دعوت و داعیمطالب جدید

اسلام و نهضت جهانی دعوت

اسلام و نهضت جهانی دعوت

نویسنده: دکتر ماهاتیر محمد مترجم : محسن پاک آئین

 آن گونه که تاریخ اسلام نشان می دهد دعوت اسلامی با هدف ترویج اسلام در میان غیر مسلمانان و برای بهره گیری بیشتر از این مذهب صورت پذیرفت . امروز وقتی از دعوت صحبت می کنیم ، به نظرمان می رسد که باید ترویج تعالیم اسلام تنها در میان مسلمانان و معتقدان به این دین انجام شود .فکر می کنیم که موظف به اشاعه اسلام در میان مسلمانان و متعهد ساختن آنها به انجام فرایض دینی هستیم و به آنچه در مورد اسلام در میان غیر مسلمانان اشاعه یافته است توجهی نداریم . به عبارت دیگر در حالی که در مسیر متعهد ساختن مسلمانان به تعالیم اسلامی حرکت می کنیم ، نسبت به تصوری که از اسلام در میان غیر مسلمانان ایجاد شده و بادیدگاههای ماتناقض دارد ، بی اعتنا هستیم .

ما بیشتر به دنبال ارائه یک تصویر مقدس از خود بوده ،برای دیدگاههای دیگر اهمیت قایل نمی باشیم . شاید ما نباید نگران نوع نگرش غیر مسلمانان نسبت به خود باشیم . شاید فکر کنیم که با ترویج اسلام ، مسلمانان خوبی را ساخته ایم . اگر نگران نباشیم به این معنی است که توصیه های اسلام برای گسترش این دین در میان غیر مسلمانان را نادیده گرفته ایم .

به یاد آوریم چگونه پیامبر اسلام (ص) نسبت به ایمان غیر مسلمانان نگرانی داشت و به رغم وجود خیل عظیم مسلمانان در شبه جزیره عرب ،درصدد جذب بیشتر غیرمسلمانان و جمع کردن آنان در زیر چتر اسلام بود.

مسلمانان مالزیی یا مالایی ها در حدود هشتصد سال پیش به اسلام گرویدند. در آن زمان تجار مسلمان عرب و هندی به سرزمین ما می آمدند و با تحمل مشکلات و رنجهای فراوان به تبلیغ اسلام در میان نیاکان ما می پرداختند . آنها به دنبال پاداش دنیوی نبودند و گرویدن داوطلبانه توده های مردم به اسلام را پاداش اخروی خود می دانستند . تجار عرب و هندی بر مردم سخت نمی گرفتند ،اسلام را پیچیده نمی کردند و با ترویج معارف دینی ،مردم را جذب می کردند .اگر این نوع برخورد نبود ،امروز مردم مالزی مسلمان نبودند .

اگر ما به عقب برگردیم ، می پذیریم که پیامبر اسلام(ص) هرگز نسبت به سرنوشت غیر مسلمانان بی تفاوت نبود. برخورد ایشان را با اعضایی از اقوام خود که نسبت به پذیرش اسلام مردد بودند و یا بت پرستان شبه جزیره عربستان ببینید ، پیامبر (ص) کاملاً نگران آینده آنها و مشتاق هدایت ایشان به سوی اسلام و ایمان بود و بالاخره نیز موفق شد اسلام را درمیان خانواده خود ،دوستانش ،همراهانش ،مردم مدینه و تمام شبه جزیره عرب و حتی پیرامون آن اشاعه دهد.

اگر امروز ما در این مکان جمع شده ایم ، به این خاطر است که مسلمانان در گذشته نسبت به سرنوشت غیرمسلمانان توجه کافی داشتند .هدف مسلمانان همواره تفهیم و تقویت اسلام و دعوت ایشان برای پذیرش این دین الهی بوده است .با علم به این مسایل ،بی توجهی نسبت به ارتباط با غیرمسلمانان نادرست است .

وقتی که ما استراتژی دعوت را دنبال می کنیم و وقتی با غیر مسلمانان ارتباط برقرار کرده واسلام را معرفی می کنیم ،ممکن است حتی در متقاعد کردن آنان برای پذیرش اسلام موفق نباشیم ،اما حداقل توانسته ایم سوءظن و کج فهمی آنان را نسبت به اسلام اصلاح کنیم ، حداقل دانش آنها نسبت به اسلام افزایش یافته است . بلال یک برده سیاه در زمره اولین کسانی بود که اسلام را پذیرفت .دلیل آن مهربانی پیامبر(ص) و مسلمانان نسبت به بردگان بود . برخورد اسلام نسبت به بردگان بلال را متقاعد ساخت تا اسلام را بپذیرد .این اتفاق در اولین روزهای نبوت پیامبر(ص) اتفاق افتاد ،زمانی که آیات آسمانی هنوز به طور کامل نازل نشده بود،لذا دانش بلال نسبت به اسلام کامل نبود،اما به خاطر رفتار پیامبر (ص)با بردگان نه تنها مسلمان شد بلکه خود را برای رنج ودرد ناشی از تنبیه غیر مسلمانان آماده کرد .نقش او در اولین روزهای اسلام ارزنده است و مانیز مفتخریم که یکی از مساجدخود را در مالزی به نام بلال نامگذاری کرده ایم .

تقویت جایگاه علمی و دانش اسلامی برای امت اسلام ضرورت و اهمیت دارد ،اما رفتار مسلمانان نسبت به خود وغیر مسلمانان از عوامل موثر در پذیرش دعوت اسلامی است .پذیرش اسلام توسط بلال به خاطر رفتار ،روش و ایمان پیامبر(ص) بود . اگر رفتار ما در مغایرت با آمیزه های آموزشی باشد ،نمی توانیم در امر دعوت تاثیر گذار باشیم . ما توصیه شده ایم که اعمال درست را انجام داده از انجام اعمال نادرست پرهیز نماییم .برای تحقق این امرتنها عالم به تعالیم اسلام بودن کافی نیست ، بلکه باید عامل هم باشیم .باید تعالم اسلامی در رفتارهای ما دیده شود .باید همه ببینند که ما کارهای صحیح را انجام داده کارهای غلط را انجام نمی دهیم .مطمئناً آنچه ما انجام می دهیم نه برای این دنیا بلکه برای کسب پاداش اخروی نیز هست .پس بسیار خودخواهانه است آنچه را که اسلام از ما خواسته است انجام ندهیم .

ما در مقابل امت اسلام متعهد هستیم در عین حال غیر مسلمانان را نیز باید دریابیم. اگر ما همواره از کارهای غلط پرهیز کرده و اعمال صحیح را انجام دهیم ، حتماً غیر مسلمانان برای ما و دین ما احترام قایل خواهند شد .

آیا نباید اسلام ومسلمانان مورد احترام واقع شوند ؟

هنوز بسیاری از ما در عین اینکه وظایف خود را نسبت به تبلیغ اسلام در میان امت اسلامی انجام می دهند ، نسبت به اینکه آیا اسلام و مسلمانان مورد احترام دیگران هستند بی توجه می باشند .

بسیاری از ما تنها نگران توسعه تفسیرهای خود از اسلام هستیم و این تفاسیر را به عنوان تعالیم اسلامی تلقی می کنیم ..تلاش داریم مسلمانانی را که هنوز به زعم ما مسلمانان کاملی نشده اند ، کامل کنیم . آنها را نجیبانه نصیحت می کنیم ،برای ما این مهم است که مسلمانان تشریفات ظاهری اسلام را انجام دهند .برخی دعاها و اعمال را نیز خود ساخته و به دین اضافه کرده ایم و اگر همه این اعمال را انجام دهند می گوییم مسلمانان پارسا و باتقوایی هستند . اگر دیگر مسلمانان این اعمال را انجام ندهند نسبت به آنها احساس دلسوزی می کنیم و از اینکه مسلمان کاملی نشده اند ، افسوس می خوریم . در مواردی که جنبه سیاسی دارد نیز دچار افراط می شویم و مسلمانانی را که در حزب ما نیستند طرد می کنیم . ما فراموش کرده ایم که قرآن فرموده است ما نباید دیگران را به خاطر اینکه ضعف ایمان دارند نکوهش کنیم ، چرا که ممکن است ایمان ما کمتر از ایشان باشد. ما فراموش کرده ایم که خداوند بزرگ در سوره نحل آیه ۱۳۵ می فرماید : ((مردم را باحکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه با آنها مناظره کن .زیرا پرردگارت به کسانی که از راه او منحرف شده اند آگاه تر است و هدایت یافته گان را بهتر می شناسد .)) ما باید مسلمانان و غیر مسلمانان را مانند هم با تعالیم اسلام آشنا کنیم .

امروز امت مسلمان باید به عنوان سرمشق و نمونه ملتهای دیگر شمرده شده ، مورد احترام قرار گیرد . ما باید که قرآن در آیه ۱۱۰ از سوره آل عمران از ما به عنوان ((بهترین مردم)) یاد می کند .آیا ما صادقانه می توانیم بگوییم امروز ما بهترین مردم هستیم ؟ امروز جهان اسلام در یک آشفتگی به سر می برد . ما با یکدیگر می جنگیم و نمی توانیم خود را متقاعد کنیم که به یاری همدیگر بشتابیم .ما در صورتی که تحت فشار قرار بگیریم ، از دفاع از خود ناتوان هستیم .ما نیاز داریم تحت حمایت دیگرانی که دین مارا قبول ندارند قرار گیریم و این ناشی از ضعف ماست .مسلمانان در زمینه های علوم پایه و تخصص های جدید کمبود دارند . برخی اوقات خود را با این جمله که ما برای زندگی آخرت تلاش می کنیم تسلی می دهیم ونمی دانیم این تفکر با کلام قرآن که ما را بهترین مردم معرفی کرده است تناقض دارد . ما می دانیم که فقر ایمان را نابود می کند، اما کاری برای فقرزدایی از امت اسلام انجام نمی دهیم حتی ترجیح می دهیم که فقر نهادینه شود . در حالی که تعالیم اسلام به ما آموخته است که فقر یک قدم ما را از ایمان دور می کند .

زمانی که ما در اندیشه دعوت اسلامی هستیم . باید بر تعلیم و تفهیم آیات قرآن و احادیث موثق تاکید نماییم . ما باید برخی از مسلمانان را به عنوان الگوی یک انسان خوب به مخاطبان معرفی کنیم .اگر آموزه ها در مورد خصوصیات انسان کامل ناچیز باشد .نمی توانیم دیگران را متقاعد سازیم .اگر کشورهای اسلامی ضعیف و وابسته به دیگران باشند و اگر محتاج صدقات و کمک های غیرمسلمانان باشند ، چگونه می توانیم مسلمانان را به عنوان الگو معرفی نمود ؟ از سوی دیگر ما برای بقای خود به اخوت اسلامی نیاز داریم ، حال اگر دایم با یکدیگر در حال جنگ باشیم ، می توانیم الگوی مناسبی از امت اسلامی ارائه دهیم ؟ آیا می توانیم خود را متقاعد سازیم که پیروان واقعی اسلام هستیم ؟ آیا می توانیم دیگران را قانع سازیم که اسلام راه زندگی است ؟ ممکن است در گفتگوهای رودرو فکر کنیم که آنها قانع شده اند ، اما در مقام عمل آنها با عدم پذیرش اسلام نشان می دهند که قانع نشده اند . امروز مسلمانان بوسیله کسانیکه سرزمینشان را غصب کرده اند کشته می شوند ، مورد سختی هاو فشارهای سنگین قرار می گیرند ، به زنان ایشان تجاوز می شود ، مردان آنها شکنجه می شوند و آنها برای کمک به سراغ ما می آیند و ما نمی توانیم به آنها کمک کنیم ، آیا این شاهدی بر این نیست که ما به اسلام درست عمل نکرده ایم ؟ آیا این کافی است که فقط مسلمانان را دعوت به پارسایی کنیم، اما دفاع و کمک به برادرانمان را نادیده بگیریم ؟ آیا نمی دانیم در آن زمانی که ما به عبادت شخصی مشغول هستیم تا خود را مسلمان بهتری معرفی کنیم ، برادران ما در سرزمین های اشغالی تحت فشار هستند؟ آنها ایمان خود را از دست می دهند ، به اجبار به غیر مسلمانان پناهنده می شوند و حتی برخی نیز از دین خود بریده ، به ادیان دیگر می گروند و ما به کمک آنان نمی شتابیم ، چرا که هنوز در جستجوی دستیابی به بهشت در روز محشرهستیم . آیا مطمئن هستیم در بهشت جایی برای ما وجود دارد ؟

وقتی ما از سرنوشت برادران خود غافل مانده ایم آیا هنوز امید رفتن به بهشت داریم ؟

آیا خود خواهی ما مورد تایید اسلام است که فکر می کنیم حتی اگر از کمک به برادرانمان غافل باشیم می توانیم سزاوار بهشت الهی گردیم ؟

 ————————————-

منبع : جهانی که در آن به سر می بریم مؤلف : دکتر ماهاتیر محمد مترجم : محسن پاک آئین

مقالات مرتبط:

درسهایی از ماهاتیر محمد، نابغه اقتصاد اسلامی

برچسب ها

یک نظر

  1. در درستی این کلام شاید کم تر کسی شک داشته باشد…راه چاره را چه کنیم برادر…
    اسلام آورده ایم اما با دو تا سوال اساسی کم می آوریم…جدال احسن کجاما کجا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا