معماری
خانه ---> محمّد رسول الله ---> دلایل عقلی و نقلی در باب ايمان به رسالت حضرت محمد (ص)

دلایل عقلی و نقلی در باب ايمان به رسالت حضرت محمد (ص)

دلایل عقلی و نقلی در باب ايمان به رسالت حضرت محمد (ص)
نویسنده: ابوبكر جابر الجزايري / مترجم: عبدالعزيزسليمي
انسان مسلمان ايمان و يقين دارد كه حضرت محمد بن عبدالله بن عبدالطلب كه از نسل اسماعيل بن ابراهيم است، بنده خداوند وفرستاده‌ او به ميان همه مردم اعم از سياه و سپيد و سرخ و زرد است. و به وسيله رسالت خود به نبوت ورسالت پيامبران پيشين پايان بخشيده و پس از او پيامبري نخواهد آمد. همچنين ايمان دارد كه خداوند به وسيله معجزاتي او را پشتيباني نموده و بر ساير پيامبران برتري بخشيده است و امت او را هم بر ديگر امت ها برتري داده است. محبت و اطاعت و پيروي از او را واجب گردانيده و به او ويژه گيهايي را عطا فرموده كه ديگران از آن بي بهره اند، براي اين باورها دلايل نقلي و عقلي زير وجود دارند:
دلايل نقلي:
1-         در مورد آمدن وحي خداوند و ملايك او شهادت مي دهند خداوند متعال مي فرمايد: ( لكن الله يشهد بما انزل إليك أنزله بعلمه و الملائكة يشهدون وكفي بالله شهيدا ) النساء: 166 )
" هر چند كافران رسالت تو را انكار مي نمايند ) لكن خداوند بر آنچه ( قرآن ) بر تو نازل نموده گواهي مي دهد، اين خداوند است كه آنرا بر مقتضاي دانش خويش نازل كرده و فرشتگان نيز گواهي مي دهند، اما كافي است كه خداوند گواه باشد”.
2-         خداوند در مورد عموميت، و خاتميت رسالت حضرت محمد صلي الله عليه وسلم و وجوب اطاعت و محبت او مي فرمايد:
( يا ايها الناس قد جاء كم الرسول بالحق من ربكم فآمنوا به ) النساء: 170
اي مردم براستي حق و درستي فرستاده اي از طرف پروردگارتان به ميان شما آمده است، پس به او ايمان بياوريد”.
و مي فرمايد: (هو الذي بعث في الأمين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوامن قبل لفي ضلال مبين ) الجمعه: 2. "خداوند كسي است كه از ميان بيسوادان پيامبري را برانگيخت و او را به ميانشان فرستاد،تا آيات خداوند را برايشان بخواند و آنان را پاك گرداند، و او بديشان كتاب ( قرآن ) و حكمت ( سنت ) را مي آموزد. آنان پيش از آن در گمراهي آشكار قرار داشتند”.
3- رسول خدا صلي الله عليه و سلم در مورد ختم نبوت به رسالت ايشان و وجوب فرمانبرداري و عموميت آن مي فرمايد: " من بنده خداوند و آخرين پيامبر او هستم…". . و مي فرمايد: " مثال من و پيامبران قبل از من اينگونه است كه، كسي منزلي را به بهترين صورت بسازد، و تنها يك جاي آن را تكميل ننموده باشد، وقتي كه مردم آن منزل را مي بينند و از زيبايي آن در شگفت مي شوند، مي گويند: كاش اين كمبود را نمي داشت ! رسالت من آن كمبودي را در ساختمان رسالت پيامبران تكميل مي گرداند”. و مي فرمايد: "سوگند به كسي كه جان من در اختيار اوست، هيچكس از شما ايمان ندارد مگر آنكه مرا از فرزند و پدر و مادر و همه مردم بيشتر دوست نداشته باشد”. و همچنين مي فرمايد: " برتري من بر ديگر پيامبران بخاطر شش موضوع است، قرآن كه همه سخنها را در بردارد به من داده شده، بر ترس چيره شده ام، غنيمت ها بر ما حلال است، همه زمين براي ما پاك و عبادتگاه مي باشد،من براي هدايت همه مردم آمده ام، و پيامبري به وسيله من پايان يافته است”.
4- تورات و انجيل بعثت، رسالت و نبوت او را گواهي نموده و موسي و عيسي آمدن او را بشارت داده اند. خداوند متعال كلام حضرت عيسي را در اين مورد بيان مي فرمايد كه: "و اذ قال عيسي بن مريم يا بني اسرائيل اني رسول الله اليكم مصدقا لما بين يدي من التورا‌ة و مبشرا برسول يأتي من بعدي اسمه احمد” ( الصف: 6 ). " و خاطرنشان ساز زماني را كه عيسي پسر مريم گفت: اي بني اسراييل ! من فرستاده خدا به ميان شما هستم، و توراتي را كه پيش از من آمده است،تصديق مي نمايم، و به پيغمبري كه بعد از من مي آيد و نام او محمد است مژده مي دهم”. و همچنين مي فرمايد: (الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مكتوبا عندهم في التواراة والانجيل، يامرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر و يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث). (الاعراف: 157). "كساني كه از فرستاده و پيامبر امي خداوند پيروي مي كنند، پيامبري كه ( نام او ) را در تورات و انجيل مي يابند، او آنان را به كار نيك دستور مي دهد و از كار زشت باز مي دارد. پاكيزه ها را برايشان حلال و ناپاكيها را بر آنان حرام مي سازد”.
و در تورات آمده است:" پيامبري را از برادران خودشان به ميان آنها خواهم فرستاد، و كلامم را بر زبان او جاري خواهم نمود، و در مورد هر چيزي كه به اوفرمان داده ام با آنان سخن خواهد گفت: و هر كس از كلامي كه به نام من مي گويد پيروي ننمايد، من خود از او انتقام خواهم گرفت”.
اين مژده كه در مورد نبوت حضرت محمد و رسالت او وجوب پيروي از هدايتش، در تورات به يقين آمده است، حجت ودليلي است كه مردم يهود هيچ پاسخي در برابر آن ندارند، و تأويل و انكار آن سودي را در برنخواهد داشت. زيرا اينكه خداوند مي فرمايد:” پيامبري را به ميان آنان خواهم فرستاد”. شهادتي آشكار و يقيني بر نبوت و رسالت حضرت محمد صلي الله عليه وسلم است، زيرا در اينجا مخاطب خداوند، حضرت موسي است كه خود پيامبر و فرستاده خداوند مي باشد، و كسي هم كه همانند اوست در واقع پيامبر خداوند خواهد بود.
 
 دلايل عقلي
1- وقتي كه خداوند بيشتر پيامبراني را مبعوث فرموده چه مانعي وجود دارد كه حضرت محمد را نيز براي هدايت بشريت مبعوث فرمايد؟ وقتي كه از نظر عقل و شريعت مانعي وجود ندارد، چه ضرورتي دارد كه رسالت او براي همه بشريت انكار شود.
2- شرايط و اوضاع و احوالي كه رسول خدا در آن مبعوث گرديد شرايط و اوضاعي بود كه آمدن پيام و رسالتي آسماني را براي هدايت بشريت و معرفت خداوند ضروري مي نمود.
3- گسترش سريع اسلام در همه نقاط جهان و روي آوردن آزادانه مردم و ترجيح آن بر ساير اديان خود دليلي ديگر بر صداقت نبوت حضرت محمد است.
4- صحبت و درستي اصول و ارزشها و انديشه ها و قوانيني كه اسلام آورده است و ظهور نتايج مثبت و سازنده آنها، گواهي گرانقدر بر آن است كه اسلام برنامه خداوند و پيام آور آن حضرت محمد است.
5- روي دادن معجزات و اموري بر خلاف عادت كه عقل بشري تحقق آنها را از طرف غير پيامبران محال مي شمارد، كه تعدادي از آنها در احاديث شبه متواتر ثابت شده اند، و بجز سبك مغزان هيچكس آنها را انكار نمي كند. اشاره مي نماييم:
1- دو نيم شدن ماه كه احاديث آن در صحيحين آمده است. موضوع به اين صورت بود كه وليد بن مغيره و عده اي ديگر از سران مشركين از رسول خدا صلي الله عليه وسلم خواستند براي اثبات نبوت و رسالت خود كاري خارق العاده را انجام بدهد. در اينحالت ماه دو نيم گرديد و نيمي از آن بر روي كوه و نيمي ديگر بر پهنه آسمان ديده مي شد و رسول خدا فرمود، اين دو نيم شدن ماه را شما شهادت دهيد ! برخي گفتند: نيمي از ماه را درميان دره كوه ابوقبيس مشاهده نموديم. و مردم قريش بعدها به هنگام رفتن به تجارت از مردم ديگر مناطق در مورد آن واقعه سؤال كردند كه آيا دو نيم شدن ماه را ديده اند، آنان درست هماني را كه مردم مكه ديده بودند بازگو نموند. و اين آيه از قرآن در اين رابطه نازل گرديده است كه مي فرمايد:
( اقتربت الساعة و انشق القمر و ان يروا كل آية يعرضو و يقولوا سحر مستمر و كذبوا و اتبعوا اهواءهم). (القمر: 1 – 3 ). " قيامت نزديك مي شود، و ماه دو نيم گرديد. ( مشركان ) هر چند معجزه و نشانه مهمي را هم ببينند از آن روي گردان مي شوند، و مي گويند جادوي گذرا و ناپايدار است، و آن را دروغ مي پندارند، و به دنبال كششهاي نارواي نفساني خويش مي رفتند”.
3-         در روز جنگ احد چشم قتاده از حدقه بيرون آمد، رسول خدا صلي الله عليه وسلم آن را در جاي خود نهاد، و خوب و سالم گرديد.
3- در غزوه خيبر چشمان حضرت علي رضي الله عليه عنه دچار درد شديد گرديد و رسول خدا صلي الله عليه و سلم، در چشمان او فوت كرد و چنان خوب شدند كه انگار هيچگونه ناراحتي نداشته اند.
4-         پاي ابن الحكم در روز بدر شكست و رسول خدا دست خود را بر روي آن كشيد و درهمان لحظات پاي او شفا يافت وتا آخر عمر هيچگاه او را آزار نداد.
 
5- رسول خدا صلي الله عليه و سلم از خداوند خواست كه بنيان حكومت كسري را بركند كه خداوند دعاي او را مستجاب فرمود.
6- ايشان از خداوند خواستند كه ابن عباس آگاه ترين مسلمان از دين باشد، كه عملا ابن عباس يكي از پيشگامان دانش در دين بود.
7- معجزه اسراء و معراج يكي از مهمترين معجزات رسول خدا مي باشد، زيرا ايشان بر اساس خواست خداوند شبانه از مسجد الحرام در مكه به مسجد الاقصي در بيت المقدس و از آنجا به آسمانها رفته و وقتي به منزل بازگشند بستر ايشان هنوز سرد نگرديده بود.
8- مهمترين و ماندگارترين معجزه رسول خدا صلي الله عليه وسلم قرآن است. قرآني كه تاريخ و سنتهاي حاكم گذشتگان و آيندگان در آن وجود دارد، براي بشريت حاكم و قاضي و راهنما و نور است. معجزه بزرگ و جاويداني است كه در گسترهء زمانها همچنان تراوت خود را حفظ خواهد كرد، و همچنان گواهي گرانقدر بر درستي نبوت رسول خدا صلي الله عليه وسلم بوده، و حجت وبرهان براي همه آيندگان خواهد بود.
——————————————–
منبع : كليات اسلام
مولف: ابوبكر جابر الجزايري
مترجم: عبدالعزيزسليمي
انتشارات : نشر احسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس