زن خانوادهمطالب جدید

مرد حق ندارد برای هر درگیری یا اختلاف نظری همسرش را بزند

مرد حق ندارد برای هر درگیری یا اختلاف نظری همسرش را بزند

نویسنده : مثنی امین الکردستانی / مترجم: عبدالظاهر سلطانی

ناسازگاری

۱- ناسازگاری زن عبارت است از تنفرش از شوهر، پیروی نکردن از او و تمایل به کس دیگری. راغب اصفهانی چنین تعریفی ارایه داده است.[۱] قرآن ناسازگاری را چنین درمان کرده است:

(‏ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیّاً کَبِیراً ‏) [نساء:۳۴]

«‏ مردان بر زنان سرپرستند ( و در جامعه کوچک خانواده ، حق رهبری دارند و صیانت و رعایت زنان بر عهده ایشان است ) بدان خاطر که خداوند ( برای نظام اجتماع ، مردان را بر زنان در برخی از صفات برتریهائی بخشیده است و ) بعضی را بر بعضی فضیلت داده است ، و نیز بدان خاطر که ( معمولاً مردان رنج می‌کشند و پول به دست می‌آورند و ) از اموال خود ( برای خانواده ) خرج می‌کنند . پس زنان صالحه آنانی هستند که فرمانبردار ( اوامر خدا و مطیع دستور شوهران خود ) بوده ( و خویشتن را از زنا به دور و اموال شوهران را از تبذیر محفوظ ) و اَسرار ( زناشوئی ) را نگاه می‌دارند ؛ چرا که خداوند به حفظ ( آنها ) دستور داده است . ( زنان صالح چنین بودند ولیکن زنان ناصالح آنانی هستند که سرکش می‌باشند ) و زنانی را که از سرکشی و سرپیچی ایشان بیم دارید ، پند و اندرزشان دهید و ( اگر مؤثّر واقع نشد ) از همبستری با آنان خودداری کنید و بستر خویش را جدا کنید ( و با ایشان سخن نگوئید . و اگر باز هم مؤثّر واقع نشد و راهی جز شدّت عمل نبود ) آنان را ( تنبیه کنید و کتک مناسبی ) بزنید . پس اگر از شما اطاعت کردند ( ترتیب تنبیه سه‌گانه را مراعات دارید و از اخفّ به اشدّ نروید و جز این ) راهی برای ( تنبیه ) ایشان نجوئید ( و نپوئید و بدانید که ) بیگمان خداوند بلندمرتبه و بزرگ است ( و اگر ایشان را بیش از حدّ اذیّت و آزار کنید ، انتقام آنان را از شما می‌گیرد ).»

از ناسازگاری و زدن مذکور در این آیه برداشت های بسیار ناپسندی شده است که با توضیحات زیر آن را می زداییم: مفسران ناسازگاری را به پیروی نکردن و سرکشی زن از مرد یا چشم داشت وی به مرد دیگری معنا کرده اند، نه به هر پیروی نکردنی، آن هم باید از نوعی باشد که به طلاق منجر گردد و ادامه ی زندگی را با خطرات جدی مواجه کند، چون در این حالت زن به خیانت و روابط نامشروع روی می آورد.

دلیل این تفسیر و این نوع برداشت از ناسازگاری آیه ی ۱۲۸ سوره ی نساء است: (‏ وَإِنِ امْرَأَهٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً ‏) «‏ هرگاه همسری دید که شوهرش ( خویشتن را بالاتر از او می‌گیرد و از انجام امور خانوادگی ) سر باز می‌زند و ( یا با او نمی‌سازد و از او ) رویگردان است ، بر هیچ یک از آن دو گناهی نیست این که ( بکوشند به وسیله صرف نظر کردن زن از برخی از مخارج و همبستری ) میان خویشتن صلح و صفا راه بیندازند ، و صلح ( همیشه از جنگ و جدائی ) بهتر است . ( سرچشمه بسیاری از نزاعها بخل است ) و انسانها با بخل سرشته شده‌اند ( و مال دوستی خصلت ذاتی و دائمی بشر است و باید پیوسته با آن مبارزه و پیکار کرد ) و اگر نیکوکاری و نیک‌رفتاری کنید و ( با زنان بسازید و به بهترین وجه با آنان معامله کرده و با ترک ستمکاری و بدرفتاری با ایشان ) پرهیزگاری کنید ، بیگمان خداوند از آنچه می‌کنید بس آگاه است ( و پاداش شما را چنان که باید می‌دهد ) . ‏» این جا ناسازگاری به معنی روی گردانی مرد از همسرش و تمایل داشتن به زن دیگرست. دلیل دیگر بحث داوری خویشاوندان است که در آیه ی ۳۵ سوره ی نساء آمده است؛ یعنی نافرمانی به اوج رسیده و تداوم زندگی را تهدید می کند، پس باید تصمیماتی استوار و قاطع گرفته شود. و نیز باید افزود پند و نصیحت و پس از آن ترک همخوابگی که معمولاً در یک شبانه روز انجام نمی شوند، اثرات مثبتی بر زن می گذارند و کار به طلاق و … نمی رسد.

بدین ترتیب روشن می شود که مرد حق ندارد برای هر نافرمانی، درگیری یا اختلاف نظری همسرش را بزند، گر چه بسیار اندک و سبک همانند زدن با دستمال، مسواک و … باشد، حتی دشنام و ناسزاگویی نیز نارواست، چون مسلمان نباید اهل دشنام و سخنان زشت باشد، رسول الله (ص) فرموده اند: «ناسزا نگو»[۲] یعنی مرد نمی تواند به زنش سخنی زشت یا دشنام گوید، چه رسد به زدن یا خشونت ورزی!

۲- زدن مذکور در آیه به معنای خشونت های رایج امروزی نزد افراد ناتوان، عموم مردم یا طبق نگرش های غربی نیست که به (خشونت خانوادگی) معروف است، چون این نوع زدن، جنایت به شمار آمده و باید با کیفرهای لازم و تدابیر بازدارنده از بروز آن جلوگیری شود. بلکه این زدن رمزی برای بازداشتن و آگاهی دادن است که با کتک های سبک تحقق می یابد. رسول الله (ص) تأکید کرده اند که این زدن نباید دردآور و شدید باشد[۳]، چون برای بازدارندگی و ادب شدن است که با اندک زدنی حاصل می شود. این کتک ابزاری است که از پند و نصیحت، تندتر و شدیدتر است، اما کیفر و شکنجه نیست که با شلاق و چوب انجام پذیرد. فقیهان گفته اند باید با مسواک، دستمال و مانند آن ها بوده و در جاهای حساس مثل چهره نباشد که با عیب و نقص منجر شود، گر چه سبک هم باشد، اگر زن را ناقص یا معیوب کرد باید ضمانت و خسارت بپردازد[۴].

۳- گر چه این زدن برای پیش گیری از طلاق و فروپاشی خانواده است، اما اختیاری است نه لازم، زیرا علما اتفاق نظر دارند که باید از کتک کاری خودداری کرد، به دلیل گفتار پیامبر (ص): «بهترین شما کسی است که از زدن می پرهیزد»[۵] و گفته ی عمر فاروق -رضی الله عنه- : «آنان بهترین شما نیستند»[۶] و آیه ی (فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ)[۷] « نگاهداری ( زن ) به گونه شایسته ( و عادلانه ) یا رهاکردن ( او ) با نیکی» که سخنی از زدن در آن مطرح نشده است، و حدیث «آیا کسی همسرش را به سان برده می زند، سپس در شب با او همخواب می شود؟!»[۸] و دلایل دیگری از این قبیل. پس این زدن فضیلت نیست و برترین ها چنین نمی کنند. و نیز آن گاه که پند و ترک سودی نبخشید، طلاق بهتر است، آن هم با دخالت خویشاوندان که در آیه ی بعدی ذکر شده است. در مجموع آیه می گوید: اگر مردی پس از گذراندن مراحل مذکور در آیات به زدن روی آورد، نه گنهکار می شود و نه مستحق قصاص یا غیره است، گر چه کار خوبی نکرده است.

۵- همه ی زنان کتک نمی خورند، بلکه زنی کتک می خورد که در برابر خداوند کرنش نمی کند، اسرار شوهر، اموال، فرزندان و شخصیت خانوادگی را نگه نمی دارد و حقوق شوهر را ادا نمی کند. این یعنی باید مرد تمام حقوق و وظایف خود را در قبال زن انجام دهد، و اگر کوتاهی کرد خودش سرزنش می شود و نباید به همسر بی گناهش تجاوز کند.

۶- گفتیم پس از زدن نوبت به داوری خویشاوندان می رسد؛ داوران اگر مرد را خطاکار تشخیص داده و بدانند زندگی زناشویی به بن بست رسیده است، طبق دیدگاه حضرت علی، ابن عباس، مالک و شعبی می توانند بر اساس رعایت مصلحت به جدایی یا ادامه ی زندگی حکم دهند و زوجین نیز باید پیروی کنند. آنان به یک طلاق بائن حکم می کنند که جز با رضایت زن دوباره به نکاح اول برنمی گردد. ابن العربی در تأیید قول مالک و شعبی درباره ی آیه ی «حکماً من اهله» گفته یعنی دو قاضی تعیین می شوند نه فقط دو وکیل. در مذهب شافعی و حنبلی نظری نزدیک به این وجود دارد که بر اساس آن داوران با رضایت زوجین به طلاق حکم می دهند، و اگر زن و شوهر راضی نبودند به قاضی ارجاع می دهند تا حکم طلاق صادر کند.[۹]

————————————————————————-

منبع: فمینیسم جنبش های آزادی بخش زنان /مؤلف: مثنی امین الکردستانی / مترجم: عبدالظاهر سلطانی / انتشارات: مشهد:حافظ ابرو، ۱۳۸۸

[۱] – راغب اصفهانی،واژه ی (نشز).

[۲] – بیهقی، السنن الکبری ج۷، شماره ی ۱۴۵۵۶؛ السنن ج ۲، شماره ۲۱۴۳؛ نسائی ج ۵ شماره ی ۹۱۸۰.

[۳] – این قید را جابر بن عبدالله از حدیثی از پیامبر (ص) روایت کرده است (خطبه ی عرفات). جصاص و طبرانی نیز آن را روایت کرده اند. نگاه: تفسیر المنیر دکتر وهبه الزحیلی در تفسیر آیه ی فوق.

[۴] – امروزه در درگیری های مردم و گاهی خانوادگی، افراد نادان بر چهره ضربه می زنند که تجاوز بزرگ است و باید برایش قوانین بازدارنده تصویب شود، چون اسلام بر چهره زدن را حتی در قوانین کیفری مثل کیفر زنا، دزدی و … ممنوع دانسته است، در علت آن گفته شده که علاوه بر خطرناک بودن، چهره محل کرامت و عزت انسان است.

[۵] – بیهقی، السنن الکبری ج۷، شماره ی ۱۴۵۵۳از ام کلثوم؛ حاکم، المستدرک، ج۲، شماره ۲۷۵۵. این دو سند آن را صحیح دانسته اند گر چه امام بخاری و امام مسلم آن را روایت نکرده اند.

[۶] – وهبه الزحیلی، تفسیر المنیر.

[۷] – بقره: ۲۲۹.

[۸] – صنعانی، المصنف، ج۹، شماره ۱۱۷۹۴۴ از معمر از هاشم از پدرش و نیز از عایشه – رضی الله عنها- بیهقی در السنن الکبری، ج۷، شماره ۱۴۵۵۷، بیهقی گفته اصل این حدیث با اندک تفاوتی در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده است، ابن حجر در فتح الباری، ج۹، ص۳۰۳ روایات مختلف آن را ذکر کرده است.

[۹] – نگاه: تفسیر المنیر وهبه الزحیلی.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن