معماری
خانه ---> دروسي از في ظلال ---> انسان حامل امانت الهی

انسان حامل امانت الهی

*(و من يطع الله و رسوله فقد فاز فوزاً عظيماً)*

هركه از خدا و پيغمبرش فرمانبرداري كند ، قطعاً به پيروزي و كاميابي بزرگي دست مي يابد .

اطاعت خودش پيروزي و كاميابي بزرگي است . چه اطاعت ماندگاري بر راستاي برنامه خدا است ، و ماندگاري بر راستاي برنامه خدا هم آسايش و اطمينان مي بخشد ، و بهراه راست روشني راهياب شدن كه انسان را به يزدان مي رساند خودش سعادت و خوشبختي است ، هر چند كه جز راهيابي به چنين راهي پاداش ديگري در فراسوي آن نباشد .كسي كه در راستاي راه صاف و صوف و روشن حركت مي كند و همه آفريده هاي خدا كه پيرامون او هستند با او همآوا و همكار مي گردند.بسان كسي نيست كه در راهي حركت مي كند كه پريشان كننده و تاريك است و همه آفريده هاي خدا كه پيرامون او هستند با او دشمني مي ورزند و با او برخورد دارند و وي را مي آزارند! اطاعت از خدا و پيغمبرش خودش پاداش خودش را به همراه دارد ، و آن پيروزي و كاميابي بزرگي است كه پيش از روز حساب و كتاب و پيش از نائل شدن به نعمتهاي فراوان خدا در آن جهان است . و اما نعمتهاي آخرت فضل و لطفي است كه جداي از پاداش اطلاعت است . فضل و لطفي از كرم خدا و از چشمه سار جوشان نعمت يزدان است كه در مقابل چيزي عطاء نمي شود ، و بلكه بخشش و هديه خداوند رحيم و رحمان است ، وخداوند رحيم و رحمان به هركس كه بخواهد بدون حساب و كتاب رزق و روزي عطاء مي فرمايد.

 

***

چه بسا اين فضل و لطفي است كه يزدان آن را به انسان مي بخشد به سبب ضعفي كه در انسان است ، و به خاطر ستبري و سترگي مسئوليتي كه انسان برعهده دارد و بردوش مي كشد. انسان امانتي را برعهده گرفته است كه آسمانها و زمين و     كوه ها از آن ترسيده اند و زير بار آن نرفته اند ، ولي تنها وتنها انسان آن امانت را پذيرا گشته است و بردوش خود كشيده است و مسئوليت آن را قبول كرده است ، گرچه ضعف و فشار شهوات و آرزوها و كششها و جاذبه ها را داشته است ، و از دانش اندك و عمر كوتاه برخوردار بوده است ، و موانع زمان و مكان بر سرراهش قرار گرفته است ، و آشنايي كامل نداشته و فراسوي موانع و فواصل زماني و مكاني را نديده است :

 

*(انا عرضنا الامانة علي السموات و الارض و الجبال ، فابين ان يحملنها و اشفقن منها  و حملها الانسان انه كان ظلوماً جهولا)*

ما امانت (اختيار و اراده) را بر آسمانها و زمين و كوه ها (و همه جهان خلقت) عرضه داشتيم (و انجام وظيفه اختياري همراه با مسئوليت ، و انجام وظيفه اجباري بدون مسئوليت را بديشان پيشنهاد كرديم . جملگي آنها اجبار را بر اختيار برتري دادند) از پذيرش امانت خودداري كردند و از آن ترسيدند، و حال اين كه انسان (اين اعجوبه جهان) زير بار آن رفت (و داراي موقعيت بسيار ممتازي شد. اما برخي از)  آنان (پي به ارزش وجودي خود نمي برند وقدر اين مقام رفيع را نمي دانند و) واقعاً ستمگر و نادانند.

آسمانها و زمين و كوه هايي كه قرآن آنها را برگزيده است تا از آنها سخن بگويد ، همه اين آفريده هاي بزرگ و هولناكي كه انسان در آنها يا در برابر آنها زندگي مي كند و چيز كوچك وناچيزي به نظر مي آيد ، اين آفريده ها بدون تلاش و كوشش ، آفريدگار خود رامي شناسند، و به قانون آفريننده خود راهياب مي شوند به وسيله خلقت و وجود و نظام و سيستمي كه دارند، و از قانون آفريدگار به طور مستقيم و بدون واسطه و بدون تفكر و تدبر اطاعت مي كنند ، و برابر اين قانون پيوسته حركت مي كنند بدون اينكه سستي بنمايند و از نقش خود كم تر از ثانيه اي تخلف ورزند و كوتاهي كنند ، و طبق خلقت و سرشت خويشتن بدون اين كه متوجه باشند و اختياري از خود داشته باشند كار خود را مي كنند و به وظيفه خويش بر مي خيزند .

اين خورشيد در مدار خود مي گردد و به گردش منظم خود ادامه مي دهد بدون اين كه هرگز خلل و نقصي بدان رو بكند . اشعه هاي خود را ارسال مي دارد و كار و      وظيفه اي انجام مي دهد كه خدا او را بر آن سرشته است. توابع خود را يعني منظومه شمسي رابه سوي خويش جذب مي كند و مي كشد بدون اين كه اراده اي از خود داشته باشد. درنتيجه نقش جهاني خود را به تمام و كمال اداء مي كند .

اين زمين به گردش خود ادامه مي دهد ، كشت و زرع خود را بيرون مي دهد و رشد و نمو مي بخشد ، زادگان خود را تغذيه مي كند و روزي مي دهد، مردگان خود را درخود نهان و پنهان مي كند ، وچشمه هاي خود را بر مي جوشاند، مطابق قانون وسنت خدا ، و بدون اين كه اراده و اختياري از خود داشته باشد .

اين ماه، اين ستاره ها و سياره ها ، اين بادها و ابرها، اين هوا و اين آب ، اين كوه ها ، اين دره ها … همه و همه … به كار خود مي پردازند با اجازه پروردگار خود ، و پروردگار خود را مي شناسند ، و بدون رنج و تلاش و كوشش خود از اراده و مشيت آفريدگار خويش پيروي مي نمايند… اينها همه از پذيرش امانت مسئوليت ، امانت اراده ، امانت شناخت خود ، و امانت كوشش ويژه ترسيدند و هراسان شدند .

 

*(و حملها الانسان)*

وحال اين كه انسان (اين اعجوبه جهان) زير بار آن رفت (و داراي موقعيت بسيار ممتازي شد)

انساني كه خدا را با درك و شعور خود مي شناسد ، و با انديشه و بينش خود به قانون و سنت خدا راهياب مي شود، و مطابق با اين قانون و سنت به تلاش و كوشش وكار و فعاليت مي پردازد، واز خدا با اراده واختيار خود اطاعت مي كند ، و بار امانت را آزادنه بر دوش مي كشد، و با انحرافها و كششها به مبارزه بر مي خيزد ، و با آرزوها و خواستها به اختيار خود پاسخ مي دهد … اين ، در هرگامي از اين گامها صاحب اراده و اختيار است . او مي داند كه چه مي كندو چه نمي كند .او راه خود را برمي گزيند و مي داند اين راه او را به كجا مي كشاند و مي رساند.

اين امانت ، امانت بزرگي است كه اين آفريده كوچك اندام ، كم قدرت و توان ، ضعيف و درمانده ، داراي عمر محدود ، و بالاخره آفريده اي كه شهوات و جاذبه ها و كششها و آرزوها و خواستها و آزها و طمعها او را به سوي خود مي كشند و به يكديگر پاس   مي دهند ، اين امانت را پذيرفته است و بر عهده گرفته است .

واقعاً خود را به مخاطره انداختن است اين كه چنين مسئوليت سنگيني را بر دوش بگيرد . اين است كه :

 

*(كان ظلوماً)*

(امابرخي از) آنان (پي به ارزش وجودي خود نمي برندو قدر اين مقام رفيع را        نمي دانند و) واقعاً ستمگرند.

به خود ستم مي كند ، و :

*(جهولا)* نادانند .

 

توان خود را نمي دانند . اين ستمگري و ناداني وقتي است كه انسان زير بار چه امانت بزرگي رفته است و خويشتن را با حمل آن به رنج انداخته است . ولي زماني كه انسان به وظايف اين مسئوليت برخيزد ، و وقتي كه شناختي را پيدا كند كه او را با آفريدگارش آشنا گرداند و بدو برساند، و باقانون خدا مستقيماً راهياب شود، و اطاعت كاملي از اراده پروردگارش داشته باشد ، شناخت و راهيابي و اطاعت با سرشتي كه دارند و با آثاري كه بدنبال مي آورند ، انسان را به همان چيزي مي رسانند كه آفريده هاي ديگر بدان رسيده اند، آفريده هايي كه بدون واسطه مي دانند ، و بدون واسطه راهياب مي گردند ، و بدون واسطه اطاعت مي كنند ، و سدها ومانع ها ميان آنها و آفريدگارشان پديد نمي آيد و آنها را از قانون و اراده خدا باز نمي دارد ، و موانعي آنها را از فرمانبرداري و اطاعت و انجام وظيفه به دور نمي گرداند… وقتي كه انسان به چنين پله اي برسد ، و هوشيار و آگاه و بااراده باشد ، او واقعاً به مقام ارزشمندي مي رسد ، ومنزلت و مكانت منحصر به فردي در ميان آفريده هاي خدا پيدا مي كند .

اراده و ادراك و تلاش و مسئوليت پذيري است كه انسان را ازآفريدهاي يزدان جدا و ممتاز مي سازد . همين چيزها ملاك تكريم و تعظيمي بوده است كه خدا آن را درجهان بالا و درميان فرشتگان الان فرموده است ، وفرشتگان را در برابر آدم به سجده در آورده است . وهمين مقام والا را خدا در قرآن باقي و ماندگار خود اعلان كرده است ، آنجا كه مي گويد :

 

*(و لقد كرمنا بني آدم)*

ما آدميزادگان را (با اعطا عقل ، اختيار ، نيروي پندار و گفنار و نوشتار ،قامت راست، و غيره ) گرامي داشتيم .

پس بايد كه انسان ملاك گرامي داشت خود را در پيشگاه خدا بداند . و بايد به وظيفه امانتي كه با اختيار خود برعهده گرفته است عمل كند ، امانتي كه بر آسمانها و زمين وكوه ها عرضه گرديده است و آنها از پذيرش آن سرباز زده اند و از آن ترسيده اند.

اين كار صورت گرفت تا:

 

*(ليعذب الله المنفقين و المنافقات والمشركين و المشركات ، ويتوب الله علي المومنين و المومنات . وكان الله غفوراً رحيما)*

(خداوند اين امانت را به انسانها داد ، تا ايشان را بوته آزمايش قرار دهد ) و سرانجام خداوند مردان وزنان منافق ، و مردان وزنان مشرك را كيفر دهد ، و بر مردان و زنان مؤمن ببخشايد و (بديشان رحمت نمايد). خداوند همواره بس بخشاينده و مهربان بوده و هست .

اختصاص انسان به حمل امانت ، و بردوش كشيدن انسان اين امانت را ، براي اين است كه انسان خودش دانش و معرفت پيدا كند ، وخودش راهياب گردد، وخودش با اراده و اختيار عمل بكند ، و خودش برسد بدانچه در پيش مي گيرد … اينها بدان خاطر است كه فرجام اختيار خود را تقبل و تحمل كند ، و سزا و جزاي او بر اثر عملش باشد، وخدا مردان و زنان منافق را و مردان و زنان مشرك را به عذاب گرفتار گرداندو دست كمك و ياري براي مردان و زنان مؤمن دراز كند و به فريادشان برسد ، و توبه و پشيماني آنان را بپذيرد از كارهايي كه تحت فشار نقص و ضعفي كه در وجود شان سرشته شده است ، و سدها و مانعهايي كه بر سر راهشان ايجاد گرديده است ، و جاذبه ها و كششهايي كه ايشان را به سوي خود جذب و جلب گردانده است، مرتكب مي گرداند… اين فضل و لطف و كمك و ياري خدا است . مغفرت ومرحمت خدا از هر چيز ديگري به بندگانش نزديكتر است :

 

*(و كان الله غفوراً رحيما)*

خداوند بس بخشاينده و مهربان بوده و هست .

 

***

با اين آهنگ هراس انگيز ژرف ، سوره اي پايان مي پذيرد كه با رهنمود كردن پيغمبر (ص) به اطاعت از خدا ، نافرماني از كافران و منافقان ، پيروي كردن از وحي خدا ، وتوكل كردن بر خداي يگانه و بس ، آغاز گرديده بود .

سوره اي كه رهنمودها و قوانين و مقرراتي در برگرفته است ، رهنمودها و قوانين و مقرراتي كه نظام و سيستم جامعه اسلامي بر آنها استوار و پايدار مي گردد .   جامعه اي كه مخلص خداست ، و رو به خدا  مي كند و مي رود ، و مطيع رهنمودها و رهنمونهاي خدا مي شود .

با اين آهنگ اين سوره پايان مي پذيرد ، آهنگي كه بزرگي  مسئوليت و سترگي امانت را به تصوير مي كشد ، وموضع بزرگي و منشاء سترگي را معين و مشخص مي دارد ، وسراسر آن را در تلاش انسان براي شناخت يزدان ، وراهيابي به قانون خدا ، و فرمان بردن از مشيت و اراده او ، محصور و محدود مي كند.

با اين آهنگ اين سوره پايان مي پذيرد ،و بدين وسيله فرجام و پايان سوره با موضوع و رويكرد آن هماهنگ و همآوا مي گردد، و هماهنگي و همآوايي اعجازانگيزي كه به تنهايي دال بر سرچشمه اين كتاب است .

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس