شعر و داستان

  • Photo of فرق عشق و ازدواج چیست؟

    فرق عشق و ازدواج چیست؟

    فرق عشق و ازدواج چیست؟ یک روز پدربزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود و با ارزش. وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه، مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده. من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم. چند روز بعدش به من گفت: «کتابت رو خوندی؟» گفتم: «نه،»…

    ادامه »»»
  • Photo of سرنوشت …

    سرنوشت …

    سرنوشت … ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ!» ﻣﺮﺩ: «ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ.» ﻣﺮﮒ: «ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻟﯿﺴﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.» ﻣﺮﺩ: «ﺧﻮﺏ، ﭘﺲ ﺑﯿﺎ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﻮﻩ‌ﺍﯼ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ.» ﻣﺮﮒ: «ﺣﺘﻤﺎً.» ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﻗﻬﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻭ ﭼﻨﺪ ﻗﺮﺹ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﯾﺨﺖ. مرﮒ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ. ﻣﺮﺩ ﻟﯿﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺳﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﻟﯿﺴﺖ ﺣﺬﻑ…

    ادامه »»»
  • Photo of آخرین بار کی او را نوازش کرده اید؟

    آخرین بار کی او را نوازش کرده اید؟

    آخرین بار کی او را نوازش کرده اید؟   روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش‌آموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که خیلی دوست دارند، نقاشی کنند. او با خود فکر کرد که این بچه‌های فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی یکی از دانش‌آموزان نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد. او تصویر یک دست را کشیده بود، ولی این دست چه کسی بود؟…

    ادامه »»»
  • Photo of یک جوان یک سرزمین

    یک جوان یک سرزمین

    یک جوان یک سرزمین ترجمه:اقبال جهانگيري باوجود اينكه اين جوان مسلمان،برنده عنوان «مدال زنبق طلايي» -كه بزرگترين مدال در كشور بوسني است- شد،ولي لياقتش بسيار فراتر از اينها بود.زيرا اگر مسلمان نمي بود،و كاري كه صورت داد،در ورايش نيتي خداخواهانه واسلام دوستانه نداشت،سينماي هاليوود فرصت را غنيمت مي شمرد و از آن رخداد،افلامي به يادماندني مي ساخت كه بي ترديد بسياري از عناوين جهاني را از آن خود مي كرد.و اكنون اصل ماجرا: «نجات برانكوويچ» پيشينه خانوادگي بسيار درخشاني داشت.پدربزرگش…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان شهادت امام حسن البناء رهبر اخوان المسلمین

    داستان شهادت امام حسن البناء رهبر اخوان المسلمین

    داستان شهادت امام حسن البناء رهبر اخوان المسلمین نویسنده: انور الجندی /مترجم: مصطفی اربابی   شهادت در این نوشته داستان شهادت امام حسن البناء را بیان می کنیم. در شامگاه ۱۴ ربیع الاخر ۱۳۶۸ مطابق با ۱۲ فوریه ۱۹۴۹، استاد حسن البنا به مرکز جمعیت شبان المسلمین در شارع ملکه (نازلی ) ساختمان شماره ۱۲ رفتند. استاد عبدالکریم محمد منصور وکیل دادگستری با او بود. او در آنجا چند ساعت را به سر بردند و در ساعت ۸:۲۵دقیقه ایشان تاکسی…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان، باور کنید من دارم می میرم…

    داستان، باور کنید من دارم می میرم…

    داستان، باور کنید من دارم می میرم… نویسنده : سید عبدالله رفاعی /مترجم: سمیه اسکندری فر- حسین جهان پور در خانواده ای از هم پاشیده بزرگ شد خانواده ای که هیچ ارتباط دوستی و مهر و محبت آنان را به هم پیوند نمی داد.پدر سنگدل بود، زود از کوره در می رفت خشمگین می شد و نسبت به همسر و فرزندانش بخل می ورزید. پس از مدتی پدر خانواده اش را ترک کرد و آن ها را بدون هیچ سرپرستی…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان ایمانی، غیرت دینی یک زن مسلمان

    داستان ایمانی، غیرت دینی یک زن مسلمان

    داستان ایمانی، غیرت دینی یک زن مسلمان نویسنده: عبداللطیف ناروئی جنگ قدسیه که در زمان خلافت حضرت فاروق اعظم عمر بن خطاب (رضی الله عنه) اتفاق افتاد و منجر به فتح ایران گردید، از جنگ های سرنوشت ساز تاریخ اسلام به شمار می رود. این جنگ در محرم سال 14 هجری در مقام قادسیه بین مسلمانان و ایرانیان به وقوع پیوست، لشکر ایرانیان بیش از صد هزار نفر و مسلمانان قدری بیش از سی هزار نفر بودند. در این جنگ…

    ادامه »»»
  • Photo of آتش شهوت ، داستان جوان هوس ران

    آتش شهوت ، داستان جوان هوس ران

    آتش شهوت ، داستان جوان هوس ران نویسنده: سید عبدالله رفاعی / مترجمان:سمیه اسکندری فر  و حسین جهان پور جوانی درستکار با زنی پاک و نیکو ازدواج نمود، او با همسر و دختر بچه اش زندگی خوشبختی داشتند. در یکی از وزارتخانه ها کار می کرد و شغلش کنترل طلاجات در فرودگاه بود. از همین جا بدبختی ها و مشکلات آغاز شد. ماجرایش را با هم دنبال می کنیم. او داستانش را چنین حکایت می کند: از جایی که وظیفه…

    ادامه »»»
  • Photo of غیرت دینی یک زن مسلمان

    غیرت دینی یک زن مسلمان

    غیرت دینی یک زن مسلمان نویسنده: عبداللطیف ناروئی در روایات آمده است که رومی ها زنانی از مسلمانان را به اسارت گرفتند و این خبر به رقه رسید، هارون الرشید و منصور بن عمار آنجا بودند، لذا منصور مردم را برای جهاد علیه رومی ها فرا خواند و تشویق کرد، ناگاه مشاهده کردند که پارچه ای بسته شده به نزد منصور آورده شد و نامه ای هم با آن همراه است. منصور آن را باز کرده خواند، چنین نوشته بود:…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان مرد زن نما که در حمام زنانه کار می کرد!!!

    داستان مرد زن نما که در حمام زنانه کار می کرد!!!

    داستان توبه نصوح نصوح مردى بود شبیه زنها، صورتش مو نداشت و پستانهایى برجسته چون پستان زنها داشت و در حمام زنانه کار مى کرد.  او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش می کرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر می ساخت و کسى از وضع او خبر نداشت و آوازه تمیزکارى و زرنگى او…

    ادامه »»»
  • Photo of عاقبت خودآرایی و بدحجابی

    عاقبت خودآرایی و بدحجابی

    عاقبت خودآرایی و بدحجابی نویسنده: سید عبدالله رفاعی / مترجم: سمیه اسکندری فر- حسین جهان پور  حارث بن اسد محاسبی و اصبغ و خلف بن قاسم و گروهی از سعید بن سلمه روایت کنند که گفت: زنی در محضر ام المومنین عایشه- رضی الله عنها – گفت: با رسول خدا بیعت کردم که برای خداوند شریکی نیاورم، دزدی نکنم، زنا نکنم، فرزندم را نکشم، تهمت و بهتانی را از پیش خود نیاورم و از انجام معروف نافرمانی نکنم. پس به…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان – عاقبت شراب فروش

    داستان – عاقبت شراب فروش

    داستان – معامله ی زیان بار : سید عبدالله رفاعی / مترجم: سمیه اسکندری فر- حسین جهان پور آقای (ص-م) با دوستش به توافق رسید که مخفیانه مقداری شراب برای تجارت وارد کنند، آن ها با هم نقشه ی این کار را کشیدند و طبق نقشه آقای(ص-م) نزد شرکت صادرات و واردات رفت و معامله ای را به او پیشنهاد داد که به موجب آن واردات و پخش زغال سنگ را در شرکت های تعاونی به دست بگیرد، در عوض…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان/ طغیان شهوت

    داستان/ طغیان شهوت

    داستان/ طغیان شهوت نویسنده: سید عبدالله رفاعی / مترجم: اسکندری فر- جهان پور مفسر بزرگ امام قرطبی آورده است که مردی سال های سال در یکی از مساجد مصر موذن بود، او نمونه ی خیر و درست کاری بود، نور عبادت و و طاعت در چهره اش می درخشید. او هر روز پنج بار برای اذان گفتن از مناره بالا می رفت، یک روز به داخل خانه ی مردی نصرانی که زیر مناره مسجد زندگی می کرد نگاه کرد و…

    ادامه »»»
  • Photo of داستان/ شکارچی دختران زیبا در دام مکافات

    داستان/ شکارچی دختران زیبا در دام مکافات

    داستان/ شکارچی دختران زیبا در دام مکافات نویسنده: سید عبدالله رفاعی /مترجم: اسکندری فر- جهان پور  در شرایط عادی رشد کرد، بیشتر وقتش را در لهو و لعب و در خیابان ها به همراه هم سن و سال هایش می گذراند.او در میان دوستانش از همه خشن تر و عصبانی تر بود،کسی جرئت نداشت او را بزند یا از او ایرادی بگیرد، او به هیچ وجه تحمل اهانت یا بی احترامی را نداشت همیشه دوست داشت که رئیس باشد، دوستان…

    ادامه »»»
  • Photo of ستیز، داستان مبارزه زنی مسلمان با …

    ستیز، داستان مبارزه زنی مسلمان با …

    ستیز، داستان مبارزه زنی مسلمان با … نویسنده: بنت الهدی صدر / مترجم: لطیف راشدی فاطمه قدم هایش را تندتر کرد. عجله داشت. باید خودش را از سرگردانی نجات می داد. احساسی ناشناخته و مبهم آزارش می داد. آرزو داشت که می توانست بر آن احساس غلبه کند و از آن رهایی یابد. اما او هنوز احساس ضعف و ناتوانی می کرد و به یک پشتوانه ی بسیار قوی و نیرومند نیاز داشت تا او را از این مهلکه نجات…

    ادامه »»»
دکمه بازگشت به بالا
بستن