معماری
خانه ---> الله - خداوند ---> حقيقت شكر در ارتباط با مظاهر رحمت خداوند

حقيقت شكر در ارتباط با مظاهر رحمت خداوند

حقيقت شكر در ارتباط با مظاهر رحمت خداوند

نويسنده: استاد شهيد ناصر سبحاني

شكر در اصل به معني ( پرده برداشتن از روي چيزي) است كه مقلوب آن يعني(كشر) نيز به همين معني است. (كشر عن اسنانه) يعني در هنگام خنديدن دندانهايش آشكار شد.

براي تحقق شكر به صورت كامل، مسئله پرده برداشتن بايد در چند مرحله انجام گيرد كه عبارتند از:

1.مرحله نخست مرحله معرفت است. شكر هر نعمت و پرده برداشتن در اين قسمت اين گونه تحقق مي يابد كه انسان متوجه اين نكته مي شود كه اين نعمت متعلق به خداست.

2.مرحله دوم مربوط به موضع گيري دروني انسان است. انسان در اين مرحله بايدموضع گيري دروني متناسب با آن نعمت را اتخاذ نمايد؛ موضع گيري اي كه نشان دهنده اين امر باشد كه اين نعمت از خداوند است و با چنين موضع گيري دروني پرده از روي اين امر بردارد. اين موضع گيري همان حالت امتناني است كه انسان در برابر منعمي به خود مي گيرد(حالت سپاس گزاري)

3.مرحله سوم اين است كه انسان با زبان پرده از روي اين امر بردارد و اعتراف كند كه اين نعمت از خداست.

4.مرحله چهارم كه از تمام مراحل ذكر شده مشكل تر است مرحله عمل است. انسان در اين مرحله بايد هر نعمتي از نعمتها را در جايي و به گونه اي به كار گيرد كه خداوند خود مقرر كرده است؛ زيرا اگر انسان به خواست خود از نعمتهاي خدادادي استفاده كند گويي به زبان حال مي گويد اين نعمت از خود من است، يا اين نعمت صاحبي ندارد ؛ اما وقتي به فرمان صاحب نعمت يعني خداوند مقيد باشد، گويي با زبان حال و عملا" مي گويد كه اين نعمت از آن خداست ودر استفاده كردن از آن من مقيد به دستورات او هستم.

با توجه به آنچه گفته شد مي توان گفت: (شكر) شكر همه زندگي انسان را در بر مي گيرد. و همانطور كه اهل به اصطلاح عرفا گفته اند: مقام شكر جامع همه ي مقام هاست. يعني اگر انسان شاكر شد و به اين مقام رسيد به همه آن صفاتي دست پيدا خواهد كرد كه در امر تزكيه بايد به آنها دست يابد و به آنها متصف گردد. دست يافتن به صفاتي ديگر غير از شكر اين گونه نيست ؛ مثلا": اگر انسان به صفت(صبر) دست يافت و فردي صابر شد هرگز به اين معني نيست كه چنين فردي با كسب صفت صبر به تمام صفات دست يافته است؛ اما با اتصاف به صفت(شكر) صفت(صبر) و ساير صفات را نيز به دست مي آورد.

خلاصه ي مطلب اينكه حقي كه انسان نسبت به رحمت خدا دارد برخورداري از مظاهر رحمت است و واجبي كه در ارتباط با خداوند متوجه او مي شود (شكر) اين مظاهر رحمت است. چنين شكري نيز با شناخت اين كه اين نعمتها از آن خداوند است و سپس اتخاذ موضع گيري دروني در برابر خداوندي كه اين همه مظاهر رحمت را در اختيار او قرار داده است( امتنان دروني در برابر خداوند به خاطر وجود اين نعمت ها) و بعد از آن اعتراف به اين نعمت ها با زبان قال و سرانجام استفاده كردن از اين نعمت ها آن گونه كه خداوند دستور داده است تحقق مي يابد. و چون بخشي از اين استفاده كردن از نعمت ها در ارتباط با بندگان و آفريدگان خداوند است، بنابراين واجب و وظيفه انسان خود به خود شاخه اي ديگر به خود مي گيرد و آن اين كه او بايد آن نعمت ها را در ارتباط با بندگان خدا به كار گيرد؛ يعني او هم بايد نسبت به بندگان خدا  رحيم باشد. بر اين اساس است كه مؤمنين نسبت به هم رحيم هستند: ( رحماء بينهم).

________________________

منبع: اسماء الحسناء/ مؤلف: استاد ناصر سبحاني / ناشر: مردم سالاري/تهران اول1387

تنظيم براي نوگرا: باران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس