معماری
خانه ---> الله - خداوند ---> آیات قرآنی پیرامون محبّت و عشق

آیات قرآنی پیرامون محبّت و عشق

آیات قرآنی پیرامون محبّت و عشق
نویسنده: عمرو خالد / مترجم: محمد ابراهیم ساعدی رودی
ای کسانی که دم از عشق و علاقه به پروردگار می زنید؛ بیایید این آیه را به شما نشان بدهیم تا ببینیم آیا واقعا" راست می گویید: یا این که ادعای شما فقط حرف هایی است که از دهانتان بیرون می آید؟
آیه ای که مدعیان عشق و علاقه را می آزماید، این فرمایش پروردگار است:
(قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا)توبه/24
« بگو : اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبيله شما ، و اموالي كه فراچنگش آورده‌ايد ، و بازرگاني و تجارتي كه از بي‌بازاري و بي‌رونقي آن مي‌ترسيد ، و منازلي كه مورد علاقه شما است »
این ها مجموعه ای از هشت چیز حلال است، خداوند همه ی آن ها را مباح گردانیده است، او ما را به نیکی به پدر و مادر، رحم و مهربانی به همسر فرمان داده است و به ما گفته است که «چه زیباست مال و ثروت صالح و نیکو برای مرد صالح و نیکو» پس تو باید مال و ثروت کسب کنی و در زندگیت موفق باشی.
ولی این آیه به تو می گوید:
ای کسی که ادعای عشق و محبت داری، بیا و به وسیله ی این آیه صداقتت را در محبت بیازما. همراه من این هشت مورد را بخوان و کاملا" تمرکز کن، آن ها را بر قلبت عرضه کن، فراموش کن که من با تو صحبت می کنم، چون اکنون تو داری از قلبت که در درونت هست، می پرسی، پروردگارمان مهم تر است یا این هشت مورد:
(‏ قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ‏)توبه/24
«‏ بگو : اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبيله شما ، و اموالي كه فراچنگش آورده‌ايد ، و بازرگاني و تجارتي كه از بي‌بازاري و بي‌رونقي آن مي‌ترسيد ، و منازلي كه مورد علاقه شما است ، اينها در نظرتان از خدا و پيغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد ، در انتظار باشيد كه خداوند كار خود را مي‌كند ( و عذاب خويش را فرو مي‌فرستد ) . خداوند كسان نافرمانبردار را ( به راه سعادت ) هدايت نمي‌نمايد . ‏»
این آیه به مثابه ی یک آزمون است، اگر این هشت مورد را از خداوند بیشتر دوست داشتی، پس از این بترس که در وجودت فسق و فساد است، یعنی می بایست اولویت و ارجحیت را پیش از هر چیز به خداوند اختصاص بدهی.
آیا این بدان معناست که این هشت مورد را دوست نداشته باشیم؟
می گوییم: نه، آن ها را دوست داشته باشد و خداوند نیز به تو دستور داده است که آنان را دوست بداری، چه کسی همسرش را دوست ندارد؟ چه کسی پدر و مادرش را دوست ندارد؟ ولی مبادا آنان را بیشتر از خداوند دوست بداری.
آیا در قلبت خداوند از همه چیز بزرگ تر است یا این که چیزهایی دوست داشتنی تر و بزرگ تر از خدا در قلبت وجود دارد؟ چه کسی در قلبت از همه با ارزش تر است؟ خدا یا کسی غیر از خدا؟ عبادتی که محبت را به دنبال ندارد، چه ارزشی دارد؟
آیه ی دیگری در ارتباط با عشق و محبت:
در کنار آیه ی دیگری از قرآن که موجب نگرانی و پریشانی تو می گردد، توقف می کنیم، خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
(وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ)بقره/165
«برخي از مردم هستند كه غير از خدا ، خدا گونه‌هائي برمي‌گزينند و آنان را همچون خدا دوست مي‌دارند ، و كساني كه ايمان آورده‌اند خدا را سخت دوست مي‌دارند »
عده ای از مردم، مخلوقاتی چون خودشان را به اندازه ی پروردگارشان دوست دارند، پس خداوند از آنان به عنوان شریک و همتا یاد می کند، یعنی اگر کسی را به اندازه ی خداوند دوست داشته باشی، بدین ترتیب برای خداوند شریک قایل شده ای، این امری بس سخت و دشوار است، خداوند می بایست والاترین درجه را در قلبت به خود اختصاص بدهد، و اگر کسی را دوست داشتی و او را در همان جایگاه قرار دادی، بدین ترتیب، برای خداوند شریک قایل شده ای، نه شریکی در ربوبیت، نه به این معنا که او را به عنوان معبود یا آفریدگار هم مرتبه ی خداوند یگانه قرار داده ای، بلکه او را در محبت شریک قرار داده ای، و این درست نیست، درست نیست که در قلبت همتایی برای او باشد، بلکه او باید صاحب اولین و بیشترین مهر و محبت در قلبت باشد. بنابراین جایز نیست که ثروت در زندگیت از خداوند با ارزش تر باشد، مثلا" اگر مال حرامی خوردی و سپس ادعا کردی خداوند را دوست داری، در این حالت تو دروغ می گویی، زیرا چیز دیگری را بر او برتری دادی.
اگر در زندگیت، ارزش زنی از او بیشتر باشد و دستوراتش را بر دستورات و فرامین پروردگار اولویت دادی، پس دیگر نگو: من خدا را دوست دارم، چون تو کسی دیگر را بیشتر از او دوست داشتی، باید بگویم: تو او را دوست نداری -پناه بر خدا- او بزرگ ترین عشق و علاقه در زندگیت نیست.
اگر چنین مسأله ای برایت اتفاق می افتد، پس نمی توان امیدوار بود که عبادت ها، نماز و روزه ات سود بخش است.
خیلی ها را می شناسم که زندگیشان دگرگون شده است، یکی از آنان نزدم آمده و می گوید: من فلان معصیت را رها کرده ام، دیگران گویند: ما دست از فلان کار کشیده ایم، ما از فلان کار پشیمانیم.
دیگری گوید: من به خاطر فلان کار اشک می ریزم، با خدا عهد می بندم و تو را گواه می گیرم که هرگز فلان کار را انجام ندهم، از فلان کار دست خواهم کشید، من فلان معصیت را رها کرده ام.
جوانی در جایی که جلوی چشمانم جعبه ی سیگار را پاره می کرد به من گفت: هرگز دوباره سیگار نمی کشم، چون نمی خواهم مرتکب کاری شوم که خداوند دوست ندارد و موجب آزار و اذیت فرشتگان می شود. تصور کنید، من هم چنان مات و مبهوت ماندم.
شخصی دیگر در برابرم لیست تلفن های موبایلش را باز کرد و گفت: من به وسیله ی این تلفن ها به کار حرام روی آوردم، همه پاک شده اند و من خدا را گواه می گیرم که همه را پاک کرده ام. سپس می گوید: پروردگارا! من هیچ چیز حرامی را نمی خواهم، شماره ی تلفنم را هم تغییر می دهم، چون نمی خواهم وسوسه شوم، بلکه می خواهم تو تنها عشق و علاقه ی زندگیم باشی.
کسی که به خاطر خدا کاری را رها کند، خداوند در عوض بهتر از آن را نصیبش می گرداند:
جوان کم سن و سالی( حدودا" 18 ساله) نزد یکی از علما رفته و از او پرسید: من با فلان دختر در ارتباطم و ما با هم چنین و چنان کرده ایم، آیا اگر رهایش کنم، خدا از من راضی می شود؟
او جواب داد: پسرم! اگر این کار انجام بدهی، نه تنها از تو راضی و خشنود می شود، بلکه مقام و منزلتت نزد او بالا می رود.
او قسم خورد و گفت: وقتی به خانه رفتم تلفنی با آن دختر صحبت کردم و به او گفتم: من دیگر با تو حرف نمی زنم، چون خداوند از هر چیز دیگری برایم با ارزش تر است.
او به من گفت: با خوش حالی و شادمانی تلفن را قطع کردم و احساس عجیبی در دلم داشتم، تو گویی ندایی به من می گفت: ما عشقت را با عشق دیگری عوض می کنیم.
نور هدایت:
وقتی برای ادای نماز عشا به مسجد رفتم، اما مرا صدا زد و گفت: دوست داری قرآن را یاد بگیری؟ یک نیروی پنهانی مرا به آموختن قرآن به تو فرا م خواند. جوان گوید: گفتم: بله و سوره ی بقره را در عرض یک ماه یاد گرفتم.
این جوان، چگونه به این درجه والا دست یافت؟ او عشق شهوت را رها کرد و عشق خداوند را برگزید.
مفهوم ند و مانند:(‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً)بقره/45
«برخی از مردم هستند که غیر از خدا خداگونه هایی برمی گزینند.»
آیا تو هم این چنین هستی؟ این شرکت در عبودیت نیست بلکه در مهر و محبت است.«یحبونهم کحب الله»(آنان را هم چون خدا دوست دارند.)
به همین جهت نگفت: آن ها را بدون خدا، دوست دارند و نگفت: آن ها را دوست دارند ولی خدا را دوست ندارند.
آیا تو دوستدار خداوند هستی؟
ما همگی خداوند متعال را دوست داریم، من از این موضوع مطمئن هستم، ولی مشکل کجاست؟ مشکل آن جاست که میان پروردگار و چیزهایی دیگر برابری ایجاد کنی.الله می فرماید: (یحبونهم کحب الله)«آنان را هم چون خدا دوست دارند» نگفت: آنان خدا را دوست ندارند، در آیه آمده است که آنان خدا را دوست دارند ولی در عشق و محبت برای خداوند شریک و همتا قرار داده اند.
سپس می فرماید: (والذین آمنوا)«و کسانی که ایمان آورده اند»
دوستداران خداوند تبارک و تعالی هستند (اشد حبا لله)«خدا را خیلی دوست دارند»
آیا جزو این گروه هستی؟
تا به حال چند بار به خاطر خدا، چیزی را رها کردی؟
به همین خاطر باید فتنه ها و آزمایش هایی در زندگی مان وجود داشته باشد، تا هرگاه که مدعی مهر و محبت شدی و به تو گفت: فلان چیز را رها کن. بگویی: بله و مثل همسران صحابه رفتار کن، یکی از آنان لباش هایش را پاره می کرد تا حجاب و پوششی برای خودش درست کرده و بدین ترتیب پروردگار را راضی و خشنود بسازد، پس آیا عاقلانه است که برایت با ارزش تر از رضایت پروردگار متعالت باشد؟!
حقا که (و الذین آمنوا اشد حبا لله) «و کسانی که ایمان آورده اند خدا را خیلی دوست می دارند.» به همین دلیل وقتی دوزخیان به آتش افکنده می شوند، می گویند:
(‏ تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏‏)شعراء/97-98
«‏ به خدا سوگند ما در گمراهي آشكاري بوده‌ايم .‏ آن زمان كه ما شما ( معبودان دروغين ) را با پروردگار جهانيان ( در عبادت و طاعت ) برابر مي‌دانستيم . ‏»
از صمیم قلب خداوند را دوست بدارید
بشنو اولین کلمه ای را که رسول الله(ص) هنگام ورود به مدینه گفت: از ابن عباس- رضی الله عنهما- آمده است که گفت: رسول خدا فرمود:
(الله را به خاطر نعمت هایش که به شما می دهد ، دوست بدارید، مرا به خاطر دوستی خدا دوست بدارید و اهل بیتم را به خاطر دوستی من دوست بدارید.)
به این مفهوم خوب بیندیش و از صمیم قلب پروردگارت را دوست بدار، مواظب باش و قلبت را مملو از عشق و محبت خداوند تبارک و تعالی بگردان.
ای مردم:«الله را به خاطر نعمت هایش که به شما ارزانی می کند، دوست بدارید.»
نعمت های خدا را به خاطر بیاور:
اگر می خواهی الله را دوست داشته باشی، نعمت هایی را که به تو ارزانی داشته است به خاطر بیاور، مثلا" تو الان می توانی ببینی و این یکی از نعمت های او به توست، زیرا برخی از این نعمت محرومند، تو احساس می کنی و دیگری احساس نمی کند، تو می توانی حرکت کنی و دیگری زمین گیر است و حرکت نمی کند، تو می فهمی و دیگری دیوانه ای ست که نمی فهمد و مردم او را مسخره می کنند، تو مسلمان هستی و خداوند دیگران را به سوی اسلام رهنمون نساخت.
خواهر بشربن حارث حافی(یکی از عباد و زهاد) گوید: شبی بشر آمد و یک پایش را در خانه گذاشت و پای دیگرش هم چنان بیرون ماند، او تا صبح به همین حالت باقی ماند. از او پرسیدند: دیشب به چه چیزی فکر می کردی؟ گفت: به بشر مسیحی و به بشر یهودی، بشر مجوسی و خودم که اسمم بشر است، می اندیشیدم، با خود گفتم: پیش از این که خداوند از میان آنان نعمت اسلام را به من اختصاص بدهد، چه کاری انجام داده ام؟ پس از فضل و بخشش خداوند نسبت به خودم تفکر نمودم و حمد خدای را به جای آوردم از این که مرا به سوی اسلام رهنمون ساخت، مرا به اسلام اختصاص داد و لباس دوستدارانش را بر تنم نمود.
به نعمت هایی که خدا به تو عطا کرده نگاه کن، تو را به خدا از روز تولدت تا به امروز نعمت های خدا بر تو چه قدر است؟ از روزی که تو را آفریده تا به امروز چه قد برایت هزینه کرده است؟ گوشتت از چه کسی است؟ از پدرت؟ گوشت پدرت از چه کسی است؟ از پدر بزرگت؟ گوشت او از چه کسی است؟ تو، فامیلت، خانواده ات و فرزندانت را چه کسی به وجود آورده است؟ تو را چه کسی آفریده است؟
تو و آن چه را داری چه کسی آورده است؟ الله را به نعمت هایش که به شما ارزانی می کند، دوست بدارید. به خاطر نعمت هایی که به شما داده است، به این خاطر نمی توان خدا را بدون یاد آوری نعمت هایش بر خود دوست داشته باشی، چون او تو را به آن جا آورده است.
تو را به خدا آیا شایسته ی آن همه نعمت بودی؟
خداوند حب عبادت را در دلت انداخته و قدرت ایستادن به تو داده است اما آیا این نعمت را خودت داشتی یا از فضل و بخشش خداوند بدان رسیدی؟ برایت شب قدر قرار داده است، نیکی ده برابر و بدی به اندازه ی خودش محسوب می گردد، تو برایش خیلی عزیز هستی، پس دوستش بدار، چون او تو را دوست می دارد، چون تو برایش گرامی و ارجمند هستی، دوستش بدار و از شدت محبتش به تو، فرشتگان را در برابر پدرت، به سجده واداشت، و وقتی دشمنت ابلیس از سجده کردن سرباز زد، او را از بهشت راند. فقط به خاطر این که در برابر این جنس سر تعظیم فرود نیاورد به او گفت: برو بیرون، تو از بهشت اخراجی و برای همیشه لعنت شده ای. چون در برابر مخلوق جدیدی که دوستش دارم و با دستانم آن را آفریده ام، سجده نکردی.
ببین چقدر برایش عزیز و گرامی بودی، تا آن جا که با دستان بخشنده اش- بدون تشبیه- تو را آفرید، و تو آن قدر برایش گرامی و ارجمند بودی که از روح خودش در بدن پدرت دمید:
(‏ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ‏)حجر/29
«‏ پس آن گاه كه او را آراسته و پيراسته كردم و از روح متعلّق به خود در او دميدم . ( براي بزرگداشت و درودش ) در برابرش به سجده افتيد . ‏»
تو آن قدر نزدش عزیز و ارجمند هستی که از میان ملیاردها موجود روی زمین، تو را انتخاب کرد و مسلمان قرار داد.
خدا را به خاطر نعمت اسلام، سپاس:
به غیر مسلمان ها بنگر، مردی به نام گاندی، مردی بسیار بزرگ، کسی که غرب و حتی ما به او احترام می گذاریم، مردی استوار و قدرتمند، مردی سرسخت، موفق و باهوش که توانست به ایده هایش جامه ی عمل بپوشاند، با وجود این هرگاه از کار گاوی عبور می کرد، فضولاتش را بر می داشت و به بدننش می مالید! تو خدا را به خاطر مسلمانی شکر گزار باش، خدا را سپاس گوی، چون تو را مثل سلمان فارسی که بیست سال در جست و جوی حقیقت سپرس کرد و بالاخره بدان دست یافت، خسته نکرد. خدا را سپاسگزار باش که ناگهان از خواب پریدی و کارتت را دیدی که کلمه ی مسلمان بر آن نوشته شده است، خدا را سپاسگزار باش و او را دوست بدار، چرا که تو را از پدر و مادر مسلمانی به وجود آورده است.
بیا با هم تصور کنیم خدا چقدر تو را دوست دارد:
تصور کن، شش میلیارد و نیم بشر روی این زمین زندگی می کنند و خداوند از میان شش میلیارد و نیم تو را انتخاب کرد و تو را از یک میلیارد و نیم مسلمان قرار دارد. پس ببین، این اولین نعمت است، سپس برای بار دوم تو را برگزید و از زمره ی نمازگزاران و کسانی که در مسجد نماز می خوانند، قرار داد.
مرتب تو را از یک دایره به دایره ای تنگ تر و تنگ تر انتقال داد… .
او هم چنان تو را به خودش نزدیک می کند، نزدیک تر و نزدیک تر، سپس تو را جزو هزاران یا صدها هزار نفری که در مسجد نماز می خوانند، قرار داد و نماز تراویح را نزدت محبوب نمود. و تو را بر آن داشت که یک جز قرآن می خوانند؟ می دانی چند نفر؟ تعداد کم و اندک، تقربیا" چند نفر! سه میلیون، چهار میلیون یا پنج میلیون.
تجسم کن، از میان شش و نیم میلیارد نفر تو را انتخاب نمود، پس محبت طاعت و عبادت را در دلت انداخت. که مصداق این فرمایش باری تعالی است:
(وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ)حجرات/7
«اما خداوند ايمان را در نظرتان گرامي داشته است و آن را در دلهايتان آراسته است»
بنابراین آیا کسی را که همه ی این چیزها را برایت فراهم آورد، دوست داری یا نه؟ کسی که تو را غرق این همه نعمت می کند، شایسته ی دوست داشتن هست یا نه؟
کسی که نعمت های آشکار و پنهانش را در اختیارت گذاشته است، سزاوار دوست داشتن تو هست یا نه؟
————————————-
منبع: هدایت / نویسنده: عمرو خالد / مترجم: محمد ابراهیم ساعدی رودی / انتشارات:دامینه-1387

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس