تربیت، اخلاق و تزکیهدعوت و داعیمطالب جدید

ترویج فرهنگ نصیحت و خیرخواهی در جامعه

ترویج فرهنگ نصیحت و خیرخواهی در جامعه

نویسنده: دکتر صلاح عبدالفتاح خالدی /مترجم: مجتبی دوروزی

 

«یکدیگر را نصیحت کردن» است

بعد از درنگمان با سوره عصر، و اشاره نمودنمان به برخی ابعاد آن در فشردن عمر با عمل نیک و سفارش همدیگر به حق و صبر، به حدیث رسول الله ﷺ در تحکیم و تقویت قاعده «یکدیگر را نصیحت کردن» روی می آوریم، تا به قاعده عصر و روزگار و سفارش کردن همدیگر، ملحق شده و اضافه گردد.

اول: دو حدیث در خصوص نصیحت و خیرخواهی

از تمیم داری (رض) نقل است که پیامبر فرمود: «دین، نصیحت است» سه بار این جمله را تکرار فرمود: گفتیم: برای چه کسانی ای رسول خدا ﷺ فرمود: «برای خدا، کتاب خدا، پیامبر خدا، پیشوایان و عامه مسلمانان»

از جریر بن عبدالله بجلی (رض) نقل است که گفت: «با پیامبر خدا ﷺ بر اقامه نماز و پرداخت زکات و خیرخواهی برعموم مسلمانان، بیعت کردم»

حدیث اول که تمیم داری آن را روایت کرده یکی از مهمترین احادیثی است که مدار، پایه و اساس اسلام بر آن است و کسانی که آن را شرح داده اند زمانی طولانی در برابرش درنگ کرده و آن را تبیین نموده اند. مانند امام نووی در شرحش برصحیح مسلم و امام ابن رجب در شرحش بر این حدیث در کتابش «جامع العلوم الحکم»، که حدیث هفتم در احادیث این کتاب است.

دوم: خلاصه ى سخن امام ابن رجب در شرح حدیث اول

خلاصه ای فشرده و سودمند از شرح ابن رجب بر حدیث اول را نقل می کنم که با این نوشته ارتباط داشته و هدف آن را محقق می سازد:

«… همانا پیامبر ﷺ خبر داده که دین عبارتست از نصیحت و خیرخواهی، و این بیانگر آن است که نصیحت، خصال و صفات اسلام و ایمان و احسان که در حدیث جبرئیل بیان شده اند، و [پیامبر] همه آنها را دین نامیده است، در برمی گیرد .

«… خطابی گفته است: نصیحت کلمه جامعی است و به معنای فراهم آوردن بهره برای نصیحت شونده می باشد. اصل «النصح» در لغت به معنای خلوص است. گفته می شود: نصحت العسل، یعنی: عسل را از موم صاف کردم.

«خیر خواهی برای خدا» یعنی: اعتقاد درست به وحدانیت و یکتایی خداوند، و داشتن خلوص نیت در عبادت و بندگی او، و «خیرخواهی برای کتاب خدا» یعنی: ایمان داشتن بدان و عمل بدانچه در آن است، و «خیرخواهی برای پیامبر خدا یعنی: تصدیق نمودن رسالت او، و پذیرفتن و اطاعت کردن از امر و نهی او، و

«خیرخواهی برای عموم مسلمانان» یعنی: ارشاد و راهنمایی ایشان به آنچه خیرو مصلحت شان است»

 

سخنان علمای پیشین در خصوص نصیحت

محمد بن نصر مروزی در کتاب «تعظیم قدرالصلاه» می گوید: یکی از اهلم علم گفته است: مجموع تفسیر نصیحت و خیرخواهی عبارتست از: « توجه و اهتمام قلب به نصیحت شونده، هرکس که باشد».

و گفته: «از جمله بزرگترین انواع خیرخواهیها این است که فرد به کسی که در کارش از او مشورت می طلبد پاسخش را داده و او را راهنمایی نماید.»

همچنان که رسول الله ﷺ می فرماید: «اگر کسی از شما طلب نصیحت و خیرخواهی از برادر خویش کرد، او باید آن فرد را نصیحت نماید».

[امام ] حسن بصری گفته: تو حق نصیحت و خیرخواهی را نسبت به برادر دینی ات ادا نکرده ای مگر آن که او را به چیزی دستور دهی که خودت از انجام آن عاجز باشی.

[هم چنین] گفته: یکی از یاران پیامبر ﷺ گفته:

سوگند به کسی که جانم در دست اوست اگر بخواهید، برایتان به خدا قسم میخورم که محبوب ترین انسانها نزد خدا کسانی اند که دوستی و مودت او را در دل بندگانش می اندازند و همچنین بندگان را نزد خدا محبوب می گردانند، و در زمین به نصیحت خیر خواهی می پردازند.

ابوبکر مزنی گوید: ابوبکر (رض) با نماز و روزه بر یاران پیامبر ﷺ پیشی نجست بلکه با چیزی که در قلبش بود یعنی: با محبت خداوند سبحان، وخیر خواهی برای بندگانش، پیشی جست.

فضیل بن عیاض گوید: نزد ما، کسی که زیاد نماز بخواند و روزه بگیرد، [به حقیقت ] دست نیافته است؛ بلکه آن کس که رادمرد و بلند همت و دارای قلبی پاک و خیرخواه مردم باشد، به حقیقت رسیده است.

از عبدالله بن مبارک پرسیده شد: کدام یک از اعمال برتر است؟ گفت: خیرخواهی برای خداوند.

فضیل بن عیاض گوید: انسان مؤمن، [راز را] می پوشد و خیرخواهی و نصیحت می کند؛ اما انسان تبهکار، پرده در و زشت کار و عیبجوست. عبد العزیز بن ابورواد گوید: کسانی که پیش از شما بودند اگر شخصی چیزی از برادرش میدید به نرمی و ملایمت به او دستور می داد و او به خاطر امر و نهی اش ثواب کسب می کرد. اما یکی از اینان [= شما ] در کمین عیوب دوستش می نشیند، و رازش را برملا کرده و در نتیجه برادرش را خشمگین و عصبانی می کند و آبرویش را می برد از ابن عباس (رض)در خصوص امر به معروف و نهی از منکر حاکم و پادشاه سؤال شد، او در پاسخ گفت: «اگر ناگزیر به چنین کاری بودی انجام بده، اما بین خودتان بماند»

سوم: خلاصه معنای نصیحت در نزد امام نووی

امام نووی خلاصه معنا و مفهوم نصیحت در مظاهر و نمودهای پنج گانه آن را بیان داشته، و ما خلاصه اش را با اکتفا بدان در شرح این حدیث نقل می کنیم:

۱-معنای نصیحت برای خداوند

معنای «نصیحت برای خدا» این است که انسان به ایمان به خدا روی آورد و شرک را از ساحت او نفی سازد و در صفات او، ترک الحاد گوید و او را به تمام صفات کمال و جلال متصف گرداند و از تمام انواع نقصها منزه نماید و طاعت او را پیشه کند و از نافرمانی او دوری جوید و حب و بغض او به خاطر خدا باشد و فرمان برداران خدا را دوست بدارد و با عصیانگران دشمنی ورزد و علیه بی باوران به جهاد بپردازد و به نعمتهای او معترف گردد و به خاطر آنها او را شکر گزارد و در همه امور اخلاص داشته باشد و دیگران را نیز به داشتن تمام این اوصاف فرا خواند و ترغیبشان نماید و به همه مردم یا به آنها که امکان داشته باشد، مهر بورزد. بی گمان حقیقت این اوصاف نیز به خود انسان و خلوص او نسبت به خویشتن برمی گردد و خدای متعال از نصیحت نصیحت گران، غنی و بی نیاز است.

۲- معنای نصیحت برای کتاب خدا

«نصیحت برای کتاب خدا» نیز به این معنی است که انسان باور داشته باشد قران، کلام و برنامه ی نازل شده خدای متعال است و کلام انسان، شبیه و همسان آن نیست و هیچ مخلوقی نمیتواند کلامی مثل کلام خدا بسازد. همچنین باید انسان، قرآن را بزرگ شمارد و آن را درست تلاوت نماید و زیبا بخواند و هنگام خواندن آن خشوع داشته باشد و حروف آن را در تلاوت، درست ادا کند و در برابر تاویل تحریف گران و تعرض عیب جویان از قرآن دفاع نماید و تمام آیات آن را تصدیق گوید و احکام آن را اجرا کند و علوم و مثلهای قرآنی را بفهمد و از پندهای آن عبرت بگیرد و در شگفتیهای آن بیندیشد و محکمات آن را انجام دهد و در برابرمتشابهات آن تسلیم باشد و درباره عموم و خصوص و ناسخ و منسوخ آن تحقیق نماید وعلوم قران را ترویج دهد و مردم را به قران [و نصیحت های قرآنی] فرا خواند.

۳- معنای نصیحت برای پیامبر خدا (ص)

«نصیحت برای پیامبر خدا» نیز به این معنی است که انسان، رسالت  او را تصدیق نماید و هرآنچه از جانب خداوند ، آورده است، ایمان داشته، باشد، و کلیه امرو نهی او را اطاعت کند و در حال حیات و ممات او را یاری دهد، و با دشمنانش دشمنی ورزد و با دوستدارنش دوست باشد و حق او را بزرگ و محترم شمرد و راه سنت او را احیا کند و دعوت او را گسترش دهد و سنت او را منتشر سازد و تهمت ها را از سنت او نفی سازد و علوم سنت را در میان مردم بگستراند و در سنت او تفقه نماید. و دیگران را به پیروی سنت او فراخواند و در تعلیم و تعلم آن مهربان باشد، و آن را بزرگ شمارد و به تحلیل آن بپردازد و در هنگام مطالعه آن رعایت ادب را بکند. و از اظهار نظرهای نا آگاهانه در مورد آن بپرهیزد و اهل سنت را به خاطر انتساب به سنت گرامی بدارد و اخلاق و آداب پیامبر را پیشه خود سازد و اهل بیت و اصحاب پیامبر ﷺ را دوست داشته باشد و از بدعت گزاران در سنت او و تعرض کنندگان با اصحاب او دوری گزیند.

۴-معنای نصیحت برای پیشوایان مسلمین

«نصیحت برای پیشوایان مسلمین» نیز به این معنی است که با آنها در راستای حق، همکاری کند و در این زمینه از آنها اطاعت نماید و با نرمش به امر و نهی و یادآوری آنها بپردازد و آن بخش از حقوق مسلمانان را که از آن غافل گشته اند و یا از آن آگاه نبوده اند، به اطلاعشان برساند و از عصیان و شوریدن بر آنها دست بدارد و مسلمانان را به اطاعت از آنها علاقه مند و دلبسته گرداند. خطابی گفته است: برخی ازمصادیق نصیحت کردن ائمه مسلمانان، نماز خواندن در پشت سر آنها، جهاد کردن همراه آنها، پرداخت صدقات به آنها، خودداری از قیام مسلحانه علیه آنها – به محض سرزدن یک ظلم از آنها و یا دیدن برخوردی نادرست از آنها پرهیز از به انحراف کشانیدن آنها از طریق ثناگوییهای دروغین – و دعا برای صالح ماندن آنها می باشد.

اینها همه مشروط به این است که مقصود از پیشوایان مسلمین مدیران و دیگر کسانی است که به امور مسلمین می پردازند از جمله فرمان روایان و حاکمان ولایتها، و این نظر از میان دیگر آرا مشهور است.

گاه این بخش اینگونه تأویل میشود که مقصود پیشوایانی است که عالمان دین هستند، و از جمله نصیحت برای ایشان، پذیرش روایاتشان و پیروی از احکام شان، و حسن ظن داشتن نسبت به ایشان است.

۵- معنای نصیحت برای عموم مسلمین

نصیحت برای عموم مسلمین – اینان جدای از حاکمان و فرمانروایانند – عبارتست از راهنمایی کردنشان بدانچه مصلحت دنیا و آخرتشان در آن است، و خودداری کردن از اذیت و آزارشان، آموزش دادن آن بخش از مسائل دینشان که نسبت به آن بی اطلاع اند، و یاری دادنشان با سخن و عمل بر آن، و پوشیدن عیوب آنان و جبران کردن کوتاهی و قصورشان، دفع شر و زیان از آنان، و جلب خیر و منفعت برایشان، انجام امربه معروف و نهی از منکر نسبت به آنان با نرمی و اخلاص، رحم و شفقت داشتن نسبت به ایشان، احترام نهادن به بزرگسالان و مهربانی ورزیدن نسبت به خردسالان، واندرز نیکو دادن به ایشان، خودداری از فریفتن و بد عهدی و حسادت ورزیدن نسبت به ایشان، و اینکه خیر و منفعتی را که برای خود دوست دارد برای آنان نیز دوست بدارد و

خود نمی پسندند برای آنان نیز نپسندند، دفاع کردن از مال و ابرو و دیگر احول ایشان با سخن و کردار، و تشویق نمودن ایشان به آراسته شدن به تمام انواع نصیحت هایی که بیان داشتیم، و ترغیب همت هایشان به انجام طاعات در میان گذشتگان نیکوکار کسانی بوده اند که به واسطه نصیحت و خیرخواهی به دنیایشان ضرر و آسیب رسانده اند

چهارم: داستان جریر بجلی در خصوص نصیحت و خیرخواهی نسبت به فروشنده اسب

امام نووی به هنگام شرح حدیث دوم که پیشتر آن را بیان داشتیم و صحابی گرانقدر جریر بجلی (رض) آن را روایت کرده است، داستان شگفتی از جریر (رض) نقل کرده که بیانگر درک و فهم نیکو، و کمال پایبندی اش بدان است و ما آن را برای خوانندگان گرامی نقل می کنیم تا بکوشند که به این صحابی خیرخواه و دلسوز و صادق  اقتدا نمایند.

در اینجا سخن نووی (رض) را نقل می کنم که گفته:

«از جمله آنچه در ارتباط با حدیث جریر (رض) بوده و سبب سرافرازی و سربلندی و تکریم اوست مطلبی است که حافظ ابوالقاسم طبرانی با استاد خود آن را نقل کرده است.

خلاصه داستان چنین است که جریر (رض) به خدمتگزارش گفت که اسبی را برای او بخرد و خدمتگزار اسبی را به سیصد درهم برای او خرید و اسب و صاحب اسب را به نزد او آورد تا جریر (رض) پولش را نقد پرداخت نماید.

جریر به مالک اسب گفت: اسبت بیش از سیصد درهم می ارزد! آیا آن را به چهارصد درهم میفروشی؟

آن مرد گفت: بستگی به نظر خودت دارد ای ابوعبدالله. جریر گفت: اسبت بیش از آن می ارزد، آیا آن را به پانصد درهم میفروشی؟

و پیوسته جریر صد درهم صد درهم بر آن می افزود و مالک آن راضی بود، و جریر میگفت: اسبت بیش از این می ارزد، تا آنجا که مبلغ آن را به هشتصد درهم رساند و با این قیمت آن را از او خرید.

درباره این کار جریر از او سؤال کردند، در جواب گفت: من با رسول الله ﷺ بر خیرخواهی برای عموم مسلمانان بیعت کردم. »

شرحی کوتاه و مختصر بر داستان جریر

با ما در این موضع گیری عملی زیبای جریر (رض) بیندیشید، خدمتگزارش را میفرستد تا اسبی را برای او بخرد، و خدمتگزار بر سر قیمت با فروشنده به توافق می رسد، و فروشنده راضی میشود که اسبش را به سیصد درهم بفروشد، هر دو به نزد جریر (رض) می روند تا فقط پول را بپردازد.

اما هنگامی که جریر نگاهی به اسب انداخت پی برد که ارزش آن بیش از این مبلغ است و می توانست که با این قیمتی که وکیلش با فروشنده به توافق رسیده موافقت کند، و موضوع را برای خودش توجیه کند، او معامله را انجام نداده و اگر هم گناه و معصیتی رخ داده باشد بر گردن وکیلش است؟

اما جریری که با رسول الله ﷺ ، بر خیرخواهی نسبت به عموم مسلمین بیعت کرده است این دلیل تراشی و توجیه را نمی پذیرد، اگر او آنچه را که وکیلش انجام داد روا بداند بی شک فروشنده را فریب داده و گول زده است درحالی که زندگی او بر اساس خیرخواهی و صداقت داشتن استقرار یافته است!.

خیرخواهانه به فروشنده گفت: اسب تو بیش از این می ارزد! آیا آن را به چهارصد درهم میفروشی؟ آیا آن را به پانصد درهم میفروشی؟ آیا آن را به ششصد درهم میفروشی؟ آیا آن را به هفتصد دره

می فروشی؟ آیا آن را به هشتصد درهممیفروشی؟

او همه ی این ارقام را گفت درحالی که فروشنده از آنچه می بیند و میشنود شگفت زده شده است. و با هر مبلغی که جریر برای اسبش تعیین می کند موافقاست.

وقتی که جریر (رض) مطمئن شد که اسب این مرد به اندازه آخرین مبلغی که گفت می ارزد آن را از او خرید و به جای سیصد درهم، هشتصد درهم به او پرداخت کرد یعنی جریر چندین برابر بیش از مبلغ اول پرداخت کرد. او پانصد درهم بیشتر داد.

برخی از حاضران جریر را به خاطر کاریکه کرد وبه خاطرمبلغی که خود را ملزم به پرداخت آن نمود سرزنش ونکوهش کردند،وذر نظرآناناو بی نیاز از این زبان[زدن به خود] بود.

اما جریرآنان را مطلع نمود که او این کار را به این خاطرانجام داد تا خود قاعدی نصیحت وخیر خواهی برای عموم مسلمین را اجرایی نموده،وبه آنچه با رسول الله ﷺ بیعت داده عمل کرده باشد،وواجب است که با خدا،و با رسول الله ﷺ وباخودش و خواهران وبرادران مسلمانش صادق باشد وبه همین خاطر برای برادرش خیر خواهی ای نمود که اورا موظف به پرداخت پانصد درهم تفاوت قیمت نمود.

پنجم: تعمیق خیرخواهی میان خودمان

بر ما واجب است که قاعده « خیرخواهی» را در میان خود به کار بسته، و مراعات کنیم آن هم به خاطر اجرایی نمودن سخن پیشین رسول الله ﷺ و همچنین الگوپذیری از خیرخواهان پیشین که در پیشاپیش آنان جریر بجلی قرار دارد.

مسلمانان ناصح و خیرخواه یکدیگرند و منافقین همدیگر را گول میزنند، حق مسلمان بر مسلمان آن است که چون از او طلب نصیحت و خیرخواهی نمود او را راهنمایی کرده و در حقش خیرخواهی نماید، مؤمن آیینه مؤمن است.

در سرآغاز همه اینها، این ارشادات و راهنمایی ها و اندرزها را به خواهران و برادران تقدیم می کنیم، و این برنامه ایده آل و مثالی را در برابرشان قرار میدهیم تا از زمانها و عمرشان به خوبی استفاده کرده، و به نیکی به طلب علم و کسب آن پرداخته و با مهم ترین حوزه ها و عرصه ها و جوانب علم، و کتابهای پایه و اصلی در هر قسمتی از اقسام آن آشنا شوند، و به صفات اساسی جویندگان و حاملان علم آراسته گردند، و تزکیه جانها و نیکوگردانیدن اخلاق، و تکامل شخصیت و انتساب به پیشینیان نیکوکار و پویایی دعوت را یکجا داشته باشند و در همه ی اینها به رسول الله ﷺ ، و صحابه ی گرامی و علمای ربانی و عملگرای این امت، در گذشته و حال، تأسی جویند…

—————————

منبع: جوان شایسته  (راهکار درخشان برای جوانان) / مولف: دکتر صلاح عبدالفتاح خالدی /مترجم: مجتبی دوروزی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا
بستن