معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> نشستي با امت اسلامي / خلل كجا است ؟
دعوت جمعی

نشستي با امت اسلامي / خلل كجا است ؟

نشستي با امت اسلامي / خلل كجا است ؟

نخست با محيطي را كه در آن چنين مشكلي وجود دارد شناخته وعوامل واسباب آنرا اينگونه مورد بحث وبررسي قرار دهيم كه آيا چنين محيطي ، محيط امت اسلامي است ويا محيطي است كه حركت اسلامي در آن فعاليت مي كند يا هردوي آنها ؟ وقتي كه از محيط بزرگ اسلامي بحث مي كنيم ، كلمه ي ( خلل) آن واقعيت وبيماريي را كه دامنگير امت شده واز آن شكايت مي كنند را تعبير نمي كند . خلل نيست؛ بلكه عدم بيماري است : خلل وقتي ايجاد مي شود كه هدف مشخص ، راه روشن، ووسيله فراهم شده باشد اما ما نعي بر سر راه پيدا شود . بعنوان مثال :دانشجويي كه قصد تحصيل علم مسافرت كرده و مي داند چه نوع علمي كسب ، به كدام واز كدام راه برود ،اما در راه وسيله نقليه اش از كار مي افتد ،اينجا خللي پيش آمده ؟ او را به جستوجوي مشكل ورفع آن وادار مي كند اگر اين مثال را بر امت اسلامي تطبيق دهيم مشكل بسيار جدي تر ومهمتر از خلل است ( عدم بيداري ، عدم شناخت هويت ، دور شدن از هدف ودر نهايت گم كردن راه ) امتي كه خود را فراموش كرده است : وقتي كه به مطالعه ي كتاب خدا مي پردازيم وامت اسلامي كه خداوند در كتابش توصيف كرده مد نظر قرار داده ، خود را امت ديگر مي يابيم . خداوند امت قراني را به بهترين امت توصيف فرموده : علل واسباب اين وصف را امر به معروف ونهي از منكر وايمان داشتن به خداوند بر مي شمارد( كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمْ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمْ الْفَاسِقُونَ (   110 آل عمران) .اما امت اسلامي ما نه تنها امر به معروف ونهي از منكر نمي كنند بلكه حتي حس وميزان اين امر را نيز از دست داده اند . خداوند امت اسلامي را به اعتدال وصف مي كند( وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (143) بقرة – اما امروزه منهج ميانه روي واعتدال را رها كرده وبه اطراف تمايل پيدا نموده اند . خداوند امت اسلامي را به وحدت وصف نموده است(إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (92الانبياء ) اما امت اسلامي ، امت واحدي آنگونه كه خداوند دوست دارد به حساب نمي آيد بلكه به دسته ها و گروههاي كه دشمن يكديگرند تبديل شده وبه نفع استعمار حركت مي كنند .

امت اسلامي وميزان پيشرفت مادي : اگر به امت خود در پرتو موازين پيشرفتهاي مادي عصر حاضر نگاه كنيم ، خود را عقب افتاده مي يابيم اين امت در مقابل امتهاي ديگر از لحاظ مسائل اقتصادي وتجهيزات نظامي هميشه ضعيف بوده است

امتي كه نيروهايش تعطيل شده است ؛ مصيبت بزرگ امت اسلامي در اين است كه علي رغم كثرت وتنوع تواناييها و استعدادهايش ، آنرا تعطيل كرده واز آنها استفاده نمي كند .

استعدادهاي فكري ما تعطيل شده است ؛ تواناييهاي فكري ما تعطيل گشته اند ، چرا كه ما مقلديم نه مجتهد ، پيرو يم نه متفكر ، شگفتا از امتي كه اولين آيه ي نازل شده در كتاب آسمانيش كلمه ي ( إقرء ) است ولي خواندن را دوست ندارد . اگر هم آنرا دوست داشته باشد فهميدن را دوست ندارد ، اگر بخواهد كه بفهمد آنرا عملي ننمي كند و اگر آنرا هم عملي بكند در اين كار استمرار ندارد .

توانييها واستعدادهاي كاري ما تعطيل شده است ؛ توانييهاي كاري ما تعطيل شده در حالي كه خداوند ما را براي كار كردن افريده است وحتي بدين هدف كه ما را در انجام دادن بهترين اعمال آزمايش كند( لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً – ملك 2)

توانيها واستعدادهاي اقتصادي ما را كد مانده است ؛ ما در بهترين سرزمين خداوند از جهت موقعيت جغرافيايي واز جهت پاكي وسرسبزي قرار داريم ، در سرزميني كه مملو از معادن وثروتهاي پراكنده است زندگي مي كنيم ، ولي نه از ثروتش بهره برداري مي كنيم و نه آنرا كشت ونه معادن و مواد استخراج شده اش را در زمينه ي صنعت بكار مي گيريم

توناييها واستعدادهاي فردي ما تعطيل شده است ؛ با وجود كثرت مسلمانان وجمعيت زيادشان ، راههاي متعدد و مختلفي را در پيش گرفته ايم ، از ديدن نور خدا كور شده ايم ، پس تاريكيهاي  طواغيت ما را متفرق كرده اند . ناقص وعيوب يكديگر را بر طرف نمي كنيم و يكديگر را ياري نمي دهيم دست همديگر را نمي گيريم و همديگر را تقويت نمي كنيم آنهم در عصري كه مردم با زبان إئتلاف وتشكل با هم سخن مي گويند و افراد وگروههاي اندك نمي توانند در آن به تنهاي زندگي كنند

مسئوليت حاكمان ؛ بدون شك حكام سهم بسيار وحتي بيشتري را در مشكلات به وجود آمده دارند ولي آنچه شايسته ي توجه است اينكه حكام نيز جزئي از ملتند وآنها بزرگان اجتماعشان مي باشند و تا زماني كه ملت با آنها كنار بيايند ودر مقابل ظلم وستم آنها اعتراض نكنند وساكت باشند حكومت آنها باقي مي ماند ، چنين گفته اند : ( كما تكونوا يولي عليكم ) هر گونه كه باشيد بر شما حكومت مي كنند .

 مسئوليت علماء ؛ آيا علما مسؤلند ؟ بله، چرا كه آنها وارثان پيامبران و داعيان حق و هاديان خلقند وكساني هستند كه خداوند از آنها پيمان وعهد تبيين دين خدا براي مردم وعدم كتمانش را گرفته است

 مسئوليت مردم ؛ آيا وظايفي متوجه مردم مي باشد ؟ حقيقت اين است، مسؤليت امري مشترك ، كه هر كس به اندازه ي تواناييش در آن نصيبي دارد . پيامبر «ص » مسئوليت ووظيفه را وجه مشترك همگان مي داند « همه ي شما چوپانيد وهمه ي شما مسئول رعيت خويش هستيد » .

خصوصيات و ويژگيهاي حركت اسلامي ؛ منظور از حركت اسلامي حركتي است با اين ويژگيها داراي مجموعه اعمال دقيق و حساب شده ي اسلامي در سطح ملي ، جوشنده از دل امت ، نماينده ي شخصيت واقعي و دردها و آرزوها وافكار وعقايد وارزشهاي ثابت وآرمانهاي نو امت باشد و تلاش وكوشش اودر جهت وحدت ويكپارچه كردن امت ، زير لواي عقيده و فكري كه قلعه اش مفهوم شده يعني خلافت اسلامي باشد

مسئوليت و وظايف حركت اسلامي ؛ بدون شك حركت اسلامي در استفاده نكردن و يا استفاده ي نادر ست كردن از تواناييها و اسباب مادي و معنوي كه خداوند  برايش فراهم كرده است در حد وسعش مقصر و مسئول است . حركت اسلامي تنها عامل و مؤثرترين عامل در بوجود آوردن حوادث ومشكلات امت اسلامي نيست ، حركت اسلامي جرياني از جريانات و حركتي از حركتها است و اما حركت اسلامي قبل از هر چيز مردم را به اصلاح كجي هايشان و فساد « موجود » و جبران ما فات دعوت مي كند . بر ما واجب است كه تحقيقات و بررسيهاي از درون حركت واسبابي كه مانع رشد و حركت در جهت اقامه ي يك مجتمع اسلامي و از سر گيري و شروع حياتي نو ، قائم بر عقيده شريعت اسلامي مي شود ، داشته باشيم . برخي از اين عوامل عبارتند از : { (1- ضعف در نقد حركت : اولين چيزي كه صاحبان بصيرت يك حركت اسلامي به معناي وسيعش از آن شاكي هستند ، ضعف در نقد كردن حركت وحتي نبودن چنين نقدي در بعضي از اوقات است . نقد دروني وبه تعبيري همان محاسبه ي نفس ) .( 2- تفرق واختلاف : يكي ديگر از آفات حركت اسلامي معاصر همين تفرق واختلافاتي است كه بين گروهها وجماعات متعدد مشاهده مي شود . هر جماعتي خود را تنها جماعت مسلمان مي داند نه جماعتي از جماعت مسلمانان ، به گونه اي كه حق تنها با اوست وغير از او هر چه باشد گمراهيست و دخول به بهشت و نجات از جهنم بر پيروانش مسجل شده و تنها او فرقه ي ناجيه و هر كسي با او دشمني بورزد از هالكين خواهد بود). (3- غلبه ي احساسات و عواطف بر عقل و علم ) .}

منظور از غلبه ي احساسات چيست ؟احساسات و عواطف بر رفتار و روابط  بر تفكر و اخلاق غالب نشود ، و جهت دهنده و توجيه كننده ي اعمال و گفتار و مواضع ما نباشد ، كه در اين صورت احساسات بالاتر از عقل قرار مي گيرد و هوي و هوس بر علم مقدم مي شود . غالب شدن عواطف و احساسات بر عقل و علم داراي دلايلي مي باشد : { الف : كوتاهي در تحقيقات و برنامه ريزيها ؛ علي رغم اينكه اسلام انسان را به تعقل و فرا گرفتن علم و دانش فرا مي خواند و مسلمانان را به اتخاذ اسباب و وسائل « كسب علم » و مراعات سنن وأخذ احتياط  در اين زمينه ، وآماده شدن براي فرداي بهتر تشويق مي كند . با اين وجود حركت اسلامي را در اهتمام دادن به اين جوانب ضعيف مي بينيم . ب : تعجيل : تعجيل يكي از آثار غلبه احساسات وعواطف بر منطق وعقل وعلم وبرنامه ريزِِي است.انسان عجول نه صبر دارد نه آرامش خاطر ونه حوصله اوميخواهد امروز بكارد وفردا درو كند،درحالي كه اين مخالف سنت الهي دركائنات واجتماعات بشري است ،چرا كه هر چيزي سرآمد مشخص ومراحل معيني دارد 0

خداوند جهان را در شش زمان آفريد ،درحالي كه مي توانست بگويد :بشو پس ميشد ،ولي مي خواسته كه به ما آرامش وصبر راتعليم دهد.جاي تعجب نيست كه خداوند پيامبر ومؤمنان را به صبر و عدم تعجيل امر مي كند تا اينكه امرش را به پايان و اتمام برساند :(فاصبر كما صبرا اولوالعزم من الرسول ولا تستعجل)-(احقاف /35) (پس شكيباي كن ،آنگونه كه پيامبران اولوالعزم شكيباي كردند و براي آنها ستاب مكن –در خواست عذاب -).تعجيل،حركت اسلامي را وارد جنگ مي كند كه زمانش نرسيده است وبا گرو ههايي كه قدرت ونيروهايشان ازاو بيشتراست روبه رو مي كند ، جنگ با شرق و غرب ، او را وارد كاري ميكند كه تواناي خارج شدن از آن را ندارد ، اين در حالي است كه خداوند ما را بيش از وسع و تواناييهايمان مكلف نكرده است ونيز جايز نشمرده كه خود را در بلا ء و آ زمايشي كه در حد تواناييمان نيست وارد كرده و با فتنه روبه رو شويم .   (اتقوا الله ما إستطعتم )-(بقره /185) « به اندازه تواناييتان از خدا بترسيد » .ج :مبالغه وزياده گويي؛يكي ديگر از آفاتي كه دستآورد احساسات و عواطف است ، مبالغه و انداختن رعب و وحشت در ميان امت است .متاسفانه ما در كا رهايمان بيشتر جانب افرات وتفريط را مي گير يم و كمتر دست به دامن اعتدال مي شويم ، اعتدالي كه خداوند اين امت را به خاطر آ ن مدح مي كند ) و كذالك جعلناكم امه وسطا )- بقره /143-«و بيگمان شما را ملت ميانه روي گردانيده ايم» د: ترس از نو گرايي ؛ يكي از نقاط ضعف در حركت اسلامي اين است كه از اجتهاد مي ترسد و از تجدد استقبال نمي كند و ميلي و گرايشي به گشودن درهاي جديد وتطور ندارد . برخي از حركتهاي اسلامي در مسائل فقهي ، دعوت به اجتهاد مي كند – حداقل از ديدگاه نظري – اما در مجال فكري وحركي گرايشي به تطور نشان نمي دهند دوست دارند به همان حال گذشته ي خود باقي بمانند .

به حركت اسلامي حق بدهيد : اولين گام در راه علاج صحيح اين است كه به حركت اسلامي حق بدهيم ، حركتي كه امت چشم اميد به آن بسته است . واجب است كه ما نكات مثبت حركت اسلامي را ويا حداقل مقداري از آنها را يادآور شويم ، آنگونه كه نواقص و عيبهايش را متذكر مي شويم .

جو و فضايي كه حركت اسلامي در آن كار ميكند : حركت اسلامي در جوي كار مي كند كه به او حسادت مي رود ، فضايي كه به اسلام اجازه نمي دهد كه كلمه حق را با صرا حت بگويد ، كه اجازه نمي دهد فرزندانش با آزادي گرد هم آيند ، به هر گروه و مذهبي اجازه داده ميشود كه از خودش بگويد غير از اسلام ودعوت اسلامي .

برخي از نتايج و دستآ وردهاي حركت اسلامي : 1- تصحيح مفاهيم اسلامي توسط حركت اسلامي كه عصر جمود واستعمار آنها را كمرنگ ويا بد نام و بي اعتبار كرده بود و حمله ور شدن بر تهاجم فرهنگي كه ميدان برايش فراهم گشته وعقول بسياري از تحصيل كردهاي امتمان را استثمار كرده بود .

2- حركت ، به مسلمانان احساس نياز به اسلام و تبعيت از بهترين امتي كه خداوند از ميان مردم برگزيده بود را بر گرداند ونهال اميد را در دلهايشان نسبت به آينده د رخشان اسلام ،بعد از نا اميدي كه ناشي از شكستهاي طولاني در برابر تهاجم خارجي و طغيانهاي داخلي بوده را كاسته است .

3- حركت ، نسلي از مردان و زنان مسلمان را تربيت كرد كه التزام عقيدتي ، عبادتي ، فكري،عملي ودعوتي وجهادي نسبت به اسلام داشته باشند … .

4- حركت ، يك ديدگاه عمومي نسبت به اسلام –علاوه بر اين نسل ملتزم – را نيز به وجود آ ورده است .

 5- حركت اسلامي بزرگترين سهم را در ايجاد بيداري اسلامي معاصر داشته است . حركت اسلامي – با افكار دانشمندانش و صبر دعاتش وپايداري فرزندانش وفداكاري جوانان و پيرانش و بينيازي تاريخش – حركتي است كه ، براي بيداري معاصر فرصتي فراهم ساخته است نور را ببيند و ابراز وجود وتأثير كند.

مشكل كجا است : مشكل اصلي يك مشكل عام وفراگير است ، و مسئو.ليت اين مشكل – كم يا زياد – متوجه همه ي مردم است .

مشكل تنها به حركت اسلامي برنمي گردد بلكه به همه ي مسلمانان بر مي گردد، اگر بخواهيم صراحت گويي كرده باشيم مي گو ييم : مشكل در همه ي ما است ، در هوي و هوسها و آرزوها و شهوتهايي كه بر گرد آن طواف مي كنيم ، در تبرئه كردن خود و متهم كردن ديگران است .

منبع : ژینگه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس