اندیشهدعوت و داعیمطالب جدیدمقالات

تسامح و مدارا ضرورت عصر حاضر

تسامح و مدارا ضرورت عصر حاضر

نویسنده : دکتر جلال جلالی زاده

مدنی الطبع بودن انسان و تشکیل اجتماعات مختلف واختلاف در نژاد ،زبان ،فرهنگ واعتقاد ونیز حب ذات و حفظ منافع شخصی وگروهی موجب می شود که وحدت وهماهنگی ویاهم دلی لازم برای یک زندگی مطلوب ودلبخواه تداوم نداشته باشد.به گفته قرآن مردمان امت واحدی بوده اند وازاختلافات وناسازگاری ها ی که ما امروز به وفور می بینیم خبری نبوده است .اینکه چرا مردم دچار اختلاف شده اند؟ سؤال مهمی است ، چه سبب وعلتی موجب شد مردمانی که از یک پدر ومادر زاده شده اند واصل آن ها به خاک بر می گردد گاهی به خاطر تصرف اموال دیگران ودست یابی به منافع بیشتر ویا تحمیل عقیده ومرام خود بر دیگران همه ی قرابت های گوناگون را به فراموشی می سپارند .بی مناسبت نیست که خداوند می فرماید پیامبران را فرستاد تا اختلاف هارا بر دارند وآب صلح وهمزیستی را بر آتش خود خواهی وکینه توزی بریزند .واگر فرستادگان الهی همه تلاش خودرا به کار گرفته اند تا جامعه ای سالم ومصون از خودخواهی تشکیل دهند بی گزاف نبوده است زیرا هر پیامبری با بعثت خود اولین کاری را که آغاز نموده دعوت به توحید وبازگشتن به فطرت انسانی است که گذشتن از مرزهای ساختگی وموانع تکامل حقیقی در حیات سعادتمندانه ای است که از فاصله های طبقاتی وتبعیض های ضدانسانی خبری نیست .

جامعه ای که مد نظر اسلام است جامعه ای برگرفته از متخلق شدن به اخلاق الهی اعم از رحمت ،گذشت ومهرو مدارا وتسامح است ،جامعه ای که خارج شده از ظلمات وتاریکی های ظلم وستم ومنور به انوار عدل وبرابری می باشد .هرجامعه ای ویا هر ملتی متصف به صفتی ویا ویژگی می باشد اما نظر به ویژگی وموقعیت جامعه ای که خاتم پیامبران (ص) مبعوث شد که در آن جامعه خشونت ونابردباری وجنگ وتنازع حاکم بود همانگونه که اسلام در مقابل جاهلیت در رذائل اخلاقی قد علم کرده بود لازم است که در تأسیس جامعه مورد نظر خود که باید یک جامعه ی الگو ونمونه باشد والاترین اوصاف جامعه را باید تعلیم وتقویت نماید که در رأس آن ها تسامح وتساهل است واگر در جامعه ای که از این ویژگی بی بهره باشد دیگر محاسن اخلاقی قادر به ادامه حیات نخواهند شد .بدین سبب تسامح در اسلام جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده واز سوی رسول خدا (ص) برآن تاکید شده است ، همانگونه که پیامبر می فرماید :”إنما بعثت لأتمم مکارم الاخلاق ” {بخاری ،الأدب المفرد} همینطور فرموده ” بعثت بالحنیفیه السمحه السهله”{مسند امام احمد، نسائی ، وحاکم } بنابراین نتیجه می گیریم در کنار نقش معلمی وتربیت وپرورش افراد جامعه وتزکیه وتوجیه آنان برای ساختن یک جامعه الگو ووالا،بحث تسامح وتساهل را مطرح می کند یعنی آسان گیری ومدارا ونرمی با افراد جامعه است ،اگر این دوخصلت را با دو اصل اساسی وپایه های مهم که ارکان دین را تشکیل می دهند پیوند دهیم یعنی جلب منفعت ودفع مفسده به خوبی روشن می شود که مهمترین بیماری ومشکل جامعه تنازع وخشونت وعدم تحمل مخالف است وچه زیبا قرآن در این باره می فرماید:”لاإکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی “{بقره/۲۵۶}

یعنی آسانگیری در باره مهمترین بخش زندگی که مسائل اعتقادی وتعیین نقشه راه تا پایان زندگی بدون هیچ گونه اجبار واکراهی است وهنگامی که پیام آورنده این مکتب در احادیث متعدداشاره می کند که در دینش سخت گیری نیست وهر کس در این دین سخت گیری کند مغلوب می شود “إن الدین یسر ولن یشاد الدین أحد إلا غلبه ” نشاندهنده این مطلب است که غلو ومبالغه در این دین جایگاهی ندارد یعنی هرگونه افراطیگری ویا تفریطی که نظم وانتظام جامعه را به هم زند وشیرازه حیات اجتماعی ، سیاسی واقتصادی را از هم بگسلد مقبولیتی ندارد “إیاکم والغلو فی الدین فإنما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین “{احمد ونسائی} تساهل وتسامح نسبت به دیگران به معنای ولنگاری وبی مبالاتی نسبت به قضایای عمومی ویا حیاتی جامعه نیست بلکه یک شیوه زندگی عادلانه ومعتدلانه ودقیق می باشد که به جای تحکیم وزورگوئی ویا تحمیل عقائد از طرق وروش های گوناگون یک زمینه ی منطقی واخلاقی فراهم می گردد تا به جای تک گوئی ومونولوگ وبه کار گیری قوه قهریه وحکومت بر اجسام وصورت ها با بیانی روحانی دل ها وروان ها واندیشه هارا مخاطب خود می سازد ودر یک جمع بندی کلی به این نتیجه می رسد که تساهل ورواداری در مقابل دیگران یک خصیصه ی اخلاقی است که مقید شدن به آن انسان را در زمره پرهیز کاران وارد می کند وشاید از جنبه کظم غیظ نسبت به دیگران ویا تحمل جور وجفاها ونامردمی ها واجازه دادن به مخالفان ودشمنان بزرگترین ارزش اخلاقی را به انسان می بخشد .

واز این منظر می توان به سختی و دشواری عمل پیامبر (ص) پی برد که چگونه توانست انسان های بدوی و سرکش را تسلیم منطق نماید ودر میدان جنگ از آن مهربانانی مدارا جو بسازد که در هنگام جنگ وپیکار حفظ جان آنان را بر خود مقدم بدارند وچون حضرت متخلق به این اخلاق رحمانی شده بود به سرعت پیامش در دل سنگدلان نفوذ کرد وچنان سرشت آنان را دگرگون نمود که جامعه ای شورائی ورحمانی آزآنان پدید آمد”وأمرهم شوری بینهم ” و”رحماء بینهم ” هم مشورت وهم ترحم مخالف خوی استبدادی وسختگیری است لذا جامعه مدینه ومدینه فاضله ی شاگردان حضرت متصف به این دو صفت می گردند هم مشورت وهم مهربانی که لازمه جامعه ی کامل وآرمانی اسلام است.جامعه ای که نمونه ها ی فراوانی از مروت ومدارا وتساهل در بخش های مختلف زندگی ودوری از افراطیگری وسختگیری مشاهده می شود . تسامح تنها در ظاهر ویا در امور عادی ودنیوی نیست بلکه در همه ی زندگی دنیوی ودینی می باشد واگر چنین نبود فرستاده ی خدای مهربان نمی فرمود :” إیاکم والتعمق فی الدین فإن الله تعالی قد جعله سهلا ، فخذوا منه ما تطیقون ، فإن الله یحب مادام من عمل صالح وإن کان یسیرا ” تعمق وژرفروی نا آگاهانه و بی دلیل وتکلف وبار خودرا در امورات دینی سنگین کردن با مفهوم این حدیث سازگار نیست .

کسانی که دین اسلام ومسلمانان را متهم به خشونت طلبی وعدم تحمل مخالف می کنند نیک بدانند نصوص متعدد چه در قرآن ویا در سنت نبوی بهترین دلیل بر سهل گیری وعدم حرج در تکالیف ووظائف مربوط از سوی خداوند است .هنگامی که خداوند خطاب به انسان ها اعلام می کند که من توبه کننده هارا دوست دارم ، از رحمت من ناامید مشوید ، خداوند آمرزنده گناهان است ، خداوند آمرزنده ومهربان است .هنگامی که رفتار پروردگار وکردگارمان اینگونه باشد این بهترین دلیل بر مراعات حال دیگران وتوسعه دایره ی تساهل وتسامح در محیط زندگی ودر رفتار بادیگران است .هنگامی که عمر بن خطاب (رض) خلیفه راشد شخص بدخوئی رادید خطاب به او گفت : أماتک الله لا تمت علینا دیننا “این سخن حکیمانه بهترین دلیل برای سعه صدر حاکمان ورفع شبهه تنگ نظری و بداخلاقی به نام دین است که افرادی مقدس مآب نپندارند که دین به معنای ترشروئی وناسازگاری با دیگران است . بارها در حضور حضرت محمد(ص) افراد بدوی ونا آگاه با مسائل دینی اعمالی را انجام داده که خلاف مروت وعرف حاکم دینی بوده اما آن حضرت با طبع ملایم خود وبر خورد محبت آمیز موجب تغییر نگاه ورفتار شخص شده اند .وبدین سبب خداوند اورا مظهر رحمت برای جهانیان معرفی می کند “وما أرسلناک إلا رحمه للعالمین “{أنبیاء/۱۰۷} این بیان قرآنی بلیغ که با اسلوب حصر وارد شده همه ی اهدافی را که مخالفان وتشکیک کنندگان وارد می کنند رد می کنند، یعنی پیامبر به قصد کشتن وغارت وسرکوب وغصب ومصادره اموال وحقوق مردم نیامده بلکه رحمتی است فراگیر که با تساهل وتسامح همراه است.واگر آیه ی دیگر جز این آیه در باره عطوفت وسماحت اسلام نازل نمی شد همین آیه اکتفا می کرد هرچند آیات دیگری مضمون این آیه را مورد تأکید قرار می دهند “فاصفح عنهم وقل سلام فسوف یعلمون”{زخرف /۸۹}

این آیه خطاب به پیامبر (ص) ومسلمانان است که اهل گذشت وسلم باشند “فاصفح الصفح الجمیل “{حجر /۸۵} از سوی دیگر در برخی از آیات پیامبر (ص) را مکلف به بخشش وامر به نیکو کاری ورویگردانی از نادانان می نماید {اعراف /۱۹۹} عمل به عفو یعنی تساهل وآسان گرفتن .عدم سخت گیری وروی گردانی از افراد نادان وعدم برخورد شدید با آنان می باشدئ که درسی برای همه مسلمین در طول تاریخ می باشد. با وجود اینکه پیامبر ازبهترین اخلاق ها برخوردار بوده اما باز هم خداوند اورا امر به نرمخوئی وعدم سختگیری می نماید “فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لأنفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم فی الأمر”{آل عمران /۱۵۹} وقتی که خداوند نرمخوئی وسهل گیری پیامبر را رحمت می داند بازهم اورا امر به مهربانی می کند واین خطاب به منزله درسی برای جامعه اسلامی وجمیع مسلمین است که تساهل وتسامح را به عنوان یک ویژگی فردی واجتماعی در همه صحنه های زندگی اعمال نمایند.

تساهل وتسامح نه تنها نسبت به مسلمین بلکه حتی نسبت به یهودیان که همیشه در پی نقشه ودسیسه وتوطئه بوده اند از مهمترین امتیازات اسلام است .هنگامی که خداوند به فرستاده اش می فرماید :”فاعف عنهم واصفح إن الله یحب المحسنین”{مائده/۱۳} این همه آیات که در قرآن بر عفو گذشت ورحم ویسر تأکید می کند بهترین دلیل بر میزان تحمل مخالف ومدارا با دگر اندیشان است اما متاسفانه چون مسلمانان به سبب فاصله ودوری از قرآن از مقاصد واهداف وتعالیم این کتاب آسمانی دور شده فکر می کنند که همه ی این کلمات پر زرق وبرق که امروز از زبان دیگران بر زبان آورده می شود هیچگونه ریشه دینی نداشته وشاید از باب رقابت ویا تجدد نمائی است که مسلمانان به این گونه واژه ها دعوت می نمایند ویا از آن ها طرفداری می نمایند.

وقتی که اسلام دینش را بر منکران ومعاندانش تحمیل نمی نماید بهترین دلیل بر تساهل وتسامح است “لکم دینکم ولی دین “مگر پیامبر (ص)منافقان را نمی شناخت ؟مگرکارشکنی های آنان را نمی دانست ؟ اما همیشه نسبت به آنان تساهل به خرج می داد زیرا می دانست که ایمان جبری بی فایده وبیهوده است وخود تحمیل عقیده با فشار واجبار جز افزودن تعداد منافقان نمی باشد .امروز دین وآداب اجباری در جامعه ما امتحان خودرا پس داده ومحکوم به شکست است زیرا آنچه که با زور وقهر وارد دل شود امکان ماندن آن به آسانی میسر نیست. حتی آوردن واژه های یسر وآسان گیری بعد از فرمان به انجام عبادات بهترین دلیل بر اتخاذ این روش است که اسلام حتی در انجام عبادات که یک غذای معنوی وروحی وثمر وفایده آن به شخص بر می گردد همیشه آسانگیری را اراده کرده است. حتی در سوره های مکی که در آغاز ظهور اسلام نازل شده اند با واژه های فراوانی از یسر وسهولت مواجه می شویم که نشاندهنده عدم سخت گیری بر افراد است “ولا یرید بکم العسر”{بقره /۱۸۵}

وامام مالک که الگوی تساهل وتسامح در مدارا با دیدگاه های مخالف است نه تنها اجازه نمی دهد که منصور عباسی کتابش را به عنوان کتاب رسمی جامعه اسلامی قرار دهد بلکه می گوید:اگر از شخصی اعمالی صادر شد که نود ونه در صد بر کفر او دلالت می کند ویک در صد بر مسلمان بودن او باید اورا مسلمان دانست .پس اسلام نه تنها به دنبال سختگیری در تحمیل عقائد نیست بلکه تنها فضای آزادی را برای معرفی برنامه های خود می طلبد واگر مشرکین چنین اجازه ای را به اسلام می دادند هر گز جنگی اتفاق نمی افتاد.

 

تسامح وتساهل نه تنها در زمینه مسائل دینی وسیاسی لازم است بلکه در همه امور لازم است که این تسامح مراعات گردد ،”إن الله یحب سمح البیع وسمح الشراء وسمح القضاء”{ترمذی /حدیث۱۳۱۹} یعنی نه تنها در قوه مجریه وقوه مقننه اصل بر تساهل وتسامح است بلکه در قوه قضائیه باید با دیده اغماض قضایارا نگریست .تسامح در دادوستد کل معاملات وتعامل افراد با یکدیگررا در بر می گیرد ورفتار پیامبر(ص)در همه ی جنگ ها وغزوه ها بویژه در فتح مکه که فرمود “اذهبوا فأنتم الطلقاء”بهترین بر مدارا ومهربانی وتساهل است.

اگر به ریشه های سخت گیری ویا تند روی وخشونت ورزی بپردازیم مشخص می شود که در طول تاریخ مسلمانان فردی را مجبور به تغییر دین نکرده اند و وجود چند ملیون مسیحی در عراق با اینکه قرن ها بغداد مرکز خلافت بوده بهترین شاهد بر تساهل است و از سوی دیگر اسلام دین تعقل وفطرت است واز کسی دین اجباری را نمی پذیرد زیرا در معجزه اش که کتاب است مخالفان را به آوردن دلیل تشویق وترغیب می کندوجای شگفتی هم نیست چون اصل لا إکراه فی الدین است ودر این باره توماس آرنولد می گوید :ما هیچ طرح ونقشه ای را برای وادارکردن غیر مسلمان ها به پذیرفتن اسلام ندیده ایم(الدعوه الی الاسلام،ص۹۹) حتی فقها اسلام شخصی را که به اجبار اسلام را پذیرفته نمی پذیرند(المغنی ،ابن قدامه ،ج۱۲ ص۲۹۱ )

همانگونه که آیات فراوانی بر تساهل وتسامح دلالت می کنند احادیث زیادی هم وجود دارند که بر سهل گیری تأکید دارند .”إن الله رفیق یحب الرفق فی الأمر کله “{بخاری/حدیث۲۵۹۳} “یسروا ولا تعسروا وبشروا ولا تنفروا”{مسلم/۱۷۳۴}

بنابراین تسامح یا در ارتباط با غیر مسلمانان است یا با مسلمانان.اگر در ارتباط با مسلمانان است اسلام آزادی عقیده وباور آنان را تأیید نموده وهیچ قدرت وحکومتی نمی تواند آنان را مجبور به ترک عقیده نماید وحتی پیامبر غدر وخیانت به آنان را خیانت به خودش تلقی کرده است وجان ومال وزندگی آنان کاملا محفوظ است وحتی هنگامی که عمربن خطاب (رض) به وسیله ابو لؤلؤ زخمی می شوند به خلیفه بعدی وصیت می کنندکه با اهل ذمه به نیکی رفتار کند وبه پیمان آنا ن عمل کند وخارج از توان آنان را مکلف نکند{بخاری}

بنابراین نتیجه می گیریم که تساهل ومدارا فرصتی برای یار گیری از دیگران در عین احترام به آنان و ارزش گذاشتن به تفاوت های فردی است .

مدارا و تساهل مهارت های برای زندگی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر است .لبنان و هندوستان نمونه ای خوبی برای اعمال تساهل ومدارا در میان اعضای متفاوت یک جامعه است .عدم تساهل عامل اصلی در برافروخته شدن شعله های جنگ داخلی در دهه ۸۰ و۹۰ئمیلادی در لبنان بود وبر عکس بوجود آمدن مدارا وتسامح لبنان چند پارچه را در آرامش نگاه داشت .

عدم مدارا وتسامح در یک فرد یا جامعه نشان دهنده بی توجهی خود محورانه به موجودیت ومطالبات دیگران است،تسامح با غریزه اصلی بشر که همان زنده ماندن است رابطه مستقیم دارد.در جهانی که اقلیت های مختلف برای به رسمیت شناخته شدن حقوق خود توسط سیستم های سیاسی تلاش می کنند نبود تسامح ومدارا وظرفیت تحمل رأی مخالف به صورت اجتناب ناپذیری به از هم پاشیدگی اجتماعی منجر می شود .کشورهای همسایه ایران می توانند نمونه هایعبرت آموز وهشدارهای جدب برای ما یاشند

.تفکر داعشی و طالبانی تنها در جهانی به وجود می آیند که مدارا وتسامح حق حیات نداشته باشند .نبود مدارا وتسامح زاینده ی جدائی عدم درک درست ونهایتا عداوت است ،تاریخ بشر در دوقرن گذشته وفجایعی مانند آشودیتن وبرده داری نشان می دهد که هیچ پایان خوبی برای نبود تسامح ومدارا نمی تواند وجود داشته باشد.

ابزارهای گسترش مدارا :آموزش ،سفر وحضور در برنامه های فرهنگی واجتماعی وعدم مدارا وتسامح نشان دهنده جهالت است جهالت با حماقت تفاوت دارد ،جهالت را می توان با آموزش درست ازبین برد.

مارتین لوترکینگ ،رهبر جنبش سیاه پوستان آمریکا به درستی گفته است :انسان ها نه بر اساس رنگ پوستشان که باید براساس شخصیتشان قضاووت شوند .مدارا وتسامح یعنی قضاوت آدمی نه براساس پیش زمینه ی مذهبی ،فرهنگی ،قومی وملی او بلکه بر اساس ویژگی های شخصیتی او .

این طرز تفکر به انسان ها فرصت شکوفاشدن در جوامع گوناگون را می دهد .ودر جامعه ی ایرا ن که مجموعه ای از اقوام ومذاهب را تشکیل می دهد بهترین ابزار وروش برای حفظ همبستگی ووحدت ملی مراعات مدارا وتسامح در رعایت حقوق ومطالبات وحفظ احترام ومکانت همه شهروندان ایرانی در پرتو تعالیم ارزنده اسلامی وسیره پیامبر وبزرگان دین است.

———————-

منبع : مجله اندیشه اصلاح شماره ۴ دی ماه ۱۳۹۴

ایمیل:info@andisheyeeslah.com

تلگرام:https://telegram.me/andisheyeeslah

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا