معماری
خانه ---> بیداری اسلامی ---> اسلامگرایان و ترس از حکومت داری، ارزش و بهای آزادی …
مصاحبه اختصاصي با شيخ راشد غنوشي رئيس حركت النهضه- تونس مصاحبه كننده: علي بوراوي / ترجمه: عبدالخالق احسان انديشمند اسلامي و رئيس حركت النهضه، شيخ راشد غنوشي، حركت هاي اسلامي را  فراخواند تا مسؤوليت شان را ادا نموده و ملت ها را رهبري كنند، واز حكومتداري نهراسند و براي انتقال از مرحله دعوت به مرحله دولت داري آماده شده و خوبي هاي اسلام را به جامعه انساني تقديم كرده و عدالت اسلام را در حكومت داري به نمايش بگذارند.

اسلامگرایان و ترس از حکومت داری، ارزش و بهای آزادی …

راشد غنوشیاسلامگرایان و ترس از حکومت داری، ارزش و بهای آزادی …

مصاحبه اختصاصي با شيخ راشد غنوشي رئيس حركت النهضه- تونس

چرا اسلامگرايان از حكومتداري مي ترسند؟

مصاحبه كننده: علي بوراوي / ترجمه: عبدالخالق احسان

منبع: اسلام آنلاين

انديشمند اسلامي و رئيس حركت النهضه، شيخ راشد غنوشي، حركت هاي اسلامي را  فراخواند تا مسؤوليت شان را ادا نموده و ملت ها را رهبري كنند، واز حكومتداري نهراسند و براي انتقال از مرحله دعوت به مرحله دولت داري آماده شده و خوبي هاي اسلام را به جامعه انساني تقديم كرده و عدالت اسلام را در حكومت داري به نمايش بگذارند.

رئيس حركت النهضه تونسي خاطرنشان كرد كه مبالغه در ترس از غرب نوعي از شرك است و گفت بايد خود را از انديشه ( آنچه غرب بخواهد شدني است) رهايي دهيم و يقين داشته باشيم كه آنچه را خداوند بخواهد و آنچه را ملت هاي ما آرزو كنند شدني مي باشد. دليل ما درين زمينه سقوط نظام بن علي در تونس و حسني مبارك در مصر با وجودي اين كه استراتيژي غرب را تمثيل مي كردند و از حمايت خارجي ها برخوردار بودند، مي باشد.

شيخ راشد غنوشي از وضعيت تونس، هراس او در مورد انقلاب، ديدگاهش پيرامون اولويت هاي حركت النهضه و ديگر حركت هاي اسلامي صحبت نموده و گفت: اولويت كار النهضة ملي است نه حزبي كه در انتخاب مجلس بنيان گذاري و اقامه حكومت ائتلافي و انتخابي و پروژه هاي انكشافي كه شهر ها را آبادان سازد، تمثيل ميابد.

هم چنان از جريان سلفي در تونس صحبت به ميان آورده و گفت: جوانان سلفي فرزندان ما اند كه خلآ ديني در تونس را مشاهده كرده و متوجه شدندكه مرجعيت اسلامي در شهر ها وجود ندارد كه همه اين ها در نتيجه غيابت حركت النهضة به ميان آمده است، پس دينداري شان از فضاي كه تدين جرم بود متأثر مي باشد و شيخ تأكيد كرد كه اسلام بزرگتر از آن است كه در يك حزب گنجانيده شود.

شيخ راشد بر سكولار هاي كه در تونس عليه اسلام مبارزه مي كند تاخته و گفت: آنها از دموكراسي و انتخابات مي ترسند؛ چون حقيقت شان را افشا مي كند. و از پرداخت بهاي هنگفت تونس براي تحقق اهداف انقلابش اظهار نگراني كرد: ( كه درين جا نيروهاي آماده اند شهر ها را آتش بزنند تا به اهداف خدا نا پسندانه شان برسند) باز هم شيخ تآكيد كرد كه انقلاب حتماً به آخرين درجه اش مي رسد و اهدافش را خواه مخواه بر آورده مي سازند.

متن مصاحبه:

بوراوي: در بعضي سخنراني هايت گفتي: « تونس بدون بن علي چقدر زيباست» آيا حالا تونس زيباشده؟

غنوشي: بي ترديد تونس زيبا باقي مي ماند تا وقتي كه بيرق آزادي بر افراشته باشد، و ملت تونس از قيد دكتاتوري آزاد باشند و  دام دكتاتوري را نا بود سازند. ملت تونس  امروز آزادي اش را تمرين مي كند و هر وقت بخواهد به جاده ها مي آيد و هر مسؤولي را كه بخواهد سبكدوش مي كند خواه والي باشد يا وزير. تونس امروزي خيلي نيازمند است كه آزادي خود را حفظ كند و براي دفاع از آن مبارزه نموده و در مقابل دشمنان پايمردي كند.

استبداد دشمن النهضه:

بوراوي: وضعيت اسلامگرايان را در تونس آزاده چه مي بينيد؟ و مهمترين مشكلات در مقابل شان چيست؟

غنوشي: در واقع آزادي به موجوديت مسلمان معني مي بخشد، و يكي از شرايط مسلماني آزادي است؛ آزادي مثل عقل است و در اسلام شرط مي باشد، پس مسلمان شدن اجباري و مسلمان شدن ديوانه مدار اعتبار نيست. آزادي شاهراه ضروري براي اسلام بوده و مسلمان بدون آزادي سعادتمند نمي شود و چاره ندارد جز اين كه براي اقامه، حمايت و باز گردانيدن آزادي تلاش و مبارزه نمايد.

آزادي هدف بزرگي از اهداف شريعت ماست، براي مسلمان ممكن نيست كه اسلام كامل را بدون آزادي بدست آورد و اسلام بدون آزادي رونق نمي يابد. لذا آزادي اسلام را معني مي بخشد؛ چون اسلام آزادي است و استبداد و دكتاتوري دشمنان و ضد اسلام اند. رسول گرامي صلي الله عليه وسلم در مكه مكرمه مردم را به اسلام دعوت مي كرد، وقتي عده قبول نكردند، رسول الله از آنان خواست كه بين او و مردم مانعي نشوند و اهل مكه را در فضاي آزاد بگذارند تا هر كس به هر گرايشي مي خواهد بگرود؛ اما قومش اين را هم نپذيرفتند.

اين تصادفي نيست كه الله متعال سر زمين حجاز را زادگاه اسلام قرار داد، با وجودي كه در آنجا مفاسد، بت پرستي و منكرات حمايت مي شد. اما سرزمين حجاز از استبداد خالي بود و در آنجا دولت دكتاتوري حكمفرما نبود. اسلام در سرزمين آزاده نمو يافته و هميشه به اندازه آزادي اش مي  درخشد و هر اندازه كه استبداد گسترش يابد، اسلام پژمرده و مضمحل مي گردد.

استبداد، جريان اسلامي در تونس را  بعد از اينكه  ملت در انتخابات 1989 از آن حمايت كرده و بالاتر ازهمه توقعات پشتيباني نمودند، در سال 1991 متوقف ساخت، نيرو هاي ترسناك دولتي براي جلوگيري از تمايل مردم به النهضة وارد عمل شدند و مانع اين تمايل گرديدند و سرزمين تونس بدترين مرحله تاريخي را پشت سر گذاشت كه بيشتر از سي هزار فرزندان حركت اسلامي زنداني شده و صدها نفر زخمي و كشته و تبعيد گرديدند، سياست خاموش شده بود تا كه مردم مي گفتند: درتونس سياست مرده است. طوري وانمود مي كردند كه اين وضعيت باعث رشد و شكوفايي اقتصادي مي گردد؛ اما در پايان ثابت گرديد كه در نبود آزادي، فكر، فرهنگ و ترقي به ميان نخواهد آمد از همين جهت بود كه انقلاب عليه استبداد، وارد ميدان شد.

به مجرد ازبين رفتن اين مانع، آب ها به جوي ها جريان پيدا كرده و ملت تونس از آنچه مدت طولاني پنهان مي كردند و مجبور بودند كه در قلب هاي شان مخفي بماند، آشكارا بيان مي كنند و محبت خود را به دين و دينداران به فصاحت ابراز مي دارند، هيچ شكي نيست كه امروز حركت اسلامي اساسي ترين قوتي است كه كسي به آن مقابله كرده نمي تواند و اين به فضل خداوند و از بركت آزادي است كه جوانان تونس در بدل خون شان به دست آوردند، حالا نيروهاي اسلامي آزاد اند تا بناء شان را ترميم ساخته و جراحات شان را تداوي نمايند و آماده سازندگي گردند.

بوراوي: اين آزادي كه ملت تونس به بهاي خون، تلاش و مبارزه شان كمايي كردند، براي اسلامگرايان يك مكانت خاصي بخشيده و حضور شان را برجسته ساخته و مردم را به برنامه هاي شان علاقه مند ساخت. اما سكولار هاي افراطي ازين  وضعيت دلتنگ اند و تلاش دارند عليه آزادي دست به نيرنگ بزنند همانطور كه عليه اسلام و مسلمين نيرنگ بازي مي كردند.

غنوشي: اين قضيه واضح است؛ چون سنت تدافع تعطيل نشده بلكه آزادي سنن تدافع را به حركت در مي آورد؛ اما تفاوت بين وضعيت امروز ما و زمان دكتاتور بر اين است كه در آن وقت نيروهاي سكولار در تونس به تنهايي فعاليت مي كردند و مردم را مخاطب قرار مي دادند و فكر مي كردند اين وضعيت هميشگي است؛ لكن با سقوط حامي شان بن علي احساس دلتنگي شديدي به ايشان رخ داده است. قبلاً گمان مي شد كه تاريخ اسلام به پايان رسيده و حركت اسلامي تا ابد پنهان مي ماند، ناگهان معلوم شد كه  حركت اسلامي با نيرومندي و قوت تمام بر گشته است.

اين ها تمام راه هاي دشمني را استخدام نموده و ضد حركت اسلامي آمادگي مي گيرند و از تسلط خود بر رسانه ها و موقعيت اداري شان بهره مي گيرند، آنان امروز به حالت وحشتزده گي به سر مي برند چون ديدند كه اسلام باز گشته و پر واضح مي دانند كه توانايي رقابت با حركت اسلامي را ندارند؛ لذا به شيوه هاي شيطاني پناه برده و از كيد و مكر و تحريك و تهديد استفاده مي نمايند و زنان ، جهانگردان، كارگران و اهل فن را از  اسلام و اسلامگرايان مي ترسانند. و طوري وانمود مي كنند كه اسلامگرايان مخالف نوآوري و پيشرفت مي باشند.

در حالي كه جوهر نوگرايي عقل و آزادي است و موقف گيري اين مردم از عقل و آزادگي بيگانه بوده و مملو از خواسته ها و شهوات مي باشد. اين ها بيمار گونه از دست آوردهاي خود در غياب مردم  و اموالي را كه دزديده اند و سرزمين هاي را كه اشغال كردند، دفاع مي كنند. حالا ايشان دانستند كه اهليت رقابت سالم با حركت اسلامي را ندارند لذا به نهاد هاي خارجي پناه برده و به غربي ها طوري وانمود مي كنند كه مصلحت شان با مصلحت اسلام تناقض دارد؛ اما از قلوب مردم ترس از بين رفته و حقايق اشياء ماندگار شده و امروزه راهي براي رسيدن به حكومت جز از طريق ملت وجود ندارد، ملت سلطه اش را باز يافته و هيچ وصايتي را نمي پذيرند، چون آزادي را به بهاي گرانبهاي به دست آوردند.

بوراوي: دشمنان آزادي از استعمال هيچ وسيله ي مانند: تحريك، تهديد و اتهامات باطل دست بردار نيستند، به نظر شما مناسب ترين راه براي حركت اسلامي در رويارويي با اين مردم و جلوگيري از نشر افواهات شان چيست؟

غنوشي: اين دشمنان آزادي تونس از بكار گيري هر وسيله ي براي حفظ منافع و مصالح شان كه از خلال همكاري با مافياي بن علي غصب كرده بودند، كوتاهي نمي كنند. اكثر اين ها به گونه ي همراه نظام منحل توافق دارند كه مي خواهند در رسانه ها از اسلام چهره ترسناكي به نمايش بگذارند و ارازل و اوباش را استخدام كرده و راه ها و آب ها را بر شهروندان و شركت ها بند مي كنند و انواع فريب كاري را استفاده مي نمايند؛ حتي در مساجد. همه اين فعاليت هاي ناجوانمرانه به منظور ترساندن ملت تونس از آزادي است، اين ها مي خواهند بگويند كه آزادي براي مردم تونس سزاوار نيست؛ بلكه يگانه راه آرامش، نظام پوليسي است كه در گذشته حاكم بود.

ايستادگي در مقابل ايشان به نشر حقايق بين مردم و رسوا  كردن شان عقلاني ترين راه است؛ چون ملت نمي خواهد كه به هيچ صورتي دوباره به دام استبداد گير ماند. من طرفدار انحلال حزب حاكم گذشته نيستم؛ چون اگر به آن اسم معروفش بماند و مردم جرايم و طغيانگري هاي شان را بياد آورند، هيچ نماينده آن حزب نمي تواند به پارلمان راه يابد؛ زيرا مردم از اينان متنفر اند و امكان ندارد بار ديگر به آنان اعتماد نمايند.

اين ها به نام هاي ديگري و به شكل ناشناخته ي برمي گردند كه لازم است افشا گرديده و به مردم شناسانده شوند؛ چون حالا بيشتر مسؤولين از حاميان حزب منحل مي باشند و هرگاه جوانان يكي شان را مي شناسند، او را طرد مي كنند باز كس ديگري را به جايش مي گمارند، كار به جاي رسيده كه نماينده بن علي در نظام صهيونستي به حيث معاون وزير خارجه ايفاي وظيفه مي كند.

اين وضعيت يكي از اسباب غضب در جاده هاست، وقتي عناصر فاسدي وارد حكومت مي گردند، جوانان انقلابي را بر انگيخته و گمان مي كنند حكومت ايشان را به تمسخر گرفته و از انقلاب براي خوشنودي خارجي ها بهره مي گيرند، گويا كه انقلاب به خاطر تثبيت رابطه با اسرائيل بوده است در حالي كه يكي از اسباب انقلاب جوانان، ارتباط با نظام صهيونستي مي باشد.

بوراوي: از چه چيز نسبت به انقلاب تونس ترس داريد؟

غنوشي: من هيچ ترسي نسبت به انقلاب تونس ندارم؛ چون انقلاب، خود را به اهدافش مي رساند و خواسته هايش را در چوكات نظام دموكراسي كه تمام نيروها را احتوا كرده، بر آورده مي سازد كه از هر عامل نابودي محفوظ باشد. اما ترس از مصرف مبالغ هنگفت ديگر، و طولاني شدن راه رسيدن به خواسته هاست چون كساني هستند كه ميخواهند تونس را به قهقرا بكشانند و مي خواهند براي سوزاندن شهرها به منظور رسيدن به منافع شان آمادگي بگيرند تا كشور به نيرومندي كه ملت مي خواهد نرسد؛ اما تونس تلاش دارد كه خون هاي شهدا به هدر نرود و تونس صاحب پارلمان و حكومت انتخابي گردد كه انشاء الله اين مأمول بر آورده خواهد گرديد.

بوراوي: مهمترين خرسندي هاي شما از انقلاب چيست؟

غنوشي: اين انقلاب سالم و جامعي است كه تونسي ها را متحد ساخته، مستواي اخلاقي شان را بلند برده كه حالا مردم تونس بيشترين تكافل اجتماعي، اعتماد و فداكاري را دارند؛ حتي كه حوادث جاده ها كم شده با و جودي كه پوليس در بازار نيست، جرايم كاهش يافته، آمار طلاق نسبت به سال هاي گذشته پايين آمده، بركت ها از آسمان نازل شده و محصولات كشاورزي درين سال چهار برابر افزايش يافت كه همه اين ها ثابت مي كنند كه ريشه كن كردن طاغوت از زمين سبب نزول بركات از آسمان مي گردد.

النهضه و گروه هاي سلفي:

بوراوي: فعاليت حركت النهضه قبل از انقلاب ممنوع بود؛ اما در خلال چند سال اخير گرايشها و نيروهاي اسلامي ديگري درجامعه تونس حضور داشتند؛ شما چگونه مي توانيد كه با گرايش هاي ديگر اسلامي همكاري كنيد؟

غنوشي: در خلال غيابت اجباري حركت النهضه، در ساحه يك خلاي ديني به و جود آمده بود كه اداي نماز و داشتن حجاب و كتاب اسلامي ممنوع بود؛ اما ملت تونس ملت مسلمان و متديني مي باشد. بايد اين خاليگاه پر مي شد كه در نتيجه كانال هاي ماهواره ي و سايت هاي انترنتي فعال گرديد و جوانان ازين مراجع ديني استفاده مي كردند چون در تونس مرجع ديني وجود نداشت. ملت عطش ديني شان را ازين كانال هاي اسلامي سيراب مي كردند و جوانان ازين كانال ها متأثر شدند در حالي كه اين كانال هاي تلويزيوني مربوط سلفي ها بود؛ لذا دينداري در تونس رشد كرد و حكومت مانع ايجاد كرده و هزارها سلفي را روانه زندان كرد.

حركت النهضه اين جوانان را از فرزندان خويش مي داند كه از مرجعيت ديني محروم ماندند و النهضه از اداي مسؤوليتش در قبال شان ناتوان بود و امروز استبداد سقوط كرده و ايشان از زندان بيرون شدند. و حركت النهضه يگانه مرجعي بود كه ازين جوانان حمايت كرده و براي آزادي شان تلاش نمود كه به اثر اين تلاش ها تمام شان از زندان ها آزاد گرديدند.

ساحه فعاليت هاي اسلامي گسترده است و اسلام بزرگتر از آن است كه يك حزب آن را احاطه كند، حركت النهضه گرچه مؤسس حركت اسلامي نوين در تونس مي اشد بازهم تأكيد دارد كه سخنگوي رسمي اسلام نيست و سخن گفتن به نام اسلام را احتكار نمي كند.

اين ها برادران ما اند و اسلام دين فراگيري است، ما به گفتگو و همزيستي مسالمت آميز فرا مي خوانيم تا تونس از همه شهروندانش باشد، خواه فهم مثل ما از اسلام داشته باشند يا فهم ديگري. من اين جوانان را جزء از جوانان خويش مي دانم، ما هم مثل اين جوانان اندازه تشدد داشتيم كه اين سختگيري نتيجه حالات اختناق حاكم بر تونس مي باشد، چون در تونس دينداري و اداي نماز جرم پنداشته مي شد، پس طبيعي است كه جوانان متشدد به بار آيند.

اولويت هاي حركت النهضه:

بوراوي: اولويت هاي حركت النهضه درين مرحله چيست؟

غنوشي: بزرگترين اولويت تحقق اهداف انقلاب است؛ چون انقلاب به منظور اعاده مشروعيت ملت به ميان آمد، ملتي كه مشروعيتش سلب شده و دارايي هايش به تاراج رفته بود؛ پس انقلاب به وجود آمد تا سلطه ملت را برگرداند و دارايي هايش به او برساند و جلو استبداد و غارتگري را سد نمايد؛ لذا اموال غارت شده واپس داده مي شود و جنايت كاران مجازات مي شوند و نظام دموكراسي كه عدالت اجتماعي را متحقق سازد، حاكم خواهد شد.

اولويت حركت ما ملي است نه حزبي اولويت كار ما مؤفقيت انتخابات پارلماني، تأسيس حكومت انتلافي و انتخابي، رشد پروژه ي سازندگي است تا تونس مطابق نورم هاي موجوده عصر حاضر ساخته شده و الگوي خوبي براي پيشرفت و ترقي باشد، همانگونه كه در تحقق انقلاب الگوي جهان عرب  قرار گرفتند؛ انشاء الله تونس اين امتياز را نيز كسب خواهد كرد.

اسلامگرايان و ترس از حكومتداري:

بوراوي: جهان عرب به دنبال انقلاب هاي آزادي خواهي و دمكراسي به يك وضعيت جديدي روبرو است كه از حركت هاي اسلامي مي طلب تا همگام به آن برنامه هاي شان را تغيير دهند. شما تأثير اين قضايا را در برنامه هاي حركت هاي اسلامي چگونه ارزيابي مي كنيد؟

غنوشي: حركت هاي اسلامي در حال انتقال از مرحله دعوت به مرحله دولت، و از مرحله جماعت ناتوان به مرحله جماعت حاكم و تأثير گذار مي باشند. اگر در جهان عرب خواستار آرامش و ترقي و دموكراسي باشيم، بايد حركت اسلامي وارد عمل شود؛ چون امروز حركت اسلامي قوت اساسي ملت محسوب مي گردد پس مناسب نيست كه در  اداي مسؤوليت ديني و ملي خود كوتاهي كند.

نبايد از حكومتداري هراس داشته باشند و گمان كنند كه گروه سكولار كوچك از ايشان تواناتر اند. تصور نشود كه ديگران به اسرار حكومتداري واقف اند و در تحقق اهداف انقلاب اهل تخصص مي باشند.

ما به احتكار حكومت از طرف حركت اسلامي دعوت نمي كنيم؛ بلكه از حركت اسلامي مي خواهيم كه در اداي وظيفه خويش در قبال رهبري ملت هاي ما دريغ نكنند. وقتي ملت به آنان اعتماد كرده نبايد بترسند و تأخير كنند در غير اين صورت طاغوتيان خواهند گفت: كه مسلمان ها تواند رهبري جامعه را ندارند ونبايد به آنها اعتماد شود.

كه اين رسوايي است و گفته هاي سكولار ها را متحقق مي سازد. من به توانايي ملت خيلي اعتماد دارم. هر حزبي وارد انتخابات مي گردد تا پيروز شود؛ اما بعضي حركت هاي اسلامي در انتخابات شركت مي كنند و نسبت به پيروزي شان بيم دارند گويا از خدا مي خواهند كه به پيروزي امتحان شان نكند. چرا اي برادر؟ به ملت هاي خويش اعتماد كنيد و به سوي پيروزي گام هاي استواري برداريد.

سكولار ها اسرار هستي را در اختيار ندارند؛ چون نخبه هاي شان از پوهنتون هاي فارغ التحصيل شده كه نخبه هاي ما نيز در آن پوهنتون ها آموزش ديده اند، باز هم ما از آنان برتري  داريم؛ چون اهل دين هستيم.

امتياز ديگر اسلامگرايان اين است كه سخن شان قلب هاي مردم را تسخير مي كند، و ايجاد تغيير نيازمند حمايت ملت مي باشد. سكولار ها گويا مردم را از راه دور و به زبان بيگانه فرامي خوانند. مسلمان به زبان مردم سخن مي گويد و ايشان را ندا مي كند كه اگر ملت  ما حقيقت قضايا را درك كنند در مقابل مشكلات مانند ملت غزه صبر خواهند كرد. اسماعيل هنيه و برادرانش مردم را با بيان حقايق آگاه ساختند و حالا ملت همراه شان در صبر و شكيبايي به سر مي برند، امكانات مصر و تونس بي ترديد از امكانات غزه بيشتر است، پس چرا اسلامگرايان از حكومتداري مي هراستند و حكومت را مصيبت مي پندارند.

اسلامگرايان مي ترسند كه سكولار ها از حمايت دولت ها بهره مند اند و كارگزاران دولتي ضد مسلمان ها هستند. در حل اين قضيه بايد گفت كه اولاً هر آنچه امريكا بخواهد شدني نيست چون امريكا خدا نمي باشد؛ بلكه هر آنچه خداوند متعال بخواهد مي شود. حوادث زيادي در جهان رونما شده كه امريكا نمي خواست، از جمله خيزش انقلاب ها كه بدون اراده امريكا عرض وجود كرد و به مؤفقيت هاي نايل گرديد. پس بايد خود را از انديشه( آنچه غرب بخواهد شدني است) رهايي دهيم و يقين داشته باشيم كه آنچه را خداوند بخواهد و آنچه را ملت هاي ما آرزو كنند شدني مي باشد.

در ثاني بايد گفت كه غرب ازين ديكاتورها بيزار شده و توان حمايت از آنان را از دست داده؛ چون يكي از اسباب ايجاد اين انقلاب ها و پيروزي هاي شان ضعف غرب مي باشد. نظام سرمايه داري از دو سال است كه به شكست مواجه شده و اگر غرب توان مي داشت هرگز نمي گذاشت مبارك و بن علي سقوط كنند در حالي كه مبارك بخش اساسي از استراتيژي غرب در منطقه محسوب مي گرديد حتي كه وزير خارجه صهونيستي مبارك را گنج استراتيژي ناميده بود؛ چگونه اين گنج را گذاشتند كه نابود گردد؟

غرب در حال بهبود روابط با مسلمانان است؛ چون هر كجا مصالح خويش را تعقيب ميكند و امروزه مسلمانان بخش اساسي از فعاليت هاي سياسي را به عده دارند.

از همين جهت تصريحات فرانسه و امريكا و… چندين بار تكرار شده كه غرب مخالف مشارك جريان ميانه رو اسلامي نمي باشد و كنفرانس هاي در اسپانيا، فرانسه و بروكسل منعقد شده كه در آنها از حركت اخوان المسلمين، النهضه و عدالت و ترقي و عده ديگري از انديشمندان اسلامي حضور داشتند كه مسؤولين تأكيد داشتند به اينكه حركت ميانه رو اسلامي بايد جزء از فعاليت هاي سياسي باشند كه در غير آن دموكراسي به ناكامي روبرو خواهد گرديد.

بر ماست كه عزم خويش را جزم كرده و عمليه انتقال از دعوت را به حكومت داري رونق دهيم و بركت هاي اسلام را به جهانيان پيشكش كرده و عدالت اسلام در حكومت را تمثيل نماييم، ما اين توانايي را داريم و بايد به الله متعال توكل كنيم؛ چون كسي كه به خداوند توكل كند او را كافي است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس