معماری
خانه ---> عبادات ---> دیدگاههای متفاوت پیرامون قضای نماز
حسن پینجوینی
حسن پینجوینی

دیدگاههای متفاوت پیرامون قضای نماز

دیدگاههای متفاوت پیرامون قضای نماز

نویسنده : حسن پنجوینی / ترجمه: صالح ترشی

قضای نماز:

قبلاٌ در مورد این موضوع از بنده سوال شده بود که من هم به طور مختصر آن را پاسخ گفته بودم، اما از این جهت که این موضوع از اهمیتی ویژه برخوردار است و سر زبان ها افتاده و همچنین با ایمان و اعتقادات مردم گره خورده ،لذا بر خود لازم دانستم به منابع مربوطه رجوع کنم و بعد از تحقیقی مفصل نتایج را خدمت عزیزان تقدیم کنم.

سوال۱: آیا نماز از دست رفته قضا می شود؟ و اگر قابل قضا باشد این عمل به چه صورتی می باشد؟بعضی بر این باورند که نماز از دست رفته به دلیل تقدس نماز هیچ قضایی ندارد، آیا این باور صحیح است؟

پاسخ: اکثریت قریب به اتفاق علمای چهار مذهب اهل سنت بر این باورند که قضای نماز از دست رفته جایز است.

علمای ظاهری و بعضی از عالمان حنبلی مذهب وابسته به کتابخانه شیخ الاسلام ابن تیمیه، معتقدند نمازی که از روی قصد و عمد فوت شود،قضا لازم ندارد و در عوض آن و برای سنگین کردن ترازوی اعمالش در روز قیامت، اعمال حسنه زیاد انجام دهد یا نماز سنت ؛ زیاد بخواند توبه کند و از پروردگارش طلب مغفرت کند.

دلایل موافقان و مخالفان قضای نماز

آنان که قضای نماز را امری مشروع می دانند می گویند : دلیل بر صدق گفتار و باورمان این فرموده حق تعالی است که می فرمایند: ” فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ ، عَنْ صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ: ترجمه: وای بر نمازگزارانی که به نمازشان توجه نمی کنند تا جایی که وقت نمازشان گذشته در حالی که غافلند.

همچنین در آیه ای دیگر می فرماید ” فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَهَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا” ترجمه: بعد از خودشان نسلی بر جا گذاشتند که نماز هایشان را ضایع کردند و به دنبال هوا و هوس و امیال رفتند، آنها دچار گمراهی و عذاب خواهند شد.

کسی که عمداٌ نمازش را فوت می کند تا زمانش سپری شود اگر قرار بود قضای نمازش باز چنین پاداشی را در برداشت که خداوند با کلمه «ویل» او را مورد خطاب و عقاب قرار نمی داد؟!

البته این آیات دال بر این است که نمازی که از قصد خوانده نشود قضای آن کارساز نیست.

امام شوکانی می فرماید: احادیث زیادی و جود دارد که ثابت می کند کسی که عمدا نماز نمی گزارد وارد دایره کفر می شود و واضح است که انسان کافر مکلف به قضای نماز نیست.

پیامبر(ص) می فرماید” بَیْنَ الرَّجُل وَبَیْنَ الشِّرْکِ وَالْکُفْرِ تَرْکُ الصَّلاه‌ِ یعنی نقطه فاصل اسلام با شرک و کفر ترک نماز است ؛همچنین ابن حجر در کتاب تلخیص این حدیث را ذکر کرده است: عَنْ أَنَسٍ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ:” مَنْ تَرَکَ الصَّلاه‌َ مُتَعَمِّدًا فَقَدْ کَفَرَ جِهَارًا ترجمه: کسی که عمدا نماز نخواند، آشکارا کافر شده است.

بریده نیز می گوید: از پیامبر(ص) شنیدم که فرمودند: الْعَهْدُ الَّذی بَیْنَنَا وَبَیْنَهُمْ الصلاه‌ُ، فَمَنْ تَرَکَهَا فَقَدْ کَفَرَ ترجمه: عهد و پیمانی که میان شما و میان کافران وجود دارد ، نماز است، کسی که از آن سر باز زند بی شک کافر شده است.

عبدالله ابن شقیق می فرماید: کَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لا یَرَوْنَ شَیْئًا مِن الأَعْمَالِ تَرْکُهُ کُفْرٌ غَیْرَ الصَّلاهِ یاران پیامبر (ص) در رفتارشان انجام ندادن هیچ چیزی را کفر نمی پنداشتند مگر نماز.

اما در مذهب امام شافعی همچنان که امام نووی در کتاب المجموع اشاره می کند که قضای نماز درست است حتی اگر چند نماز پشت سر هم از بین رفته باشد،چون کسی که به واجب بودن نماز ایمان دارد با عدم انجام آن کافر محسوب نمی شود، بلکه دلایل و احادیثی وجود دارد که ثابت می کند ، کسی هم که – بر فرض -کافر باشد درگاه توبه برای او باز بوده و هر وقت خواست قضایش را بدهد می تواند این کار را انجام دهد.

عبید بن صامت روایت کرده است که می فرماید: خمس صلوات افترضهن الله من أحسن وضوءهن وصلاهن لوقتهن وأتم رکوعهن وخشوعهن کان له علی الله عهد ان یغفر له ومن لم یفعل فلیس له علی الله عهد ان شاء غفر له وان شاء عذبه ترجمه:خداوند ۵ مرتبه نماز را بر انسان فرض کرده است، کسی که وضویش را به درستی بگیرد و سر وقت نمازها را بخواند، رکوع و سجده اش کامل باشد،خداوند بر خود مقرر کرده که از گناهانش بگذرد. کسی هم که اینگونه نبود دیگر پیمانی که خدا بر خود مقرر کرده شامل حالش نمی شود ، بلکه اگر خواست او را می بخشد و اگر نخواست سزایش می دهد.

همچنین این حدیث صحیح که مسلم روایت کرده و پیامبر(ص) فرموده: من مات وهو یعلم أن لااله الاالله دخل الجنه. ترجمه: هرکس بمیرد در حالی که می داند هیج خدایی جز الله وجود ندارد به بهشت داخل می شود.

مشابه اینگونه احادیث زیاد هستند ؛ تازه مطابق شریعت اسلامی مسلمانان از فرد نماز نخوان ارث می برند، و آنان هم از پدارن خود ارث برده اند، اگر فرد نماز نخوان کافر می بود و خداوند از گناهانش گذشت نمی کرد از همدیگر ارث نمی بردند.

برای کسانی هم که به حدیث جابر و بریده و روایتی از شقیق استناد می کنند، جوابمان این است که: می توان ترجمه حدیث را به این شکل انجام داد که، چنین افردای در برخی از احکام با کافران همسان هستند.

این از یک جهت و از طرف دیگر عده زیادی از علمای چهار مذهب دلایلشان برگرفته شده از دو حدیث امام بخاری است که اولین آنها در صحیح بخاری و مسلم از انس روایت می کند که پیامبر(ص) فرموده است:منْ نَسِیَ صَلاَهً فَلْیُصَلّهَا إِذَا ذَکَرَهَا ترجمه:اگر فردی نمازش را از یاد برد هنگام به یاد آوردن آن نماز را بگذارد.

و در صحیح مسلم نیز که دوباره از انس روایت شده است، پیامبر(ص) می فرماید: ِاذَا رَقَدَ أَحَدُکُمْ عَنِ الصّلاَهِ أَوْ غَفَلَ عَنْهَا، فَلْیُصَلّهَا إِذَا ذَکَرَهَا. فَإِنّ الله یَقُولُ: “أَقِمِ الصّلاَهَ لِذِکْرِی ترجمه: اگر یکی از شما خوابید و به سسب خوابش نمازش قضا شد و یا غافل شد و از یاد برد،هنگام به یاد آوردن می تواند نمازش را بخواند ؛ به درستی که خداوند می فرماید: نمازت را بخوان برای یاد من.

حدیث دوم: امام بخاری و مسلم در صحیح خود از عمران بن حصین روایت می کنند: کُنّا مَعَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله علیه وسلم فِی سَفَرٍ. فَسَرَیْنَا لَیْلَهً. حَتّى إِذَا کَانَ مِنْ آخِرِ اللّیْلِ، قُبَیْلَ الصّبْحِ، وَقَعْنَا تِلْکَ الْوَقْعَهَ الّتِی لاَ وَقْعَهَ عِنْدَ الْمُسَافِرِ أَحْلَىَ مِنْهَا. فَمَا أَیْقَظَنَا إِلاّ حَرّ الشّمْسِ… فَلَمّا اسْتَیْقَظَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه وسلم شَکَوْا إِلَیْهِ الّذِی أَصَابَهُمْ. فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه وسلم: “لاَ ضَیْرَ. ارْتَحِلُوا “إلى أن یقول:، ” فَارْتَحَلُوا فَسَارَ غَیرَ بَعیدٍ ثُمَّ نَزَلَ، فَدَعَا بِالْوُضُوءِ فَتَوَضّأَ، وَ نُودِیَ بِالصّلاَهِ فَصَلّى بالناس ترجمه: ما در سفری در خدمت پیامبر بودیم ، تا اوقات آخر شب، شب روی کردیم،خیلی خسته بودیم ؛ طوری که سنگین خوابیدیم خوابی که از منظر فرد مسافر هیچی از آن لذت بخش تر نبود،با شدت گرمای آفتاب از خواب بیدار شدیم، وقتی که پیامبر (ص) از خواب بیدار شد، رفتیم خدمتش و از وضع موجود گلایه کردیم، ایشان فرمودند: هیچ زیان و گناهی درخواب سنگین ما نیست ؛بارها را ببندید، آنها هم بارها را بستند و مدتی راه افتادند، بار ها را باز کردیم و پیامبر(ص) پایین آمد و درخواست آب برای وضو کرد، وضو گرفت و اذان را گفتند و ایشان به امامت برای مردم نماز خواندند.

این نماز صبح به دلیل خوابیدن از دست رفت که پیامبر(ص) آن را قضا نمود.

….. از جابر روایت شده است که: أَنّ عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ، یَوْمَ الْخَنْدَقِ، جَعَلَ یَسُبّ کُفّارَ قُرَیْشٍ. وَقَالَ: یَا رَسُولَ اللّهِ وَالله مَا کِدْتُ أَنْ أُصَلّیَ الْعَصْرَ حَتّى کَادَتْ أَنْ تَغْرُبَ الشّمْسُ. فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه وسلم: “فَوَالله إِنْ صَلّیْتُهَا ” فَنَزَلْنَا إِلَى بُطْحَانَ. فَتَوَضّأَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه وسلم. وَتَوَضّأْنَا. فَصَلّى رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه وسلم الْعَصْرَ بَعْدَمَا غَرَبَتِ الشّمْسُ. ثُمّ صَلّى بَعْدَهَا الْمَغْرِبَ ترجمه: در روز خندق عمر بن خطاب (رض) بعد از غروب آفتاب به کافران ناسزا گفت و اظهار داشت: ای پیامبر خدا نماز عصر را نخواندم تا اینکه زمانش سپری شد وغروب آفتاب آمد! پیامبر(ص) فرمود:به خدا قسم من هم نمازم را نخواندم، به (منطقه بتحان) رفتند و در آنجا وضو گرفتند و ما هم وضو گرفتیم بعد از غروب آفتاب نماز عصر را خواند و بعد از آن هم نماز مغرب را هم گذارد.

این احادیث همه دلیل بر این است که نماز از دست رفته را می توان قضا کرد.

نمازی که از بین رفتنش عذر موجه دارد:

کسی که نمازش از بین رفته چه بهانه داشته باشد چه نه، فرض است که قضایش را انجام دهد، اگر کسی بدون هیچ عذر و بهانه ای نمازش از بین رفت،قضایش را انجام می دهد وهمچنانکه امام نووی می فرماید: مستحب است که تند و سریع این کار را انجام دهد.

بعضی از علما هم گفته اند که واجب است زمانی که به یاد آورد که نمازش را نخونده،آن را بلافاصله بخواند.

نمازی که عمدا نخوانده شده باشد:

اگر بدون عذر و عمدا نمازش از دست رفته باشد، در این صورت علمای شافعی دو نظریه دارند.

عده ای می فرمایند: که درست آن است که قضایش کند و آن را با صبر و حوصله بخواند.

گروه دوم می فرمایند: باید سریع و بلافاصله آن را قضا کند،مگر اینکه کار خیلی ضروری داشته باشد و الا باید حتما سریع قضایش را بخواند، چون کسی که نماز را عمدا نخواند باید کشته شود و اگر قضایش با صبر و تأنی صحیح می بود کشته نمی شد.

این نظر امام حرمین و امام نووی است و هرکدام از اینها هم دلیل و سند دارند که به علت طول کشیدن بحث از ذکر آن خودداری می کنیم.

در مذهب امام حنفی و مالکی و حنبلی هم نماز از بین رفته قضا می شود و دلیلشان هم کار انجام شده توسط پیامبر است که عمران بن حیین آن را برایمان بازگو کرد و در صحیحین روایت شده است.

سوال۲: فرق بین نمازی که با عذر و بهانه از بین رفته با نمازی که تعمدی خوانده نشده چیست؟

جواب: تفاوتشان در این است که اولین مورد انسان را گناهبار نمی کند و تنها با قضایش بخشیده می شود ولی دومین دسته با اینکه قضایش را هم انجام دهد ولی گناه نخواندن آن در وقت خود از گردنش ساقط نمی شود مگر اینکه پشیمان شود و توبه کند.

علامه ابن حجر در فتح الباری می فرماید: بعضی ها می گویند: چون پیامبر در حدیثش از کسی حرف می زند که یادش رفته نماز بخواند- پس می تواند قضایش کند-، پس کسی که عمدا نخوانده باشد نباید قضایش کند چون شرط آن است که از یادش رفته باشد نه اینکه عمدا نخوانده باشد.

بعضی ها هم گفته اند: کسی که عمداٌ نمازش را نخوانده باشد باید قضای نمازش را انجام دهد چون مفهوم سخن پیامبر آگاه ساختن مردم است،و اگر برای کسی که از یادش رفته قضا درست باشد و گناهی برایش به حساب نیاید پس برای کسی هم که عمدا نمازش را نخوانده بهتر است قضایش کند چون با نکردن آن مشمول گناه می شود.

بنا به دلایل گفته شده قضای نماز واجب است چون از هر مسلمان مکلفی خواسته شده که نماز بخواند و این به مانند یک قرض بر دوش او می باشد و تنها راه انسان بدهکار دادن قرضش است،با نخواندن نماز مرتکب گناه شده و با قضای آن گناه از گردنش ساقط می شود، همچنانکه در رمضان اگر کسی عمدا روزه اش را بشکند بر او واجب است که قضایش را بگیرد هر چند که گناه تعمدی باطل کردن روزه را بر دوش دارد مگر اینکه توبه کند.

سوال۳ : اگر نماز از بین رفته قضا شود آیا در قضایش ترتیب لازم است یا خیر؟

همچنانکه گفته شد چهار مذهب بر قضای نماز اتفاق نظر دارند اما بر نحوه قضای آن اختلاف نظر دارند، بهتر آن است کسی که نمازش را قضا می کند به صورت ترتیبی آنها را قضا کند، اول صبح بعد ظهر و بعد عصر و مغرب و عشا.همچنانکه امام بخاری در یکی از عنوان های باب کتابش می نویسد:( موضوع قضای نماز).

شیخ ابن حجر هم می فرماید: این عنوان را بعضی از علما به این شیوه تفسیر نموده اند(باب ترتیب الفوائت) موضوع به ترتیب قضا کردن نمازها.

همچنانکه در موسوعه فقهی آمده است: علمای حنفی و مالکی و حنبلی بر این نظرند که ترتیب در ادای نماز قضا واجب است، اما مالکی ها فکر می کنند وقتی ترتیب لازم است که تعداد نمازهای قضا کم باشد، حنفی مذهب ها هم بر این نظرند که اگر تعداد نماز های قضا از پنج مورد بیشتر شد ترتیب قضا واجب نیست،شافعی مذهب ها ترتیب را مستحب می دانند،بنا به حدیثی که جابر در باره حضرت عمر در روز خندق برایمان روایت کرده است، تعداد نماز ها کم باشد یا زیاد بهتر آن است که به ترتیب قضا شوند، اگر چه به ترتیب هم نباشد مرتکب گناه نشده است.

منابع: ۱- [ مجموع الفتاوای للشیخ ابن تیمیه ] صفحه ۲۲/ الفقه/جلد دوم.

۲- سوره الماعون/۴٫ السهو: الترک عن الوقت.

۳- سوره مریم/۵۹٫

۴- ابن حزم الأنلسی المحلى/مسأله ۲۷۹٫

۵- سوره النساء/۱۰۳٫

۶- ذَکَرَهُ الْحَافِظُ فِی التَّلْخِیصِ.

۷- أخرجه

۸- رَوَاه ُ الْخَمْسَهُ والْحَدِیثُ صَحَّحَهُ النَّسَائِیّ والْعِرَاقِیُّ وَرَوَاهُ ابْنُ حِبَّانَ وَالْحَاکِمُ .

۹- رَوَاهُ التِّرْمِذِیُّ الْحَدِیثُ رَوَاهُ الْحَاکِمُ وَصَحَّحَهُ عَلَى شَرْطِهِمَا ، وَذَکَرَهُ الْحَافِظُ فِی التَّلْخِیصِ وَلَمْ یَتَکَلَّمْ عَنْهُ. الشوکانی ۱/۲۲۰٫

۱۰- حدیث صحیح رواه أبو داود وغیره بأسانید صحیحه.

۱۱- أخرجه مسلم.

۱۲- المجموع للإمام النووی ۳/۲۴

۱۳- أخرجه مسلم فی کتاب باب الآیه من سوره طه/۱۴٫

۱۴- صحیح مسلم کتاب صلاه المسافرین/ باب قضاء الصلاه الفائته واستحباب تعجیل قضائها.

۱۵- أخرجه البخاری ومسلم، الجمع بین الصحیحین للهروی/ الحدیث الخامس من المتفق علیه من مسند جابر بن عبدالله، برقم: ۱۵۲۷٫

۱۶مراجعه کنید.- برای آگاهی بیشتر به المغنی لابن قدامه‌ ‏۲/۴۱ , و الموسوعه‌ الفقهیه‌ ۱۱۶/۱۱ بکه‌.

۱۷- راجع فتح الباری شرح صحیح البخاری للحافظ ابن حجر العسقلانی کتاب الصلاه/ باب من نسی صلاه فلی

منبع : سوزی محراب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دادن معادله امنیتی الزامی است . *

قالب وردپرس