الله - خداوندعقیدهمطالب جدید

آیا آفرینش تصادفی جهان ممکن است؟

آفرینش تصادفی، آیا جهان خود به  خود و به طور تصادفی آفریده شده است؟!!

نویسنده:محمد غزالی/ ترجمه: دکتر محمود ابراهیمی

آفرینش تصادفی جهان مساله ای است که در این مقاله به بررسی آن می پردازیم ، براستی آفرینش تصادفی با علم و دانش بشری قابل اثبات هست یا نه . .. پیدایش زندگی ما و دوام آن، خود دارای یک سلسله قوانین بزرگ و دقیق می باشد، زیرا که عقل و خرد سالم پدید آمدن ها را به طور تصادفی و بگزاف، محال می داند!؟

برای مثال قرار دادن زمین در برابر خورشید و آن هم به فاصله ای معین که اگر اندکی نزدیک تر می بود همه موجودات زنده از حیوان گرفته تا گیاهان، همگی بر روی زمین می سوختند و چنان چه اندکی دورتر از آن بود که هست، همه بر روی زمین یخ می پوشاند، که باز هم حیوانات و گیاهان هلاک می شدند. آیا گمان می کنی که قرار دادن زمین در این موقعیتی دقیقی که دارد تا حرارت و گرمای مناسب را دریافت نماید به طور تصادفی و کورکورانه و به خودی خود صورت گرفته است؟!! حرکت و پیدایش مدّ و جزر، با ماه در ارتباط است!!

آیا امکان دارد که ماه از مادر خود نزدیکتر شود تا امواج عظیم اقیانوس ها را بر انگیزد و روی همه خشکی های زمین را بپوشاند، سپس وقتی از آن ها عقب نشینی کرد و آن ها را برهنه ساخت، همه چیز متلاشی شده باشد؟!!

این چه کسی است که مدار ماه در این فاصله مشخص قرار داده است تا مصدر و منشاء نور و روشنی باشد، نه منبع هلاک و نابودی؟!!

ماه بر روی این کره خاکی گاز و اکسیژن را اسشناق می کنیم تا زنده بمانیم و گاز ” کربن ” را از خود می رانیم که از احتراق و سوختن مواد خوراکی در بدن مان پدید می آید. لازم بود که موجودات بی شمار زنده روی زمین که غیر قابل شمارش اند، این ماده گران بها ” گاز اکسیژن ” را تمام کنند چون همواره و بدون انقطاع آن را تنفس می کنند. لیکن واقعیت این است که گیاهان و نباتات سبز ” گاز کربن” را از هوا می گیرندو به جای آن ” گاز اکسیژن ” را پس می دهند و از راه این معاوضه شگفت انگیز بین حیوانات و نباتات است که این توازن در طبیعت و سرشت، غلاف و نیامن هوائی، باقی می ماند و بدین گونه ضامن زندگی حیوانات و جانداران و گیاهان و نباتات می گردد!! آیا گمان می کنی که این توافق عظیم، خود به خودی و بخودی خود پدید آمده است؟! من گاهی گلی را که دارای دهها رنگ مختلف است مدنظر قرار می دهم و بدون قصد با انگشت بازیگرانه آن را از میان هزاران گل شکفته در بستان می چینیم….

پس از خود می پرسم با کدام قلم این رنگ ها نقاشی شده  و سامان یافته است؟! آن ها تنها طیفنوری نیستند، آن ها به گونه ای سحر آمیز و گیرابا هم در آمیخته اند که جائی خفیف و تنگند و جائی دیگر پر پشت و سایه دار، و جائی دارای خطوط گوناگون و جائی دیگر دارای نقطه های متعددند… به زمین نگاه کن، بدین خاک غبار آلودی که مطلع و مشرف بر این رنگ ها است، به یقین این خاک تیره غبار آلود، نمی تواند نقاش و رسم کننده این رنگ ها و نقش ها و تقسیم کننده این رنگ ها باشد، آیا تصادف و اتفاق و خود به خودی می تواند مشرف و سرپرست بر آن ها باشد؟! کدام تصادف و اتفاق؟!!

به راستی باید انسان بسیار کودن و نفهم باشد تا بتواند این ابداعات را، بدین گونه تصور کند و تفسیر نماید.

تازه رنگ های مختلف گل، یک نوع ملاحظه ظاهری و شکلی، بسیار ساده است نسبت به داستان زندگی، آن هم در ابتدایی ترین شکل و صورت آن. در حقیقت ایجاد زندگی در کوچک

ترین سلول، مستلزم نظام بسیار مستحکم و استوار است. این حماقت است که تصور کنیم که بی نظمی می تواند چیز بسیار جزئی را در اندام یک کرم کوچک بیافریند، تا چه رسد به دستگاه بسیار پیچیده جهاز هاضمه و عصبی آن. وقتی درباره کرم کوچکی چنین باشد درباره آفرینش این انسان با بنیه شگفت انگیز و هستی سر سام آورش، چه می گویی؟!! و درباره آفرینش این جهانگسترده چه می اندیشی؟!!

چرا وقتی که جامه ی دوخته شیکی را می بینیم از ما خواسته می شود که گمان کنیم که نخ آن خودش به خودی خود در سوراخ سوزن رفته، سپس خودش با تارهای بافته جامه درگیر شده و بالا و پایین رفته و سینه و دامن و کمر و آستین و دکمه ها و سوراخ خای دکمه ها و تزئینات و زیبایی های آن را ساخته است؟!!

همانا نسبت دادن کارها به تصادف و اتفاق، یک نوع شعبده بازی علمی است که خردمندان از آن دوری می کنند… به فرض این که قلمی را، در یکی از محل ها بیابیم که در کنار آن برگه ای باشد که روی آن نام شخصی نوشته شده، از این چه فهمیده می شود…؟

در این جا دو صورت پیش می آید: یکی این است که یک شخص نویسنده ای این نام را روی این ورقه نوشته باشد که این بدیهی است.

دوم این که حروف این اسم خود به خود بدین ترتیب با هم تلاقی نموده و ناآگاهانه تشکیل این اسم را داده اند!! مثلا” ” عمر”. این صورت دوم از نظر علمی بدین صورت است: اول حرف “ع” نا خودآگاه روی ورقه افتاده باشد نسبت آن در بین حروف هجا یک در بیست و هشت است، و قرار گرفتن سه حرف ” ع،م،ر” پشت سر هم و به طریق محض تصادف، عینا” به نسبت یک در “28*28*28″ یعنی به نسبت یک به ” 21952″ است. در صورت اول یک صورت پیش نبود و آن هم یک صورت معقول و پسندیده بود.

آیا می توان تصور کرد که نادان ترین و کودن ترین و بی فکر ترین کس، این صورت دوم را که احتمال وقوعش یک در بیست و دو هزار است، بر صورت اول که یگانه و معقول است، ترجیح دهد؟!!

با وصف این، حتی نوشتن تصادفی حروف کلمه عمر به طریق تصادفی بر روی کاغذ، بیشتر به ذهن نزدیک است، تا این که تصادف بتواند یک قطره از آب اقیانوس های بیکران با دانه ای از ریگهای بیشمار صحراهای گسترده جهان را ،بیافریند…

بیگمان میان این پندارهای الحاد گرایانه و میان دانش و خرد ،فزسنگها فاصله است و این داوریهای  ابلهانه  با دانش و خرد تضاد عمیق دارد …..

————————————————

نام کتاب:باور راستین اسلامی /تالیف :محمد غزالی/ ترجمه: دکتر محمود ابراهیمی / نشر احسان

برچسب ها

‫۵ نظرها

  1. اگر به قول دوستان در این جهان بی انتها فقط حیات در زمین ما به وجود آمده میتوان از دید دیگری به این موضوع نگاه کرد:
    شاید خالق زندگی می خواسته با این نشانه به انسان بفهماند که در این جهان بی کران اگر خداوند اراده نکند هیچ حیاتی به وجود نخواهد آمد و احتمال خلقت تصادفی زندگی متمایل به صفر است.

  2. این فقط تصور اشتباه شماست که سارات دیگر بی نظم و بیهوده هستند
    جستجو و مطالعه کنی برایتون مشخص میشه
    بعدش عدم آگاهی ما از وجود شرایط زندگی در جاهای دیگر دلیل نمیشه
    هنوز کشف نشده پس شاید باشد و ما دسترسی نداریم یا صلاحیت دسترسی نداریم والله اعلم

  3. البته این یحث چالبی است یکی از دوستانم تصادفی بودن را اتبات کرد همان طور که دوست عزیز در بالا گفت بحث این بود رفیق بنده گفت ما تصادفی دنیا امده و تصادفی هم نابود می شویم گفتم دلیلت چیست گفت در هیچ سیاره ای زندگانی نیست و نظم ندارد زمینی در یک شرایطی قرار گرفت که زندگانی است حال سوالی مطرح می شود پس اگر خدا وجود دارد چرا در دنیای به این شرایط در شرایط در سیارات دیگر برای زندگی وجود ندارد با توجه عدم بیهودگی دنیا توسط قران همه چیز غیر عادی بنظر می رسد من کمی راجبه حرف دوستم بی اهمیت بودم ولی نامنظمی در سیارات دیگر و عدم حیات نوشته های قران مبهم می شود رفیقم نه بخدا و قیامت اغتقاد ندارد باید سوال منطقی را با دین جواب نداد اگر دنیا بیهوده نیست چرا در سیارات دیگر زندگانی نیست می خواهم این را بگویم شرایط در شرایط در سیارات دیگر تصادفی است ییعنی ۹۵ درصد کل دنیا بی استفاده

  4. من استدلال شما را تا آخر نخواندم چون شروع مقاله تان بر پایه منطق و علم نبود و نشان از این دارد محدوده بینش شما کوچک میباشد اینکه میگویید فاصله زمین تا خورشید تصادفی نیست و اگر نزدیک تر بود همه چیز می سوخت درست است اما در همین منظومه شمسی ما سیارات دیگری است که بخاطر فاصله نامناسب حیات در آنها وجود ندارد و در کهکشان راه شیری از میلیاردها ستاره ای که وجود دارد سیارات بسیار کمی فاصله اش نسبت به ستاره شان مناسب حیات تخمیم زده میشود و این تناسب تا میلیاردها کهکشان هم به همین صورت است یعنی اگر ۱۰۰۰ تاس را روی صفحه ای بندازید احتمال بسیار بسیار زیاد عدد مورد نظرتان در یکی از آنها یافت خواهد شد و دلیل فاصله مناسب زمین تا خورشید هم همین استدلال تصادفی بودن را تقویت میکند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن