به دستورات آن جامه ی عمل پوشانده و آن را حفظ نمودیم به ده آیه بعدی برویم.

 

دومین اقدم :

برای حفظ نمودن، روش ” ایمان قبل از از قرآن ” را برگزینیم. روشی که جندب بنی عبدالله آن را این گونه برای ما توضیح می دهد: به همراه پیامبر ( ص) بودیم در حالی که نوجوانی بودیم و در حال رشد، ایشان ایمان را پیش از قرآن به ما آموخت، سپس قرآن را برای ما آموزش داد که بر اثر آن ایمان ما افزایش یافت.

عبدالله بن عمر ( رض) نیز این روش را مورد تأکید قرار داده و می گوید: ما مدتی از زندگی مان را در ایمان آوردن ( به آیات قرآن) پیش از (حفظ ) قرآن سپری نموده بودیم و هر سوره ای که بر پیامبر ( ص) نازل می شد، حلال و حرام و امر و نهی اش را و هر آن چه کهشایسته استدر معانیش درنگ نمود، فرا می گرفتیم.

این همان چارچوب مشترکی است که شایسته است در حالی که قرآن را حفظ می کنیم خود را بدان ملزم نماییم، هر چند بسیاری از ما عادت کرده که به مقدار زیاد و فقط در حد الفاظ، قرآن را حفظ نماید، بدون آن که آیات را به معانی آن ها ربط دهد، و بدون آن که در جست و جوی هدایت، ایمان و عمل، در آن باشد، حال نیز برای او سخت است که به صورت مستقیم به روش دیگری که تحت عنوان ” ایمان قبل از قرآن” بدان اشاره شد، روی آورد.

در این چند سطر روشی پیش نهاد می شود تا_ هر چند در ابتدا ما _ ما را یاری کند که به تدریج به سمت حفظ قرآن همراه با پیوند آن به ایمان و عمل سوق یابیم، اجرای این پیشنهاد ها اجباری نست اما اجرای آن خالی از فایده هم نیست و مانندمرحله ی گذر است که به یاری خدا، فرد را یاری می دهد تا به حفظ عبارت و معنای هر دو با هم عادت کند، هم چنین او به چگونگی استنباط جنبه های عملی از آیات رهنمون می گردد.

 

قرآن کتاب هدایت است:

علت پیش نهاد حفظ قرآن این است که قرآن کتاب هدایت است…. این هدایت جنبه های گوناگونی دارد و به تمام ویژگی ها و جوانب انسان_ اعم از مسایل درونی و بیرونی او_ مرتبط است، این بخش ها بیش تر در ده بندمتمرکز می شوند که در فصل دوم با مقداری تفصیل به آن اشاره شد:

  1. شناخت خداوند و حقوقی که بر بندگان دارد.
  2. شناخت پیام و پیامبر (ص)
  3. شناخت آدمی.
  4. شناخت شیطان.
  5. شناخت قصه آفرینش و روز حساب.
  6. شناخت سنت ها و قوانین حاکم بر هستی و زندگی.
  7. شناخت جهان پیرامون.
  8. شناخت حق و حقوق آدمیان نسبت به هم.
  9. چرا مردم از حق پیروی نمی کنند؟ ( آگاهی نسبت به دعوت به سوی خدا)
  10. شناخت گذشتگان و پندپذیری از عاقبت آنان.

تلاوت گر قرآن این بخش های ده گانه ی را در هر بار تلاوت قرآن می بیند.

… آری همه ی آن ها را در چند آیه از قرآن نمی یابیم، اما حتما بخشی از آن ها می یابیم، این سخن هم به معنی محدود بودن هدایت قرآن در همین ده بخش نیست، تو هم می توانی آن گونه که می خواهی و در چارچوب کلی هدف قرآن چیزهایی را بدان افزوده و یا آن ها را اصلاح نمایی و هم چنان که گفتیم این ها برای کسی اجباری نیست.

 

” عمل به قرآن” را جایگزینی نیست :

لازم به ذکر است که انجام ندادن وظایف عملی ( توصیه شده قرآن) یا حفظ بیش از حد مقرر آن از اهمیت ویژه ای بر خوردار است؛ زیرا قرار است که قرآن حجتی به نفع ما باشد، نه علیه ما. از این رو باید تعدا محدود آیاتی که برای حفظ_ خود و فرزندمان_ تعیین کرده ایم تجاوز نکنیم هم چنین جنبه هنای هدایت آن را استنباط نموده و در نمازهایمان با آن ها زندگی کنیم و خود را واداریم که پیش از پرداختن به آیاتی دیگر دستورات عملی ایی را که در همین تعداد آیات است، هر چند برای چند روز هم که شده، تمرین و اجرا نماییم.

باید در این کار پشتکار داشته باشیم و این را هم به یاد آوریم که عمر بن خطاب ( ص) سوره بقره را در دوازده سال حفظ کرد؛ یعنی هر ماه، دو آیه!

 

نمونه های پیش نهادی:

سوره الناس

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿1﴾ مَلِكِ النَّاسِ ﴿2﴾ إِلَهِ النَّاسِ (3) مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿4﴾ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ﴿5﴾ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ﴿6﴾

  1. الله کیست؟
  • رب الناس: یعنی مربی انسان ها و تدبیر کننده احوال آنان.
  • ملک الناس: یعنی کسی که مالکیت تمام و کمال و شامل بر انسان ها دارد.
  • اله الناس: فقط او معبود به حق است.
  • معبودی که اگر کسی به او پناه ببرد او را حمایت و پشتیبانی می کند.
  1. حقوق خداوند بر بندگان:
  • پناه بردن و ایمنی خواستن از خداوند، در برابر شر هر صاحب شری.
  1. آدمی کیست؟
  • بنده پروردگارش.
  • عاجزی که نیازمند حمایت مدام پرودگار ش است.
  • کسی که استعداد ضرر رسانی و اجرای کار های شیطنت آمیز دارد.
  1. شیطان کیست؟
  • وسوسه گری که واپس می رود. وسوسه گری است که در سینه های مردمان به وسوسه می پردازد.

5.جهان پیرامون:

در اطراف ما آفریده هایی وجود دارند که آن ها را نمی بینیم. ( جن).

وظایف عملی:

  • پناه بردن به خداوند از شر شیطان رانده شده.
  • تلاوت فراوان سوره الناس به خاطر فضیلت و سودش.

مژده

… آری بی شک یادگیری استنباط معانی ایمانی از آیات قرآنی در ابتدا نیازمند صرف وقت است، به خصوص که ما می خواهیم در عالم واقع نیز مدلول آن تحقق یابد. با ادامه این کار، به یاری و فضل خداوند می بینیم که این معانی در آیات و سوره های گوناگونی تکرار شده است، چیزی که کار حفظ را سریع تر و آسان تر از پیش می گرداند، ( یاری ) خداوند یاری گر بندگان بوده و اعتمادها بر اوست.

——————————————-

منبع : بازگشت به قرآن چرا و چگونه / نویسنده مجدی الهلالی / مترجم: مجتبی دوروزی / نشر احسان

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس