معماری
خانه ---> عقیده ---> توحید در دیدگاه استاد شهید ناصر سبحانی
شهید ناصر سبحانی

توحید در دیدگاه استاد شهید ناصر سبحانی

توحید در دیدگاه استاد شهید ناصر سبحانی

مترجم: محمد حامدی / تدوین: عزیز صادقی

تعريف توحيد :

توحيد عبارتست از اين كه در درون انسان مسلمان اين عقيده‌ي باطل وجود نداشته باشد كه کسی دیگر غيراز خداوند جالب منافع ،دافع مضار ،كنترل كننده، فرمانروا و فریادرس است . و انسان در زندگيش هيچ گونه رغبت و رجاء و رهبتي به غير خداوند نداشته باشد .کسی که این گونه باشد موحد است .در غیراین صورت مشرک است (البته بعدازاتمام حجت) هر چند لفظاً آن ( شرك ) را بر زبان نياورد .

توحيد يعني داشتن اعتقاد مبني بر اينكه براي جهان هستي و انسان تنها يك خالق و آمر وجود دارد و آن دو هم چنانكه مخلوق خداوند هستند مأمور او نيز مي‌باشند و بايد در خط بندگي خداوند قرار گيرند .كه البته بخش اختياري زندگي انسان نيز مشمول اين قانون مي شود .

 به عبارت ديگر توحيد يعني يكي كردن و يكي شدن اعتقاد و زندگي انسان بر طبق فرمان خداوند .

کعبه محل فرمانروایی توحید :

 توحيد يعني اينكه انسان به این امر معتقد شود كه در عالم هستي هيچ فرمانروا و فريادرس ديگري غير از خداوند وجود ندارد .که خلاصه‌ي دعوت پيامبران نيز همين بوده است ( لا اله الا الله ) و اين اولين آموزه‌ي لازم براي انسان مسلمان است .

بخاطر انحراف انسانها از حقيقت توحيد ، مراكزي براي رويكرد  آنها ايجاد شد .كه آنها را به عنوان قبله‌ي دلهايشان قرارمی دادند و در آن اماكن ، فرمانروايان و فريادرسان باطل را مستقر می نمودند و به عبادت آنها می پرداختند  . و بدنبال آن فرمان آنها را پذيرفتند و نیزجلب نفع و دفع ضرر را در دست آنها می ديدند . لذا از آنها فريادخواهي می كردند .

خداوند براي حذف انحرافات از ميان بشر تنها به نهي نمودن از اطاعت طاغوت دعوت نمي‌نمايد . بلكه بجاي آن( برنامه‌ي باطل ) ، برنامه‌ي حق و خير را معرفي مي‌كند و آن را جانشين برنامه و انحراف قبلي مي‌كند . خداوند در اين مورد براي اينكه توجه بشر را از مراكز فرمانروايان و فريادرسان باطل منصرف نماید( بعد از آمدن برنامه‌ي حق و خير ) به يكي از بندگان شايسته‌ي خود فرمان داد که مركزي را برروي زمين بنا كند تا مردم بعد از رويگرداني از مراكز شرك ، به آن مركز توحيدي رو كنند . واین مکان بعنوان مركز فرمانروايي و پايتخت خداوند بر روي زمين مقرر شود كه همانا خانه‌ي كعبه بود . دليل ضرورت اين كار اين بود كه انسان دارای جسمي است و بايد رويكردي رادرزندگی داشته باشد . يعني بایستی رویش را به طرف جسمي خاص بنماید .  اما چون ذات خداوند جسم و جهت ندارد به او فرمان داده شد که رویش را به طرف خانه‌ي كعبه كند تا بدين وسيله تمام رويكردهاي انسان ( هم مادي و هم معنوي ) خدايي شوند .

 توحيد الوهيت

توحيد الوهيت بر اساس سوره‌ي حمد بعد از ايمان به آخرت مطرح شده است . البته براي كساني كه در زمينه‌ي خداشناسي دارای مشكل هستند بايد قبلاً با دلايل عقلي خداوند را بشناسند بعداً به ايمان به آخرت بپردازند . پس توحيد الوهيت يعني اينكه در زندگي عملي تنها فرمان خداوند را اطاعت كردن و تنها از او فريادرسي كردن .

 

معني كلمه‌ي رب :

 رب در اصل مصدر است و به معني پرورش دادن و خداوندي كردن مي‌باشد . بعداً بر وزن مصدر ، صفت مشبهه از آن درست شده است به معناي پرورش دهنده . و چون صفت مشبهه براي دوام است نه حدوث ( مثل اسم فاعل ) ، پس ترجمه‌ي رب به پرورش دهنده به معناي اسم فاعل درست نيست . زيرا كلمه‌ي راب به معني پرورش دهنده (در معناي اسم فاعل) مي‌باشد . مثلاً قادر يعني تواننده و قدير يعني توانا . پس رب يعني خداوند . و البته خداوند ترجمه‌ي كلمه‌ي اله نيست . چون الله علم است و ترجمه‌ نمي‌شود . خداوندي كردن 5 كار را لازم دارد :

 1 – جلب و تهيه‌ي امكانات .

 2 – دفع موانع .

 3 – كنترل كردن سرانجام آن .

 4 – فرمان دادن و فرمانروايي .

 5 – فريادرسي و كمك كردن .

 ترتيب معاني پنجگانه ی مذکور بر اساس سوره‌ي حمد مي‌باشد .

شناخت دو ركن اول از رب ( جلب امكانات و دفع موانع ) رغبت دروني  ،ركن سوم ( كنترل كننده ) رهبت درونی ، ركن چهارم ( فرمانروايي ) اطاعت از فرمان خداوند و ركن پنجم ( فريادرسي ) فريادخواهي از خداوند را در انسان ايجاد مي‌كند .

سه ركن اول باحالت اسم آورده شده اند . زيرا اينها جهان‌بيني انسان را مي‌سازند و دو ركن اخير طالب عمل از انسان هستند لذا باحالت فعل بيان شده‌اند .

هم‌چنين برابر نظرات علما به سه ركن اول توحيد ربوبيت گفته مي‌شود و به دو ركن اخير توحيد الوهيت مي‌گويند .

مشركين زمان نزول قرآن توحيد ربوبيت را داشته‌اند اما به توحيد الوهيت معتقد نبوده‌اند .درصورتی که هدف اصلي دعوت پيامبران ايجاد توحيد الوهيت بوده است .

معني اله :

پنج موردي كه در معناي رب گفته شد در اينجا هم مطرح است . اما فرقي كه در بين اله و رب وجود دارد اين است كه در اله دو معني اخير مستقيماً مدلول هستندو سه معني اول برايش شرط مي‌باشند.

 به عبارت ديگر دو معني اخير شطر هستند و سه معني اول شرط مي‌باشند. کلمه ی اله در لغت در ابتدا براي امور محسوس بكار رفته است . مثلاً گفته‌اند ( اله الفصيل ) يعني مادر بچه شتر به چراگاه رفته است وهنگام غروب كه برمی گردد بچه‌اش خود را بطرف مادرش مي‌كشد . زيرا منافعش را در وجود او مي‌بيند و مضارش را از طريق او دفع مي‌كند . بر مبنای وجود اين احساس به مادرش پناه مي‌برد و خودش را در اختيار او قرار مي‌دهد .كه اگر شتر(مادر) شعور مي‌داشت وبراین اساس فرمانروايي مي‌كرد بچه‌اش از او اطاعت مي‌كرد. هم‌چنين در هنگام مشكلات به مادرش پناه مي‌برد .كه براي تمام اين كارها كلمه‌ي اَلِهْ يَاْلَهُ بكار برده مي‌شد .

بعداً اين لغت تكامل يافته و در مورد انسان بكار برده شده است . مبني بر اينكه وقتي كسي به منافعي نياز داشته باشد و خواهان دفع مضاري باشد و بر اثروجود اين حالت ، داراي رغبتي شود و چنين احساس كند كه صاحبش بر او تسلط دارد وازاین طریق كنترلش را در دست دارد و بر اين اساس داراي رهبتي گردد و از او فرمانبرداري كند وبرای تحقق نتایج اسباب از او طلب یاری كند ، به كسي كه اين كارها را انجام مي‌دهد اله گفته مي‌شود . اگر كسي سه معني اول را داشته باشد اله حق است . در غير اين صورت اله باطل است .و چون غير از خداوند كسي ديگر شروط مذکور را ندارد پس اله ديگري غير از او وجود ندارد . سه معني اول بخش معرفت را براي انسان تأمين مي‌كنند و دو معني اخير موضع‌گيري انسان را روشن مي‌كنند .

 دليل اينكه بجاي جمله ی( لا اله الا الله) جمله‌ي (لا رب الا الله )گفته نشده اين است كه کلمه ی رب ( به معناي سه ركن اول ) انجام عمل را بدنبال ندارد اما کلمه ی اله ( كه دو معني اخير عمل را خواستار است ) درخواست انجام عمل از انسان را بدنبال دارد .

فرق توحيد ربوبيت اصطلاحي و الوهيت در چيست ؟

 انسان در زمينه‌ي ايمان به ربوبيت تنها به شناخت آن مي‌پردازد و در درونش بدان رغبت و رهبت پيدا مي‌كند و مستقيماً در واقعيت خارجي زندگي انسان تأثيري نمي‌گذارد . اما موضع‌گيري در برابر الوهيت بايد عملي باشد كه از آن به عبادت و استعانت تعبير مي‌شود .

موحد :

كسي است كه خداوند را هم درزمینه ی ربوبيت ( جالب منافع ،‌ دافع مضار ، كنترل‌كننده ) و هم درزمینه ی الوهيت ( فرمانروايي ،‌ فريادرسي ) واحد ویکتا بداند و آنها را از همدیگر  جدا نكند و در زندگي عملي خویش به مقتضاي آن‌ها عمل نماید وبدانها تسليم شود . اما انسان  مشرك تنها به توحيد ربوبيت ايمان دارد و به توحيد الوهيت معتقد نيست .

تعريف مشرك :

هرگاه براي انسان اين امر تبيين شود كه تنها خداوند جالب منافع ،دافع مضار ،كنترل‌كننده ،فرمانروا و فريادرس است و هيچ كس ديگر در اين امور با او شريك نيست و بايد نسبت به غیر خدا اميد و خوف را نداشته باشد. و در این زمینه ها بر او اتمام حجت صورت گرفته باشد و او از روي بدجنسي و بصورت آگاهانه خلاف اين حقايق را در زندگیش انجام دهد مشرك مي‌شود . پس تا بر انسان تبيين و اتمام حجت صورت نگيرد هيچ كس مشرك نمي‌شود. هر چند اعمالش شرك آمیز ‌باشند.

انواع شرک:

برابرموازین عقلی ممكن است در 5 زمينه شرك روي دهد :

 1 – كسي كه معتقد باشد ذاتي ديگر مثل خدا وجود دارد .

 2 – داشتن اعتقاد نسبت به اینكه فاعل و مؤثر ديگري با خدا وجود دارد .

 3 – اذعان نمودن نسبت به اینکه خالقي ديگر غيراز خدا وجود دارد .

 4 –اعلام اینکه رب ديگري با خدا وجود دارد .

 5 – داشتن اعتقاد نسبت به اینکه اله ديگري غير از خدا وجود دارد .

اینها مظاهر شرک هستند كه توحيد در مقابل همه‌ي آنها قرار مي‌گيرد .

برابر بيان قرآن در موارد 1 و 3 و 4 شرك روي نداده است .بلکه درزمینه ی موارد 2 و5 شرک روی داده است.

ارتباط دُعا و توحید:

در مورد دعا سؤال اين است كه وقتي در قضا و قدر الهي همه چيز مقرر شده است  نقش دعا در اینجا چيست ؟

جواب اين است كه دعا جزو وظايف انسان است . زيرا دعا تعبيري از توحيد افعالي خداوند است.وآن يعني این که غير از خداوند كسي ديگربراسباب تأثير گذار نيست . لذا انسان مسلمان براي دورشدن از شرك درزمینه ی فاعليت خداوند و اتصاف به توحيد افعالي لازم است در هر كاري بعد از بكارگيري اسباب براي تحقق نتايج آنها از طريق دعا تأثيرشان را از خداوند بخواهد . بنابراین انجام وظايف انسان با دعا خاتمه مي‌يابد. وآن یعنی اینکه اگرانسان از دعا نمودن خودداری نماید وظيفه‌ي بندگي را انجام نداده است. و اسباب رابعنوان  شريك خداوندمقرر گردانيده است .لذا براي تحقق توحيدافعالی در قلب انسان و اعلام نيازمندي انسان به خداوند دعا ضروري است.مسائل مذکور حكمت وجایگاه دعا رامشخص می کنند . چنانكه در حديث آمده است : الدعاء مخ العباده .

اولوالعلم و توحید:

تعريف اولوالعلم : كساني كه شهادتشان (شهادت بر حقشان) بر اساس علم به توحيد است اولوالعلم ناميده مي‌شوند.

توحیدو نظام سیاسی:

اولين پايه‌ي نظام سياسي در اسلام توحيد مي‌باشد . كه برگرفته از آيه‌ي معروف ( الا له الخلق و الامر ) مي‌باشد . و آن به اين معناست كه خلق و امر جهان آفرينش و زندگي انسانها  ، حق خداوند است و هيچ كس غير از او حق فرمانروايي بر آن دو را ندارد . چون غیر از او خالقي ديگر وجود ندارد .

درضمن اين امرمورد پذیرش همگان  است كه تنها خالق موجودات ، حق صدور اوامر بر آنها را دراختیار دارد . در نظام سياسي اسلام نيروي مقننه وجود ندارد . زيرا تنها خداوند ، قانونگذار است . بلكه بجای آن نيروي مبينّه وجود دارد . و شایسته است كه در اين زمينه از عبارت قرآني آن ( مبينّه ) استفاده شود.

برگرفته از آثار استاد شهید ناصر سبحانی

یک نظر:

  1. نادر قهرمانی دهبکری

    ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار …
    با آرزوی بهترین ها برای شما گردانندگان محترم این وب سایت وزین ، سال نو را به امید آرامش و آسایش همه ی مردم جهان و بویژه مسلمانان و پایان همه ی نزاع ها و کینه های ویران کننده ی روح و جهان انسان ها و آغازی شیرین برای همه ، خدمت شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنم. نادر قهرمانی دهبکری ( وبلاگ آستان جانان)

    http://aftab67.blogfa.com/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس