معماری
خانه ---> جهان آخرت ---> صحنه های هولناک قیامت ، و وضعیت انسان های نافرمان
خاشعه ابصارهم
خاشعه ابصارهم

صحنه های هولناک قیامت ، و وضعیت انسان های نافرمان

صحنه های هولناک قیامت ، و وضعیت انسان های نافرمان

نویسنده: سید قطب /مترجم: زاهد ویسی

سوره قلم ( ن)[1]

” يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ، خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ”[2]

روزی، هول و هراس به اوج خود می رسد، و کار سخت و دشوار می شوددر این هنگام از کافران و مشرکان خواسته می شود که سجده کنند و کرنش ببرند، اما آنان نمی توانند چنین کنند. * این در حالی است که چشمانشان ( از خوف و وحشت و شرمندگی و شرمساری) به زیر افتاده است، و خواری و پستی وجودآنان را فرا گرفته است پیش از این نیز ( در دنیا ) بدان گاه که سالم و تندرست بودند، به سجده بردن و کرنش کردن خوانده می شدند( و ایشان با وجود توانایی، سجده و کرنش نمی کردند).

” فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ ” [3]

” مرا واگذار با آنان که این کلام ( آسمانی قرآن) را تکذیب می کنند ( من خود می دانم که باآنان چه کار می کنم.)”

” سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ* وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ” [4]

” ما آنان را اندک اندک به گونه ای که در نیابند و از راهی که متوجه نشوند به سوی عذاب خواهیم کشاند.*و به آنان فرصت می دهم ( و در عذابشان شتاب نخواهم کرد) نقشه “و چاره جویی من دقیق واستوار است( و کسی از آن رهایی ندارد).

” يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ”[5]

روزی، هول و هراس به اوج خود می رسد ، و کار سخت دشوار می شود در این هنگام از کافران و مشرکان خواسته می شود که سجده کنند و کرنش ببرند، اما آنان نمی توانند چنین کنند.

در این جا یکی از صحنه های شخصیت یافته قیامت برای خیال نمود پیدا می یابد. کسانی که در این دنیا به سجده فرا خوانده می شدند، ولی باتکیه بر این پندار که روز آخری هرگز نخواهد بود، آن فراخواندن را اجابت نمی کردند، همین افراد اکنون که کار سخت و دشوار شده است و آستین بالا زده شده و دامن در پا افتاده [6] است، به منظور نکوهش و سرزنش آنان، به سجده فراخوانده می شوند. در حالی که زمان جبران گذشته، سپری شده است. از این رو، نمی توانند سجده کنند یا به خاطر از دست رفتن زمان مناسب، یا به خاطر هول و هراسی که سراسر وجود آنان را در برگرفته و آن هارا از حرکت انداخته است. در حالی که سرافکنده اند و از سر ذلت، خاشعند. حال آن که، قبلا” از خشوع و عبادت سر باز زده بودند. پس، جزا، با کاری که آنان می کردند، کاملا”  برابر است.

هول و هراس متوقف، روانی زنده است. این را به وضوح از سایه سار روانی ای در می یابیم که موقف این افرادآن را القا می کند: زندگان سر افکنده ای که خواری و پستی وجود آنان را فرا گرفته است، بانکوهش و سرزنش مواجه می شوند، و از آنان کاری خواسته می شود که نمی توانند آن را را انجام دهند: کاری که در حالی می توانستند آن را انجام دهند، از آن سرباز می زدند!

و در این جاکه موقف چنان شخصیت یافته شده است که گویی قابل مشاهده است، به رسول امینی رو می کند که از تکذیب کنندگان رنج و عذاب می کشید و به او می گوید: ” مرا واگذار با آنان که این کلام ( آسمانی قرآن ) را تکذیب می کنند( من خود می دانم که با ایشان چه کار می کنم.)…”

تو هیچ وظیفه ای در قبال آن نداری. خود من همه کارهای مربوط به او را انجام می دهم. او از آن چه درباره ی وی تصمیم گرفته شده بود، غافل بود و به نعمت های موجود در دسترس خویش تکیه کرده بود. در حالی که آن نعمت ها تنها دامی بودندکه به صحنه ای می انجامید که چندی پیش سپری شد: : ” ما آنان را اندک اندک به گونه ای که در نیابند و از راهی که متوجه نشوند به سوی عذاب خواهیم کشاند. و به آنان فرصت می دهم ( و در عذابشان شتاب نخواهیم کرد) نقشه و چاره جویی من دقیق و استوار است ( و کسی از آن رهایی ندارد)”

و البته به زودی به آن پی می برند اما زمانی که آن چه می دانند، برای آن هاسودی ندارد. ( یعنی در : )

” روزی، هول و هراس به اوج خود می رسد ، و کار سخت دشوار می شود در این هنگام از کافران و مشرکان خواسته می شود که سجده کنند و کرنش ببرند، اما آنان نمی توانند چنین کنند. “

با این تهدیدنهفته، پس از نمایش تأثیر گذار، به ژرفای جان انسانی می رسد؛ در حالی که حس به لرزه افتاده است و آماده ی عبرت گیری است.

————————–

نام کتاب: صحنه های قیامت در قرآن / نویسنده: سید قطب /مترجم: زاهد ویسی

[1] سوره دوم. پیش از آن سوره ی علق نازل شده است که در آن اشاره ای گذرا به قیامت شده است . این سوره مکی است، جز سیزده آیه ی آن که مدنی هستند.س

[2] قلم/42-43.

[3] قلم/44.

[4] قلم/44-45.

[5] قلم/42.

[6] در متن: شُمَّر عن الساق و الساعد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس