معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> تحلیلی بر سریال­ های ماهواره و نقش آن در زندگی خانوادگی و اجتماعی ما
سریال ماهواره
سریال ماهواره

تحلیلی بر سریال­ های ماهواره و نقش آن در زندگی خانوادگی و اجتماعی ما

تحلیلی بر سریال­ های ماهواره  و نقش آن در زندگی خانوادگی و اجتماعی ما

نویسنده: مرداد یوسفی

خواهش می­کنم این مطالب را به دست ماموستایان و مولوی­ها و داعیان و معلمان و اساتید و همه­ی روشنفکران و دلسوزان جامعه برسانید و با صراحت تمام، این حقیقت تلخ و دردناک را به آن عزیزان بفرمایید:

تا شما در مسجد پنج جوان را به سمت دین و اخلاق متمایل می­سازید (به امید اینکه خانواده­ی خود را نیز به سمت شریعت الهی بیاورند)، تا شما در دانشگاه­ها و مدارس، اخلاقیات را به پنج جوان آموزش می­دهید، فیلم­ها و سریال­های طولانی ماهواره­ای به صدها و هزاران خانواده­ی ما، خیانت و بی­بند وباری و مفاهیم نادرست آموزش می­دهند و با این شگرد، زحمات و بزرگوارهای شما را بی­نتیجه می­گذارند، لذا مسئله بسیار مهم است، امیدوارم همه­ی مخاطبان عزیز مطالب زیر را به دقت مطالعه بفرمایند قابل ذکر است که تمامی مطالب به صورت خلاصه وار و با ادبیاتی ساده نگاشته شده است(تا هم موجب کسالت خوانندگان محترم نگردد و هم برای اقشار مختلف قابل فهم باشد)

سخن اول:

قورباغه ­ی آب­پز

اگر قورباغه را به یک­باره در آب جوش بیندازیم به خاطر داغی آب بلافاصله از دیگ بیرون می­پرد ولی اگر ابتدا قورباغه­ ی زنده را در آب “ولرم” داخل یک دیگ بگذاریم و سپس کم­کم شعله را زیاد ­کنیم، به علت خونسرد بودن، دمای بدنش را همراه با دمای آب تغییر می­دهد و متوجه داغ شدن آب نمی­شود تا اینکه زنده زنده می­پزد و می­میرد.

اگر خانواده­های ما سالها قبل، یک زن با پای لخت را در نوار ویدئو یا فیلم هندی یا فیلم ایران قدیم (زمان شاه) مشاهده می­کردند، بلافاصله آن را چند ثانیه به جلو می­بردند تا اعضای خانواده آن را نبینند.

اگر در فیلمی یک پسر و دختر دست هم را می­گرفتند ما فرزندان استرس می­گرفتیم که وای پدرم اینجا نشسته است، و پدر و مادرمان استرس پیدا می­کردند که وای فرزندانم اینجا نشسته­اند.

ولی الآن چه؟

چه چیزی مانده که جلو چشمانِ ما انجام ندهند و ما خانوادگی و دسته­جمعی آن را نبینیم، از بوسه و ملاعبه گرفته تا همبستری.

نتیجه گیری:

اگر یک­باره این صحنه­ها را به خانه­های ما می­آوردند بی­شک مقابله می­کردیم، ولی اکنون در لعابی زیبا و در قالب فیلم و سریال­های عاشقانه!!! ما را دعوت کرده­اند به دیدن دسته­جمعی! (نه انفرادی) این صحنه­ها.

برادر و خواهر و زن داداش و پدر شوهر و عروس و… نشسته­اند و دارند به صحنه­ای نگاه می­کنند که زن و مرد در رختخواب ملاعبه می­کنند!!

دقیقا مانند آن قورباغه­ی نگون­بخت. اگر بلافاصله آن را در آب جوش می­انداختند بیرون می­پرید و این همه گرما را بر نمی­تابید ولی…

تذکر:

عده­ای می­گویند در گذشته چنین تفکری وجود داشت ولی بعدها دیدند که قورباغه در هر حال بیرون می­پرد، اولا قرار نیست همه­ی قورباغه­ها اینگونه باشند، دوما نتیجه­ی اخلاقی ماجرا برای ما مهم است نه چیز دیگر.

سخن دوم:

تصور کنید که ما یک خواهر کوچک، یا یک دختر ۵ ساله داریم، در بیرون از خانه اجازه می­دهیم با چه کسانی ارتباط داشته باشد؟ با چه کسانی بازی کند؟ به حرف چه کسانی گوش دهد؟

هستند خانواده­هایی که اصلا اجازه نمی­دهند دختر کوچک­شان با کسی ارتباط داشته باشد ولی اکثر خانواده­ها به او اجازه می­دهند که با یکی از دختران هم سن و سال خودش، (حالا از بین فامیل­ها یا همسایه­های معتمد) ارتباط داشته باشد و بازی کند.

یا در کوچه با چند دختر هم سن و سال خودش بازی کند، زیرا دنیای آنها تعریف شده است، عروسک و اسباب­بازی و خانه­ی کوچک درست کردن و چادر سَر کردن و از خانه میوه می­برند و …

(که متاسفانه الآن همه در کوچه مشغول تبلت می­شوند! و بازیهایی نصب کرده­اند که آموزش آرایش کردن و… می­باشند، بحث ما ماهواره است به وقت خود به این مسائل هم می­پردازیم إن شاء الله)

ولی….

آیا هیچ خانواده­ای اجازه می­دهد که دختر کوچک­شان با یک بیوه ­زن ۴۰ ساله­ ی افاده ­دارِ بی­ حجاب بگردد!!!

آیا هیچ خانواده­ای اجازه می­دهد که دختر کوچک­شان با دو زن بنشیند که به شوهرشان خیانت کرده­اند و دارند نقشه می­کشند که چگونه دوباره خیانت کنند؟

آیا هیچ خانواده­ای اجازه می­دهد که دختر کوچک­شان با دختری بنشیند که به رقص می­پردازد و آرایش غلیظ می­کند و دوستِ پسرش را در آغوش می­گیرد و …

هر کس این امور را برای دختر کوچک خود روا بداند خیلی بی­انصاف است، این طفل معصوم دارد دوره­ی الگوپذیری خودش را طی می­کند.

عزیزان بخاطر دائمی بودن(صبح و نهار و شام و عصر و نصف شب و…) ، این فیلم­ها نقش رفیق را برای اعضای خانواده­های ما بازی می­کنند. مگر رفیق شاخ و بال دارد؟ رفیق کسی است که با او می­نشینیم و می­گردیم و از او یاد می­گیریم! مگر اینها اینگونه نیستند!

جالب اینجاست که در دنیای حقیقی، ما هم می­توانیم بر رفیق خود تاثیر داشته باشیم، ولی در این فیلم­ها به صورت یک­طرفه فقط آنها به ما آموزش می­دهند!!! هر چه را که بخواهند!

ما اکثرا به رفیق­هایمان اجازه نمی­دهیم که به داخل خانه بیایند، و دمِ در با آنها خداحافظی می­کنیم مگر چند رفیق به صورت استثنا (که خیلی صمیمی و مطمئن هستند) ولی رفیق­های جدید (فیلم­های ماهواره) همیشه در درون خانه نشسته­اند و دارند جلوی چشم ما تئاتر آموزنده بازی می­کنند، بچه­های ما مانند سی­دی خام هستند و هر چه بخواهند به آن منتقل می­کنند!

عزیزان کودکی خود را بیاد بیاورید (من هم دهه­ی شصتی هستم) داداش کایکو نماد شجاعت، می­تی کومان نماد عدالت، سوباسا نماد تلاش و جوانمردی، آنِ شرلی نماد یک دختر رنج­­دیده و مقاوم، حنا در مزرعه نماد یک دختر پاک و درستکار و…

همه­ی اینها در روح و روان ما ثبت شده­اند، چون دوره­ی کودکی دوره­ی الگوپذیری است.

ولی الآن چه؟ .. چه کسانی الگوی پسران و دختران ما هستند؟

* فاطما گول!! الگوی دختران ما

* خرم سلطان الگوی دختران ما

* سَمر الگوی دختران ما

* چشم دوختن به زن­عمو، الگوی رفتاری پسران ما

* چشم دوختن به پیرزن­های خوشکل و خیانتِ جنسی، الگوی رفتاری پسران ما

به خاطر خدا، جامعه­ی ما را به کجا می­برند!!! چه بلایی بر سر امت رسول­اللهq می­آورند!

به خدا دوست دارم لپ­تاپم را خاموش کنم و ادامه ندهم، به خدا بغض گلوی انسان را می­گیرد برای این بچه­های معصوم که هر روز این خزعبلات را مکارانه به ذهن آنها تزریق می­کنند و تاسف­بارتر از هر چیز: ما اولیاء، دَم نمی­زنیم و تصور می­کنیم که فرزندانمان در امنیت کامل هستند!!!

یک سؤال از پدران و مادران:

اگر شخصی به بچه­ی کوچک ما تریاک تعارف کند چه واکنشی نشان می­دهیم؟ این سؤال فکر کردن ندارد، چنان برخورد شدیدی انجام می­دهیم که قابل توصیف نیست. حال این تریاک جسم است، چرا وقتی برای بچه­های ما تریاک روح تعارف می­کنند دَم نمی­زنیم؟ چرا با آنها می­نشینیم و سرنگ و آتش هم گذاشته­ایم و لذت می­بریم!!!

به خدا این فیلم­ها تریاکِ روح هستند، پدر و مادرها ! مگر شما بچه­های­تان را دوست ندارید؟ مگر به آینده­ی آنها چشم ندوخته­اید!

بچه­های ما الآن نوآموز هستند، هر چه ببینند آن را تکرار می­کنند و در ذهن و روح و روانشان تکرار می­گردد، هر مسئله­ای الآن ببینند به ضمیر ناخودآگاه­شان منتقل می­گردد…

نتیجه­ گیری:

آنها از نقش تخریبی رفیق بر روحیه­ی کودکان و نوجوانان خبر دارند، لذا افرادی را مامور کرده­اند تا در قالبی بسیار زیبا رفیق بچه­های ما شوند و مثل مار آنها را نیش بزنند، رفتارها و اعمالی را به آنها بیاموزند و آنها هم مثل بچه­های خوب این رفتارها را بر زندگی خود پیاده کنند.

پدر و مادرها بدانید! در دنیای جدید، در عصر تکنولوژی، رسانه هم نوعی رفیق است. مواظب باشید که اعضای خانواده­تان با چه کسانی رفاقت می­کنند و آموزش می­بینند.

 سخن سوم:

بیش از ۲۰۰۰ سال پیش امپراطوری­های چین، دیواری ۷۰۰۰ کیلومتری ایجاد کردند تحت عنوانِ دیوار چین. ارتفاع آن به ۱۰ متر می­رسد و پهنای آن به اندازه­ای است که چهار اسب می­توانند همزمان از روی آن عبور کنند (و به پایین سقوط نکنند)، البته هر بار پادشاهان مختلف دیوار را توسعه داده­اند و هم اکنون ۵۰ هزار کیلومتر طول دارد، این دیوار از کوه­ها و مزارع و باتلاق­ها و… گذر کرده است. برج­های آتش را در مقاطعی از طول دیوار احداث کرده­اند، به طوری که هرگاه در این برج­ها آتش روشن می­کردند مردم چین متوجه می­شدند (از این طرف دیوار) که جنگ شروع شده است، به هر حال این دیوار طولانی‌ترین و بزرگترین سازه­ی مهندسی تدافعی نظامی از لحاظ زمان ساخت در جهان است.

تصور کنید، در زمانی که جنگ ملت­ها با شمشیر و کمان و نیزه بوده است، دیواری این­چنینی چه تاثیر به سزایی در محافظت از خاک یک کشور داشته است.

اما جالب است که بدانید بلافاصله پس از ساخت این دیوار، کشور چین بارها از دشمنان شکست خورد، چرا ؟؟؟

زیرا هر بار مغول­ها (در مرزهای شمالی) سربازان و نگهبانان چینی را فریب می­دادند و با وعده وعیدهای پوشالین آنها را تطمیع می­نمودند. این بار نگهبانان خود، در را برای ورود دشمن باز می­کردند!!! (چینی­ها دیواری محکم ساختند ولی نگهبانان ضعیفی روی دیوارها گماشته بودند).

(شکست­های کشور چین و رد شدن دشمنان از دیوار قطعی است، ولی رد شدن به این شیوه، یعنی فریب نگهبانان و باز کردن دروازه­ها را در حکایت­ها شنیده­ام، ممکن است صحت هم نداشته باشد ولی نتایج اخلاقی بسیار زیادی به همراه دارد)

اما چه ارتباطی با موضوع ما دارد؟

بزرگواران، در شریعت زیبای اسلام، بانوان مدیرِ خانه هستند، بانوان نگهبانان خانه­ها می­باشند.

دشمنان خیلی وقت است که به این حقیقت دست یافته­اند که نمی­توانند از دیوارِ ایمان ما عبور کنند، آنها تاریخ را خوانده­اند و می­دانند که سلطان صلاح­الدینe چگونه صلیبیان را در هم شکست، آنها به این حقیقت رسیده­اند که سیف­الدین قطزe چگونه افسانه­ی شکست­ناپذیر بودن مغول­ها را به توهمات تبدیل کرد.

در نتیجه به صورت بسیار حیله­گرانه می­خواهند نگهبانان ما، خود با دستان خود درب را به روی آنها باز کنند! تا از این طریق به راحتی ما را شکست دهند.

این فیلم­ها نگهبانان خانه­ها، یعنی خواهران و مادران ما را فریب می­دهند، بر کسی پوشیده نیست که اصلاح یک زن به منزله­ی اصلاح یک تمدن است، زیرا نقش زن­ها بسیار کلیشه­ای و با اهمیت است. آنها هستند که تمام مردان و زنان جوامع بشری را تربیت می­کنند.

لذا دشمنان دقیقا این فیلم­ها را برای زنان پخش می­نمایند. مردها که همیشه سرِ کار هستند! و خانم­ها هنگام آشپزی و استراحت و نظافتِ خانه و… به تماشای این فیلم­ها می­نشینند.

بیایید از خود بپرسیم زنی که اخلاقش به زوال رفته باشد چگونه می­تواند به تربیت شیرمردان و شیرزنان آینده­ساز بپردازد؟!!

بروید یک بار دیگر تاریخ را بخوانید و مشاهده بفرمایید که چگونه اندلس را از دست مسلمانان خارج نمودند…

به صورت رایگان در بین جوانان مشروبات الکلی پخش می­کردند! زنان و دختران مسیحی بصورت نیمه­لخت در مکان­هایی جمع می­شدند و به تفریح و شادی می­پرداختند و جوانان ما به دیدار این لحظات می­شتافتند!!! کار به جایی رسیده بود که فقط پیرها به مساجد می­رفتند. این بار (بعد از پوسیده کردن از درون) حمله کردند و باز هم فتنه نمودند و مسلمانان بخاطر طمع­ورزی و اختلاف بر سر تقسیم غنایم!!! و… دچار انحراف و سستی شدند…

و آن اراده­ی پولادین را از امت اسلام در اندلس گرفتند و پیروز شدند و این بار شروع کردند به کشتار و غارت و نسل­کشی معترضین!! و این چنین اندلس مرکز علم و دانشِ مسلمین، تبدیل به اسپانیای مسیحی شد!

نتیجه گیری:

آنها می­خواهند خانواده­ها را از درون پوسیده کنند. چرا هزینه­ی خرید سلاح و مهمات را بر خزانه­های خود تحمیل کنند؟ چرا سربازان و هموطنان خود را به کشتن دهند؟ زمانی که مجرای بسیار راحت و سهل­الوصول­تری وجود دارد!

متاسفانه به وسیله­ی این شبکه­ها، اخلاقیات و ارزش­های اسلامی را درون خانواده­های­مان نابود می­کنند. جمع این خانواده ها می­شود جامعه، جمع این جوامع می­شود امت اسلام! به همین سادگی!

سخن چهارم:

اگر روند مشاهده ی این فیلم­ها ادامه پیدا کند، چه عواقبی در انتظار جامعۀ ماست؟

به علاوۀ تمام مطالبی که در پیشتر عرض شد، متاسفانه این فیلم­ها نوجوانان ما را به جای تحصیل و مطالعه و تلاش، به عشق و عاشقی نابهنگام! سوق می­دهند.

هر چیزی باید در زمان خود انجام شود، احساس عشق و تمایل به جنس مخالف یک ودیعه­ی الهی است که در روح و روان انسانها گذاشته شده تا نسل بشری امتداد یابد، تا زندگی لذت­بخش گردد و نزد آدمیان زیبا و معنادار جلوه نماید. ولی نباید از این حس برای بدبختی انسانها استفاده کرد! درواقع جز در هنگام ازدواج به دنبال این حس رفتن اشتباه است و بی­شک منجر به صدمات جبران­ناپذیری می­گردد که برای همیشه در سایه­روشن ذهن افراد باقی می­ماند.

اما برای ازدواج باید فرد به بلوغ رسیده باشد…

توجه بفرمایید:

منظور بنده تنها بلوغ جنسی نیست، بلکه فرد باید به بلوغ جسمی، عقلی، اجتماعی و اقتصادی هم رسیده باشد. این فیلم­ها نوجوانانی که فقط به بلوغ جنسی رسیده­اند را به سمت ازدواج و تشکیل خانواده سوق می­دهند!!!

این نوجوان پاک و معصوم و فریب­خورده فعلا باید درس بخواند، دنبال تفریحات و کنجکاوی­های دوره­ی خود برود نه اینکه تبدیل شود به پدری خانه به دوش و مستاجر و بدهکار!!!

یا دختری خانه­دار و شوهردار و بچه­دار!!!

(برداشت نادرست نفرمایید بنده هر نوجوانی را نمی­گویم، هستند افرادی که واقعا به توانایی­های لازم دست یافته­اند و باید در این دوره ازدواج کنند، ولی واقعا این قاعده عمومی نیست و به ندرت چنین افرادی در جامعه پرورش می­یابند).

این فیلم­ها در نوجوانان ما تمایل ارتباط با جنس مخالف ایجاد می­کنند! هر پسر و دختری دوست دارد این همه اندیشه را به واقعیت تبدیل کند.

چون این فیلم­ها در قالب سریال­های بلندمدت و به صورت هر روزه پخش می­شوند، فرد با آنها زندگی می­کند، تمام آن شخصیت­ها را به زندگی حقیقی خود وارد می­کند، در مورد آنها سخن می­گوید، به شخصیت­ها و رفتارشان فکر می­کند! که چرا این کار را کرد، خدایا در قسمت بعدی چکار می­کند؟!

من خانواده­هایی را دیده­ام که به حدّی وابسته شده­اند که حتی تکرار فیلم­ها را هم نگاه می­کنند و برای صحنه­های نوستالژیک این سریال­ها اشک­ها می­ریزند و حسرت­ها می­خورند!

جالب است که در زندگی خود به حول و قوه­ی الهی هیچ مشکلی ندارد، ولی تمام آن روز را در افسردگی به سر می­برد! چرا؟ چون مادرشوهر فلان زن در فلان فیلم، عروسش را خیلی مورد اذیت و آزار قرار داد!!!

احساسات نوجوانان ما را بصورت بالقوه برانگیخته می­کنند! و همین می­شود که دختر و پسر نونهال ما دوست دارد عملا وارد این حوزه شود و…

دردناک­ترین موضوع:

فکر می­کنید با ازدواجِ نوجوانان، همه چیز تمام می­شود؟

فکر می­کنید وقتی این شیادان، نوجوانان ما را از فرصت تحصیل و تخصص­گرایی باز داشتند، دیگر مشکل جامعه حل می­شود؟ و هر کس سراغ زندگی خودش می­رود؟!!

نه عزیزان ساده نباشید:

این بار، آنها را به سمت خیانت سوق می­دهند، خیانت جنسی، عاطفی، خانوادگی…

در کمال تاسف باید به شما بگویم که پروژه­های آنها بلندمدت است. آنها به این سادگی دست­بردار نیستند، این بار زن را در مقابل مرد قرار می­دهند، مرد را به­سوی خیانت سوق می­دهند! زن به دیدار معشوقه­های سابقش می­رود! توجه پسران جوان به جای زن­های خود به زنان میان­سال معطوف می­گردد، زن­های میان­سال هم عاشق این گونه پسرها می­شوند، زن­های جوان عاشق پیرمردهای پولدار می­شوند، مشروب خوردن و خیانت کردن به یک امر بدیهی تبدیل می­شود و…

در یک کلام تا امت محمد مصطفیq را از پای در نیاورند و آن را خوار و ذلیل نکنند و خود سرور آنها نشوند دست­بردار نیستند!

نتیجه ­گیری:

آنها می­کوشند که جگرگوشه­های ما را هوایی کنند، نسلی تربیت کنند که بزرگترین دغدغه­شان ازدواج باشد در اوان کودکی و نوجوانی! اما پس از ازدواج، بزرگترین دغدغه­ی آنها خیانت باشد و طلاق و جدایی و در نهایت فحشا بعد از طلاق!!! و نابودی جامعه­ی مسلمین.

سخن پنجم:

چاره چیست؟

آیا همین­طور بنشینیم و دست روی دست بگذاریم؟

همه بر این قول متفق هستند که بیان درد راحت است و صرفا با بیان آه و ناله نمی­توان مشکلات اجتماعی را حلّ و فصل نمود لذا باید راهکار مناسبی نیز در زمینه­ی رفع مشکلات ارائه داد.

بزرگواران! برای برون­رفت از باتلاق ایجادشده، بنده راهکار زیر را معرفی می­نمایم، باشد که با استعانت از پروردگار متعال، ریشه­ی این مشکل را از جامعه­ی توحیدی و شریعت­مدار خود برچینیم و دسیسه­ی شوم دشمنان را به خودشان بازگردانیم، کاری کنیم که تیرشان به خطا رود و جز ضرر و زیان مالی و حیثیتی دستاورد دیگری از این برنامه­های معاندانه نداشته باشند.

بنده معتقدم که مردم جامعه­ی ما از ضرر این فیلم­ها مطلع نیستند وگرنه هرگز حاضر نیستند برنامه­ی یک دشمن را روی خانواده­ی خود اجرا کنند به همین دلیل باید مردم شریف و عزیزمان را مطلع سازیم.

کلید حلّ این مشکل در جامعه­ی کنونی ما در دست این دو گروه می­باشد:

الف) افراد تحصیل­کرده و آکادمیکِ جامعه (اساتید، معلم­ها، دانشجویان و دیگر اقشار تحصیل­کرده)

ب) معتمدان جامعه (عالمان دین و واعظان و ریش­سفیدان و…).

ما باید این دو قشر عزیز را متوجه خطرات و خسارت­های این گونه فیلم­ها نماییم، و آنها هم به راحتی می­توانند جامعه را هوشیار سازند. متاسفانه بنده تا به حال افراد زیادی را دیده­ام که از عملکرد نابجای خانواده­ی خود عاصی بوده­اند ولی خیلی صادقانه گفته­اند که واقعا اختیار خانواده، دست ما نیست و کسی به حرف ما گوش نمی­دهد!!! از طرفی نمی­توانیم بی­خیال شویم و بگوییم: بگذار هر چه بادا باد!

پاسخ ما به این شخص این است :

ممنون از صداقت شما، که با زبانی سلیس می­گویید صاحبِ اختیار خانواده نیستید، در هر صورت فرد صاحب اختیار (حال پدرت باشد، مادرت یا برادرت) باید “تفهیم” شوند چون اگر از راه دیگری همچون زور و اجبار وارد شوید نه تنها مشکلات را حلّ نمی­کنید بلکه گرفتاری­های دیگری را هم ایجاد می­نمایید.

اما چگونه سراغ تفهیم برویم:

برای تفهیم یا فهماندن موضوع به طرف مقابل باید از درِ حکمت و درایت وارد شد، برای فرد اهل منطق و استدلال و سواد باید از همین راه استفاده کرد یا سعی کنیم افراد تحصیل­کرده را مطلع سازیم تا با او حرف بزنند، اما برای تفهیم افراد بی­سواد و عوام جامعه باید از معتمدان محلی که در گروه دوم ذکر کردیم استفاده نماییم (زیرا معمولا این افراد اهل تحقیق نیستند و سخن فرد معتمد را اتمام حجت می­دانند).

حال این تفهیم و تاثیرگذاری برای اعضای خانواده هم صدق می­کند، اگر اهل منطق هستند که با روش خود و اگر منطق­پذیر نیستند باید از راه افراد معتمد و نزدیک به ایشان، وارد عمل شویم.

به عنوان مثال اگر پدر دلسوزی احساس کند که دخترش به این فیلم­ها وابسته شده است، و دوست دارد جلوی او را بگیرد و نمی­داند چکار کند بایست نزد خانم معلم او یا استاد او برود و (در صورت نیاز) با ارائه این مطالب و توجیه خانم معلم از او درخواست نماید که با تاثیرگذاری فراوانی که بر دخترش دارد او را متقاعد سازد که دیگر به این فیلم­ها نگاه نکند…

ولی اگر دخترش اهل منطق است و می­تواند بر او تاثیر بگذارد خودش بدون نیاز به این کارها می­تواند او را متقاعد کند.

ممکن است پدری ده روز مطلبی را برای پسرش شرح دهد و مدام او را نصیحت کند ولی او اصلا به پدرش گوش ندهد، اما فرد تاثیرگذار بر پسرش در بیرون از خانه، تنها با یک جمله بتواند او را قانع سازد. همان­گونه که عرض شد متناسب با سن و شرایط و مقتضیات با بهره­گیری از حکمت و دوراندیشی باید از راه­های متفاوت بهره جست.

تذکر:

** فرد مورد نظر ما (دختر، پسر یا سرپرست) به هیچ عنوان نباید بفهمد که برای اصلاح او به دیگران رو انداخته­ایم تا بروند و او را متقاعد سازند! زیرا اینگونه تصور می­کند که تحقیر شده و حتی ممکن است کارمان نتیجه­ی عکس هم داشته باشد.**

اینکه هر بار به شخصی بگوییم تا با فرد دیگری سخن بگوید و… کار سختی است همچنین برای پیشبرد اهداف بزرگ باید به صورت کلان و گسترده کار کنیم. لذا می­توانیم نزد امام جماعت یا امام جمعه­های شهر و روستاهای اطراف برویم (بعضی از روستاها خیلی شلوغ می­شوند) و از آنها بخواهیم که این مطالب را به صورت تخصصی برای مردم بازگو نمایند. ارائه­ی مطالبی که در بالا نگاشته­ایم می­تواند بسیار مفید باشد.

یا همین کار را در مدارس انجام دهیم، نزد مدیر مدرسه برویم و موضوع را مطرح نماییم تا او هم همه­ی معلمان را توجیه نماید و آنها نیز این مطالب را به صورت بسیار جذاب و همه­فهم برای دانش­آموزان توضیح دهند.

یا نزد اساتید دانشگاه برویم و از آنها بخواهیم سمینارهایی با این موضوعات در دانشگاه برگزار نمایند.

طبق حدیث شریف پیامبرp که می­فرماید: “کُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ” یعنی همه­ی ما احساس مسئولیت داشته باشیم، به راحتی می­توانیم مردم جامعه را بیدار کنیم تا هر چه سریعتر این شبکه­ها را حذف نمایند و به مشاهده­ی این همه کانال و برنامه و مطلب دیگر بپردازند.

نویسنده: محتاج دعای خیر شما

مراد یوسفی ……. شهریور ۱۳۹۵

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس