معماری
خانه ---> دعوت و داعی ---> دعوت در عصر حاضر، ویژگی ها ،نشانه های و درس و عبرت ها
دعوت اسلامی

دعوت در عصر حاضر، ویژگی ها ،نشانه های و درس و عبرت ها

دعوت در عصر حاضر، ویژگی ها ،نشانه های و درس و عبرت ها

نویسنده:دکتر محمد ابوالتح البیانونی/مترجم:عبدالرحمن زمان پور

دوران جدید که از سقوط خلافت در سال 1924 میلادی شروع شده، تا امروز ادامه دارد.[1]نوشتن درباره ی تاریخ دعوت در عصر حاضر ، با توجه به پراکندگی عقاید و آراء در این باره ، و متعدد بودن میدان و عرصه های دعوی از یک جهت دیگر، و نبود بررسی کارشناسانه و فراگیر در باره ی این عصر از جهت دیگر،کار دشواری است.[2]زیرا تاریخ دعوت ، هر دعوتی را شامل می شود. این دعوت ، فردی باشد یا جمعی، جهانی باشد یا منطقه ای، تبلیغی باشد یا تعلیمی و تطبیقی ، فرقی نمی کند. باز تفاوتی ندارد که این حرکت در کشورهای عربی باشد یا کشورهای غیر عرب مسلمان. یا فعالیت های دعوی در کشورهای اسلامی باشد یا کشورهای دیگر.

این میدان گسترده ای است که احاطه ی آن دشوار است. بعضی از نویسندگانی که درباره ی تاریخ دعوت نوشته اند تاریخ یک دعوتگر از دعوتگران معاصر را مورد بررسی قرار داده اند همان طور که بعضی از نویسندگان درباره امام حسن البنا و مودودی و دعوتگران دیگر که در جهان اسلام پراکنده اند نوشته اند؛و نویسندگان دیگر تاریخ یکی از حرکت های دعو یا یکی از جماعت های اسلامی را مورد بررسی قرار داده اند مثلاً بعضی از نویسندگان درباره ی حرکت اخوان المسلیمن و حرکت جماعت اسلامی و حرکت های پراکنده ی دیگر جهان اسلام نوشته اند و نویسندگان دیگری ، تاریخ دعوت  در یک منطقه از نقاط جهان اسلام را از دیدگاه عمومی مورد بررسی قرار داده اند. همان گونه که بعضی از نویسندگان نیز درباره ی دعوت اسلامیو پیشرفتش در شبه قاره ی هند [3]و دیگران دربارهی دعوت اسلامی در شاخ آفریقا و نویسندگان دیگر در زمینه های متعدد مطالبی نوشته اند.[4] و هیچ یک از کتاب هایی ذکر شد، به تنهایی،تصویر کاملی از حرکت دعوت در این عصر را نشان نمی دهد اما مجموع آن ها می تواند گوشه ای از حرکت دعوت در عصر حاضر را نشان دهد.

 به این دلیل مناسب دیدم در این مدخل – بعد از ذکر مشکل- به بررسی بعضی از ویژگی های کلی دعوت در این عصر اکتفا کنم و نیز به بعضی نشانه ای بارز و درس و عبرت هایی اشاره کنم که از اقعیت حرکت دعوی معاصر استنباط می شود. این ویژگی ها و نشانه ها و درس ها عبارتند :

  1. حرکت دعوت اسلامی در این عصر،با این که به سبب سقوط خلافت اسلامی توسط دشمنان اسلام، بزرگترین آسیب دیده ( چرا که پس از سقوط ، امت های اسلامی به دولت های کوچکی تبدیل شدند و مورد هجوم ملت های استعمارگر قرار گرفتند) اما، چه در زمینه ی تبلیغ و انتشار اسلام،و چه در عرصه ی تعلیم و تبیین آن برای مردم و چه در میدان تطبیقش در ندگی شخصی و زندگی عمومی، متوقف نشده است. اگر چه این حرکت ، در مان ها و مکان های مختلف قوت و ضعف داشته، ولی خداوند که وعده ی حفظ قرآن و پیروز ساختنش را داده است، دعوتگران تلاشگری را نیز بدین امر گماشته که در کسوت دانشمندانی خداجو، به وظیفه ی دعوت قیام کرده اند، دین را برای مردم حفظ کرده اند. این برگزیدگان ، بسیاری از غافلان را از خواب غفلت بیدار کرده اند و در این راه عاب و شکنجه های زیادی را متحمل شده اند چرا که در اجرای دعوت در اطراف گیتی به هجرت رفتند و پراکنده شدند و گاه کشته شدند ولی باز صبر کردند و یکدیگر را نیز به صبر فرا خواندند.
  1. اشکال حرکت  دعوت در این عصر بسیار متنوع است. بعضی حرکت ها ی فردی است که به دست علماء ربانی و دعوتگران اهل عملی که اینجا و آنجا پراکنده بودند، برپا شده است. بعضی حرکت ها  نیز جمعی بوده، شکل نهادها و جماعت های سامان یافته را به خود گرفته است. این سازمان ها و جماعت ها، با سامان های محلی که افرادی فعال از فرزندان این امت آن ها را تأسیس کرده اند، و با سازمان های جهانی که از دولت های اسلامی موجود بر آمده اند، تفاوت دارند( به ویژه آن سازمان هایی که استعمار مستقیم به سرزمین شان داخل نشده است.)اما همه ی این حرکت ها در هموار ساختن مسیر دعوت در این جا و آنجا نقش داشته اند و هیچ نقطه از سرزمین مسلمانان،از این گونه حرکت ها خالی نبوده است.
  1. برنامه ها و اسالیب دعوی این حرکت ها نیز گوناگون است. بعضی از این حرکت ها، دعوتهایی شامل و فراگیر است و برخی دیگر جزئی و منطقه ای.همان گونه که بعضی از حرکت ها، سازمان هایی تربیتی و تبلیغی و فکری سیاسی … است. بعضی از جماعت ها به یک جنبه بیش از سایر جنبه ها اهمیت می دهند و هر جماعتی به تناسب طبیعت و اهدافش ،برنامه ها و اسالیب دعوی ویژه ای را برای خود بر می گزیند. مردمی نیز که به دعوت اهمیت میدهند، هر یک بر حسب اهتمام و استعداد و امکانات از یک جهت، و از جهت دیگر به تبع بسترهای عام و خاصی که این جماعت ها و سازمان ها را احاطه کرده، یک جنبش و جماعت را دوست می دارند و آن را انتخاب می کنند. این تنوع و تعدد در کار دعوت اسلامی،دارای نکات مثبتی است همان گونه که از نکات منفی نیز خالی نیست.[5]
  1. بسیاری از حرکت ها ی دعوی و فردی و جمعی، به سبب های گوناگون داخلی و خارجی، به خطاهای عملی عدیده ای دچارشده اند که به کلیت دعوت اسلامی، آسیب رسانده است تا آن جا بعضی حرکت ها و جماعت ها ند بسیاری از مردم اعتبار و مصداقیت خود را از دست داده اند و ناگزیر از ترک عرصه ها ی حقیقی رشد و بالندگی شده اند. بارزترین این خطاها عبارتند ا L بخل ورزیدن، آخرت به دنیا فروختن، و غرور و عاشق افکار و آرای خویش شدن)
  1. بسیاری از فعالان در صفوف دعوت – با اختلاف درجاتشان – به این بیماری های مهلک سه گانه – یا به بعضی از آن سه بیماری – دچار شده اند و می دانیم که این بیماری ها نه قول، ارزشی دارد و نه حرکت. این بیماری های سه گانه از خطرناک ترین بیماری های جمعی و اجتماعی به شمار می رود و رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم) با روش های متعدد ما را از آن برحذر داشته ، فرموده است : «هر گاه دیدی بخل فرمانروا شده، و از هوی و هوس پیروی می شود، و دنیا بر آخرت ترجیح داده می شود و هر صاحب نظری ، شیفته ی نظر خود شده، پس مواظب خودت باش و مردم را رها کن[6] .و کار تا بدانجا پیش رفته که اگر هم کسانی از دو بیماری مهلک مذکور در امان بمانند. بعید می نماید که از بیماری سوم( مغرور شدن به رأی خویش) سالم مانده باشند.
  1. این حرکت های دعوی فردی و جمعی، با اشکال مختلفشان، از طرف دشمنان کمین گرفته ، با مبارزه طلبی های دشوار و حمله های سختی رویارو بوده اند. دشمنانی که برای سقوط خلافت تلاش کردند و برای نابودی اسلام و مسلمانان برنامه ریزی نمودند، امت اسلامی را با انواع گوناگونی از نبردهای نظامی و سیاسی و اقتصادی و فکری و اجتماعی روبه رو کردند که مشکلات دعوت را دو چندان کرد، و جبهه های متعددی را در برابرش گشود، و حرکت های اسلامی را وارد درگیری های متعدد و طاقت فرسایی کرد. دعوتگران ازبرنامه ریزی دشمنانشان غال بودند، و ضعف  آمادگی داشتند و صف هاشان متفرق بود. اینغفلت و ضعف اثر تاریخ دعوتشان درزندگی امت را کم کرده و آنان را به محنت های پیاپی و بی شماری دچار ساخت.
  1. با این مبارزه طلبی هایی که دعوت در این عصر با آن روبه رو شده دشوار و جبهه های مخالف، متعدد بوده، اما علی رغم خطاهای بسیار داعیان و مصلحان ، دعوت و عمل اسلامی به نتایج مهمی دست یافته ، و در بعضی سطوح و در میدان های مختلف ،آثار بزرگی به یادگار گذاشته است. در صورتی که از این تجارب استفاده ی صحیح شود،و دعوتگران و مصلحان برای تصحیح خطاها یکدیگر را کمک کنند، و متناسب با عصرشان اسلوب عمل را نیز پیشرفت دهند، و بین امکانات و وظایفشان توازنی ایجاد کنند؛ این آثار بر جا امنده، در حکم پایه و بنایی استوار برای خیزش دوباره امت اسلامی و تصحیح مسیر حرکت دعوی است.
  1. 8.      دشمنان توانستند از دو راه اساسی با امت در درون خانه هایشان مبارزه کنند:

الف: ازطریق فاسد ساختن نخبگان که به غرب یا شرق سر سپرده یا بدان دیار سفر کرده بودند. این آلودگان ، بسیاری از سموم دشمنان و شبهات خاورشناسان درباره اسلا را با خود به کشرهای اسلامی به ارمغان آوردند و به شهرهایشان برگشتند در حالی که زیر نظر آن دشمنان شرقی و غربی تربیت شده بودند تا در مراکز رهبری و توجیه گیر مستقر شوند.

ب : از طریق نمایندگان محلی که استعمار آنان را در سرزمین مسلمانان به شکلی ویژه تربیت کرده بود تا بعد از رفتن شان – یا اخراجشان – جانشینی داشته باشند. استعمارگران ، این گونه افراد را، با برنامه ریزی تقویت و تأیید کردند و در بین خودشان به تبادل مصالح پرداختند. این دو گروه، در سرزمین های اسلامی کاری کردند که از استعمار گران اصلی و دشمنان آشکار ساخته نبود… و دعوت اسلامی در رویارویی با این گونه سر سپردگان با مشکلاتی روبه رو شد که در رویارویی با استعمارگران در مان استعمار گریشان رویارو نشده بود.

  1. با این همه، مشکل امروز دعوت اسلامی پیش از این که مشکل خارجی باشد مشکل داخلی و ذاتی است. زیرا دشمنی غیر مسلمانان با اسلام یک سنت ثابت و تغییر ناپذیر است. مشکل داخلی در سه چیز خلاصه می شود:

الف: نقص در برنامه ها ب: خطا در روش ها ج: ضعف در وسایل. اگر نقص در برنامه ، با برنامه ریزی سالم و متوازن برطرف، و روش های دعوی و اصلاح مواضع، به انجام رسد، تا وسایل معنوی و مادی دعوت ، قوت گیرد، آن گاه در برابر دعوت اسلامی، هیچ دشمنی، هر چند قوی و حیله گر، توان ایستادگی نخواهد داشت.

  1. وضعیت فعلی جهان اسلام، بشارت های پیروزی خدایی برای دعوت اسلامی را در خود دارد. مشروط بدان که مسلمانان واقعیت را درک کنند و در راه دعوت بکوشند و صبر پیشه کنند و یکدیگر را نیز به صبر فراخوانند …شاید مهم ترین خطوطی که می تواند به ترسیم وضع مطلوب و نوید بخش آینده کمک کند آن چیزی باشد که استاد محمد قطب حفظه الله در کتابش « رویه اسلامیه لأحوال العالم المعاصر» بر شمرده استو این خطوط عبارتند از:
  2. فروپاشی کمونیسم.
  3. ازهم گسیختگی جوامع معاصر.
  4. درگیری داخلی تشکل های درون بلوک جاهلیت.
  5. بیداری اسلامی . تفسیر و تبیین این خطوط به گفتاری درازتر نیاز دارد و از این رو شایسته است به اصل مرجع رجوع شود.[7]
  6. در کتاب خداوند عزیز و حکیم ، سنت پیامبر برگوارش ، وعده های راستین و مشروطی وجود دارد که هرگز امکان تخلفش نیست و این وعده ها بشارت دهنده ی پیروزی دعوت اسلامی است .خداوند متعال می فرماید:

« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»{توبه:33}

ترجمه :

خدا است كه پيغمبر خود ( محمّد ) را همراه با هدايت و دين راستين ( به ميان مردم ) روانه كرده است تا اين آئين ( كامل و شامل ) را بر همه آئينها پيروز گرداند ( و به منصّه ظهورش رساند ) هرچند كه مشركان نپسندند .

« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»{صف:9}

ترجمه :

خدا است كه پيغمبر خود را همراه با هدايت و رهنمود ( آسماني ) و آئين راستين ( اسلام ) فرستاده است تا اين آئين را بر همه آئينهاي ديگر چيره گرداند ، هرچند مشركان دوست نداشته باشند .

« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً»{فتح:28}

ترجمه :

خدا است كه پيغمبر خود را همراه با رهنمون و آئين راستين ( اسلام به سوي جملگي مردمان ) روانه كرده است تا آن را بر همه آئينها پيروز گرداند . كافي است كه خدا گواه ( اين چنين سخن و مسأله اي ) باشد .

« وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ»{آل عمران:120»

و اگر ( در برابر اذيّت و آزارشان ) بردباري كنيد و ( از دوستي با ايشان ) بپرهيزيد ، حيله گري ( و دشمنانگي خائنانه ) آنان به شما هيچ زياني نمي رساند ، ( چه ) شكّي نيست خداوند بدانچه انجام مي دهند احاطه دارد ( و قادر به دفع نقشه هاي خائنانه و نيرنگهاي اهريمنانه ايشان از شما است )

« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ** وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ** لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ»{55-57}

ترجمه :

خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته انجام داده اند ، وعده مي دهد كه آنان را قطعاً جايگزين ( پيشينيان ، و وارث فرماندهي و حكومت ايشان ) در زمين خواهد كرد ( تا آن را پس از ظلم ظالمان ، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند ) همان گونه كه پيشينيان ( دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته ) را جايگزين ( طاغيان و ياغيان ستمگر ) قبل از خود ( در ادوار و اعصار دور و دراز تاريخ ) كرده است ( و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده است ) . همچنين آئين ( اسلام نام ) ايشان را كه براي آنان مي پسندد ، حتماً ( در زمين ) پابرجا و برقرار خواهد ساخت ، و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي سازد ، ( آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره از ديگران ، تنها ) مرا مي پرستند و چيزي را انبازم نمي گردانند . بعد از اين ( وعده راستين ) كساني كه كافر شوند ، آنان كاملاً بيرون شوندگان ( از دائره ايمان و اسلام ) بشمارند ( و متمرّدان و مرتدّان حقيقي مي باشند ) .** نماز را ( در وقت معيّن و با خشوع و خضوع لازم ) بخوانيد ، و زكات را ( به مستحقّان آن ) بپردازيد ، و از پيغمبر اطاعت كنيد ، تا اين كه ( از سوي خدا ) به شما رحم شود ( و مشمول رضايت و عنايت او گرديد ) .** گمان مبر كه كافران درمانده كنندگان ( خدا ) در زمين باشند ( و بتوانند از چنگال مجازات الهي فرار كنند و از قلمرو قدرتش بيرون روند . نه تنها در اين جهان از مجازات خدا مصون نيستند ) بلكه در آخرت جايگاهشان دوزخ است و چه بد جايگاهي است !

و در حدیث شریف آمده است:

« لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يُقَاتِلَ الْمُسْلِمُونَ الْيَهُودَ فَيَقْتُلُهُمْ الْمُسْلِمُونَ حَتَّى يَخْتَبِئَ الْيَهُودِيُّ مِنْ وَرَاءِ الْحَجَرِ وَالشَّجَرِ فَيَقُولُ الْحَجَرُ أَوْ الشَّجَرُ يَا مُسْلِمُ يَا عَبْدَ اللَّهِ هَذَا يَهُودِيٌّ خَلْفِي فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ إِلَّا الْغَرْقَدَ فَإِنَّهُ مِنْ شَجَرِ الْيَهُودِ»[8]

قیامت بر پا نمی شود تا مسلمانان با یهود بجنگند. پس مسلمانان آنان را می کشند تا یهودی پشت سنگ و درخت پنهان می شوند پس سنگ و درخت می گویند: ای مسلمان، ای بنده ی خدا این یهودی پشت من پنهان شده. بیا او را بکش به جز درخت «غرقد»که از درخت یهود است.

و در حدیث دیگر آمده است:

« تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»[9]

تا زمانی که خداخواسته باشد نبوت در بین شما خواهد بود سپس هر گاه بخواهد ه آن را بردارد آن  را بر می دارد سپس خلافت طبق برنامه ی نبوت خواهد بود پس تا زمانی که خدا خواسته باشد خواهد بود پس هر گاه بخواهد آن را بردارد آن را بر می دارد سپس پادشاهی استبدادی است پس تا زمانی که خدا بخواهد ادامه دارد سپس خدا آن را بر می دارد هر گاه بخواهد آن را بر دارد سپس پادشاهی ستمگری است و تا خدا خواسته باشد ادامه دارد پس هر گاه بخواهد آن را بر دارد آن را بر می دارد سپس خلافت بر منهج نبوت می آید روای می گوید سپس پیامبر ساکت شد.

ویژگی ها و نشانه های و درس و عبرت های دیگری هم وجود دارد که بررسی کننده ی تاریخ دعوت در این عصر، می تواند آن را استخراج کنند.[10]

——————————————–

منبع: درآمدی بر علم دعوت / مؤلف:دکتر محمد ابوالتح البیانونی/مترجم:عبدالرحمن زمان پور / انتشارات: نشراحسان / چاپ:اول1388


[1] . آراء مورخان به تبع نظرات تاریخی شان در تعیین دقیق محدوده ی عصر حاضر در تاریخ اسلامی، متفاوت است. در این جا، هماهنگ با طبیعت موضوع، من تاریخ سقوط خلافت را برگزیده ام چرا که سقوط خلافت اسلامی، نقطه عطفی در تاریخ دعوت است، و حادثه ی مهمی است که آینده را از گشذته ، از چند جهت متمایز می سازد.

[2] . در این زمینه ، از میان سیصد منبع معتبر سیاسی که طی قرن 14 هجری در محدوده ی عصر حاضر نوشته شده، از کتاب معالم التاریخ الاسلامی المعاصر  استاد انور جندی – پخش دارالإصلاح للطبع و النشر – و کتاب واقعنا المعاصر استاد محمد قطب – نشر مؤسسه ی مدینه للصحافه – و کتاب رویه أسلامیه لأحوال العالم المعاصر استاد محمد قطب – نشر دار الوطن – و کتاب حرکه الجامعه الإسلامیه احمد فهد برکات الشوابکه – نشر مکتبة المنار عمان- استفاده شده است.

[3] . کتاب دکتر محیی الدین الألوائی نشر دارالقلم دمشق.

[4] کتاب دکتر علی الشیخ احمد ابوبکر نشر دارأمیه للنشر و التوزیع ریاض.

[5]  در کتابم وحده العمل الأسلامی بین الأملو الواقع، این کتاب به فارسی ترجمه شده و توسط نشر احسان چاپ شده است، به تعدادی از این گونه نکات مثبت و منفی اشاره کرده ام و راه پرهیز از مواضع منفی را نیز بین نموده ام به آن مراجعه شود.

[6] ترمذی و ابوداود و ابن ماجه و غیرشان با الفاظی نزدیک به هم روایت کرده اند و ترمذی گفته است: حسن غریب است . سنسن ترمذی 8/222و شماره 3060 چاپ حمص و سنن ابن ماجه 2/1331 و سنن ابی داود 4/213.

[7] . رویه اسلامیه لأحوال العالم المعاصر 203-251.

[8] . بخاری و مسلم با الفاظ متفاوتی آن را روایت کرده اند . این لظ مسلم است. شرح مسلم للنووی جلد 6/44-45 و صحیح البخاری مع الفتح شماره 2926-6/103.

[9] . امام احمد در مسند روایتش کرده 4/273 و در مجمع الزوائد آن را ذکر کرده 5/188-189 سپس گفته است: احمد در بیوگرافی نعمان آن را روایت کرده و بزار کاملتر کرده و بعضی قسمت ها یش را طبرانی درأوسط روایت کرده و رجالش ثقه اند.

[10] . به رساله ی الدعوه الأسلامیه و الإنقاذ العالمی شیخ عبدالله علوا نشر دار الإسلام مراجعه شود.

یک نظر:

  1. حازق شفیق

    لطفاً ترجمه ذیل را درست نماید:

    … ثُمَّ تَکُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ …
    ..سپس خلافت طبق برنامه ی خواهد بود .. (اشتباه بوده)
    … سپس خلافت بر منهج نبوت میآید … (درست)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس