خانه ---> احادیث و علوم الحدیث ---> علایم جعلی بودن در سند حدیث چیست؟

علایم جعلی بودن در سند حدیث چیست؟

علایم جعلی بودن در سند حدیث چیست؟

: محمد غزالی /مترجم: داود ناروئی

  1. راوی حدیث، کذاب و دروغگو و معروف به دروغگویی باشد و حدیث را فردی ثقه نیز روایت نکرده باشد.
  2. جاعل حدیث به جعل نمودن آن اعتراف نموده باشد.
  3. راوی از استادی نقل کند که ملاقات و دیدار وی با آن استاد ثابت نشده، یا اینکه پس از درگذشت وی به دنیا آمده و یا اینکه در مکانی که ادعای شنیدن حدیث را در آن نموده، داخل نشده باشد.
  4. گاه جعلی بودن یک روایت از وضعیت راوی و انگیزه های روحی و روانی او بدست می آید. نمونه ی آن، روایتی است که حاکم از سیف بن عمر تمیمی نقل نموده که گفت: ما نزد سعد بن طریف بودیم. فرزندش گریه کنان از مکتب خانه آمد. سعد گفت: چه شده است؟ پسرش گفت: معلم مرا زد. سعد گفت: امروز حتما” رسوایشان می کنم. عکرمه از ابن عباس برایم روایت نمود که پیامبر(ص) فرمود: آموزگارام بچه هایتان ، بدترین شما هستند نسبت به یتیمان بسیار بی رحم و در حق بیچارگان بسیار درشت خو هستند.[۱]

نمونه ی دیگر این حدیث است:«حلیم ، پشت را محکم می کند.» حامل این روایت محمد بن حجاج نخعی است. او حلیم فروش بود.

علایم جعلی بودن در متن حدیث

  1. رکیک بودن الفاظ روایت: افرادی که نسبت به اسرار و رمز و رازهای ادبیات عرب آگاهند، بخوبی می دانند که چنین الفاظ رکیکی از فردی فصیح و ادیب صادر نمی شوند.پیامبر خدا(ص) که سرور ادیبان است به هیچ وجه الفاظ رکیک بکار نمی برد. حافظ ابن حجر می گوید: حکم به وضع حدیث به سبب رکیک بودن الفاظ در صورتی است که در روایت تصریح شود که الفاظ و عبارات از خود پیامبر(ص) می باشند.

ابن دقیق العید می گوید: بسا بنا به اعتبار اموری راجع به روایت، به این چیز – جعلی  بودن حدیث- حکم می کنند. خلاصه ی کلام این است که محدثین به خاطر کثرت ممارست و تماس با احادیث پیامبر یک ملکه ی قوی و یک حالت روحی ویژه کسب می کنند. آنان به کمک این ملکه می دانند که چه الفاظی ممکن است از آن حضرت صادر شده باشند و چه الفاظی ممکن نیست از آن وی باشند.

  1. فساد و نادرست بودن معنا: بدین صورت که حدیث با امور بدیهی عقلی مخالف باشد و امکان تأویل آن نیز وجود نداشته باشد… یا اینکه با قواعد عمومی حکومت و اخلاق تضاد داشته باشد. یا اینکه به سوی شهوت و فساد دعوت نماید یا با امور حسی و تجربی و یا با مسایل قطعی تاریخ و یا با سنت های خداوند در هستی و انسان تضاد داشته باشد.
  2. حدیث با مفاهیم صریح قرآن و همچنین با مفاهیم روشن احادیث متواتر و یا با قواعد عمومی بدست آمده از قرآن و سنت مخالف باشد.
  3. حدیث با حقایق معروف و مسلم دوران پیامبر(ص) مخالف باشد.
  4. حدیث با مذهب راوی موافق و راوی هم فردی متعصب و در تعصب خود اهل غلو و افراط باشد.
  5. حدیث متضمن امری باشد که اصولا” زمینه ی نقل آن توسط همگان فراهم باشد، چون حادثه در حضور جمعی بزرگ رخ داده اما بجز یک تن آن را روایت نکند.
  6. در حدیث برای عملی کوچک پاداشی بزرگ یا برای گناهی کم اهمیت وعیدی سخت بیان شده باشد.
  7. مصطفی سباعی در ادامه می افزاید:آنچه ذکر شد، عبارت از مهمترین قواعدی است که علما برای نقد حدیث و شناخت صحیح از موضوع وضع نموده اند.
  8. از اینجا درمی یابیم که آنان کوشش خود را صرفا” متوجه نقد سند ننموده اند، بلکه برای نقد متن نیز قواعدی در نظر گرفته اند ، برخلاف آن چه برخی از خاورشناسان و پیروانشان خیال کرده اند. بدون تردید نقدهای علما چهار علامت اصلی برای جعلی بودن سند و هفت علامت برای جعلی بودن متن تعیین نموده اند. آنان به این هم اکتفا نکرده اند، بلکه به ذوق هنری نیز در نقد و یا پذیرش احادیث مجال داده اند. بسا بوده که صرفا” با شنیدن حدیث آن را رد می نموده اند. چون ملکه ی هنری شان آمادگی هضم و یا پذیرش آن را نداشته است. بدین سبب است که بارها می گویند: در این حدیث ظلمت وجود دارد یا متن آن تاریک است، یا قلب به پذیرش آن گواهی نمی دهد و یا به پذیرفتن آن اطمینان قلبی حاصل نمی شود.

استاد محمد صباغ علایم جعلی بودن متن را ذکر نموده و یک علامت مهم به آن ها افزوده است. او می گوید: حدیث با یکی از مقاصد شریعت یا با هدفی از اهداف آن و یا با یکی از قواعد آن مخالف باشد. مثل این روایت: بهترین شما پس از دویست سال کسی است که نه زن داشته باشد و نه فرزند. حفظ نسل یکی از مقاصد شریعت است و حدیث با آن مخالف است.

در اینجا برای من جای خرسندی است که مطلبی مفید از کتاب ارزشمند دکتر صلاح الدین احمد ادلبی «منهج نقد المتن عند علماء الحدیث النبوی» نقل کنم. نویسنده ی کتاب به جنبه ی تطبیقی قواعد پیشین پرداخته و یادآور شده که ابن جوزی در نوشتن کتاب مشهور «الموضوعات» در صادر کردن احکام تند نسبت به جعلی بودن برخی روایات از همین قواعد الهام گرفته است. او که یک حنبلی مذهب است از این باک نداشته که شماری از احادیث دروغین را که در «المسند» آمده (بعنوان حدیث جعلی و ساختگی )ذکر کند. از جمله ی آن احادیث یکی حدیث زیر است:

امام احمد از انس بن مالک نقل کرده که پیامبر خدا(ص) فرمود:

«عسقلان یکی از دو عروس است. خداوند در روز قیامت هفتاد هزار را از آنجا(از گور) بر می انگیزد، که هیچ حسابی از آنان نمی شود. از آنجا پنجاه هزار شهید برمی انگیزد که بعنوان و قد (هیئت) نزد خداوند می روند. صفوف شهیدان در آنجا است. سرهایشان بر کفشان گذاشته شده و از رگ گردنشان خون می چکد. آنان می گویند: پروردگارا! آنچه را که از طریق پیامبران به ما وعده داده ای به ما عنایت بفرما، چه اینکه تو خلاف وعده عمل نمی کنی. خداوند می فرماید: بندگانم راست گفتند: آنان را در «نهر بیضه » بشویید. این شهیدان از آن نهر پاک و سفید بیرون می شوند و هر کجا بخواهند، در بهشت حرکت می کنند.»

در زمان پیامبر(ص) اسلام وارد عسقلان نشده بود. شگفت اینجا است که ابن حجر با حرارت از امثال این احادیث دفاع نموده و کوشیده است که آن را تصحیح کند. انجام چنین عملی از ابن حجر جای تعجب ندارد. چرا که همو بود که حدیث غرانیق را تصحیح نمود و بدین سان دروازه ی یک شر را گشود. تا جایی که اکنون یاوه گویان از این دروازه داخل می شوند و بر ما خرده می گیرند.(غفرالله لنا و له)

حقیقت این است که «المسند» حاوی احادیثی است که قبول کردن آن ها امکان پذیر نیست. بدین جهت این وظیفه ی علما است که نسبت به این موضوع مرد را آگاه سازند. ما با شعر آن شاعر از جانب صاحب المسند(امام احمد) عذر خواهی می کنیم:

«آن کیست که همه ی سجایای او پسندیده باشد. برای بزرگواری آدمی همین بس که معایبش شمرده شوند.»

احمد بن حنبل یکی از مردان بزرگ اسلام است.

_____________________________________________
منبع: ارزیابی میراث فکری مسلمانان/ مؤلف: محمد غزالی /مترجم: داود ناروئی / انتشارات: نشر احسان-۱۳۸۲


[۱] این حدیث از پیامبر(ص) ثابت نشده و سعد آن را به نفع پسرش به سبب دشمنی با معلمان جعل نموده است.

در خبرنامه نوگرا عضو شید تا مطالب بعدی را از دست ندین !

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


4 × = 24

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>