معماری
خانه ---> زندگی نامه ---> گفتگوي ويژه با دكتر علي محمد صلابي متفكر و انديشمند اسلامي
ترجمه: عبدالخالق احسان دكتر علي محمد صلابي يكي از نويسنده هاي مؤفق تاريخ اسلامي است كه با نوشتن كتاب هاي در سيرت، زندگي خلفاي راشدين، دوره اموي ها و عباسي ها، زندگي نامه صلاح الدين ايوبي، محمد فاتح و… شهرت جهاني كسب كرده و تاريخ اسلام را به شيوه دقيق و علمي باز نويسي نموده است. چند وقت پيش مصاحبه با ايشان در خصوص نوشته هايش صورت گرفته بود و نظر به اهميت آن ترجمه شده و اينك خدمت خواننده هاي گرامي تقديم مي گردد.

گفتگوي ويژه با دكتر علي محمد صلابي متفكر و انديشمند اسلامي

علي محمد صلابي گفتگوي ويژه با دكتر علي محمد صلابي متفكر و انديشمند اسلامي

ترجمه: عبدالخالق احسان

دكتور علي محمد صلابي يكي از نويسنده هاي مؤفق تاريخ اسلامي است كه با نوشتن كتاب هاي در سيرت، زندگي خلفاي راشدين، دوره اموي ها و عباسي ها، زندگي نامه صلاح الدين ايوبي، محمد فاتح و… شهرت جهاني كسب كرده و تاريخ اسلام را به شيوه دقيق و علمي باز نويسي نموده است. چند وقت پيش مصاحبه با ايشان در خصوص نوشته هايش صورت گرفته بود و نظر به اهميت آن ترجمه شده و اينك خدمت خواننده هاي گرامي تقديم مي گردد.

 

–    چرا تاريخ اسلامي را اختيار كرديد؟ و علاقه تان به تاريخ اسلام چيست؟

علاقه من به تاريخ اسلامي از زماني آغاز شد كه در زندان با عده از بزرگان سياسي و فرهنگي در ارتباط بودم و دانستم كه ما و به خصوص نسل جوان از تاريخ اسلامي بيگانه شديم و شخصيت هاي اسلامي معاصر مانند: محمد علي سنوسي، احمد شريف، عمر مختار، محمد المهدي و… را نمي شناسيم.

 

دريافتم كه سيرت پيامبر صلي الله عليه وسلم نياز به مدارسه ويژه دارد، به خصوص تعامل پيامبر با قوانين و سنت هاي زندگي. اهتمام من به ( دانش نصرت در قرآن كريم) انواع، اسباب، شرايط، مراحل و اهداف آن، مرا وادار كرد كه فقه تمكين در قرآن را از لابلاي تاريخ و زندگي پيامبر صلي الله عليه وسلم استخراج نمايم و اينكه پيامبر چگونه به جماعت توجه داشتند؟ و چگونه جامعه را دگرگون نمودند؟ دولت اسلامي را چسان تآسيس نمودند؟ چطور با يهود و نصاري جنگيدند؟ و چگونه تمدني را بنا كردند؟ و بعد به دوره خلفاي راشدين پرداختم و اينكه چگونه دست هاي آلوده ي در تحريف روايات تاريخي تلاش كردند؟ و چهره هاي شخصيت هاي بزرگ اسلامي را وارونه جلوه دادند؟

 

–    چرا زندگي خلفاي راشدين را در كتاب هايت به تفصيل بيان كردي؟ و در چه جوانبي بيشتر تركيز نموديد؟

 

به فقه سياسي و آنچه مربوط به فتوحات اسلامي مي شود، بيشتر اهتمام نمودم و حوادثي كه در دوره حضرت ابوبكر، عمر، عثمان و علي رضي الله عنهم رخ داده و چگونگي تعامل شان با حوادث و توصيه پيامبر صلي الله عليه وسلم به پيروي از سنت خلفاي راشدين نيز تركيز نمودم. رسول معظم اسلام فرمودند: بعد از خلافت راشده، پادشاهي ستمگري و ظلم به ميان مي آيد؛ پس بايد بدانيم كه خلافت راشده چيست؟ معني و ويژگي هاي آن چه مي باشد؟ و طبيعت آن چگونه است؟

 

فهم اين قضايا گامي است به سوي خلافت راشده و بايد اين فقه و فرهنگ خلافت راشده بين مردم متداول شود؛ لذا به دوره خلافت راشده دقت بيشتري نموده و كشف كردم كه خليفه پنجمي هم وجود داشته كه حسن بن علي رضي الله عنهما مي باشد. حضرت حسن بن علي پروژه اسلامي و اصلاحي مهم و حياتي را به امت اسلامي تقديم نمود، او وحدت امت و ادامه فتوحات جديد را رهبري كرد. از خلال پروژه اصلاحي حسن اين فرموده رسول خدا صلي الله عليه وسلم قابل فهم مي شود ( اين فرزندم سيد است و خداوند توسط او بين دو گروه بزرگ اسلامي صلح برقرار مي سازد). از معاني بزرگواري شخصيت حضرت حسن، تلاش او به وحدت، جلوگيري از خونريزي و ادامه فتوحات مي باشد.

–    نوشتن تاريخ اسلام را از كدام منهج دنبال كرديد؟

 

من مقيد به منهج هاي معروف نزد مؤرخين نيستم كه تنها به شكل زنجيره ي و ماده محض تاريخي اهتمام دازند، به نظر من تاريخ وسيله دعوت به سوي الله متعال مي باشد. مواد تاريخي كه به آنها اهتمام داشتم؛ بر منهج قرآن كريم در بيان قصه هاي پيامبران تدوين نمودم. در داستان هاي قرآني بر صفات پيامبران، منهج و عقايد شان و خطرناك بودن شرك و اهميت ايمان به الله متعال و روز آخرت تركيز شده است.

وقتي از شخصيت هاي اسلامي مثل: ابوبكر و عمر و عثمان و علي رضي الله عنهم صحبت مي كنم؛ انديشه اصليم اين است كه چگونه اسلام را درك نمودند؟ چگونه با اسلام زندگي كردند؟ رابطه شان با قرآن چطور بوده؟ ديدگاه شان نسبت به خداوند، پيامبر، هستي و زندگي چيست؟ و تنها به جانب تاريخي محض توجه نمي كنم؛ بلكه به جانب عقايد و آثار آن نيز اهتمام دارم و درس ها و عبرت هاي از لابلاي تاريخ استخراج مي كنم؛ چون درقصه هاي گذشتگان ما عبرت هاي نهفته است و هدف اصلي بيان تاريخ، كشف عبرت هاست؛ زيرا قضايا تكرار مي شود و بايد بدانيم كه چگونه به مسايل جديد برخورد داشته باشيم.

–    عده شما را متهم مي كنند كه تاريخ را طولاني كرده و عقايد را در لابلاي تاريخ گنجانيده ايد؟

 

من به اين باورم كه خواننده هاي تاريخ خيلي بيشتر از كساني اند كه كتاب هاي عقايد، تفسير، حديث و فقه را مي خوانند؛ چون تاريخ را سياستمدار، انديشمند، كار گردان سريال ها و همه مردم مي خوانند. علاوه بر آن برخود اجازه مي دهم كه در لابلاي تاريخ به مسايل عقيده و اخلاق و احكام شرعي كه به تاريخ ارتباط دارد بپردازم؛ چون تاريخ يك وسيله دعوتي است.

 

هم چنان به قضاياي مهمي مي پردازم و نظرم را به صراحت بيان مي كنم؛ اما اين مناقشه و بررسي حقايق را با بي ادبي و دشنام و بدگويي آلوده نمي سازم حتي كه فتنه دوره حضرت علي رضي الله عنه را موشگافي كردم. گرچه مشهور است كه علماء اهل سنت گفته اند: خود را به فتنه نيندازيد؛ چون خداوند دست هاي ما را به آن نيالود و ما هم زبان هاي خويش آلوده نمي سازيم. ليكن اين نظريه منجر به بروز گروه گمراهي شده كه روايات ضعيف و ساختگي را وارد اين مرحله مهم تاريخي مي سازند و مستشرقين از اين خرافه گويي ها پيروي كرده و اين دوره اسلامي را خدشه دار مي كنند.

 

–    شما گفتيد كه از صفحات درخشان تاريخ اسلام بحث مي كنيد، آيا اين در چوكات بحث موضوعي نمي گنجد؟

به نقطه هاي درخشان تاريخ اسلام و چگونگي تعامل به آن توجه نموده؛ چون اين قضايا تأثير مثبتي بر نفس انساني دارد و خداوند به وسيله آن قلب و عقل را نوراني مي سازد. و صفحات درخشان محل پيروي مي باشد؛ اما من به گوشه هاي تاريك نيز اشاره مي كنم تا درس و پند گرفته و خويشتن را دور سازيم. بعد از سقوط بغداد و ظهور جريان شيعي رافضي به صورت آشكار شبهاتي زيادي در مورد دوران صحابه و عموم تاريخ اسلامي ايجاد گرديد از همين جهت به بيان حقايق وقعي گذاشته و ديدگاه سليم اهل سنت را ارايه كرده و خطا هاي صحابه را بيان نموده و اصل موضوع را واضح ساختم. مثلاً در مورد شخصيت حضرت معاويه رضي الله عنه، در خصوص ولي عهدي يزيد اختلافات زيادي است و من به مقام و جايگاه اين صحابه جليل القدر و خدماتش به امت اسلامي ارزش خاصي قايلم؛ اما در عين حال خطاي شان را در مورد تعيين جانشيني يزيد توجيه نمي كنم؛ چون اين تعيين مطابق دوران خلفاي راشدين نبود باز هم اين را خطاي طبيعي و انساني ميدانم؛ چون به نظر ما صحابه معصوم نيست. آنچه برايم خيلي اهميت دارد، بيان حقيقت و مداواي خطاست تا از آن عبرت گرفته و دچار خطا نشويم.

 

 

–    آيا فقط براي حركت اسلامي مي نوسيد؟

براي عموم امت اسلامي مي نويسم و در ضمن پيشقراولان حركت اسلامي را نيز شامل مي گردد. با تأسف كه آنچه از تاريخ اسلامي به زبان انگليسي و فرانسوي ترجمه شده، همه توسط خاورشناسان صورت گرفت و مخالف ديدگاه اسلامي سني صحيح مي باشد.

 

–    خطوط مشخص پروژه ي كه شما براي خواننده ها و امت اسلامي ارايه مي كنيد، چيست؟ و چگونه مي توانيم در زمان حاضر نهضت اسلامي را بسازيم؟

طرح بيداري اسلامي، قضيه خيلي كلاني است كه فرد نمي تواند آن را به انجام برساند؛ بلكه بايد دهها و صدها انديشور در ميدان هاي متفاوت به فعاليت دست يازند. بازهم مي گويم كه خواندن تاريخ بر رشد و ترقي حركت تاريخي امت ها و ملت ها، بر پايي و سقوط دولت ها تأثير دارد، هم چنان مي توانيم از خلال تاريخ به وحدت خيزش و حركت هاي اسلامي دست پيدا كنيم؛ چون حركت عثماني ها، زنگي ها، ايوبي ها و خلافت راشده همچون حركت هاي اسلامي بزرگي مي مانند كه در صفاي عقيده و منهج باهم يكسان اند. ابوبكر، عمر، عثمان، علي رضي الله عنهم داراي صفات مشتركي اند كه اين صفات در وجود شخصيت هاي اسلامي چون: محمد فاتح، يوسف بن تاشفين و صلاح الدين ايوبي نيز يافت مي شوند؛ زيرا در كنار خود رهبران فكري و علماي ديني را داشتند. در كنار يوسف بن تاشفين عبدالله بن ياسين و در پهلوي محمد فاتح آق شمس الدين يكي از علماي ترك قرار داشت و صلاح الدين مي گفت: هيچ شهري با شمشير فتح نكردم بلكه توسط قلم قاضي فاضل فتح شده است؛ لذا  رهبري نظامي نيازمند رهبري فكري مي باشد تا ديدگاه صريح و آشكاري در امور داشته باشد و علاوه بر آن حركت فكري وسياسي و ديني و… باهم در آميزش اند، از اموري كه ما را اهليت فقه حركي مي دهد؛ درس تاريخ ، ميراث بزرگ تاريخي است كه خداوند به ما امت اسلامي ارزاني داشته است.

–    گفتيد كه حضرت حسن بن علي رضي الله عنهما طرح اصلاحي بزرگي را تقديم كرد، در حالي كه ايشان كشته شدند پس طرح آن به چه تركيز دارد؟ و خطوط اساسي اصلاحي در تاريخ اسلام را در چه مي بينيد؟

 

در مورد حضرت حسن بايد گفت كه او برنامه اصلاحي ارزشمندي را ارايه كرد و توانست طرفين دعوا را به اهميت صلح براي اصلاح امت، قانع سازد. طرح حسن از مراحل و موانعي عبور كرد تا صلح مطابق مقاصد شريعت به پيروزي رسد و از خون ريزي جلوگيري شده و وحدت امت براي گسترش دعوت و فتوحات اسلامي تحقق پذيرفت و حضرت حسن اساس گذار اين صلح مي باشد كه كتابي در خصوص زندگي ايشان نوشتم.

 

اما عمر بن عبدالعزيز دعوت اصلاحي را از درون خانواده حاكم آغاز كرد و انحراف اموي ها را به اصلاح تبديل نمود؛ چون عمربن عبدالعزيز در خانواده سلطنتي در دوره عبدالملك و وليد و سليمان مي زيسته و از ظلم و ستم حكومتداران اطلاع داشت و تجربه كافي كسب كرده و مي دانست كه انحرافات اداري، اقتصادي، سياسي و… از كجا سر چشمه گرفته است. و در بخش عقايد به گفتگو و مناقشه اهتمام داشت و با خوارج و گروه هاي انحرافي مباحثه و مناقشه مي كرد و به بخش دعوتي نيز اهميت ويژه ي قايل بود.

 

اين ها دلايلي اند كه در تمدن وثقافت ما ، انديشه اصلاحي و جود دارد كه ما را از طرح اصلاحي معاصر كه به امريكا و غرب منسوب است، بي نياز مي سازد و برماست كه تاريخ و انديشه اصلاحي خويش را بازنگري كرده و به جوامع انساني پيشكش كنيم تا ديگران از آن مستفيد شوند و در مورد زندگي تجديدي و اصلاحي عمربن عبدالعزيز نيز كتابي تأليف نمودم.

–    در بين امت اسلامي جريان هاي زيادي وجود دارد، آيا برداشت سني شما به معني طرد گروه هاي ديگر نيست؟

 

وقتي اهل سنت مي گويم منظورم كساني اند كه به دين حقيقي خدا و رسولش پايبند بوده و دين را مثل صحابه فهميده اند و تمام جوانب عقيدتي، فكري، اخلاقي، عبادي، معاملاتي و… اسلام را قبول دارند. به نظرم اسلام صحيح را جريان اهل سنت و جماعت دريافته اند كه علوم را از صحابه و تابعين و از علماي مذاهب (امام مالك، احمد، شافعي، ابوحنيفه و…) گرفته و بر اصول قرآن وحديث استوار بوده و بر منهج آنان در حركت اند.

 

اما آناني كه در فهم عقايد، تفسير و خيلي قضاياي فكري كه از صحابه نقل شده، از مسير قرآن و حديث نبوي منحرف شده اند واضح اند. من ضد درهم ريختگي هستم و بايد امور ازهم جدا شوند و حق را حق و باطل را باطل بدانيم، مگر اين كه معلوم شود كه كي مطابق اسلام است و كي بدعتي و انحرافي، اين اصلي از اصول خيزش امت اسلامي است.

 

–    آيا امريكا و اروپا ازين فرصت استفاده و اقدام به بهره گيري از وضعيت ملت هاي عربي و اسلامي نخواهد كرد؟

 

بين ما و غرب اختلاف وجود دارد؛ چون به بعضي معيار ها و فرهنگ هاي غربي مخالف هستيم و بايد پروژه اصلاحي ما از عقايد، فرهنگ، تمدن و تجربه ما و از اصول انساني سرچشمه گيرد. در بخش انديشه ها امت اسلامي صلاحيت آموزش ديگران و توانايي استادي جهان را داراست؛ اما غرب يك امتياز دارد كه پيشرفت در تكنولوژي مي باشد.

 

–   چگونه تنها بر منهج اهل سنت فرا مي خوانيد در حالي كه از اهل سنت گروه هاي تندرو و سختگيري وجود دارد؟

 

اهل سنت تجربه برنامه هاي نهضتي دارد و پيروزي هاي نصيبش شده از جمله: نورالدين زنگي، محمد فاتح، صلاح الدين ايوبي، يوسف بن تاشفين و… اما انحرافاتي كه بر منهج بعضي از اهل سنت رونما شده، به آن راضي نيستم و خواهان اصلاح آن مي باشم چون ما خواستار حق و حقيقتيم.

 

–    ميراث ترايخي اسلام را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

ميراث اسلامي خيلي ارزشمند بوده وتجربه انساني است. ادعا نمي كنيم كه همه صحيح اند بلكه آن رابه ميزان عدل قرآن و حديث مي سنجيم، هر آنچه به اين ميزان موافق بود مي پذيريم و آنچه مخالف بود از سر راه خويش بر مي داريم. هر امتي كه خواهان خيزش و سازندگي است بايد از ميراث علمي و فرهنگي خويش استفاده كند و ما از پشت عينك سياه به ميراث تاريخي نمي نگريم؛ بلكه آن چه مفيد است مي گيريم و باقي مانده را ترك مي كنيم.

 

–    بهترين و مؤفق ترين منهج براي اصلاح و تغيير در جهان چيست؟

تجارب گوناگون و متعددي وجود دارد و در هر سرزمين طرح اصلاحي مطابق به آن قابل عملي شدن است. مثلاً اگر حكومت دكتاتور و ستمگر باشد، گفتگو با چنين نظامي ممكن نيست؛ چنانچه حضرت موسي در مقابل حكومت دكتاتوري فرعون قرار داشت و برنامه بيرون ساختن قومش را از سيطره سياست ظالمانه فرعون، طرح نمود و اگر حاكم به گفتگو قانع شود بايد ازين دريچه وارد شد مثل حضرت يوسف كه با پادشاه مصر گفتگو نمود تا كه از توانايي ها و استعداد هاي حضرت يوسف آگاه شده و برايش مقام مناسبي اعطا كرد و حضرت يوسف اين را مي دانست كه پروژه اصلاحي اش بدون همكاري با پادشاه به مؤفقيت نمي رسد. بناءً منهج اصلاح بايد متناسب با محيط كاري طرح ريزي شود.

 

–    آيا تعامل با حكومت ها نياز به تجديد نظر ندارد، در حالي كه ملت هاي اسلامي تحت فشار شديد قرار دارند؟

 

درين شكي نيست كه بايد تجديد نظر صورت گيرد و رهبران حركت هاي اسلامي به اين پختگي رسيده اند كه چگونگي تعامل با حكومت را تشخيص دهند و بعضي حكومت ها اين انعطاف پذيري را دارند كه با حركت هاي اسلامي درست بر خورد كنند و بايد چنين باشد؛ چون حركت هاي اسلامي جزء ملت هاي اسلامي اند.

 

–    برخي مي گويند كه طرح خلافت اسلامي با وضعيت معاصر سازگار نيست، نظر شما چيست؟

رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمودند: در اخير الزمان خلافت راشده بر منهج نبوت به وجود مي آيد؛ اما ايجاد چنين وضعيت را بالفعل، گمان نمي كنم؛ چون براي رسيدن به خلافت اسلامي تلاش هاي زياد و پيگيري لازم است تا اصول و اساسات خلافت راشده از قبيل كرامت انساني، آزادي مناسب جامعه، حقوق زن، عدالت، مساوات، نظارت بر حاكمان و… عملي شود. كه همه اين ها در چارچوب فقه خلافت راشده مي گنجد و بايد اين دانش را بياموزيم؛ گرچه ايجاد خلافت اسلامي را در حال حاضر تصور نمي توانيم، بازهم بر امت اسلامي لازم است تا براي رسيدن به آن تلاش نمايند.

 

–    به نظر شما مناسب ترين لقب براي فرمانرواي اسلامي چيست؟

به نظر من فرقي بين لقب خليفه، رئيس دولت، رئيس جمهور، پادشاه و … نيست آنچه مهم است دوري  و نزديكي فرمانروا از شريعت اسلامي مي باشد، اگر كسي با لقب پادشاه باشد و مرجعيت قانون گذاري را قرآن و حديث و برنامه خلفاي راشدين قرار دهد، ارزش دارد.

 

–    آيا سياست اسلامي درست تطبيق شده است؟

ترك ها در فقه سياسي گام هاي استواري برداشته اند كه بايد ازين تجربه ها استفاده صورت گيرد و انساني كه از حادثه دور باشد بهتر مي تواند اشتباهات را شناسايي كند، به نظر من ترك ها مستحق احترام و قدرداني اند به خصوص در سايه رهبري رجب طيب اردغان كه رابطه اش با اسلام و امت اسلامي واضح مي باشد. نمونه اين پيوند با امت اسلامي را در كمك 150 ميليون ليره واحد پول تركيه به زلزله زدگان پاكستان مشاهده مي كنيم، نمونه ديگر اينكه اردغان در مورد حجاب گفت:‌ اين حق تصميم گيري را سياست مداران ندارند بلكه بايد علماي مسلمان ديدگاه شان را درين زمينه بيان دارند؛ بايد رهبران سياسي مسلمان به اين مستوي برسند.

 

–    گفتمان ديني را چگونه تجديد كنيم؟

گفتمان ديني بايد متناسب با عصر و زمانه عيار شود و بايد در روشني ثواب و متغيرات ديني، ديگران را به طرف دين فراخوانيم و اسلام را به حيث ديني كه پاسخگوي تمام نيازمندي هاي بشريت است، معرفي كنيم.

 

–   فرهنگ تاريخي نزد حركت اسلامي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

فرهنگ تاريخي و دانش خيزش در حركت اسلامي و عموم امت ضعيف شده و از فرزندان حركت اسلامي مي طلبد تا به اين قضيه توجه نمايند تا ازين ركود رهايي يابيم. در دهه شصت شعار ( اسلام راه حل است) به اثر تلاش هاي كمونست ها و سكولر ها به فراموشي سپرده شده بود؛ اما حالا امت اسلامي به اين شعار  برگشته و مهم اين است كه اين راه حل چگونه تطبيق شود؛ لذا به نوشتن تاريخ، فقه بيداري، و فقه تمدن ها پرداختم چون امت نياز شديدي به آن داشت و تاريخ اسلامي موجود به گونه نخبه ي نوشته شده كه فهم آن براي بيشتر مردم دشوار مي باشد.

 

–    آيا شعار « الاسلام هو الحل» ( اسلام راه حل است) با سنت تغيير و اصلاح سازگار مي باشد؟

شكي نيست كه انديشه « الحل هو الاسلام» انديشه و فكر مركزي است كه امت به آن رو آورده و هر حركت بيداري نياز به چنين فكر مركزي دارد. فكر اصلي و مركزي ما عقيده و دين ماست{ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِّكُلِّ شَيْءٍ } نحل 89 . و ما اين كتاب ( آسماني ) را بر تو نازل كرده‌ايم كه بيانگر همه‌چيز ( امور دين مورد نياز مردم ) است. يعني برنامه هاي ما از دين اسلام گرفته شده كه اهداف و وسايل آن واضح بوده و توان اجراي آن را در تمام ميدان هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، قضايي و مؤسسات دولتي  داراست.

 

–    گفته مي شود كه حركت اسلامي حالت ايده آلي به خود گرفته و برنامه دقيق سياسي و اقتصادي ندارد؟

مي بينيم كه حركت اسلامي گام هاي مؤفقي برداشته مثلاً در تركيه حركت اسلامي داراي برنامه سياسي، اقتصادي و اجتماعي بوده و خيلي هم مؤفق است؛ چنانچه مخالفين نيز اعتراف كرده اند. در المغرب نيز حركت اسلامي گام هاي استواري برداشته و در بخش سياسي، اسلامگرايان برنامه منظمي دارند و مي توانند با ملت و حكومت به تفاهم برسند. در انتخابات اخير مصر( دوره حسني مبارك) اخوان المسلمين به خوبي درخشيد و اهداف و ديدگاه هاي سياسي شان خيلي قوي و سازنده است. گمان مي كنم كه حركت اسلامي در ميدان سياست گام هاي متيني به سوي بيداري و خيزش بر داشته است با و جودي كه برخي اشكالاتي از ناحيه اجتهادات فعالان ميدان دعوت به چشم مي خورد. فكر مي كنم رهبري سياسي حركت اسلامي به پختگي رسيده و توانايي اجتهاد را دارند؛ اما رهبري فكري و شرعي حركت اسلامي داراي مشكلاتي است. امت اسلامي نيازمند شخصيت هاي دانا و هوشمندي مي باشد كه گفتمان ديني را به گونه واضح و روشن طرح نمايند، به خصوص در شبكه هاي ماهواره ي ؛ چون مي بينيم كساني درين شبكه ها صحبت دارند كه عمق فكري ندارند تا تمدن مطلوب اسلامي را اساس گذاري كنند.

 

–    برخي مي گويند:‌ انتشار كتاب هاي شما به خاطر محتواي آن نيست بلكه به خاطر اين است كه شما در بدل چاپ آن ها امتياز دريافت نمي كنيد؛ چون يك كتاب شما را چهارده نشرات چاپ كرده است؟

 

بسياري از دانشمندان، دعوتگران و اكاديميسن ها به ارزش كتاب هايم گواهي داده اند و تعدادي از پوهنتون ها برخي كتاب هاي مرا به حيث مضمون درسي برگزيدند. اما قضيه پذيرش و عدم آن قضيه خدايي است و شايد عدم اخذ امتياز يكي از عوامل انتشار باشد. به اطمنان مي گويم كه اگر توان مالي مي داشتم انديشه مفيدم را به هر خانه از خانه هاي مسلمانان مي رساندم از همين جهت است كه در بدل چاپ كتاب، حقوق نمي گيرم و هم چنان بعد از كمك خداوندي، انتشارات و چاپ خانه هاي كتاب برايم منت گذاشتند و كتاب هايم را به شرق و غرب نشر نمودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس