معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> اسلام و نهضت جهاني دعوت
دعوت جمعی

اسلام و نهضت جهاني دعوت

اسلام و نهضت جهاني دعوت

 آن گونه كه تاريخ اسلام نشان مي دهد دعوت اسلامي با هدف ترويج اسلام در ميان غير مسلمانان و براي بهره گيري بيشتر از اين مذهب صورت پذيرفت . امروز وقتي از دعوت صحبت مي كنيم ، به نظرمان مي رسد كه بايد ترويج تعاليم اسلام تنها در ميان مسلمانان و معتقدان به اين دين انجام شود .فكر مي كنيم كه موظف به اشاعه اسلام در ميان مسلمانان و متعهد ساختن آنها به انجام فرايض ديني هستيم و به آنچه در مورد اسلام در ميان غير مسلمانان اشاعه يافته است توجهي نداريم . به عبارت ديگر در حالي كه در مسير متعد ستختن مسلمانان به تعاليم اسلامي حركت مي كنيم ، نسبت به تصوري كه از اسلام در ميان غير مسلمانان ايجاد شده و باديدگاههاي ماتناقض دارد ، بي اعتنا هستيم . ما بيشتر به دنبال ارائه يك تصوير مقدس از خود بوده ،براي ديدگاههاي ديگر اهميت قايل نمي باشيم . شايد ما نبايد نگران نوع نگرش غير مسلمانان نسبت به خود باشيم . شايد فكر كنيم كه باترويج اسلام ، مسلمانان خوبي را ساخته ايم . اگر نگران نباشيم به اين معني است كه توصيه هاي اسلام براي گسترش اين مذهب در ميان غير مسلمانان را ناديده گرفته ايم . به ياد آوريم چگونه پيامبر اسلام (ص) نسبت به ايمان غير مسلمانان نگراني داشت و به رغم وجود خيل عظيم مسلمانان در شبه جزيره عرب ،درصدد جذب بيشتر غيرمسلمانان و جمع كردن آنان در زير چتر اسلام بود.مسلمانان مالزيي يا مالايي ها در حدود هشتصد سال پيش به اسلام گرويدند. در آن زمان تجار مسلمان عرب وهندي به سرزمين ما مي آمدند و با تحمل مشكلات و رنجهاي فراوان به تبليغ اسلام در ميان نياكان ما مي پرداختند . آنها به دنبال پاداش دنيوي نبودند و گرويدن داوطلبانه توده هاي مردم به اسلام را پاداش اخروي خود مي دانستند . تجار عرب و هندي بر مردم سخت نمي گرفتند ،اسلام را پيچيده نمي كردند و با ترويج معارف ديني ،مردم را جذب مي كردند .اگر اين نوع برخورد نبود ،امروز مردم مالزي مسلمان نبودند . اگر ما به عقب برگرديم ، مي پذيريم كه پيامبر اسلام(ص) هرگز نسبت به سرنوشت غير مسلمانان بي تفاوت نبود. برخورد ايشان رابا اعضايي از اقوام خود كه نسبت به پذيرش اسلام مردد بودند و يا بت پرستان شبه جزيره عربستان ببينيد ، پيامبر (ص) كاملاً نگران آينده آنها و مشتاق هدايت ايشان به سوي اسلام و ايمان بود و بالاخره نيز موفق شد اسلام را درميان خانواده خود ،دوستانش ،همراهانش ،مردم مدينه و تمام شبه جزيره عرب و حتي پيرامون آن اشاعه دهد.اگر امروز ما در اين مكان جمع شده ايم ، به اين خاطر است كه مسلمانان در گذشته نسبت به سرنوشت غيرمسلمانان توجه كافي داشتند .هدف مسلمانان همواره تفهيم و تقويت اسلام و دعوت ايشان براي پذيرش اين دين الهي بوده است .با علم به اين مسايل ،بي توجهي نسبت به ارتباط با غيرمسلمانان نادرست است .وقتي كه ما استراتژي دعوت را دنبال مي كنيم و وقتي با غير مسلمانان ارتباط برقرار كرده واسلام را معرفي مي كنيم ،ممكن است حتي در متقاعد كردن آنان براي پذيرش اسلام موفق نباشيم ،اما حداقل توانسته ايم سوءظن و كج فهمي آنان را نسبت به اسلام اصلاح كنيم ، حداقل دانش آنها نسبت به اسلام افزايش يافته است . بلال يك برده سياه در زمره اولين كساني بود كه اسلام را پذيرفت .دليل آن مهرباني پيامبر(ص) و مسلمانان نسبت به بردگان بود . برخورد اسلام نسبت به بردگان بلال را متقاعد ساخت تا اسلام را بپذيرد .اين اتفاق در اولين روزهاي نبوت پيامبر(ص) اتفاق افتاد ،زماني كه آيات آسماني هنوز به طور كامل نازل نشده بود،لذا دانش بلال نسبت به اسلام كامل نبود،اما به خاطر رفتار پيامبر (ص)با بردگان نه تنها مسلمان شد بلكه خود را براي رنج ودرد ناشي از تنبيه غير مسلمانان آماده كرد .نقش او در اولين روزهاي اسلام ارزنده است و مانيز مفتخريم كه يكي از مساجدخود را در مالزي به نام بلال نامگذاري كرده ايم . تقويت جايگاه علمي و دانش اسلامي براي امت اسلام ضرورت و اهميت دارد ،اما رفتار مسلمانان نسبت به خود وغير مسلمانان از عوامل موثر در پذيرش دعوت اسلامي است .پذيرش اسلام توسط بلال به خاطر رفتار ،روش و ايمان پيامبر(ص) بود . اگر رفتار ما در مغايرت با آميزه هاي آموزشي باشد ،نمي توانيم در امر دعوت تاثير گذار باشيم . ما توصيه شده ايم كه اعمال درست را انجام داده از انجام اعمال نادرست پرهيز نماييم .براي تحقق اين امرتنها عالم به تعاليم اسلام بودن كافي نيست ، بلكه بايد عامل هم باشيم .بايد تعالم اسلامي در رفتارهاي ما ديده شود .بايد همه ببينند كه ما كارهاي صحيح را انجام داده كارهاي غلط را انجام نمي دهيم .مطمئناً آنچه ما انجام مي دهيم نه براي اين دنيا بلكه براي كسب پاداش اخروي نيز هست .پس بسيار خودخواهانه است آنچه را كه اسلام از ما خواسته است انجام ندهيم . ما در مقابل امت اسلام متعهد هستيم در عين حال غير مسلمانان را نيز بايد دريابيم. اگر ما همواره از كارهاي غلط پرهيز كرده و اعمال صحيح را انجام دهيم ، حتماً غير مسلمانان براي ما و دين ما احترام قايل خواهند شد .آيا نبايد اسلام ومسلمانان مورد احترام واقع شوند ؟ هنوز بسياري از ما در عين اينكه وظايف خود را نسبت به تبليغ اسلام در ميان امت اسلامي انجام مي دهند ، نسبت به اينكه آيا اسلام و مسلمانان مورد احترام ديگران هستند بي توجه مي باشند . بسياري از تنها نگران توسعه تفسيرهاي خود از اسلام هستيم و اين تفاسير را به عنوان تعاليم اسلامي تلقي مي كنيم ..تلاش داريم مسلماناني را كه هنوز به زعم ما مسلمانان كاملي نشده اند ، كامل كنيم . آنها را نجيبانه نصيحت مي كنيم ،براي ما اين مهم است كه مسلمانان تشريفات ظاهري اسلام را انجام دهند .برخي دعاها و اعمال را نيز خود ساخته و به دين اضافه كرده ايم و اگر همه اين اعمال را انجام دهند مي گوييم مسلمانان پارسا و باتقوايي هستند . اگر ديگر مسلمانان اين اعمال را انجام ندهند نسبت به آنها احساس دلسوزي مي كنيم و از اينكه مسلمان كاملي نشده اند ، افسوس مي خوريم . در مواردي كه جنبه سياسي دارد نيز دچار افراط مي شويم و مسلماناني را كه در حزب ما نيستند طرد مي كنيم . ما فراموش كرده ايم كه قرآن فرموده است ما نبايد ديگران را به خاطر اينكه ضعف ايمان دارند نكوهش كنيم ، چرا كه ممكن است ايمان ما كمتر از ايشان باشد. ما فراموش كرده ايم كه خداوند بزرگ در سوره نحل آيه 135 مي فرمايد : ((مردم را باحكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنها مناظره كن .زيرا پرردگارت به كساني كه از راه او منحرف شده اند آگاه تر است و هدايت يافته گان را بهتر مي شناسد .)) ما بايد مسلمانان و غير مسلمانان را مانند هم با تعاليم اسلام آشنا كنيم . امروز امت مسلمان بايد به عنوان سرمشق و نمونه ملتهاي ديگر شمرده شده ، مورد احترام قرار گيرد . مابايد كه قرآن در آيه 110 از سوره آل عمران از ما به عنوان ((بهترين مردم)) ياد مي كند .آيا ما صادقانه مي توانيم بگوييم امروز ما بهترين مردم هستيم ؟ امروز جهان اسلام در يك آشفتگي به سر مي برد . ما بايكديگر مي جنگيم و نمي توانيم خود را متقاعد كنيم كه به ياري همديگر بشتابيم .ما در صورتي كه تحت فشار قرار بگيريم ، از دفاع از خود ناتوان هستيم .ما نياز داريم تحت حمايت ديگراني كه دين مارا قبول ندارند قرار گيريم و اين ناشي از ضعف ماست .مسلمانان در زمينه هاي علوم پايه و تخصص هاي جديد كمبود دارند . برخي اوقات خود را با اين جمله كه ما براي زندگي آخرت تلاش مي كنيم تسلي مي دهيم ونمي دانيم اين تفكرباكلام قرآن كه ما را بهترين مردم معرفي كرده است تناقض دارد . ما مي دانيم كه فقر ايمان را نابود مي كند، اما كاري براي فقرزدايي از امت اسلام انجام نمي دهيم حتي ترجيح مي دهيم كه فقر نهادينه شود . در حالي كه تعاليم اسلام به ما آموخته است كه فقر يك قدم ما را از ايمان دور مي كند . زماني كه ما در انديشه دعوت اسلامي هستيم . بايد بر تعليم و تفهيم آيات قرآن و احاديث موثق تاكيد نماييم . ما بايد برخي از مسلمانان را به عنوان الگوي يك انسان خوب به مخاطبان معرفي كنيم .اگر آموزه ها در مورد خصوصيات انسان كامل ناچيز باشد .نمي توانيم ديگران را متقاعد سازيم .اگر كشورهاي اسلامي ضعيف و وابسته به ديگران باشند و اگر محتاج صدقات و كمك هاي غيرمسلمانان باشند ، چگونه مي توانيم مسلمانان را به عنوان الگو معرفي نمود ؟ از سوي ديگر ما براي بقاي خود به اخوت اسلامي نياز داريم ، حال اگر دايم با يكديگر در حال جنگ باشيم ، مي توانيم الگوي مناسبي از امت اسلامي ارائه دهيم ؟ آيا مي توانيم خود را متقاعد سازيم كه پيروان واقعي اسلام هستيم ؟ آيا مي توانيم ديگران را قانع سازيم كه اسلام راه زندگي است ؟ ممكن است در گفتگوهاي رودرو فكر كنيم كه آنها قانع شده اند ، اما در مقام عمل آنها با عدم پذيرش اسلام نشان مي دهند كه قانع نشده اند . امروز مسلمانان بوسيله كسانيكه سرزمينشان را غصب كرده اند كشته مي شوند ، مورد سختي هاو فشارهاي سنگين قرار مي گيرند ، به زنان ايشان تجاوز مي شود ، مردان آنها شكنجه مي شوند و آنها براي كمك به سراغ ما مي آيند و ما نمي توانيم به آنها كمك كنيم ، آيا اين شاهدي بر اين نيست كه ما به اسلام درست عمل نكرده ايم ؟ آيا اين كافي است كه فقط مسلمانان را دعوت به پارسايي كنيم، اما دفاع و كمك به برادرانمان را ناديده بگيريم ؟ آيا نمي دانيم در آن زماني كه ما به عبادت شخصي مشغول هستيم تا خود را مسلمانبهتري معرفي كنيم ، برادران ما در سرزمين هاي اشغالي تحت فشار هستند؟ آنها ايمان خود را از دست مي دهند ، به اجبار به غير مسلمانان پناهنده مي شوند و حتي برخي نيز از دين خود بريده ، به اديان ديگر مي گروند و ما به كمك آنان نمي شتابيم ، چرا كه هنوز در جستجوي دستيابي به بهشت در روز محشرهستيم . آيا مطمئن هستيم در بهشت جايي براي ما وجود دارد ؟ وقتي ما از سرنوشت برادران خود غافل مانده ايم آيا هنوز اميد رفتن به بهشت داريم ؟ آيا خود خواهي ما مورد تاييد اسلام است كه فكر مي كنيم حتي اگر از كمك به برادرانمان غافل باشيم مي توانيم سزاوار بهشت الهي گرديم ؟

 —————————————————————————————–

منبع : جهاني كه در آن به سر مي بريم مؤلف : دكتر مهاتير محمد مترجم : محسن پاك آئين

یک نظر:

  1. tajali

    در درستی این کلام شاید کم تر کسی شک داشته باشد…راه چاره را چه کنیم برادر…
    اسلام آورده ایم اما با دو تا سوال اساسی کم می آوریم…جدال احسن کجاما کجا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس