الله - خداوندمطالب جدید

اسماء حسنی، شرح عدل

اسماء حسنی، شرح عدل

شهید کاک ناصر سبحانی

شرح اسم عدل

?استاد کاک ناصر سبحانی

?این اسم در حقیقت قبل از اسم «مقسط» مطرح است؛ اما چون از نوعی عمومیت برخوردار است آن را در اینجا و بعد از «مقسط» مطرح می‌کنیم.

? (عدل)، در اصل به معنی متوازن بودن و بعد متوازن کردن چیزی با چیز دیگر است، این اسم که در اصل مصدر است، به معنی اسم فاعل یعنی «عادل» به کار رفته است، آنچه گفته شد تنها برای توجیه مصدر بودن آن است نه این که دقیقاً به معنی اسم فاعل که دلالت بر حدوث دارد، باشد.

?«عدل»، صفت مشبهه است؛ یعنی ذاتی که وصف متوازن کردن هر چیزی که توازن پذیر باشد برای او ثابت است.

به خاطر عدم التباس است که نمی‌گوییم اسم «عادل»[ هر چند در بسیاری از اوقات وجود قرینه این التباس را حل خواهد کرد.]؛ زیرا از همین ماده (مصدر) این کلمه «عَدَلَ» به معنی انحراف به یکی از دو طرف توازن هم به کار رفته است؛ بلکه گفته می‌شود «عدل» و بعداً از آن، اسم فاعل یعنی عادل» ساخته شده و به کار می‌رود و به همین خاطر است که در مورد انسان نیز «عدل» به کار رفته است و جمع آن «عدول» می باشد.

? خداوند عدل است، یعنی ذات خداوند هم در زمینه ی خلق و هم در زمینه‌ی ،امر در ربوبیت و در الوهیت و در تمام زمینه‌ها هر آنچه نیاز به توازن داشته باشد یعنی توازن پذیر باشد آن را متوازن کرده است.

? عدل در خلق:

در مورد خلق انسان فرمود: «فَعَدَلَک»، یا بر اساس قرائت دیگر: «فَعَدَّلَک»، یعنی ای انسان خداوند تو را متوازن آفرید تو را به گونه ای آفرید که هیچ یک از قسمت ها و جوانب تو بر قسمت و جوانب دیگرت طغیان نکند.

? عدل در امر:

در زمینه ی امر نیز همانند زمینه‌ی خلق در بخش تسخیری خداوند عدل است؛ یعنی در اداره امور و تدبیر جهان آفرینش و حرکتِ تمام آفریده هایش توازن را به گونه ای رعایت کرده است که هرگز یکی بر دیگری غالب نخواهد شد و هرگز اختلالی در نظام هستی پیش نخواهد آمد.

? عدل در زمینه تشریع:

در زمنیه‌ی تشریع امر یعنی برای مخلوقات با اراده (مختار) قوانینی را متوازن با آفرینش آنها و جهان آفرینش، مقرر کرده است؛ قوانینی که نه تنها مخل توازن موجود در نظام هستی نیستند بلکه حافظ این توازن نیز می‌باشند، بعد از برقراری این توازن و ارسال آن قوانین برای بندگانش از آنها خواسته است که حافظ این قوانین باشند؛ یعنی آنها نیز «عدل» را رعایت کنند.

? این که گفتیم «عدل» پیش از «قسط» مطرح است به این معنی است که خداوند هر موجودی را در منزلت شایسته و بایسته ی خود قرار می‌دهد و هرگز بدون دلیل خاصی یکی را بر دیگری ترجیح نمی‌دهد و هرگز فردی را بدون دلیل بر دیگری برتری نمی‌دهد، همه را با یک دید می‌نگرد؛ و این خود انسان است که بعداً با به کارگیری برخی امور این توازن را دچار اختلال می‌کند و همین اختلال سبب بالا رفتن فردی و پایین آمدن دیگری و…. می‌شود که این خود مسئله ای جداگانه است و توضیحش به این قسمت مربوط نمی‌شود.

? بعد از این که خداوند هر چیزی را در منزلت خود قرار داد (عدل) صورت گرفت، آن وقت نوبت مقسط بودنش است؛ یعنی به هر یک بهره و نصیب شایسته ی خود را می‌بخشد برای فهم بهتر مطلب مثالی می‌آوریم.

مثلاً، افرادی در سنین مختلف برای خرید لباس به مغازه ای مراجعه می‌کنند، فروشنده در ابتدای امر باید «عدل» را در مورد هر یک رعایت کند، سپس نوبت به قسط میرسد، و موظف است نسبت به آنها مقسط باشد، اگر ابتداء توازن را بین این افراد برقرار نکند، یعنی هر یک را در منزلت و جایگاه خود قرار ندهد و [با زبان حال یا قال] به آنها نگوید شما برای من فرقی ندارید و در میزان و معیارِ من همه ی شما یکی هستید (مثلاً همه ی شما انسان هستید) و به لباس‌هایی که من دارم نیازمندید؛ بنابراین من بدون هیچ تبعیض یا در نظر گرفتن عامل دیگری با شما برخورد می‌کنم، حال تو، که – مثلاً – ۱۴ ساله هستی نزد من منزلتی داری و با دید فردی ۱۴ ساله به تو نگاه می‌کنم و تو که ۱۵ ساله هستی منزلتی داری و با دید یک فرد ۱۵ ساله به تو می‌نگرم و…. و بعد از این، اگر به هر کس لباس مخصوص به خود را ندهد نه عدل را نسبت به آنها رعایت کرده است و نه قسط یعنی نه عادل است و نه مقسط پس با برقراری توازن و عدم ترجیح بدون دلیل یکی بر دیگری نسبت به هر یک از مراجعین «عدل» را به کار گرفته و با دادن بهره و نصیب شایسته به هر یک قسط را نسبت به آنها رعایت کرده است.

به این ترتیب معلوم می‌شود که «عدل» چیست، و این اسم چه آثاری را در انسان ایجاد خواهد کرد.

? وظیفه ما در برابر اسم عدل:

هر فرد بعد از برخورداری از این صفت خداوند و بعد از انجام شکر این نعمت نسبت به خداوند باید نسبت به سایر بندگان خداوند نیز «عدل» را مراعات کند، او نیز باید همچون خداوندش (عدل) را رعایت کند.

در قرآن انسان به این امر تشویق شده است آنجا که می فرماید:

﴿وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَتَانُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده ٨)

اگر نسبت به افرادی نظر مساعدی نداشتید این امر سبب نشود که در قضاوت و حکم دادنتان نسبت به آنها (عدل) را رعایت نکنید، اگر کسی را دوست نداری و او را بسیار ناصالح میدانی هرگز چنین امری سبب نشود که در داوری و قضاوتت نسبت به او (عدل) را رعایت نکنی، اگر کافر ذمی با یکی از مؤمنان درگیر شد و قضاوت درباره ی این درگیری به تو واگذار شد کافر بودن او و مؤمن بودن برادر ،دینیت هرگز سبب نشود که تو جانب «عدل» را رها کنی؛ زیرا این درگیری یک؟نوع درگیری دنیوی است، و تو موظفی که با یک دید به آنها بنگری و عدل را رعایت کنی، سپس نسبت به آنها قسط را رعایت کنی، یعنی به هر کدام حق خود را بدهی.

?اگر این اسم در دنیای امروز هم در سطح افراد و هم در سطح جامعه رعایت شود، به وضوح خواهیم دید که چه آثار مطلوبی را در پی خواهد داشت، وقتی یک فرد ،مؤمن عدل را رعایت کند و جامعه هم جامعه ای ایمانی شود و خود را موظف به رعایت عدل ببینند و این امر به صورت عمومی در کل کره ی زمین رعایت شود، مشخص است که چه جامعه‌ی مطلوبی خواهیم داشت.

? با توضیحی که داده شد ارتباط این ،اسم با زمینه های مختلف ذکر شده (خلق و امر ربوبیت و الوهیت و…) مشخص می‌گردد.

منبع: اسماءحسنی

مقالات مرتبط:

اسماء الحسنی، لطیف

https://t.me/naser_sobhani

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا