عقیدهمطالب جدیدمقالات

کرامت، معجزه و ارهاص از‌منظر قرآن

کرامت، معجزه و ارهاص از‌منظر قرآن
نویسنده: محمد حامدی

سوال :

لطفاً نظر قرآن در رابطه با ارهاص، کرامت و معجزه را بیان کنید. در ضمن آیا اصولاً پیامبران به صورت اکتسابی به پیامبری رسیده‌اند یا انتصابی؟

جواب :

در مورد معیار خداوند برای انتخاب پیامبران گمانه زنیهایی در میان اندیشمندان اسلامی شده است.
از جمله تعدادی معتقداند که پیامبران قبل از نبوت نیز شناخته شده بوده و در بعضی از حالات ، اموری خارق العاده بر آنها واقع شده که حاکی از وجود عنایت خاص خداوند به آنها بوده است.
گروهی دیگر قائل به وجود علائمی خاص در پیامبران قبل از نبوت نبوده و این را می گویند که هم خود پیامبران از رسالتشان بی خبر بوده و هم سایرین نیز اطلاعی در این مورد نداشته اند.که این نظریه بیشتر از دیدگاههای دیگر در قرآن حمایت می شود.

در اینجا لازم است بصورت خلاصه تعریفی از واژه های مورد نظر ارائه شود.

معنی ارهاص در لغت : واژه ی ارهاص در لغت از رهص بوده و به معنی آماده ی چیزی شدن و ایستادن و امور خارق العاده قبل از رسالت خاصی است.

معنی ارهاص در اصطلاح : ارهاص در اصطلاح به معنی امور خارق العاده ای است که قبل از نبوت پیامبران بر آنها واقع شده است. مانند وجود سایه بانی از ابر بر بالای سر پیامبر در بعضی از سفرهایشان ، وجود مهر نبوت بر پشتش ، شکافتن سینه ی پیامبر و شستشوی قلبش از جانب ملائکه و …. بر طبق روایات دینی.
واژه ی ارهاص در قرآن نیامده است.

معنی کرامت در لغت : کرامت در لغت از ریشه ی کرم است که به معنی احترام و بزرگداشت می باشد.

معنی کرامت در اصطلاح : کرامت در اصطلاح به معنی وقوع اموری خارق العاده در زندگی بندگان خاص خداوند است.مانند وجود میوه های تابستانی در زمستان نزد حضرت مریم ، هشدار حضرت عمر به ساریه از مدینه به محل جنگ در تبوک(یا ساریه الجبل : ای ساریه مواظب کوه باش که غافلگیر نشوید) و …

البته خداوند در حالاتی خاص از طریق امور خارق العاده نسبت به بندگان خاص خویش عنایاتی خواهد نمود که تا زمان وقوع آنها برای هیچ کس معلوم نیست.در ضمن برابر توصیه ی بزرگان دین این گونه کرامات را نباید برای دیگران اظهار نمود.بلکه وقوع این گونه امور تنها برای تایید ایمان آنهاست نه فخر فروشی و چیزهای دیگر.
واژه ی کرم و مشتقاتش در قرآن ۱۵ بار آمده که هیچ کدام از آنها در مورد امور خارق العاده نبوده بلکه به معنای احترام و بزرگداشت می باشند.

معنی واژه ی معجزه در لغت : واژه ی معجزه از ریشه ی عجز بوده که به معنی ناتوانی از انجام کاری خاص است.

معنی معجزه در اصطلاح : معجزه در اصطلاح به معنی اثبات نبوت پیامبران از طریق امور خارق العاده ای است که انسانها قادر به انجام آنها نبوده اند.
واژه ی عجز و مشتقاتش ۱۶ بار در قرآن آمده که هیچ کدام از آنها در مورد معجزات پیامبران نیست. بلکه معجزات پیامبران در قالب آیه و بینه بیان شده اند.

 

معجزات پیامبران

برخی از معجزات پیامبران که در قرآن آمده به قرار زیر است:

حضرت صالح: بیرون آوردن ناقه از شکم کوه.

حضرت ابراهیم: سردشدن آتش بر او – زنده کردن مرغ هاى چهارگانه به اذن خداوند متعال.

حضرت یوسف: شفای چشمان یعقوب نبی علیه السلام با پیراهن یوسف.

حضرت موسی: تبدیل عصا به اژدها – ید بیضا – نزول عذابهای متعدد جهت تنبه قوم فرعون – شکافتن دریا – جوشیدن دوازده چشمه برای بنی اسرائیل – زنده شدن مقتول بنی‌اسرائیل – ابر‌های سایبان – نزول منّ و سلوی – قرار گرفتن کوه طور بالای سر بنی‌اسرائیل.

حضرت داود: تسخیر باد – دانستن زبان پرندگان – نرم بودن آهن در دست او – صنعت لباس جنگ.

حضرت سلیمان: تسخیر باد – دانستن زبان پرندگان و حیوانات دیگر- تسلط بر جنیان و شیاطین- سخن گفتن با مورچه – چشمه مس

حضرت عیسی بن مریم: نحوه ولادت – تکلم در گهواره – جان دادن به مجسمه پرنده – شفای کور مادرزاد و پیس – زنده کردن مردگان – اخبار از غیب – نزول غذای آسمانی

حضرت محمد: قرآن – شق القمر –

بر اساس دیدگاه قرآن پیامبران قبل از نبوت دارای علائم خاص و ارهاصات نبوده و تنها چیزی که بر آن صحه گذاشته وجود نصح و امانت در آنها بوده است.
أُبَلِّغُکُمْ رِسَالَاتِ رَبِّی وَأَنَا لَکُمْ نَاصِحٌ أَمِینٌ [سوره اﻷعراف : ۶۸] به شما رسالتهای پروردگارم را می رسانم و من برای شما ناصح امین هستم.

و اما در باره ی معیار خداوند برای انتخاب پیامبران باید گفت که ایشان بدون در نظر گرفتن شایستگی خاص پیامبران آنها را بر نگزیده که این حالت منوط به کسب لیاقت فکری و عملی از جانب پیامبران بصورت آزاد بوده است. زیرا آنها بدون وجود جبر خواهان اخلاق حسنه و خیرخواهی بالا برای رستگاری بشر بوده اند. بنابراین نبوت از این لحاظ بصورت ناخواسته به نوعی اکتسابی بوده است.

و اما از جهتی دیگر انتصابی بوده زیرا آنها قبل از نبوت نه اطلاعی از آن داشته و نه خود را برای احراز آن کاندید نموده اند.بلکه خداوند شخصا با عنایت به وجود شایستگی در آنها برای اقامه ی ماموریت محوله آنها را برگزیده است.

وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آیَهٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِیَ رُسُلُ اللَّهِ ۘ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ۗ سَیُصِیبُ الَّذِینَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا کَانُوا یَمْکُرُونَ [سوره اﻷنعام : ۱۲۴]

و وقتی آیه ای برای آنها بیاید می گویند ما بدان ایمان نمی آوریم مگر اینکه آنچه برای پیامبران دیگر آمده به ما نیز داده شود.خدا می داند رسالتش را در کجا قرار دهد.به زودی کسانی مجرم اند دچار ذلت می شوند به سبب اینکه فریبکاری می کنند.

شرط وجود عدالت در معجزه:

مهمترین شرط وجود عدالت در معجزه این است که طرفین در زمینه‌ای که اعجاز در آن صورت می‌گیرد، توانایی انجام فعالیت در آن را داشته باشند. لذا در زمینه ی اموری که یکی از طرفین توانایی فعالیت در آن را ندارد، انجام اعجاز ، کاری نامناسب و غیر عادلانه است.

تعریف سحر:

سحر به کاری گفته می‌شود که از طریق انجام اعمالی خاص، اموری خارق‌العاده ایجاد شود. که در حقیقت، این امر وجود خارجی نداشته اما چنین وانمود می‌شود که حقیقت دارد. انجام این امر در شریعت خداوند، امری نامشروع و بر خلاف سنن رایج اداره‌ی جهان آفرینش می‌باشد. که بایستی به شدت از انجام آن و ایمان داشتن بدان حذر نمود. ساحران برای انجام کارهایشان با شیاطین مرتبط بوده و برای انجام اعمال ساحرانه از آنها یاری می‌جویند.

تعریف کاهن:

کاهن به کسی گفته می‌شود که مدعی علم غیب می‌باشد. و از طریق نحوه‌ی قرار گرفتن ستارگان و اموری خاص، نسبت به امور غیبی اظهار نظر می‌کند. که این امر در شریعت خداوند باطل بوده و غیر از خداوند، هیچ کس دیگر بر عالم غیب آگاه نیست.

قُلْ لَا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ ۚ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ [سوره النمل: آیه ۶۵] بگو که در همه آسمانها و زمین جز خدا کسی از علم غیب آگاه نیست و اینان هیچ نمی‌دانند که چه هنگام زنده و برانگیخته خواهند شد.

تفاوت موجود میان معجزه، سحر و اعمال کاهنان:

۱. کار ساحران و کاهنان ناشی از آموزش و تمرین روحی آنها برای انجام کارهای خارق العاده می‌باشد. اما معحزه‌ی پیامبران، بدون آموزش و تمرین قبلی انجام می‌شود.

۲. ساحران و کاهنان، بر اثر انحراف از بندگی خدا با شیاطین ارتباط برقرار نموده و از این طریق از آنها یاری می‌جویند. لذا اعمال آنها غالبا ناشی از جن است نه خودشان.

یَعْمَلُونَ لَهُ مَا یَشَاءُ مِنْ مَحَارِیبَ وَتَمَاثِیلَ وَجِفَانٍ کَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِیَاتٍ ۚ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُکْرًا ۚ وَقَلِیلٌ مِنْ عِبَادِیَ الشَّکُورُ [سوره سبأ: آیه ۱۳] آن دیوان بر او هر چه می‌خواست از (کاخ و عمارات و) معابد عالی و نقوش و تمثالها و ظروف بزرگ مانند حوضها و دیگهای عظیم که بر زمین کار گذاشته بودی همه را می‌ساختند. (و گفتیم که) ای آل داود شما شکر و ستایش خدا به جای آرید و (هر چند) از بندگان من عدّه قلیلی شکر گزارند.

۳. ساحران و کاهنان، از طریق انجام امور خارق‌العاده کسب درآمد و شخصیت نموده تا از این طریق پیروانشان را فریب داده و رام نمایند.

 

۴. ساحران و کاهنان، دورو و منافق بوده و ظاهرشان با باطن‌شان مطابقت ندارد.

إِذَا جَاءَکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ [سوره المنافقون: آیه ۱] (ای رسول ما) چون منافقان ریاکار نزد تو آیند گویند که ما به یقین و حقیقت گواهی می‌دهیم که تو رسول خدایی؛ و خدا می‌داند که تو رسول اویی و خدا هم گواهی می‌دهد که منافقان سخن دروغ می‌گویند.

وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَیَاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ [سوره البقره: آیه ۱۴] و چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره می‌کنیم.

۵. ساحران و کاهنان، در زمینه‌ی اثبات علمی و عقلانی راه خویش ناتوان و جاهل می‌باشند.

۶. ساحران و کاهنان، به خاطر کسب قدرت و ثروت نامشروع با حاکمان ستمگر و ثروتمندان عیاش، وارد معامله شده و بر طبق نظر آنان تعامل می‌کنند.

فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا ۖ فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ [سوره البقره: آیه ۷۹] پس وای بر آن کسانی که از پیش خود کتاب را نوشته و به خدای متعال نسبت دهند تا به بهای اندک بفروشند، پس وای بر آنها از آن نوشته‌ها و آنچه از آن به دست آرند.

۷. ساحران و کاهنان، مجری فرامین صادره به دیگران نبوده بلکه تنها در قالب سخن باقی می‌مانند.

۞ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ [سوره البقره: آیه ۴۴] چگونه شما مردم را به نیکوکاری دستور می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید و حال آنکه کتاب خدا را می‌خوانید، چرا اندیشه نمی‌کنید؟

۸. کار ساحران و کاهنان از منظر قرآن و سنت غیرقابل قبول و نامشروع است.

وَلَا بِقَوْلِ کَاهِنٍ ۚ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ [سوره الحاقه: آیه ۴۲] و نه حرف کاهن غیبگوست (گر چه) اندکی از شما مردم متذکر حقایق آن می‌شوید.

بر اساس مطالب فوق روشن گردید که قرآن از جانب خداوند صادر شده و تولید پیامبر نیست. در ضمن این امر نیز اثبات گردید که معجزه‌ی پیامبران با کار ساحران و کاهنان، تفاوت بنیادی دارد. پس بر ما لازم است که بر اساس مطالب فوق بدان ایمان آورده و فرامینش را در زندگی خویش اجرا کنیم. تا از این طریق خوشبختی هر دو جهان را برای خود، خانواده و افراد بشر به دست آوریم.

ضمناً این امر نیز روشن گردید که معجزه و سحر پاسخی تخیلی برای دفع ترس‌های بشر نبوده و هر کدام منشأ خاصی دارند، که به صورت خلاصه بدان‌ها اشاره نمودیم.البته برای رفع ترس‌های بشر، بایستی اسباب مربوطه را بکار گرفت و به دنبال آن از خداوند قادر، درخواست یاری نمود.در غیر این‌صورت از طریق سحر نمی‌توان ترس‌های بشر را برطرف نمود. بلکه با مراجعه به دین خداوند (که در قالب دو حوزه‌ی علوم تجربی و انسانی و علوم وحیانی بیان شده) و بکارگیری راهکارهای مندرج در آن می‌توان همه‌ی ترس‌های مادی و معنوی خویش را دفع نمود.

أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ⭐️ الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ [سوره یونس: آیات ۶۲ و ۶۳] آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی (از حوادث آینده عالم) و هیچ حسرت و اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست. ⭐️ آنان که اهل ایمان و خداترسند.

 

مطالب مرتبط: ولایت و کرامت اولیاء

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا