بیداری اسلامیدعوت و داعیمطالب جدید

بیداری اسلامی، غرور جاهلی و جهل مغرورانه افراد – ۳

بیداری اسلامی، غرور جاهلی و جهل مغرورانه افراد – ۳

نویسنده: دکتر حسان حتحوت، داود نارویی

 

غرور جاهلی و جهل مغرورانه، مشکل دیگری است. هر کس خود را «شیخ الاسلام» می پندارد. این در حالی است که کاستی های وی در اطلاعات اسلامی و بینش دینی، همچون روز روشن است.

چه بسا جوانی از این دسته که هم سن نوه ی من است، اگر با وی اختلاف نظر داشته باشیم، از نگاه او تحلیلی جز این نخواهد داشت که من تحصیلات غربی دارم، یا دارم دین را از قید و بندهایش رها می کنم، یا آن که دانش من به پای دانش او نمی رسد. بنابراین، لازم است من از او دنباله روی کنم تا مرا به راه راست، راه نماید.

 این نمونه در شرق و غرب، گسترش بسیاری دارد. گاه برای چنین جوانانی امور درهم می آمیزند و خیال می کنند داشتن ذوق اندک یا ادب اندک، نشانه ی دینداری است.

یک بار در آمریکا در کنفرانسی عربی اسلامی شرکت کردم. البته به ندرت چنین کاری می کنم. به همراه نویسنده ی بزرگ، استاد فهمی هویدی، پشت تریبون قرار گرفتم. وی سخن گفت؛ من نیز سخن گفتم. نوبت پرسش و پاسخ شد. پرسش ها به صورت مکتوب طرح می شدند. نگاهم به پرسش بدون امضایی افتاد که در دست مجری جلسه بود. پرسش چنین بود: «مگر همه ی علما و فقهای خاورمیانه تمام شده اند که ما را آورده اید به سخنان فهمی هویدی و حسان حتحوت گوش کنیم؟

از پرسش شادمان شدم و آن را از دست مجری قاپیدم تا خودم به او پاسخ بدهم. امیدوار بودم که طراح پرسش با نمونه ی جدیدی از روحیه ی انسان مسلمان آشنا شود. گفتم: «به شیطان اجازه نخواهم داد روحیاتم را نسبت به این برادر دینی که پرسش را مطرح کرده و شاید هم سن فرزند یا نوه ام باشد، تغییر دهد. در غیر این صورت، به شیطان یاری کرده ام که رابطه ی دو مسلمان را به هم بزند. به هم زدن رابطه، به فرموده ی پیامبر صلی الله علیه وسلم، تراشنده است، مو را نمی تراشد، بلکه (ریشه ی) دین را می زند.

 آرزو داشتم طراح پرسش در برگه ی خود، موضوع مشخصی را که از ما ایراد می گرفت و درباره اش با ما اختلاف داشت، ذکر می کرد. چه بسا اشتباهی را که مرتکب شده ایم به ما گوشزد می کرد، ما از آن باز می گشتیم و از خداوند آمرزش می خواستیم. این کار وی نصیحت بود. دین نیز نصیحت است. با این کار، هم وی ثواب می برد، هم ما ثواب می بردیم، دهه های اخیر نشان داده که شیطان در به جان هم انداختن مسلمانان، پیروزی های بزرگ به دست آورده است. نمی دانم شیطان را سرزنش کنم یا مسلمانان را در هر حال نمی خواهم پیروزی بیشتری نصیب اش کنم.

در این مورد بخوانید: بیداری اسلامی، مساله خشونت – ۲

 

در زندگی ام درس های گرانبهایی برایم فراهم شده است. چه بسا اکنون زمان به خاطر آوردن آن ها و بهره بردن از آن ها باشد.

هنگامی که جماعت اخوان المسلین در نیمه ی نخست قرن (بیستم) تیم پیشاهنگان را تشکیل داد، اعضای آن شلوار کوتاه می پوشیدند. یکی از پارسایان چنین پنداشت که این کار کفر یا نزدیک به کفر است. بنابر این، سرزده نزد مرشد جماعت، شادروان حسن البنا رحمه الله رفت و صدا زد:

 «حسن افندی.»

 حسن البنا جواب داد:

«بله سرورم.»

گفت: «از تو متنفرم.»

حسن البنا گفت: «به خدا قسم، من دوستت دارم.»

گفت: «اما من به خاطر خدا از تو متنفرم.»

جواب داد: «این باعث می شود تا محبت من به تو بیشتر شود.»

این ها دو نمونه از هم کنشی، تبادل و تعامل هستند. در انتخاب هر کدام از این دو نمونه، هیچ تردیدی به من دست نمی دهد. در هر حال، چنان که پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «حکمت گمشده ی مؤمن است. هر جا که آن را بیابد، از همه ی مردم به آن سزاوارتر است.»

اشکالی ندارد که این فرزندم، به سخنان امثال فهمی هویدی و حسان حتحوت گوش کند. اگر در آن ها خیری یافت، به چنگ اش خواهد آورد. در غیر این صورت، چیزی از دست نداده است. سخن، بلند و مبسوط است. آن چه از خداوند می خواهیم این است که از کسانی باشیم که به سخن گوش می سپارند و از نیکوترین سخن پیروی می کنند.»

این سخنان در هزاران انسانی که در کنفرانس حضور داشتند، هم چون جادو کارگر شدند. حتی چنان که در سایر اظهار نظرها، در دیدارهای پس از جلسه و دیدارهای برخی افراد بزرگوار با من در خانه ام در بعد از ظهر، آشکار شد، نقطه عطفی در کنفرانس بود.

 اما آنچه درونم را به درد آورد، این بود که به طور عام شمار بسیاری از جوانان بیداری (اگر تعبیر درست باشد) را می بینم که روحیاتشان بر محور نفرت، خشم و تهاجم می چرخد. آنان این امور را هم چون عناصری گریزناپذیر در ترکیب جهاد در راه خدا می دانند. با این روحیه، به سادگی و ناآگاهانه به کسانی آسیب خواهند زد. تنها جوانان کم سن و سال را برای این مسأله سرزنش نمی کنم، زیرا این مسأله، تنها ره توشه ای است که رهبران، استادان و آموزگاران، به آن تغذیه یشان می کنند.

ادامه دارد…

————————————

منبع : رهیافتی به تفکر اسلامی معارصر/  نویسنده: دکتر حسان حتحوت، /مترجم: داود نارویی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

دکمه بازگشت به بالا