معماری
خانه ---> حركات و احزاب ---> کثرت گرایی حزبی و تحزب از دیدگاه اخوان المسلمین
مصطفی طحان

کثرت گرایی حزبی و تحزب از دیدگاه اخوان المسلمین

کثرت گرایی حزبی و تحزب از دیدگاه اخوان المسلمین

نویسنده: استاد مصطفی طحان /ترجمه: خالد عزیزی

دیدگاه   کثرت گرایی حزبی در خصوص احزاب اسلامی با پذیرفتن اسلام  به عنوان اصلی عمومی که، اسلام، اختلاف را در جزئیات برنامه ها، اولوبت ها و ضرورت ها، نفی کند، اینک تحول پیدا کرده و مطلقا” ( اعم از سکولار و اقلیت های دینی و نژادی) احزاب را پذیرفته است. شوری، آزادی، عدالت و برابری به عنوان ارکان و پایه های کلی اسلام، تنها در سایه نظامی، امکان پذیر خواهد شد که به وجود فعالیت سازمانی ها، احزاب و تشکیلات سیاسی، ارزش و احترام قایل است و آن ها را به رسمیت بشناسد و در این صورت احزاب و سازمان ها ضمن رعایت مصالح عمومی جامعه، مورد حمایت و حفاظت قرار می گیرند و بدون هیچ دغدغه ای به اجرای برنامه های خود می پردازند. لذا شوری و اپوزیسیون دو روی یک سکه هستند که هدف آن، تبادل رأی و اندیشه میان حاکم و محکوم است. حاکم نیازمند سازمان هایی است که به تقویت و ارشاد وی بپردازند و اپوزیسیون نیز به مدیریت افراد و سازمان هایی نیاز دارد که آن را سرو سامان دهند. البته این وظیفه مهم و اساسی، به عهده احزاب و گروه های سیاسی است.[1]

مسأله ” احزاب” و گروه ها ( از حیث ماهوی شکلی) بلوی و مشکلاتی را در میان جنبش های اسلامی برانگیخته است. امام شهید حسن البنا در مصر بر حزبی بودن کارها، تأکید کرده است و گفته که:

اجماع و اتفاق نظر، حاصل شده که احزاب مصری، عامل ایجاد فساد و تباهی کشور مصر هستند و گروه ها، پایه فشار اجتماعی بوده که اینک در آتش آن می سوزیم و آن ها گروه های حقیقی به معنای متداول کشورهای دیگر نیستند. بنابراین احزاب مصری، مجموعه ای از سلایق مختلف هستند که اختلافات شخصی میان فرزندان مصر باعث آن شده است که شرایط در روزگاری مقتضی بوده که آن را به نام خود نامگذاری کنند و خواستار حقوق و مزایای گروهی خویش شوند. کما این که افکار عمومی می گوید این گروه ها از هیچ برنامه ای و خطوطی معین جز در حوزه منافع شخصی برخوردار نبوده و اختلافی میان آنان وجود ندارد و ( اساسا” ) حکومت پارلمانی در مهد تمدن اصلی دموکراسی که انگلستان می باشد، بر اساس تعصب شدید به احزاب پایه گذاری نشده است. در انگلستان تنها دو حزب هستند که با یکدیگر تبادل قدرت دارند و گروه گرایی و تحزب آن دو حزب را، می توان داخلی صرف تلقی کرد و نقطه اشتراک آنان، مسایل مهم  ملی و کشوری تشکیل می دهد. وضعیت در آمریکا هم بدین منوال است.

امام شهید بعد از ارائه نکات فوق به این نتیجه می رسد که ” همه احزاب مصر باید منحل شوند”[2]

 علی رغم این که امام بنا،میان گروه ها و احزابی که بر اساس منفعت یک فرد پایه گذاری شده و میان دیگر گروه ها که با هم تبادل قدرت دارند و در راستای منافع ملی تلاش می کنند، فرق قایل شده ( و آنان را از هم جدا ساخته است ) و با این که معتقد بوده و با وجود احزاب فاسد و فرصت طلب، احزاب و گروه هایی هم هستند که برنامه های اصلاحی را ارائه داده اند، با این همه، مقویه ضرورت ” انحلال احزاب” شایع و جزو خواسته ها و مطالبات جنبش اسلامی در مصر شده و این دیدگاه از مصر به کشورهای دیگر هم سرایت کرده و به صورتی که مقوله انحلال احزاب به شعار اصلی جنبش اسلامی مبدل گشته و آن را در مناسبت های مختلفی بیان می کرده است. اتخاذ چنین مواضعی، تبعات منفی و آثار بدی را برای جنبش اسلامی، به دنبال داشت.

زیرا دشمنان، حرکت اسلامی را متحد دیکتاتوری و استبداد توصیف می کردند و احزاب ملی ذیگر، جنبش اسلامی را در مصربه خاطر بی تفاوتیش راجع به نظام انقلابی مصر به هنگام انجلال احزاب از طرف سران انقلاب و مستثنیشدن جنبش اسلامی از قاعده انحلال، آماج حملات تبلیغاتی و رسانه ای قرار دادند. (البته)  بعدا” مرحله انحلال آن هم رسید و کسی از آن پشتیبانی و حمایت نکرد! بعد از  (پشت سر گذاشتن ) مراحل مشقت بار و مصیبت های پی در پی که جنبش اسلامی در بسیاری از کشورها بدان دجار گشت، صورت قضیه برای جنبش اسلامی آشکار گشت و بدین نتیجه رسید: نظامی که مانع تشکیل احزاب شده و آزادی ها را کوبیده و یا برای خود حزبی که منحصرا” قدرت را در دست گرفته، تأسیس می کند، نظامی دیکتاتوری  و استبدادی است که انسان را از عادی ترین و ابتدایی ترین حقوقش در بیان و معتقدات و گردهمایی، محروم نموده و به این نتیجه رسیده است که گروه هایی معارض و اپوزیسیون، باید برای جلوگیری از طغیان چنین نظام هایی، وجود داشته باشند. زیرا پیمان شکنی می کنند ( و به همین خاطر ناگزیر از قبول اپوزیسیون هستیم).

بنابراین و در نتیجه تجارب تلخ جنبش های اسلامی، امروزه جنبش اسلامی به نکات ذیل باور دارد :

–          به ضرورت وجود احزاب سیاسی إذعان داشته و معتقد است که تنوع و تکثر احزاب در خدمت فعالیت های سیاسی بوده و به منفعت ملت است.

–          جنبش های اسلامی، بعد از طی مراحلاسفباری، در اکثر کشورهای اسلامی، با اکثر احزاب سیاسی، دموکراتیک و سکولار، ائتلاف نموده است.

“اخوان” در مصر در یک مرحله با ” حزب وفد” ائتلاف کرده و در مرحله ای دیگر با حزب ” احرار” و ” حزب کارگر” جبهه متحدی را تشکیل داد. در پاکستان ” جماعت اسلامی ” با احزاب دیگر ائتلاف کرده و در ترکیه ” حزب سلامت” با حزب چپ جمهوری یک بار و با احزاب راستی بار دیگر هم پیمان شده است ( حرکت اسلامی تا حد و اندازه ای به تجدید نظر در موضع گیریها و دیدگاه  های کلی توجه نموده است که) جنبش اسلامی سوریه در همپیمانی و ائتلاف با احزاب سکولار  همچون ” حزب اتحاد سوسیالیستی عربی ” و یا ” بعث سوسیالیستی عربی” هیچ گونه خواری و ذلت را نمی بیند. حزب رفاهدر ترکیه به ریاست نجم الدین اریکان، حکومتی ائتلافی را با سکولارتریناحزاب ترکیه، یعنی حزب ” راه راست ” به رهبری تانسو چیللر، تشکیل داد.

احزاب غیر اسلامی

دیدگاه   کثرت گرایی حزبی در خصوص احزاب اسلامی با پذیرفتن اسلام  به عنوان اصلی عمومی که، اسلام، اختلاف را در جزئیات برنامه ها، اولوبت ها و ضرورت ها، نفی کند، اینک تحول پیدا کرده و مطلقا” ( اعم از سکولار و اقلیت های دینی و نزادی) احزاب را پذیرفته است. حتی اسلام، غیر مسلمانان را در جامعه اسلامی بدون حمایت و پشتیبانی نگذاشته است، بلکه قاعده مهمی وجود دارد که به حسن رفتار با اقلیت های دینی و سیاسی در درون جامعه اسلامی اشاره دارد. به موجب این اصل، اقلیت ها از حق بیان نظریات و اجرای برنامه ها و فعالیت های فکری و سیاسی از طریق سازمان ها و یا احزاب سیاسی مربوط به خود، برخوردار می باشند.[3]

مأمون هضیبی، سخنگوی رسمی اخوان المسلمین در اظهار نظری، تشکیل حزبی برای قبطی های مصر را پذیرفت و این را حق طبیعی آنان دانست.[4]

پیامبر خدا (ص) از ” حلف الفضول” که در دوران جاهیلت در آن حضور پیدا کرده، ستایش و تمجید می کند و در آن پیمان بر یاری دادن ستمدیدگان اتفاق نظر داشتند و فرمود: ” و لو دعیت له فی الاسلام لاجیت ” اگر در دوران اسلام بدان دعوت می شدم ( باز هم ) رکت می کردم.

بیانیه اخوان المسلمین

در بیانیه ای که جماعت ” اخوان” در مارس 1994م تحت عنوان ” کثرت گرایی احزاب در جامعه اسلامی ” صادر کردند، آمده است: ما به تعدد و تنوع احزاب در جامعه اسلامی باور داشته، هیچ

 ضرورتی وجود ندارد که نظام حاکم، در راستای شکل گیری و فعالیت های احزاب، مانع ایجاد کند. سیستم حکومتی باید به هر گروهی، اجازه دهد تا اهداف و برنامه هایش را اظهار کرده و توضیح بدهد. البته به شرط پایبندی به قانون اسلامی و اصول اساسی مورد قبول همه علما و فقهای اسلامی. همچنان معتقدیم که پذیرش تعدد احزاب سیاسی به صورتی که بیان نمودیم، پذیرش تبادل قدرت میان جماعت ها و احزاب سیاسی را در پی خواهد داشت. اگر قبلا” ( و در دهه های گذشته) این دیدگاه نسبت به جنبش اسلامی شیوع پیدا کرده که ضد احزاب بوده، اینک بینش اسلامی با بیانی شیوا و رسا به اصلاح این نگرش پرداخته و مردم به کثرت گرایی حزبی فرا می خواند و در این راستا به مدارس ( مختلف) عقیدتی و فقهی اسلامی- که در مراحل مختلف تاریخ اسلامی ظهور پیدا کرده اند- ، تأسی و اقتدا نمده است و ( نهایتا”) پذیرش کثرت گرایی از طرف جنبش اسلامی، آن را موازی با نظام های سیاسی و دموکراسی که در آن گروه ها از پایه های اساسی آن شمرده می شوند، قرار می دهد.

از احزاب تا تحزب

میان این دو مقوله که ” احزاب به عنوان جزئی از کثرت گرایی سیاسی به همگان این فرصت را بدهند تا در راستای خدمت به ملتشان با استفاده از اسلوب هایی که بدان عقیده داشته، به اهداف خود برسند ” و این مقوله که ” تحزب که در خلال آن هر فردی به گروهی که بدان منتسب است، تعصب ورزیده و نسبت به دیگران نگاهی تمسخر آمیز داشته، چپ چپ به آنان نگاه کند” تفاوت وجود دارد. اگر در مقوله اول نظر به إشاعه و نشر آزادی، برابری و حرکن کردن با روح همگرایی و همنوایی و یکسانی در خدمت به جامعه، پسندیده است، دیگری نظر به ایجاد کینه ها و بغض و خودخواهی میان مردم، ناپسند و مورد نکوهش است.

حقیقتا” روح تحزب حتی در میان خود اسلام گراها هم نفوذ کرده و اسلامیت جنبش های اسلامی، آن را معصوم و مبرا از گناه نساخته و دعوت دینی و دوستی و محبت به خاطر رضای پرودگار، آنان را متحد نکرده است. و به جای این که خود را منتسب به دین اسلام نمایند، خود را به کشورها و میهن ( جغرافیشان) نسبت می دهند. بعضی از این جریانات برای ایجاد تفرقه، مردم را جمع می کنند و برای دوری از یکدیگر، میان مردم، وحدت ایجاد می کنند! ( به طور مثال) در مسجدی کوچک واقع در منطقه ای دور افتاده، دعوت گرانی اسلامی یافت می شوند که روح تحزب بسته را به بچه ها می آموزند و اخلاق و رفتارهای مذموم حزبی به آن ها آموزش می دهند.

مسلمانان یک امت بودند ( که طی مراحلی)، استعمار آنان را به قسمت های مختلفی تقسیم کرد و برای هر قسمتی، نامی گذاشت. به دنبال آن، جنبش اسلامی، کار اتتعمار را تقبیح کرد و با آن در راستای باز پس گرفتن ارزش های اسلامی، جهاد و مبارزه کرد. ( اما) با گذشت زمان پاره ای از اسلام گرایان هدف اصلی را فراموش کردند و مردم را برای عناوینی که استعمار دیکته کرده بود، فرا می خواندند. ( در نتیجه) به احزاب و گروه های مختلفی تبدیل شدند که از روح تحزب زشت و منفور، آکنده بود.[5]

———————————

نام کتاب: چالش های سیاسی جنبش های اسلامی معاصر / تألیف: استاد مصطفی طحان /ترجمه: خالد عزیزی / نشر احسان



[1] د. القطب محمد طبلیه- الاسلام و حقوق الانسان، ص249.

[2] مشکلاتنا فی ضوء النظم الاسلامی- حسن البنا ص 45-49

[3] عمر بن الخطاب و اصول علم السیاسة و الادارة الحدیثه، سلیمان الطماوی، ص384.

[4] مرشد عمومی () ساب حسن هضیبی در تشکیل حزبی کمونیستی در کشور اسلامی، هیچ اشکالی نمی دید. التربیة السیاسیة عند الاخوان المسلمین، ص357، مؤلف.

[5] الفکر الحرکی بین الاصالة و الانحراف، 144، مؤلف.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

تلگرام نوگرا »»» مطالب سایت + عکس + کلیپ + نوشته های کوتاه متنوع + با ما همراه باشید . eslahe@

قالب وردپرس