معماری
خانه ---> سياسي اجتماعي ---> سیاست ورزی معیوب

سیاست ورزی معیوب

سیاست ورزی معیوب

دکترمحمدعلی توفیقی

1)از فردای پیروزی غیرقابل پیش بینی چپ‌های
خط امامی در انتخابات دوم خرداد 76 كه بعدها بواسطه برگزیدن اهداف « رفورمیستی» به
اصلاح طلبان شهرت یافتند تا شكست‌های پی در پی و برنامه‌ریزی شده در چند انتخابات
اخیر که به حذف و اخراج کامل آنان از ساختار قدرت سیاسی ایران منجر گشته است
استراتژی ها و به تبع آن برنامه ها و شعارهای گوناگونی از سوی این جریان طیف گونه
در سطح اجتماع و در مقاطع مختلف زمانی مطرح شده است كه « حكومت قانون و قانون‌مداری»،
« دمكراتیزاسیون جامعه ایران »،« فشار از پایین و چانه زنی در بالا» ،«تشكیل جامعه
مدنی»، «محدود و پاسخگو كردن قدرت »،«ایران برای همه ایرانیان» و این اواخر «سیاست‌ورزی
تاحد امكان» را می توان برخی از مهمترین آنها دانست.

 

2)عدم شفاف سازی اهداف و تبیین ناكافی
استراتژی ها، فقدان الگوسازی برای اقناع فكری جامعه در خصوص مفاهیم مدرنی نظیر
دمكراسی، جامعه مدنی و حقوق بشر كه نقاط كانونی جنبش اصلاحی محسوب می شد، بی توجهی
به اصول سازماندهی نیروهای اجتماعی، عدم استفاده از حداكثر توان در جهت رفع تبعیض
ها بخصوص از زنان و اقلیت های قومی و مذهبی، افزایش سطح انتظارات جامعه بدون توجه
به میزان واقعی توان جنبش، تشدید اختلافات درونی، توجه بیش از حد به تغییرات رأس
هرم قدرت سیاسی بجای تمركز بر ایجاد تحولات ساختاری در حوزه های ممكن نظیر سلامت ،
اقتصاد و فرهنگ را می توان بعنوان مهمترین عوامل درونی ناكامی این جریان برشمرد. اگرچه
مقاومت شدید «ضد اصلاحات» كه از امكانات وتوان فوق العاده ای نیز برخوردار بود،
ضعف های ساختار حقوقی و ویژگی های منحصر بفرد ساختار حقیقی قدرت در ایران، دیرپا
بودن فرهنگ استبدادزدگی، رواج فرد گرایی منفعت طلبانه در برابر جمع گرایی
خیرخواهانه در جامعه و ذهنیت اجتماعی متمایل به پروژه های كوتاه مدت و سریع الاثر
نیز بعنوان عوامل خارجی نقش بسزایی در عدم توفیق اصلاح طلبان داشته است.

 

3)بدون شك اصلاحات یا «Reform»
، بعنوان یك مكانیسم كنترلی كه نقش سیستم ایمنی در نظام های سیاسی – اجتماعی
بمنظور تأمین سلامت، تضمین پویایی و پیشگیری از ناكارآمدی و فروپاشی آنها را
برعهده دارد، همچنان گزینه اول نگاه معطوف به تغییر در ساختار سیاسی و اجتماعی
ایران محسوب می گردد. این كلیت خدشه ناپذیر مفهومی فراتر از جریان اصلاح طلبی
محسوب شده و به دیگر معنا نمی توان و نباید اصلاحات را در انحصار یك جریان سیاسی
ترجمه و خلاصه كرد. اصلاحات چه از منظر تئوریك و چه از زاویه معادله هزینه – منفعت
در مقابل گزینه هایی نظیر انقلاب و یا دخالت خارجی از برتری های غیرقابل انكاری
مانند استفاده از تجربه های مشابه، گفتمان قابل درك مشترك و جهانی، كاهش شدید هزینه
ها، امكان مهندسی نتایج و گزینش و یا تغییر به موقع تاكتیك ها برخوردار است. از
این منظر بخوبی می توان اصرار و تأكید بر گزینه اصلاح طبی را علیرغم ترویج آگاهانه
یأس و ناامیدی علیه آن و كاهش رغبت مردم نسبت به اصلاح طلبان، همچنان برای افكار
عمومی تبیین و تشریح كرد.

 

4)با توجه به ساختار غیر حزبی اجتماع و
سیاست در ایران برای بررسی جایگاه و وضعیت نیروهای سیاسی و اجتماعی فعال در كشور
چاره ای جز استناد به مسائل حاشیه‌ای و نتایج انتخابات وجود ندارد. با نگاهی به
چند انتخابات گذشته این واقعیت نمایان می گردد كه درحال حاضر جریان اصلاح طلبی از
جایگاه مناسبی در سطح اجتماع و قدرت سیاسی برخوردار نیست. كانون حقیقی قدرت از یك
سو با غیر خودی و بیگانه دانستن ( در خوش بینانه‌ترین تحلیل هم سویی ناخودآگاه با
بیگانگان ) اصلاح طلبان، چهره های اصلی و مؤثر آنان را از امكان حضور در صحنه رقابت
انتخاباتی و مدیریت اجرایی کشور محروم نموده و از دیگر سو بدلیل تمایل به نمایش
دموكراتیك و امروزین جابجایی قدرت بصورت محدود و با تضمین عدم امكان پیگیری اهداف
اصلاحی بعضا اجازه شركت و یا حضور آنان را صادر می نماید. تحمیل چنین فرآیند
مهندسی شده ای بر اصلاح طلبان، این تصور را در سطح اجتماع تقویت نموده است كه گویا
اصلاح طلبان تنها هیزمی برای گرم شدن تنور انتخابات هستند. تنوری كه جز زحمت دود و
رنج گرمای طاقت فرسا تاكنون منفعتی برای آنان به مفهوم امكان اجرایی نمودن برنامه
ها و شعارهایشان بهمراه نداشته است.

 

5)با نزدیك شدن به زمان انتخابات ریاست
جمهوری دهم و آغاز زودرس بحث های انتخاباتی مرتبط با آن و ذوق زدگی ساده انگارانه
برخی نیروهای اصلاح طلب كه آثار و شواهد آن را در مصاحبه های برخی چهره ها آنهم نه
به ایما و اشاره كه به تصریح می‌توان دریافت و از سویی با توجه به عدم مشاهده
هرگونه تغییر نگاه از سوی حاكمیت یكدست و حتی تشدید دیدگاه منفی و دفعی نسبت به
اصلاح طلبان اكنون این پرسش مطرح است كه آیا زمان بازنگری در استراتژی « سیاست
ورزی معیوب » برای اصلاح طلبان فرا نرسیده است؟

 

گرچه پاسخ به این پرسش كار آسانی نیست اما کاملا
ضروری بوده و از نظر افکار عمومی به مراتب از اولویت بالاتری نسبت به تعیین مصادیق
كاندیداهای احتمالی، نحوه حضور و یا بحث شركت در انتخابات برخوردار است. به دیگر
بیان، مردم اینک در انتظارند تا ببینند كه جریانات اصلی اصلاح طلب در مواجه مجدد
با بازی باخت – باخت كدام رویكرد اساسی را برخواهند گزید، كاهش شدید سرمایه و
اجتماعی و هیزم تنور ماندن یا جلب اعتماد عمومی و جهانی با تبدیل به یك نیروی مؤثر
اجتماعی شدن.

 

*عضوشورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب
اسلامی ایران

 

منبع: روزنامه اعتماد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس