معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> مسئوليت امت اسلامی

مسئوليت امت اسلامی

مسئوليت امت اسلامي

  استاد محمد قطب /  مترجم: ابوعامر

خداوند اين امت – امت توحيد – را براي تحقق اهداف معيني
خارج نموده است:

تا اينكه بهترين امتي شوند كه بر مردم خارج گرديده اند، امر
به معروف كرده و از منكر جلوگيري نمايند و به خداوند ايمان داشته باشند:

{كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن
المنكر و تؤمنون بالله}

و براي اينكه پيشرو و رهبر و گواهاني باشند براي تمام
بشريت:

{و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون
الرسول عليكم شهيدا}

و براي اينكه وظيفه رساندن رسالت نبي خاتم به تمام انسانها
را در طول تاريخ از زمان بعثت پيامبر تا پايان جهان بر دوش گيرند، تا مردم را در
پرتو هدايت كتاب الهي از تاريكيها به سوي نور خارج سازند:

{الر كتاب أنزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات إلي النور
بإذن ربهم إلي صراط العزيز الحميد الله الذي له ما في السماوات و ما في الأرض}

و خداوند براي اين امت – هنگامي كه به رسالت خود عمل نمايد
– استخلاف و تمكين و امنيت را تضمين نموده است:

{وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في
الأرض و كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم
من بعد خوفهم أمنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا}

تمام اينها در واقع و طي چند قرن به وقع پيوست كه در آن
قرنها امت اسلامي در همه ابعاد عقيدتي و اخلاقي و فكري و علمي و سياسي و نظامي و
اقتصادي و تمدن بهترين امت بر روي زمين بود. در همه مجالهاي زندگي، در زماني كه
اروپا در تاريكيهاي آنچه آنها آن را قرون وسطاي تاريك مي نامند غوطه ور بود…

امت توانست به سيادت و قدرت دست يابد و توانست براي اولين
بار در تاريخ به معناي «امت» دست يابد، كه ملتها و نژادها و زبانهاي مختلف را در
برمي گيرد و تمام آنها با وجود دوري مسافت، بوسيله يك رابط كه «اسلام» نام دارد به
هم متصل شدند و اگر چه رابطه حكام با يكديگر تفاوت داشت، رابطه «اسلام» كه دلها و
احساساتشان را واحد گردانده بود، در درون آنها قوي تر از هر چيزي بود كه موجب
اختلاف شود. از آن عقيده و نحوه زندگي و اخلاق و رفتار و موضع گيري هاي كلي شان را
بر مي گرفتند، اگر چه هر ملت و هر فرد داراي ويژگيهاي خاص خود مي باشد.

و همچنين امت توانست به رفاه اقتصادي كه بر اثر تلاش
مسلمانان در گوشه و كنار زمين به دست آمده بود، برسد. مسلماناني كه در اطراف زمين
روشنايي و نور را با خود مي گستراندند، ناشناخته هاي آن را كشف مي كردند و بر اساس
رهنمود خداوند به عمارت آن مي پرداختند:

{هو الذي جعل لكم الأرض ذلولا فامشوا في مناكبها و كلوا من
رزقه و إليه النشور}

{هو الذي أنشأكم من الأرض و استعمركم فيها}

و توانست دست به فعاليت فكري و عقلي و علمي بي سابقه اي
بزند …

{هو الذي جعل لكم الأرض ذلولا فامشوا في مناكبها و كلوا من
رزقه و إليه النشور}

{هو أنشأكم من الأرض و استعمركم فيها}

{و إذ قال ربك للملائكة إني جاعل في الأرض خليفة}

و امت توانست به تمدن وسيعي دست يابد كه تنها در توليد و
تمدن مادي از جمله بناي شهرها و ساختمانها و ساخت راه ها و روشه هاي مديريت منحصر
نمي شد بلكه در واقع معناي حقيقي تمدن را يعني ارتقاي انسان تا آنجايي كه شايسته
گراميداشت خداوند شود، محقق مي كرد. ارتقاي انسان از نظر عقيده، اخلاق، سلوك، تفكر
و معرفت كه فعاليت مادي خود را از آنها بر مي گرفت و در آن محدود نمي ماند.

اين امت اولين امتي بود كه آموزش رايگان و بهداشت رايگان را
شناخت و براي اين دو مسأله اموالي زيادي را وقف نمود. اين اموال بيش از آنكه به
بخشندگي يا فقر و غناي حكومت بستگي داشت ، به قدرت خير و بذل و بخشش در درون
مسلمانها وابسته بود.

اين اولين امتي بود كه موسسه هاي حمايت از سالمندان و مؤسسه
هاي نگهداري از حيوانات گمشده براي حمايت و غذا دادن به آنها را به وجود آورد!

و همچنين اولين – يا تنها – امتي بود كه نسبت به مخالفان
عقيدتي خود ظلم روا نمي داشت بلكه حتي حمايت از آنها را بر عهده مي گرفت و به آنها
امنيت در عقيده و انجام عبادت و فعاليت هاي اقتصادي و حياتي را اعطا مي نمود تا
مادامي كه عليه آنها به جنگ برنخواسته يا دشمني خود را علني نساخته باشند!

و خلاصه اينكه… آنها امت متمدن زمين بودند…

 

اما تحولي بسيار بزرگ در تاريخ رخ داد!

طبيعتا اين تغيير يك شبه اتفاق نيافتاد كه هيچ تغييري جز
سنتهاي خارق خداوندي يك شبه اتفاق نمي افتد! و حتي «كودتاهاي نظامي» كه در عصر
«روشنگري!!» كه ما در آن زندگي مي كنيم، بسيار رواج دارند، باز هم ظرف يك شبانه
روز رخ نمي دهند، بلكه وقت زيادي را در طرح ريزي و آماده سازي صرف مي كنند تا
اينكه ناگهان مردم با مشاهده آن يكه مي خورند…

بلكه اين انقلاب طي چند قرن رخ داد… و به تدريج مساحت
«دين» را در درون افراد محدود گرداند.

اين دين براي اين نازل گرديد تا زندگي را با تمام جوانب آن
را دربر گيرد و نه اينكه تنها يك جانب دين را شامل شود، حال هر چه آن جانب از نظر
حجم و اهميت مهم باشد:

{قل إن صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين لا
شريك له…}

ايمان به خداوند يكتا مهمترين و گرانبهاترين موضوع زندگي
انسان در اين دنياست. اما اگر اين ايمان در داخل وجدان پنهان بماند و پرتو خود را
بر عرصه هاي ديگر زندگي نتاباند، ديگر آن «ديني» نخواهد بود كه خداوند نازل نموده
و دستور به اتباع آن داده، و براي ترك آن مجازات، و براي انجام آن پاداش در نظر گرفته
است!

همانا دين خداوند آن است كه «در قلب بنشيند و عمل آن را
تصديق نمايد».

خداوند تنها از مردم نخواسته است كه در اعماق وجود خود
ايمان بياورند كه او يكتاي احد است و تنهاست و از همه بي نياز است و نمي زايد و
زاده نشده و كسي را همتاي او نيست… گرچه اين پايه و اساسي است كه همه چيز بر آن
بنا مي شود… بلكه خداوند متعال از مردم خواسته است توحيد را با اطاعت از اوامر
او و دوري از منهياتش و پايبندي به آنچه از شريعت و راهنمايي نازل نموده است، در
تمام جوانب زندگي خود وارد سازند. و هر گونه كناره گيري از اين راه و يا مخالفت با
آن موجب نقص در ايمان خواهد شد كه در «ميزان» تاثير خواهد گذاشت، همانگونه كه در
نتايج نيز مؤثر خواهد بود. و ايمان – همانگونه كه علماي ما مي گويند – زياد و كم
مي شود. با طاعت زياد شده و بر اثر معاصي دچار نقصان خواهد شد.

ميزان اين نقصان بر اساس نوع اين كناره گيري يا مخالفت
متفاوت خواهد بود، اگر چه ذات ايمان را نقض نخواهد نمود مگر اينكه اعمالي از انسان
سر بزند كه طبق نص صريح قرآن و سنت و اجماع علماي امت ايمان را نقض نمايد مانند
ناسزا گفتن در مورد خداوند يا پيامبر خدا يا سجده بردن به بت يا اهانت به قرآن يا
قانونگذاري بر اساس غير آنچه خدا نازل نموده است…

اين دين در همه جوانب و در ميدان واقعيت عمل مي نمايد و به
همان مقدار كه پيروانش به آن پايبندي نمايند و از محتواي آن پيروي نمايند، ثمر مي
دهد. اما اگر پيروان اين دين بدان پايبندي ننمايند و از آن پيروي نكنند، اين «دين»
در درون مردم محدود خواهد شد، و همچنان ثمرات آن نيز به مقدار كناره گيري پيروانش
و به مقدار انحرافي كه از آنها سر زده، محدود و ناچيز خواهد شد.

آيات قرآن در اين مورد – همانند همه امور – كاملا واضح و
روشن است:

{ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم
لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات بإذن الله ذلك هو الفضل الكبير}

تمام آنها – با درجات مختلف ايمان و برخورداري از فضل و
رحمت و رضوان خداوندي – مؤمن هستند،‌ البته تا وقتي كه اصل ايمان را نقض ننموده
باشند… اما گروه ديگر:

{و يقولون آمنا بالله و بالرسول و أطعنا ثم يتولي فريق منهم
من بعد ذلك و ما أولئك بالمؤمنين و إذا دعوا إلي الله و رسوله ليحكم بينهم إذا
فريق منهم معرضون}

{فلا و ربك لا يؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا
يجدون في أنفسهم حرج مما قضيت و يسلموا تسليما}

 

به نقل از “المسلمون و العولمة” (مسلمانان و
جهاني سازي)

 

منبع : مسلمان نت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس