معماری
خانه ---> زندگی نامه ---> امام شهيد حسن‌البنا (رح)

امام شهيد حسن‌البنا (رح)

گذاري بر حيات و زندگاني امام شهيد حسن‌البنا (رح)

حسن البنا در ماه اكتبر سال 1906 در قرية «شمشيره» يكي از روستاهاي اطراف شهر «محموديه» در مصر متولد شد ، پدرش مرحوم «شيخ احمد عبدالرحمان البنا» امام مسجد روستا و از فارغ‌التحصيلان الازهر بود و در طول زندگي خود مشغول تحقيق و بحث فقهي بود . ايشان از بزرگترين محدثين زمان خود به شمار مي‌رفت و نزد دوستان و علماي آن روزگار به «ساعتچي» مشهور بود ، چون به كار ساعت‌سازي و تعمير ساعت مي‌پرداخت .

حسن دروس ابتدايي را در محموديه فرا گرفت و همانجا هم توانست بيشتر سوره‌هاي قرآن را حفظ كند . سپس براي ادامه تحصيل به «دانشسراي معلمين» در منهور رفت . پس از اخذ مدرك ديپلم براي شغل معلمي به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به دنبال آن به نقل و انتقال مهمتري اقدام نمود و از منهور به قاهره منتقل گرديد و در آنجا به مطالعه كتابهاي پيش‌دانشگاهي براي شركت در كنكور ورود به دانشگاه پرداخت .

تامين مخارج زندگي در قاهره براي او مشكل سنگيني بود و حقوق معلمي كفاف مخارج زياد اقامت و تحصيل او را نمي‌كرد . به همين خاطر ضمن تحصيل و شغل معلمي بعد از مدتي به عنوان كارگر در دكان بقالي شروع به كار كرد ، كه بسياري از وقت او را مي‌گرفت با تمام اين مشكلات با كسب مقام اول در كنكور وارد دانشگاه گرديد.

شهيد حسن‌البنا تا حد زيادي به تحصيلات خارج از برنامه درسي علاقه داشت و پيوسته از كتابخانه پدرش و كتابخانه نخستين معلمش «شيخ محمد زهران» استفاده مي‌كرد و در زمينه‌هاي مختلف از جمله قرآن ، حديث ، سيره ، آموزش و پرورش ، روانشناسي ، جامعه‌شناسي ، داستانهاي ملي و غيره مطالعات وسيعي داشتند . در آن شرايط شخصيتش استوارتر شده و انديشه و ادراك او رشد بسياري پيدا كرده بود . دامنه معلومات و آگاهي‌هايش بسيار گسترده‌تر شده و با مشكلاتي كه مصر و جامعه‌هاي اسلامي به آن دست به گريبان بودند بيشتر آشنا گرديد . چون امام با درك عميق به خطرناكي برنامة گسترش مسيحيت كه آلت دست استعمار است پي‌برده بود براي مقابله با آن سعي فرمود با علماي دانشگاه الازهر تماس و رابطه برقرار كند ، بخصوص علمايي كه غيرت و شهامت ايماني و اسلامي داشتند . او با علامه احمد تيمور پاشا نيز رابطه برقرار نمود و ضمن بحثها و مشورتهايي تصميم گرفتند كه براي مقابله با هجوم بيشتر مسيحيت مقدمات چاپ و انتشار مجله‌اي را فراهم كنند و نام «فتح» را براي مجله انتخاب كردند .

همچنين از علماي الازهر كميته‌اي را براي پاسخگويي به افكار انحرافي و حملات كشيشان تشكيل دادند و با تلاش امام شهيد كميته به تمام نيرنگها وتقلبات دشمنان اسلام پاسخ مي‌داد و نيرنگها و فريبكاري آنها را براي مردم افشا مي‌نمود . چند واهي نگذشته بود كه به لطف خداوند شهرها از لوث وجود مبلغين مسيحي پاك گرديد .

امام البناء (رح) سال 1927 ميلادي با احراز مقام اول از دانشگاه «دارالعلوم» قاهره فارغ‌التحصيل شد و بلافاصله با احتمال پيوستن به يكي از گروه‌هاي اعزامي ساليانه‌ي حكومتي براي تحصيل در خارج روبرو گرديد ؛ امام به دلايلي نامعلوم از اين كار صرفنظر نمود و شغل معلمي در مدارس را پذيرفت . كار او تدريس زبان و ادبيات عرب در مدارس ابتدايي «اميريه» واقع در شهر اسماعيليه در منطقه كانال سوئز بود . در تاريخ 19/9/1927 ميلادي به محل سكونت و كار جديدش منتقل شد و تا سال 1946 ميلادي – كه از كار خود استعفا داد- به همان شغل معلمي اشتغال داشت .

در آنجا با چشم خود ظلم و تسلط نارواي انگليسيها را بر تمامي امور اقتصادي ، سياسي و نظامي مصر مشاهده كرد و پاره پاره شدن سرزمينهاي اسلامي ، به كشورهاي كوچك را احساس نمود و در واقع در آن شرايط شهر اسماعيليه شهري خارجي و بيگانه نشين بود ، آنها در آنجا ثروتهاي زيادي اندوخته و مقيم شده بودند . مصريهاي فقير را به كار گرفته و با آنان همچون برده رفتار مي‌كردند و مردم بيچاره بيشتر عمر خود را در قهوه‌خانه‌ها و پارك‌ها مي‌گذراندند .

او مي‌ديد كه عده‌اي از زندگي دانشگاهي و مباحث علمي (!) تصورات عجيب و غريبي دارند كه مضمون همه آنها قيام عليه دين و آداب و رسوم برگرفته از آن و افتادن به دنبال ماديگري وارداتي غربي و تراوشهاي فكري اساتيد و دانشجويان آن ، با ناديده گرفتن حدود و قوانين {ديني} بود .

ورود امام شهيد (رح) به شهر اسماعيليه وسيله‌اي گرديد براي جنبش و تحرك مردم و آشنايي آنها به معتقدات و تفكر اسلامي . عقيده و تفكري كه بر اثر نقشه‌هاي استعماري به دست فراموشي سپرده شده بود . امام كار ارشادي خود را از قهوه‌خانه‌ها شروع كرد با مردم آشنا گرديد و دائم با آنها در تماس بود . مردم به سخنان او با شوق زياد گوش مي‌دادند و كم كم به او و سخنان حياتبخش او انس و الفت مي‌گرفتند .

امام البنا طي چند ماه دقيقاً اوضاع و عوامل تأثير كننده در جامعه جديد را بررسي كرده و به اين نتيجه رسيده بود كه عوامل مؤثر عبارتند از 1-علما 2-شيوخ طريقت 3-اعيان 4-باشگاههاي شهر . به همين خاطر همه‌ي اهميت و توجه خود را در جهت تأثيرگذاري بر روي راه‌هاي نفوذ در اجتماع بر روي آنها معطوف داشت . به آنها احترام مي‌گذاشت و طي جلسات و سخنراني‌هاي ديني ، اجتماعي ، سياسي با آنها ارتباط داشت و بسياري از آنان را از جمله روشنفكران را براي قبول دعوت در آينده آماده مي‌ساخت .

سرانجام در ماه ذالقعده 1928 ميلادي شش تن از كارگران مصري شاغل در پادگان نظامي انگليسي‌ها كه تحت تأثير درسها و سخنرانيهاي امام قرار گرفته بودند به ديدار وي آمدند و آنها در حاليكه صدايشان پر از قدرت بود و چشمهايشان برق مي‌زد و سيمايشان نشانه‌اي از ايمان و تصميم داشت گفتند : «ما آنچه كه مي‌بايست بشنويم شنيديم و تحت تأثير واقع شديم ولي راه عملي براي احياي عزت اسلام و صلاح مسلمين را نمي‌دانيم .

ما از زندگي مذلت‌بار و قيد و بندهاي تحميلي به ستوه آمده‌ايم ما چيزي به جز خون جوشان كه در رگهاي ما جاري است و روح سرشار از ايمان و پولهاي اندكي كه قوت فرزندان ما است نداريم كه تقديم كنيم ولي راه عمل را آنطور كه تو مي‌داني ما نمي‌دانيم و طريقه خدمت به ميهن ، دين و امت را مانند تو نياموخته‌ايم و ما اكنون مي‌خواهيم آنچه را كه داريم تقديم تو كنيم تا دين خود را در برابر خدا ادا كرده باشيم و تو در برابر خدا مسول ما باشي و مسوليت عمل ما را به عهده بگيري ، چنين گروهي كه مخلصانه و براي رضايت خدا و دين خدا حاضر باشد جان خود را فدا كند مسلماً شايسته پيروزي است گرچه آنها كم باشند.»

امام شهيد (رح) خودش در ادامه اين سخنان مي‌فرمايد : اين گفته مخلصانه تأثير زيادي بر من گذاشت و نتوانستم از زير بار مسئوليتي كه بر عهده من گذاشتند شانه خالي كنم چون خودم در همين راستا عمل مي‌كردم و مردم را براي آن دعوت مي‌كردم و با تأثيري عميق به آنها گفتم :«خداوند اجر شما را بدهد و اين نيت صالح شما را مبارك دارد و همه ما را براي انجام عمل صالح توفيق دهد عملي كه هم رضايت خدا را فراهم كند و هم به نفع مردم باشد.

ما بايد كار كنيم و توفيقمان از خداست . ما در برابر خدا به عنوان سربازان دعوت اسلامي بيعت كنيم نا راه نجات وطن و عزت امتمان را بيابيم . و همگي بيعت كردند و قسم خورديم كه مانند برادر در راه اسلام عمل و مجاهدت كنيم . يكنفر از حاضرين گفت : چه اسمي بر خودمان اطلاق كنيم ؟! آيا ما به عنوان يك جمعيت يا باشگاه و يا طريقت و يا سنديكا به خودمان رسميت دهيم؟ من گفتم نه اين و نه آن ، چون ما به دنبال تظاهر و رسمي بودن نيستيم بلكه ما برادراني هستيم در خدمت اسلام ، بنابراين ما «اخوان‌المسلمين» هستيم . و بدين ترتيب بزرگترين جنبش و حركت اسلامي معاصر توسط امام شهيد و يارانش در آن روز پايه‌گذاري شد و اولين هسته اخوان المسلمين با شركت آن شش نفر بوجود آمد .

انگليس هم به خطر امام پي برد و به وزارت آموزش و پرورش دستور داد او را به قاهره منتقل كنند ، تا بيشتر تحت نظر و مراقبت نيروها و سازمانهاي آنها باشد . امام اين انتقال را فرصت مناسبي براي انتشار دعوت و برنامه‌هاي خود دانست و به همين خاطر دايره فعاليتهايش را وسعت بخشيد و از اين رهگذر هم دعوتش با استقبال همگاني روبرو شد و در ميان اقشار مختلف مردم ياران هم‌مسير و همراهان زيادي پيدا كرد .

در كار خود نيز تنها به مردان توجه نمي‌كرد بلكه زنان و دختران را نيز از نظر دور نمي‌داشت و بدين منظر در كنار سازمانها ، ادارات و تشكيلاتي كه براي تربيت و تعليم مردان ايجاد مي‌شد مؤسسات و مدارسي هم براي زنان و دختران در نظر گرفته شد .

اين روال علمي و فرهنگي امام حسن البنا پيش مي‌رفت و در دل قشرهاي گوناگون مردم و حتي كشورهاي خارجي مؤثر مي‌افتاد تا اينكه خفاشان كور و كوردلان نابينا تاب ديدن درخشش عالمتاب دعوت او را نداشتند و بارها با ايجاد موانع و مشكلات متعدد در مسيرش سعي در به زانو در آوردن او را داشتند و آنگاه كه فهميدند حسن البنا بيدي نيست كه به اين بادها بلرزد به آخرين حربه خود يعني حذف نامردانه او از صحنه كار و تلاش اسلامي و اجتماعي پناه بردند و او را در ساعت هشت بعدازظهر دوازدهم فوريه سال 1949 ميلادي به وسيله تيرهايي كه از يكي از ماشينهاي سازمان امنيت مصر به سوي ايشان شليك شد ترور كردند و حسن‌البناي گرامي در بيمارستان پس از دو ساعت خونريزي جان به جان آفرين تسليم كرد .

انا لله و انا اليه راجعون

********************************************

شخصيت شهيد حسن‌البنا (رح) از نگاه بزرگان دعوت

دكتر يوسف قرضاوي مي‌فرمايد:

«او حسن‌البنا و مسئوليت او عبارت بود از بيدار كردن امت اسلامي از خواب سنگيني كه او را فرا گرفته بود و برانگيختن مردم و هوشيار و رها كردن آن‌ها از قيد و بند جمود و ايستايي به عبارت ديگر مسئوليت احياي انديشه و وجدان امت و به كار گرفتن انرژي‌هاي متراكم از طريق بازسازي اسلام …

اين سوال را يكي از روزنامه‌نگاران همراه با شخصيت‌هاي ديگر با استاد حسن‌البنا در ميان نهاده بود كه تو كي هستي ؟ او در پاسخ روزنامه‌نگار فرموده بود «من جهانگردي هستم كه در جستجوي حقيقتم ! انساني هستم كه همراه با چراغي (مثل ديوژن) در ميان انسان‌ها به دنبال انسانيتم…»

حسن البنا راد مردي موفق و حكيم و زير نظارت خداوند تربيت شده بود . دوستان و پيروان او را به شدت دوست مي‌داشتند و به بهترين صورت به او احترام مي‌گذاشتند.»

 

استاد محمد غزالي (رح) مي‌فرمايد :

«من و بسياري ديگر او را به عنوان مجدد و احياگر قرن چهاردهم هجري مي‌شناسيم . ايشان برخي اصول و مباني را بيان فرموده كه ميان افراد متفرق وحدت ايجاد مي‌كند و چهره‌ي غبار آلوده اهداف پاك و مسلمانان را به كتاب پرورگار دست پيامبرشان باز مي‌گرداند.

اسباب انحراف و عقب‌ماندگي و خامي را با دستان نوازشگر و چشماني تيزبين كه در گذشته گريبان گيرشان گرديده معلوم مي‌نمايد …

– حسن البنا از تجارب رهبراني كه پيش از او بوده‌اند به خوبي استفاده نموده است …

– او به تلاوت قرآن عادت داشت و آن را با صداي دل‌انگيز تلاوت مي‌نمود و همچون طبري و قرطبي به خوبي با تفسير قرآن آشنا بود . بر فهم سخت‌ترين مفاهيم قرآني توانايي فوق‌العاده‌اي داشت و همان معاني را با عباراتي ساده براي مردم بيان مي‌كرد …

– امام حسن البنا در زمينه بالا بردن توان فكري مردم (همراه با پرهيز از عوامل اختلاف برانگيز و مظاهر تعصب) بسيار تواناتر از همه بود . امام حسن البنا بر تاريخ اسلام اشراف داشت و عوامل جذر و مد را در مراحل مختلفش مورد بررسي قرار داده بود .

در مورد شرايط و اوضاع و احوال معاصر دنياي اسلام داراي معلومات و تحقيقاتي گسترده بود و به خوبي با توطئه‌هاي اشغال‌گران بيگانه عليه اسلام آشنايي داشت .

– آن مرد پرهيزكار و بزرگوار در سكوتي عجيب به شهر و روستاهاي مصر مسافرت مي‌كرد و فكر مي‌كنم او از ميان چهار هزار روستاي مصر از سه هزار روستاي آن ديدار كرده بود .

شهيد سيد قطب (رح) مي‌فرمايد :

«گاهي اوقات احساس مي‌شود كه امور تصادفي و زود گذر قضيه‌اي مقدور و حكمتي تدبير شده در كتابي مسطورند . نام و لقب حسن البنا در ظاهر نام و لقبي تصادفي و عادي جلوه مي‌نمايد ! اما چه كسي با قاطعيت مي‌تواند مدعي شود به راستي جز تصادف چيز ديگري در كار نيست ؟ در حالي كه بنا و سازندگي آن ، آن هم حُسن بنا و فراتر از آن نبوغ در بناء در اين مرد حقيقي انكار ناپذير وجود داشته است !؟

– عرصه انديشه‌ي اسلامي مبلغان و دعوتگران بسياري را تجربه كرده است ، اما سر و صدا با سازندگي و بنا بسيار متفاوت مي‌باشد …

– هزار و يك سخنراني و رساله‌ي گفته و نوشته شده از اين شهيد بزرگوار نمي‌توانست همچون آن قطره خون پاك ريخته شده در نفوس و شخصيت اخوان شور و حرارت ايجاد كند !

سخنان ما به سان عروسك‌هاي ساخته شده از موم هستند ؛ اما هرگاه جان خود را در راه آن فدا كنيم ، در آن‌ها روح دميده خواهد شد و از حيات و حركت بهره‌مند خواهد گرديد …»

 

استاد علامه ابوالحسن ندوي مي‌فرمايد :

«او در مجالس و محافل دانشجويي به سخنان دانشجويان گوش فرا مي‌داد . گاهي از شهر اسكندريه و سواحل و تفريح‌گاه‌هاي آن ديدن مي‌نمود . با گروه‌هاي گردشگر علمي ، ورزشي و مسابقات مختلف همراه مي‌گرديد . برخي موارد به سينما مي‌رفت و فيلم‌هاي محلي و خارجي را مي‌ديد و از انتشار كتاب‌هاي قصه و رماني كه توسط ناشران مصري چاپ و منتشر مي‌شد اطلاع مي‌يافت . او همه‌ي اوقات با مسائل روز زندگي و مشكلات و امور مردم در ارتباط بود و جريان و اوضاع را به دقت زير نظر داشت …

– نبوغ او در دو جهت خاص بيشتر متبلور بود ، كه از ميان راعيان و پيشوايان و مصلحان تنها افراد كمي از آنها برخوردارند :

اول : دل‌مشغولي ، ايمان استوار و فداكاري براي نهضتي داشت كه خود آن را بنيان‌گذاري نموده بود . اين موضوع در واقع شرط اساسي و ويژگي اصلي دعوتگران و مصلحان است كه خداوند خير و منافع بسياري را به وسيله‌ي ايشان در ميان مردم گسترش مي‌بخشد .

دوم : تأثيرگذاري عميق بر روي انديشه و رفتار دوستان و شاگردان خود و پيروزي شگفت برانگيزش در ميدان تربيت وساختن انسان …»

استاد عبدالسلام ياسين مي‌فرمايد:

«- بيعت و پيمان او با دوستانش بيعتي هماهنگ‌كننده ميان قرآن و شمشير بود ، بيعتي كه بخشي از ميراث سنتي تصرف و قسمتي از تنظيم و سازماندهي معاصر را به همراه داشت …

– استاد حسن البنا از نگرش وسيع و ديدگاه جامع‌الأطراف برخوردار بود و در مورد مسائل بسياري صاحب‌نظر به شمار مي‌آمد . داراي شخصيتي متين و محترم و جامع بود …

– استاد عبدالسلام ياسين بر شرط يا مسئوليت بيست و ششم از شروطي كه امام بنا براي گرفتن بيعت قرار داده توجه بيشتر نشان مي‌دهد كه در آن مي‌گويد : «مدام حضور و نظارت خداوند را به خاطر داشته باش و دنياي پس از مرگ را يادآوري كن ! خود را براي آن آماده بنما ! مراحل سير به سوي خداوند را با عزم و اراده طي كن ! خود را از طريق عبادات نافله پيش از پيش به او نزديك بگردان ! از جمله از طريق نماز شب و حداقل سه روز روزه در ماه و ذكر و يا قلبي و زباني بسيار و دعاهاي مأثور را در هر حال و شرايط برنامه خود قرار بده»

استاد ياسين مي‌گويد : اين شروط بسيار ارزشمند هستند اگر كسي خود را ملزم به مراعاتشان بنمايد بدون ترديد از پرهيزكاران خواهد شد …

آنچه بيان گرديد گواهي و اظهار نظر چهار تن از بزرگان انديشه و عمل اسلامي بود كه براي شناخت منزلت مرحوم حسن البنا كفايت مي‌كند . محمد غزالي نبوغ و توانايي شگفت انگيز و در عرصه دعوت و فرهنگسازي و سيد قطب نبوغ او را در سازماندهي و ايجاد تشكل و ندوي و ياسين نبوغش را در تربيت و بارآوردن و سازندگي مي‌دانند . به راستي او در همه عرصه‌هاي سه گانه و در دعوت و تربيت و تنظيم كه اين ويژگي‌ها دعوت و نهضت او را از ديگر دعوتها متمايز مي‌سازد ، دعوتي كه در تبلور دستاوردهاي فكري و دعوي و تربوي و تنظيمي او به شمار مي‌آيند امام ، پيشوا و پيش‌گام بود .

**********************************************************

برگزيده‌اي از سخنان و رهنمودهاي امام شهيد (رح) :

1- با مردم همانند درخت باشيد ، وقتيكه به طرفش سنگ پرتاب كنند او با ميوه جوابشان را مي‌دهد .

2- برادرم ! تو براي دو هدف مبارزه مي‌كني ، پيروزي و اداي وظيفه .

3- خيلي‌ها مي‌توانند حرف بزنند يعني خود را مجاهد و مبارز معرفي كنند اما در ميان همه اينها فقط عده كمي مي‌توانند در اين راه ثابت قدم بمانند و باز از ميان ثابت ماندگان فقط عده كمي استطاعت مبارزه را دارند و سرانجام از ميان مبارزين نيز تعداد اندكي قادرند زير شكنجه‌ها و سختيهاي هنگام مبارزه را تحمل كنند و پس از طي مراحل مجاهداني واراسته باقي مي‌مانند كه كمتر مرتكب اشتباه مي‌شوند .

4- زيباترين قدرتها قدرتي است كه در راه حق بكار گرفته شود و زشت‌ترين ضعفها ضعفي است كه در مقابل باطل باشد .

5- ما در مورد آنچه كه با يكديگر به توافق رسيده‌ايم همكاري نموده و در مورد اختلافات نيز عذر يكديگر را مي‌پذيريم .

6- «تاريخ در موضوعات مهم و با ارزش قضاوت خواهد كرد و براي ارج اعمال بزرگ و با ارزش فرصت ميسر خواهد شد . جهان در انتظار دعوت شماست . دعوتيكه هدايت ، موفقيت ، صلح و سلام است تا در اثر آن از همة رنج‌ها نجات و رهايي يابيد . در رهبري ملت‌ها و زعامت توده‌ها نوبت شماست ، خداوند اين ايام را بين مردمان مي‌گرداند و اين فرصت را براي همه فراهم مي‌آورد ، شما از خداوند چيزي را آرزو كنيد كه ديگران آن را آرزو ندارند پس امروز آماده شويد و عمل كنيد ممكن است كه فردا به سبب ضعف و ناتواني قدرت كار و عمل را نداشته باشيد .

7- اي برادر : بهترين وقت مناجات و راز و نياز زمان خلوت تو با خداست و آن موقعي است كه شب پرده‌هاي سياه خود را بر روي زمين مي‌كشد و ستارگان غايب مي‌شوند و مردم در خواب فرو مي‌روند ولي خلوت‌گزينان بيدارند و با حضور قلب پروردگارشان را ياد مي‌كنند پس در آن لحظات عجز و ناتواني خود را ببين پروردگارت را به بزرگي ياد كن از ترس هيبتش گريه كن تا دلت آرام گيرد . به مراقبت او آگاه باش و در دعا اصرار كن ، در استغفار بكوش و احتياجاتت را به ذاتي عرضه كن كه از هيچ چيز در نمي‌ماند .

8- تمام دنيا سرگردان و پريشان است و تمام نظامهاي موجود ، از علاج درد آن عاجز و ناتوانند ، غير از اسلام [پس] بسم‌الله ! براي نجات آنها بپاخيزيد چرا كه همه دنيا در انتظار يك منجي است و هيچ مكتب و نظامي غير از اسلام ، كه شما اكنون مشعلدار روشنايي و نويد دهنده آن هستيد ، نمي‌توانيد جهان را نجات دهد .

9- برادران بشنويد : به خدا سوگند نمي‌توانيم به آرزوهايمان برسيم مگر آنكه با خدا صادق باشيم . بدانيد كه مجموعه‌اي از مؤمنين صادق مي‌توانند در ميان استعمارگران تزلزل و وحشت ايجاد كنند كه هيچ وسيله مخرب نمي‌تواند آنان را به تزلزل وا دارد . نه سياست و نه گفتگو هيچكدام ما را به مقصد نمي‌رسانند بلكه آنروز ما را به مقصدي مي‌رسيم كه عزم صادقانه كنيم و بگوييم مرگ در راه خدا از والاترين آروزهاي ماست . آري آنروز روز خوشبختي است . ما هرگز مثل آنان نمي‌گوئيم : يا مرگ يا استقلال  . زيرا اين سخني است كه در خيابان گفته مي‌شود و در خيابان هم خاموش مي‌گردد . ولي فريادي كه از مسجد برخيزد هرگز به خاموشي نمي‌گرايد مگر هنگام رسيدن به بهشت ان‌شاءالله و در اين شرايط اين است وصيت من به شما : كه به همت خود را بر ارتباط با خدا گرد آوريد ، همواره به مناجات خدا بنشينيد و بسيار دعا كنيد و متفرق نشويد به خواست خدا به حق خود خواهيم رسيد .

10- با قوانين و سنت‌هاي حاكم بر هستي رويارويي نكنيد ، زيرا مغلوب مي‌شويد بلكه سعي كنيد از قوت و شدت آنها بگيريد ! انرژي‌هاي متراكم آنها را جهت بدهيد ! برخي از آنها را در مقابل بعضي ديگر به كار بگيريد و در انتظار زمان پيروزي باشيد ، زماني كه چندان دور نخواهد بود .

11- برادران !

نا اميد نشويد چون نااميدي از اخلاق مسلمان نيست و حقايق امروز ، رؤياهاي ديروز و رؤياهاي امروز ، حقايق فردا خواهند بود و هنوز وقت زياد است و عناصر سلامت علي‌رغم طغيان مظاهر فساد ، در جانهاي مردمتان بزرگ و نيرومند باقي مانده است و اصولاً ضعيف تا آخر عمر خود ضعيف نمي‌ماند و نيروي نيرومندتر نيز تا ابد پاينده نيست :

«و ما مي‌خواهيم بر آنها كه در زمين به ضعف كشانده شده‌اند ، منت نهيم و آنها را پيشوا گردانيم و در زمين به آنها قدرت بدهيم». قصص/5 و 6

روزگار ، آبستن حوادث بزرگ فراواني است و فرصت براي كارهاي بزرگ زياد است و جهان ، چشم به راه دعوت هدايت و رستگاري و صلح و صفاي شماست كه آنها را از دردها نجات بدهيد و لذا نوبت رهبري كردن و سيادت ملتها به شما رسيده است «و اين روزگار است كه آن را در بين مردم دست به دست مي‌گردانيم» آل‌عمران/149 و «شما چيزي را از خدا اميد داريد كه آنها اميدش را ندارند» نسا/104 بنابراين آماده گرديد و از امروز دست به كار شويد چون فردا از انجام آن عاجز خواهيد ماند .

من به جوانان پرشورتان گفته‌ام كه چشم به راه زمان مناسب باشند و اكنون به خانه‌نشينان نيز عرض مي‌كنم كه بيدار بشوند و به پا خيزند و مشغول كار شوند . چون اصولاً جهاد ، راحتي و آسايش وجود ندارد . «و آنها كه به خاطر ما جهاد كرده‌اند ما قطعاً راههاي خويش را به ايشان نشان مي‌دهيم و مسلماً خدا با نيكوكاران است». پس دائماً به پيش برويد ….

ايمان خود را تازه كنيد ، و اهداف و آرمانهايتان را مشخص نماييد . و [بدانيد] اولين [عامل] قدرت ، ايمان است نتيجه اين ايمان وحدت و نتيجه ی اين وحدت هم پيروزي واضح و آشكار است . پس اگر چنين است ايمان داشته باشيد ، برادري كنيد ، و منتظر اين نصر و پيروزي باشيد … .و مژده باد به مؤمنين !      والله اكبر و لله الحمد .

حسن البنا 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس