دعوت و داعی

حفظ آبرو و شرف علما و مصلحان در برابر شایعات

شایعهحفظ آبرو و شرف علما و مصلحان در برابر شایعات

نویسنده: عبدالرحمن الصویان/ مترجم: عبدالصمد مرتضوی

یکی از نشانه های تقوا حفظ آبروی مسلمان است و ضروریست یک مسلمان همواره تلاش کند هر گاه خطا یا لغزشی را از مصلحان یا دانشمندان دینی مشاهده کرد از فاش کردن آن بپرهیزد و از خداوند متعال برای آنها طلب مغفرت کند.مسلمان واقعی در چنین موقعیتی با لحنی آرام و مشفقانه به نصیحت و اصلاح طرف مقابل می پردازد و از هر گونه شایعه پراکنی و افشای عیوب  چنین افرادی خودداری می نماید. بر ما است که اگر چنانچه مشاهده کردیم کسی آبرو و حیثیت علما،مصلحان و برادران مسلمانمان تعرض می کند به مقابله با او پرداخته وی را از این عمل باز داریم.مگر نه این است که خدای سبحان،مؤ منان را چنین توصیف می کند که:( ‏ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ)(مؤمنون-۳)

 ‏و کسانیند که از ( کردار ) بیهوده و ( گفتار ) یاوه رویگردانند ( و زندگی را جدّی می‌گیرند ؛ نه شوخی ) .و یا می فرمایند:(ُوَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً ‏)(فرقان-۷۲)

‏و ( بندگان خدای رحمان ) کسانیند که بر باطل گواهی نمی‌دهند ، و هنگامی که کارهای یاوه و سخنان پوچی را ببینند و بشنوند ، بزرگوارانه ( از شرکت در بیهوده‌کاری و یاوه‌سرائی کناره‌گیری می‌کنند و از آنها ) می‌گذرند .‏

رسول خدا(ص):"مَن ذَبّّّ عَن عِرضِِ أخِیهِ بِالغِیبَه کانَ حَقّاً عَلَی اللهِ أن یّعتِقَهُ مِن النّار"

هر آنکس که(مخفیانه و)در حالی که برادر مسلمانش حضور ندارد،به حفظ آبرو و شرف او بپردازد و از غیبت او بپرهیزد خداوند بر خود لازم گرفته که چنین شخصی را از آتش سوزان جهنم برهاند.

در حدیثی دیگر پیامبر(ص)می فرماید:{مَا مِن إمری ءٍ یَخذُلُ إمرِءاً مُسلِماً فِی مَوطنٍ یُنتَقَصُ فِیهِ مِن عِرضِهِ،وَ یُنتَهَکُ فِی حُرمَتِهِ إلاّ خَذَلَهُ الله تَعَالی فِی مَوطِنٍ یُحِبُ فِیهِ نُصرَتَهُ،وَ ما مِن أحَدٍ یَنصُرُ مُسلِماً فِی مَوطِنٍ یُنقَصُ فِیهِ من عِرضِهِ وَ یُنتَهَکَ فِیهِ مِن حُرمَتِهِ،إلاّ نَصرَهُ الله فِی مَوطِنٍ یُحِبُّ فِیهِ نُصرَتَهُ}

چنانچه شخص آبرو و حیثیت برادرمسلمانش را در جایی که بدو هتک حرمت می شود و آبرویش زیر سؤال می رود حفظ نکند و او را خوار گرداند خداوند نیز در جایی که او خواهان نصرت و عزت است آبرویش را می برد و از شرفش می کاهد و چنانچه شخصی برادر مسلمانش را در جایی که آبرویش زیر سؤال می رود و بدو هتک حرمت می شود یاری کند و شرفش را حفظ نماید خداوندگارنیز همانجا که او تقاضای نصرت و عزت نماید او را یاری می رساند و شرافتش می بخشد.

شاعر چه زیبا سروده است که:

و لا خیر فیمن ظل یبغی لنفسه                                                من الخیر ما لا یبغی لأخیه

در کسی که هر آنچه  برای خویش از خیر و صلاح می پسندد برای برادرش روا نمی دراد خیری نیست.

رسول گرامی اسلام نیز در قولی بسیار جذاب و در عین حال قاطع می فرماید:«لا یُؤمِنُ أحَدُکُم حتی یُحِبُ لأَخیه ما یُحِبُّّ لِنَفسِهِ»

هیچ یک از شما ایمانش کامل نمی شود مگر اینکه هر آنچه برای خویش می پسندد برای برادر مسلمانش نیز بپسندد.

امام ابو محمد بن حزم(رح):هر آنکس که می خواهد انصاف را در برابر دشمن قرار دهد.همانا در این صورت علت و سبب ستم و بیراهه رفتنش برایش هویدا می گردد.

شیخ جمال الدین قاسمی :شایسته است دانش پژوهان دانشجویان در کنار هم برادروار به القای اندیشه های خویش بپردازند و با صمیمیت در جهت رهایی از تاریکی های جهل و نادانی تلاش کنند.طالبان علم باید به همدیگر انس و شفقت داشته،دوستی و احترام یکدیگر را حفظ نمایند و از اختلاف و دودلی احتراز نمایند؛زیرا دوستی و برادری که مبتنی بر رضای خداوندی باشد چون صله رحم میان خویشاوندان مورد توجه بوده و بلکه والاتر است.برادران مسلمان همواره باید مدافع همدیگر بوده از آبرو و شرف یکدیگر محافظ نمایند.

بنابراین هر آنچه از اخبار و سخنهایی را که می شنویم باید مورد دقت و تحقیق قرار دهیم و به راحتی مهر تصدیق بر آن نزنیم.آن زمان که صدق خبر نیز برایمان هویدا شد باید از اشاعه و نشر آن بپرهیزیم،زیرا چه بسا با نشر آن دچار مشکل شویم یا برای دیگران مشکل ایجاد کنیم.

حافظ ذهبی(رح)چه زیبا می فرماید:سخنی که دو همردیف(که از موقعیت یکسان علمی یا اقتصادی و….برخوردارند و در واقع رقیب یکدیگر محسوب می شوند)

در مورد هم می زنند نادیده گرفته می شود و بدان توجه نمی شود.به ویژه وقتی متوجه می شویم که هر یک از روی عناد،حسد و یا تعصب مذهبی به چنین عملی دست می زنند.

این آفتی جدی است که جز آنان که خداوندشان مصون نگه داشته کسی از آن در امان نیست و در هیچ دوره ای از دوران تاریخ سراغ ندارم که اهل آن از این بلای عظیم در امان مانده باشند،مگر انبیاء و صدیقین امت که با عنایت خداوندی از آن رهایی یافته اند.در طول تاریخ مصادیق فراوانی را سراغ داریم که بدین بلا گرفتار بوده اند.

ناگفته نماند این خود قاعده ای است کلی که امام ذهبی در بحث نقد و بررسی رجال و روات حدیث ایراد داشته است.

در این عصر که از هر گوشه سخنانی را درباره مصلحان و دعوتگران دینی می شنویم نیز باید نهایت دقت خویش را مبذول داریم. زیرا اغلب این اخبار و سخنان برخاسته از حس رقابت و حزبگرایی بوده،گاهی افرادی به جهت دیدگاههای حزبی و اختلافات فکری که با دیگران دارند به شایعه پردازی و نسبت دادن سخنهای دروغ بدانها می پردازد.به همین جهت باید انصاف را مد نظر گرفته در برابر این گونه شایعات سر تسلیم فرود نیاوریم،مگر اینکه حقیقت آن به طور قطعی بر ما واضح گردد!!

ابو حامد غزالی می فرماید:همواره حسادت میان افرادی که موارد مذکور را اعم از(حزبگرایی،رقابت،اختلاف و…)دارا هستند بیشتر یافت می شود و اغلب خویشان،هم ردیفان (مثل هم کلاسی ها،افراد دارای یک شغل واحد و….)برادران تنی و پسرعموها با هم رقابت و چه بسا حسادت می ورزند.بنابراین از عوامل مهمی که موجبات حسادت را فراهم می کنند این است که چند نفر برای رسیدن به اهداف مشترکی با هم رقابت کنند و مسلم است اگر رقابت نا سالم باشد سر انجام آن کینه و دشمنی خواهد بود.

و به همین خاطر است که می بینیم در جامعه عالم نسبت به عالم حسادت می ورزد نه عابد،و عابد به عابد حسادت می کند نه عالم و تاجر به تاجرو کفاش نیز به کفاش حسادت می ورزد نه پارچه فروش و..زیرا هدف و مقصد هر یک با دیگری متفاوت است و مجال حسادت وجود ندارد.

اصل و ریشه دشمنی میان افراد این است که چند نفر برای یک هدف مشترک با هم رقابت(تؤام با حسادت)نمایند.و دو شخصی که بیگانه از هم اند نمی توانند در یک هدف مشترک با هم کنار ایند زیرا امکان هم بستگی میان دو شخص که در   دو کشور متفاوت زندگی می کنند وجود ندارد.علت حسادت در میان چنین افرادی این است که انگاه که یک شخص به جاه و مقامی نایل می آید دوست ندارد حتی در کل جهان،کسی هم پایه او پیدا شود و در انسچه او بدان فخر می کند با او مشترک شود. 

————————————————

منبع: اخبار و شایعات/ نویسنده: عبدالرحمن الصویان/ مترجم: عبدالصمد مرتضوی / نشراحسان ۱۳۸۶

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا